حکیم خیام

برخیز و بیا بتا برای دل ما

 

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

 

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

 

حالی خوش کن تو این دل شیدا را

می نوش بماهتاب ای ماه که ماه

 

بسیار بتابد و نیابد ما را

***

قرآن که مهین کلام خوانند آن را

 

گه گاه نه بر دوام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

 

کاندر همه جا مدام خوانند آن را

***

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا

 

بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می مینخوری

 

صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا

***

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

 

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک

 

نقاش ازل بهر چه آراست مرا

***

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

 

جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

 

آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

***

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

 

آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

 

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

***

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

 

بی باده ارغوان نمیباید زیست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست

 

تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

***

اکنون که گل سعادتت پربار است

 

دست تو ز جام می چرا بیکار است

می‌خور که زمانه دشمنی غدار است

 

دریافتن روز چنین دشوار است

***

امروز ترا دسترس فردا نیست

 

و اندیشه فردات بجز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

 

کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

***

ای آمده از عالم روحانی تفت

 

حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت

می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای

 

خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت

***

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

 

بیدادگری شیوه دیرینه تست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند

 

بس گوهر قیمتی که در سینه تست

***

ایدل چو زمانه می‌کند غمناکت

 

ناگه برود ز تن روان پاکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

 

زان پیش که سبزه بردمد از خاکت

***

این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

 

کس نیست که این گوهر تحقیق نسفت

هر کس سخنی از سر سودا گفتند

 

ز آنروی که هست کس نمیداند گفت

***

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

 

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

 

دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

***

این کوزه که آبخواره مزدوری است

 

از دیده شاهست و دل دستوری است

هر کاسه می که بر کف مخموری است

 

از عارض مستی و لب مستوری است

***

این کهنه رباط را که عالم نام است

 

و آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است

 

قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است

***

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

 

چون آب بجویبار و چون باد بدشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

 

روزیکه نیامده‌ست و روزیکه گذشت

***

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

 

در صحن چمن روی دلفروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

 

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

***

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

 

گردنده فلک نیز بکاری بوده است

هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین

 

آن مردمک چشم‌نگاری بوده است

***

تا چند زنم بروی دریاها خشت

 

بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود

 

که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

***

ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست

 

بشکستن آن روا نمیدارد مست

چندین سر و پای نازنین از سر و دست

 

از مهر که پیوست و به کین که شکست

***

ترکیب طبایع چون بکام تو دمی است

 

رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است

با اهل خرد باش که اصل تن تو

 

گردی و نسیمی و غباری و دمی است

***

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

 

برخیز و بجام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه ماست

 

فردا همه از خاک تو برخواهد رست

***

چون بلبل مست راه در بستان یافت

 

روی گل و جام باده را خندان یافت

آمد به زبان حال در گوشم گفت

 

دریاب که عمر رفته را نتوان یافت

***

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

 

خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هشت

 

چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت

***

چون لاله بنوروز قدح گیر بدست

 

با لاله رخی اگر ترا فرصت هست

می نوش بخرمی که این چرخ کهن

 

ناگاه ترا چون خاک گرداند پست

***

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

 

نتوان به امید شک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جام می از کف دست

 

در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست

***

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست

 

چون هست بهرچه هست نقصان و شکست

انگار که هرچه هست در عالم نیست

 

پندار که هرچه نیست در عالم هست

***

خاکی که بزیر پای هر نادانی است

 

کف صنمی و چهره‌ی جانانی است

هر خشت که بر کنگره ایوانی است

 

انگشت وزیر یا سلطانی است

***

دارنده چو ترکیب طبایع آراست

 

از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست

گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود

 

ورنیک نیامد این صور عیب کراست

***

در پرده اسرار کسی را ره نیست

 

زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست

جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست

 

می خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست

***

در خواب بدم مرا خردمندی گفت

 

کز خواب کسی را گل شادی نشکفت

کاری چکنی که با اجل باشد جفت

 

می خور که بزیر خاک میباید خفت

***

در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

 

او را نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می نزند دمی در این معنی راست

 

کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست

***

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

 

یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت

هرچند بنزد عامه این باشد زشت

 

سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت

***

دریاب که از روح جدا خواهی رفت

 

در پرده اسرار فنا خواهی رفت

می نوش ندانی از کجا آمده‌ای

 

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

***

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست

 

دریاب که هفته دگر خاک شده‌ست

می نوش و گلی بچین که تا درنگری

 

گل خاک شده‌ست و سبزه خاشاک شده‌ست

***

عمریست مرا تیره و کاریست نه راست

 

محنت همه افزوده و راحت کم و کاست

شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست

 

ما را ز کس دگر نمیباید خواست

***

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

 

با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت

پیش آر قدح که باده نوشان صبوح

 

آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت

***

گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است

 

ور بر تن تو عمر لباسی چست است

در خیمه تن که سایبانی‌ست ترا

 

هان تکیه مکن که چارمیخش سست است

***

گویند کسان بهشت با حور خوش است

 

من میگویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

 

کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

***

گویند مرا که دوزخی باشد مست

 

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند

 

فردا بینی بهشت همچون کف دست

***

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

 

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت

 

این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

***

مهتاب بنور دامن شب بشکافت

 

می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت

خوش باش و میندیش که مهتاب بسی

 

اندر سر خاک یک بیک خواهد تافت

***

می خوردن و شاد بودن آیین منست

 

فارغ بودن ز کفر و دین دین منست

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست

 

گفتا دل خرم تو کابین منست

***

می لعل مذابست و صراحی کان است

 

جسم است پیاله و شرابش جان است

آن جام بلورین که ز می خندان است

 

اشکی است که خون دل درو پنهان است

***

می نوش که عمر جاودانی اینست

 

خود حاصلت از دور جوانی اینست

هنگام گل و باده و یاران سرمست

 

خوش باش دمی که زندگانی اینست

***

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

 

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

 

چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است

***

در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست

 

از سرخی خون شهریاری بوده‌ست

هر شاخ بنفشه کز زمین میروید

 

خالی است که بر رخ نگاری بوده‌ست

***

هر ذره که در خاک زمینی بوده است

 

پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است

گرد از رخ نازنین به آزرم فشان

 

کانهم رخ خوب نازنینی بوده است

***

هر سبزه که برکنار جوئی رسته است

 

گویی ز لب فرشته خویی رسته است

پا بر سر سبزه تا بخواری ننهی

 

کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

***

یک جرعه می ز ملک کاووس به است

 

از تخت قباد و ملکت طوس به است

هر ناله که رندی به سحرگاه زند

 

از طاعت زاهدان سالوس به است

***

چون عمر بسر رسد چه شیرین و چه تلخ

 

پیمانه که پر شود چه بغداد و چه بلخ

می نوش که بعد از من و تو ماه بسی

 

از سلخ به غره آید از غره به سلخ

***

آنانکه محیط فضل و آداب شدند

 

در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون

 

گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند

***

آن را که به صحرای علل تاخته‌اند

 

بی او همه کارها بپرداخته‌اند

امروز بهانه‌ای در انداخته‌اند

 

فردا همه آن بود که در ساخته‌اند

***

آنها که کهن شدند و اینها که نوند

 

هر کس بمراد خویش یک تک بدوند

این کهنه جهان بکس نماند باقی

 

رفتند و رویم دیگر آیند و روند

***

آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد

 

بس داغ که او بر دل غمناک نهاد

بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک

 

در طبل زمین و حقه خاک نهاد

***

آرند یکی و دیگری بربایند

 

بر هیچ کسی راز همی نگشایند

ما را ز قضا جز این قدر ننمایند

 

پیمانه عمر ما است می‌پیمایند

***

اجرام که ساکنان این ایوانند

 

اسباب تردد خردمندانند

هان تاسر رشته خرد گم نکنی

 

کانان که مدبرند سرگردانند

***

از آمدنم نبود گردون را سود

 

وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

 

کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

***

از رنج کشیدن آدمی حر گردد

 

قطره چو کشد حبس صدف در گردد

گر مال نماند سر بماناد بجای

 

پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد

***

افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد

 

در پای اجل بسی جگرها خون شد

کس نامد از آن جهان که پرسم از وی

 

کاحوال مسافران عالم چون شد

***

افسوس که نامه جوانی طی شد

 

و آن تازه بهار زندگانی دی شد

آن مرغ طرب که نام او بود شباب

 

افسوس ندانم که کی آمد کی شد

***

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

 

نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل

 

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

***

این عقل که در ره سعادت پوید

 

روزی صد بار خود ترا می‌گوید

دریاب تو این یکدم وقتت که نی

 

آن تره که بدروند و دیگر روید

***

این قافله عمر عجب میگذرد

 

دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

 

پیش آر پیاله را که شب میگذرد

***

بر پشت من از زمانه تو میاید

 

وز من همه کار نانکو میاید

جان عزم رحیل کرد و گفتم بمرو

 

گفتا چکنم خانه فرو میاید

***

بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد

 

وز خوردن آدمی زمین سیر نشد

مغرور بدانی که نخورده‌ست ترا

 

تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد

***

بر چشم تو عالم ارچه می‌آرایند

 

مگرای بدان که عاقلان نگرایند

بسیار چو تو روند و بسیار آیند

 

بربای نصیب خویش کت بربایند

***

بر من قلم قضا چو بی من رانند

 

پس نیک و بدش ز من چرا میدانند

دی بی من و امروز چو دی بی من و تو

 

فردا به چه حجتم به داور خوانند

***

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

 

چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

گر چشمه زمزمی و گر آب حیات

 

آخر به دل خاک فرو خواهی شد

***

تا راه قلندری نپویی نشود

 

رخساره بخون دل نشویی نشود

سودا چه پزی تا که چو دلسوختگان

 

آزاد به ترک خود نگویی نشود

***

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

 

بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید

من در عجبم ز میفروشان کایشان

 

به زانکه فروشند چه خواهند خرید

***

چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد

 

دل را به کم و بیش دژم نتوان کرد

کار من و تو چنانکه رای من و تست

 

از موم بدست خویش هم نتوان کرد

***

حیی که بقدرت سر و رو می‌سازد

 

همواره هم او کار عدو می‌سازد

گویند قرابه گر مسلمان نبود

 

او را تو چه گویی که کدو می‌سازد

***

در دهر چو آواز گل تازه دهند

 

فرمای بتا که می به اندازه دهند

از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ

 

فارغ بنشین که آن هر آوازه دهند

***

در دهر هر آن که نیم نانی دارد

 

از بهر نشست آشیانی دارد

نه خادم کس بود نه مخدوم کسی

 

گو شاد بزی که خوش جهانی دارد

***

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود

 

غم خوردن بیهوده نمیدارد سود

پر کن قدح می به کفم درنه زود

 

تا باز خورم که بودنیها همه بود

***

روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد

 

ابر از رخ گلزار همی شوید گرد

بلبل به زبان پهلوی با گل زرد

 

فریاد همی کند که می باید خورد

***

زان پیش که بر سرت شبیخون آرند

 

فرمای که تا باده گلگون آرند

تو زر نی ای غافل نادان که ترا

 

در خاک نهند و باز بیرون آرند

***

عمرت تا کی به خودپرستی گذرد

 

یا در پی نیستی و هستی گذرد

می نوش که عمریکه اجل در پی اوست

 

آن به که به خواب یا به مستی گذرد

***

کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

 

کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد

من می‌نگرم ز مبتدی تا استاد

 

عجز است به دست هر که از مادر زاد

***

کم کن طمع از جهان و میزی خرسند

 

از نیک و بد زمانه بگسل پیوند

می در کف و زلف دلبری گیر که زود

 

هم بگذرد و نماند این روزی چند

***

گرچه غم و رنج من درازی دارد

 

عیش و طرب تو سرفرازی دارد

بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک

 

در پرده هزار گونه بازی دارد

***

گردون ز زمین هیچ گلی برنارد

 

کش نشکند و هم به زمین نسپارد

گر ابر چو آب خاک را بردارد

 

تا حشر همه خون عزیزان بارد

***

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

 

مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان

 

عمرست چنان کش گذرانی گذرد

***

گویند بهشت و حورعین خواهد بود

 

آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک

 

چون عاقبت کار چنین خواهد بود

***

گویند بهشت و حور و کوثر باشد

 

جوی می و شیر و شهد و شکر باشد

پر کن قدح باده و بر دستم نه

 

نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

***

گویند هر آن کسان که با پرهیزند

 

زانسان که بمیرند چنان برخیزند

ما با می و معشوقه از آنیم مدام

 

باشد که به حشرمان چنان انگیزند

***

می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد

 

و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد

پرهیز مکن ز کیمیایی که از او

 

یک جرعه خوری هزار علت ببرد

***

هر راز که اندر دل دانا باشد

 

باید که نهفته‌تر ز عنقا باشد

کاندر صدف از نهفتگی گردد در

 

آن قطره که راز دل دریا باشد

***

هر صبح که روی لاله شبنم گیرد

 

بالای بنفشه در چمن خم گیرد

انصاف مرا ز غنچه خوش می‌آید

 

کو دامن خویشتن فراهم گیرد

***

هرگز دل من ز علم محروم نشد

 

کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز

 

معلومم شد که هیچ معلوم نشد

***

هم دانه امید به خرمن ماند

 

هم باغ و سرای بی تو و من ماند

سیم و زر خویش از درمی تا بجوی

 

با دوست بخور گر نه بدشمن ماند

***

یاران موافق همه از دست شدند

 

در پای اجل یکان یکان پست شدند

خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر

 

دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند

***

یک جام شراب صد دل و دین ارزد

 

یک جرعه می مملکت چین ارزد

جز باده لعل نیست در روی زمین

 

تلخی که هزار جان شیرین ارزد

***

یک قطره آب بود با دریا شد

 

یک ذره خاک با زمین یکتا شد

آمد شدن تو اندرین عالم چیست

 

آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

***

یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد

 

از کوزه شکسته‌ای دمی آبی سرد

مامور کم از خودی چرا باید بود

 

یا خدمت چون خودی چرا باید کرد

***

آن لعل در آبگینه ساده بیار

 

و آن محرم و مونس هر آزاده بیار

چون میدانی که مدت عالم خاک

 

باد است که زود بگذرد باده بیار

***

از بودنی ایدوست چه داری تیمار

 

وزفکرت بیهوده دل و جان افکار

خرم بزی و جهان بشادی گذران

 

تدبیر نه با تو کرده‌اند اول کار

***

افلاک که جز غم نفزایند دگر

 

ننهند بجا تا نربایند دگر

ناآمدگان اگر بدانند که ما

 

از دهر چه میکشیم نایند دگر

***

ایدل غم این جهان فرسوده مخور

 

بیهوده نی غمان بیهوده مخور

چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید

 

خوش باش غم بوده و نابوده مخور

***

ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر

 

باغ طربت به سبزه آراسته گیر

و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم

 

بنشسته و بامداد برخاسته گیر

***

این اهل قبور خاک گشتند و غبار

 

هر ذره ز هر ذره گرفتند کنار

آه این چه شراب است که تا روز شمار

 

بیخود شده و بی‌خبرند از همه کار

***

خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر

 

بوی قدح از غذای مریم خوشتر

آه سحری ز سینه خماری

 

از ناله بوسعید و ادهم خوشتر

***

در دایره سپهر ناپیدا غور

 

جامی‌ست که جمله را چشانند بدور

نوبت چو به دور تو رسد آه مکن

 

می نوش به خوشدلی که دور است نه جور

***

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

 

بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

و آن گل بزبان حال با او می‌گفت

 

من همچو تو بوده‌ام مرا نیکودار

***

ز آن می که حیات جاودانیست بخور

 

سرمایه لذت جوانی است بخور

سوزنده چو آتش است لیکن غم را

 

سازنده چو آب زندگانی است بخور

***

گر باده خوری تو با خردمندان خور

 

یا با صنمی لاله رخی خندان خور

بسیار مخور و رد مکن فاش مساز

 

اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور

***

وقت سحر است خیز ای طرفه پسر

 

پر باده لعل کن بلورین ساغر

کاین یکدم عاریت در این گنج فنا

 

بسیار بجوئی و نیابی دیگر

***

از جمله رفتگان این راه دراز

 

باز آمده کیست تا بما گوید باز

پس بر سر این دو راهه‌ی آز و نیاز

 

تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز

***

ای پیر خردمند پگه‌تر برخیز

 

و آن کودک خاکبیز را بنگر تیز

پندش ده گو که نرم نرمک می‌بیز

 

مغز سر کیقباد و چشم پرویز

***

وقت سحر است خیز ای مایه ناز

 

نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز

کانها که بجایند نپایند بسی

 

و آنها که شدند کس نمیاید باز

***

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس

 

در پیش نهاده کله کیکاووس

با کله همی گفت که افسوس افسوس

 

کو بانگ جرسها و کجا ناله کوس

***

جامی است که عقل آفرین میزندش

 

صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش

این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

 

می‌سازد و باز بر زمین میزندش

***

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

 

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

 

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

***

در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش

 

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش

 

کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش

***

ایام زمانه از کسی دارد ننگ

 

کو در غم ایام نشیند دلتنگ

می خور تو در آبگینه با ناله چنگ

 

زان پیش که آبگینه آید بر سنگ

***

از جرم گل سیاه تا اوج زحل

 

کردم همه مشکلات کلی را حل

بگشادم بندهای مشکل به حیل

 

هر بند گشاده شد بجز بند اجل

***

با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گل

 

از دست منه جام می و دامن گل

زان پیش که ناگه شود از باد اجل

 

پیراهن عمر ما چو پیراهن گل

***

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

 

وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیر فنا درگذریم

 

با هفت هزار سالگان سر بسریم

***

این چرخ فلک که ما در او حیرانیم

 

فانوس خیال از او مثالی دانیم

خورشید چراغداران و عالم فانوس

 

ما چون صوریم کاندر او حیرانیم

***

برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم

 

زان پیش که از زمانه تابی بخوریم

کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی

 

چندان ندهد زمان که آبی بخوریم

***

برخیزم و عزم باده ناب کنم

 

رنگ رخ خود به رنگ عناب کنم

این عقل فضول پیشه را مشتی می

 

بر روی زنم چنانکه در خواب کنم

***

بر مفرش خاک خفتگان می‌بینم

 

در زیرزمین نهفتگان می‌بینم

چندانکه به صحرای عدم مینگرم

 

ناآمدگان و رفتگان می‌بینم

***

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

 

در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم

در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما

 

در کارگه کوزه‌گران کوزه شویم

***

چون نیست مقام ما در این دهر مقیم

 

پس بی می و معشوق خطاییست عظیم

تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم

 

چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم

***

خورشید به گل نهفت می‌نتوانم

 

و اسراز زمانه گفت می‌نتوانم

از بحر تفکرم برآورد خرد

 

دری که ز بیم سفت می‌نتوانم

***

دشمن به غلط گفت من فلسفیم

 

ایزد داند که آنچه او گفت نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام

 

آخر کم از آنکه من بدانم که کیم

***

ماییم که اصل شادی و کان غمیم

 

سرمایه‌ی دادیم و نهاد ستمیم

پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم

 

آئینه‌ی زنگ خورده و جام جمیم

***

من می نه ز بهر تنگدستی نخورم

 

یا از غم رسوایی و مستی نخورم

من می ز برای خوشدلی میخوردم

 

اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم

***

من بی می ناب زیستن نتوانم

 

بی باده کشید بارتن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

 

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

***

هر یک چندی یکی برآید که منم

 

با نعمت و با سیم و زر آید که منم

چون کارک او نظام گیرد روزی

 

ناگه اجل از کمین برآید که منم

***

ای مفتی شهر ز تو پر کارتریم

 

با این همه مستی ز تو هُشیار تریم

تو خون کسان خوري و ما خون رزان

 

انصاف بـده کـدام خونخوار تریم؟

***

یک چند بکودکی باستاد شدیم

 

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

 

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

***

یک روز ز بند عالم آزاد نیم

 

یک دمزدن از وجود خود شاد نیم

شاگردی روزگار کردم بسیار

 

در کار جهان هنوز استاد نیم

***

از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن

 

فردا که نیامده ست فریاد مکن

برنامده و گذشته بنیاد مکن

 

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

***

ای دیده اگر کور نی گور ببین

 

وین عالم پر فتنه و پر شور ببین

شاهان و سران و سروران زیر گلند

 

روهای چو مه در دهن مور بین

***

برخیز و مخور غم جهان گذران

 

بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی

 

نوبت بتو خود نیامدی از دگران

***

چون حاصل آدمی در این شورستان

 

جز خوردن غصه نیست تا کندن جان

خرم دل آنکه زین جهان زود برفت

 

و آسوده کسی که خود نیامد به جهان

***

رفتم که در این منزل بیداد بدن

 

در دست نخواهد بر خنگ از باد بدن

آن را باید به مرگ من شاد بدن

 

کز دست اجل تواند آزاد بدن

***

رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

 

نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین

نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین

 

اندر دو جهان کرا بود زهره این

***

قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

 

به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن

با نان جوین خویش حقا که به است

 

کالوده و پالوده هر خس بودن

***

قومی متفکرند اندر ره دین

 

قومی به گمان فتاده در راه یقین

میترسم از آن که بانگ آید روزی

 

کای بیخبران راه نه آنست و نه این

***

گاویست در آسمان و نامش پروین

 

یک گاو دگر نهفته در زیر زمین

چشم خردت باز کن از روی یقین

 

زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین

***

گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

 

برداشتمی من این فلک را ز میان

از نو فلکی دگر چنان ساختمی

 

کازاده بکام دل رسیدی آسان

***

مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان

 

می خواه مروق به طراز آمدگان

رفتند یکان یکان فراز آمدگان

 

کس می ندهد نشان ز بازآمدگان

***

می خوردن و گرد نیکوان گردیدن

 

به زانکه بزرق زاهدی ورزیدن

گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود

 

پس روی بهشت کس نخواهد دیدن

***

نتوان دل شاد را به غم فرسودن

 

وقت خوش خود بسنگ محنت سودن

کس غیب چه داند که چه خواهد بودن

 

می باید و معشوق و به کام آسودن

***

آن قصر که با چرخ همیزد پهلو

 

بر درگه آن شهان نهادندی رو

دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای

 

بنشسته همی گفت که کوکوکوکو

***

از آمدن و رفتن ما سودی کو

 

وز تار امید عمر ما پودی کو

چندین سروپای نازنینان جهان

 

می‌سوزد و خاک می‌شود دودی کو

***

از تن چو برفت جان پاک من و تو

 

خشتی دو نهند بر مغاک من و تو

و آنگاه برای خشت گور دگران

 

در کالبدی کشند خاک من و تو

***

می‌خور که فلک بهر هلاک من و تو

 

قصدی دارد بجان پاک من و تو

در سبزه نشین و می روشن میخور

 

کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو

***

از هر چه بجر می است کوتاهی به

 

می هم ز کف بتان خرگاهی به

مستی و قلندری و گمراهی به

 

یک جرعه می ز ماه تا ماهی به

***

بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

 

بلبل ز جمال گل طربناک شده

در سایه گل نشین که بسیار این گل

 

در خاک فرو ریزد و ما خاک شده

***

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

 

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست

 

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

***

یک جرعه می کهن ز ملکی نو به

 

وز هرچه نه می طریق بیرون شو به

در دست به از تخت فریدون صد بار

 

خشت سر خم ز ملک کیخسرو به

***

آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

 

معذوری اگر در طلبش میکوشی

باقی همه رایگان نیرزد هشدار

 

تا عمر گرانبها بدان نفروشی

***

از آمدن بهار و از رفتن دی

 

اوراق وجود ما همی گردد طی

می خورد مخور اندوه که فرمود حکیم

 

غمهای جهان چو زهر و تریاقش می

***

از کوزه‌گری کوزه خریدم باری

 

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری

شاهی بودم که جام زرینم بود

 

اکنون شده‌ام کوزه هر خماری

***

ای آنکه نتیجه‌ی چهار و هفتی

 

وز هفت و چهار دایم اندر تفتی

می خور که هزار بار بیشت گفتم

 

باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی

***

ایدل تو به اسرار معما نرسی

 

در نکته زیرکان دانا نرسی

اینجا به می لعل بهشتی می ساز

 

کانجا که بهشت است رسی یا نرسی

***

ای دوست حقیقت شنواز من سخنی

 

با باده لعل باش و با سیم تنی

کانکس که جهان کرد فراغت دارد

 

از سبلت چون تویی و ریش چو منی

***

ای کاش که جای آرمیدن بودی

 

یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

 

چون سبزه امید بر دمیدن بودی

***

بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

 

سرمست بدم که کردم این عیاشی

با من بزبان حال می گفت سبو

 

من چو تو بدم تو نیز چون من باشی

***

بر شاخ امید اگر بری یافتمی

 

هم رشته خویش را سری یافتمی

تا چند ز تنگنای زندان وجود

 

ای کاش سوی عدم دری یافتمی

***

بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی

 

فارغ بنشین بکشتزار و لب جوی

بس شخص عزیز را که چرخ بدخوی

 

صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی

***

پیری دیدم به خانه‌ی خماری

 

گفتم نکنی ز رفتگان اخباری

گفتا می خور که همچو ما بسیاری

 

رفتند و خبر باز نیامد باری

***

تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی

 

مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی

خاکیم همه چنگ بساز ای ساقی

 

بادیم همه باده بیار ای ساقی

***

چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

 

در باغ روانست ز کوثر جویی

صحرا چو بهشت است ز کوثر گم گوی

 

بنشین به بهشت با بهشتی رویی

***

خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی

 

فارغ شده‌اند از تمنای تو دی

قصه چه کنم که به تقاضای تو دی

 

دادند قرار کار فردای تو دی

***

در کارگه کوزه‌گری کردم رای

 

در پایه چرخ دیدم استاد بپای

میکرد دلیر کوزه را دسته و سر

 

از کله پادشاه و از دست گدای

***

در گوش دلم گفت فلک پنهانی

 

حکمی که قضا بود ز من میدانی

در گردش خویش اگر مرا دست بدی

 

خود را برهاندمی ز سرگردانی

***

زان کوزه‌ی می که نیست در وی ضرری

 

پر کن قدحی بخور بمن ده دگری

زان پیشتر ای صنم که در رهگذری

 

خاک من و تو کوزه‌کند کوزه‌گری

***

گر آمدنم بخود بدی نامدمی

 

ور نیز شدن بمن بدی کی شدمی

به زان نبدی که اندر این دیر خراب

 

نه آمدمی نه شدمی نه بدمی

***

گر دست دهد ز مغز گندم نانی

 

وز می دو منی ز گوسفندی رانی

با لاله رخی و گوشه بستانی

 

عیشی بود آن نه حد هر سلطانی

***

گر کار فلک به عدل سنجیده بدی

 

احوال فلک جمله پسندیده بدی

ور عدل بدی بکارها در گردون

 

کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی

***

هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

 

تا چند کنی بر گل مردم خواری

انگشت فریدون و کف کیخسرو

 

بر چرخ نهاده ای چه می‌پنداری

***

هنگام صبوح ای صنم فرخ پی

 

برساز ترانه‌ای و پیش‌آور می

کافکند بخاک صد هزاران جم و کی

 

این آمدن تیرمه و رفتن دی

***

 

Flight dynamics

Flight dynamics

From Wikipedia, the free encyclopedia

Jump to: navigation, search

This article's introduction section may not adequately summarize its contents. To comply with Wikipedia's lead section guidelines, please consider modifying the lead to provide an accessible overview of the article's key points in such a way that it can stand on its own as a concise version of the article. (November 2011)

 

This article only describes one highly specialized aspect of its associated subject. Please help improve this article by adding more general information. The talk page may contain suggestions. (November 2011)

Flight dynamics is the study of the performance, stability, and control of vehicles flying through the air or in outer space.[1]. It is concerned with how forces acting on the vehicle influence its speed and attitude with respect to time.

Aircraft

Axes to control the attitude of a plane

Main article: Flight dynamics (aircraft)

Flight dynamics is the science of air vehicle orientation and control in three dimensions. The three critical flight dynamics parameters are the angles of rotation in three dimensions about the vehicle's center of mass, known as roll, pitch and yaw (quite different from their use as Tait-Bryan angles). [2]

Aircraft engineers develop control systems for a vehicle's orientation (attitude) about its center of mass. The control systems include actuators, which exert forces in various directions, and generate rotational forces or moments about the center of gravity of the aircraft, and thus rotate the aircraft in pitch, roll, or yaw. For example, a pitching moment is a vertical force applied at a distance forward or aft from the center of gravity of the aircraft, causing the aircraft to pitch up or down.

Roll, pitch and yaw refer, in this context, to rotations about the respective axes starting from a defined equilibrium state. The equilibrium roll angle is known as wings level or zero bank angle, equivalent to a level heeling angle on a ship. Yaw is known as "heading". The equilibrium pitch angle in submarine and airship parlance is known as "trim", but in aircraft, this usually refers to angle of attack, rather than orientation. However, common usage ignores this distinction between equilibrium and dynamic cases.[citation needed]

A fixed-wing aircraft increases or decreases the lift generated by the wings when it pitches nose up or down by increasing or decreasing the angle of attack (AOA). The roll angle is also known as bank angle on a fixed wing aircraft, which usually "banks" to change the horizontal direction of flight. An aircraft is usually streamlined from nose to tail to reduce drag making it typically advantageous to keep the sideslip angle near zero, though there are instances when an aircraft may be deliberately "sideslipped" for example a slip in a fixed wing aircraft.[citation needed]

Spacecraft and satellites

Main article: Flight dynamics (spacecraft)

Axes to control the attitude of a satellite

The forces acting on a spacecraft are of three types: propulsive force (usually provided by the vehicle's engine thrust); gravitational force exerted by the Earth and other celestial bodies; and aerodynamic lift and drag (when flying in the atmosphere of the Earth or other body, such as Mars or Venus). The vehicle's attitude must be taken into account because of its effect on the aerodynamic and propulsive forces.[3] There are other reasons, unrelated to flight dynamics, for controlling the vehicle's attitude in non-powered flight (e.g., thermal control, solar power generation, communications, or astronomical observation).

The flight dynamics of spacecraft differ from those of aircraft in that the aerodynamic forces are of very small, or vanishingly small effect for most of the vehicle's flight, and cannot be used for attitude control during that time. Also, most of a spacecraft's flight time is usually unpowered, leaving gravity as the dominant force.

References

1.                               ^ Stengel, Robert F. (2010), Aircraft Flight Dynamics (MAE 331) course summary, http://www.princeton.edu/~stengel/MAE331.html, retrieved November 16, 2011 

2.                               ^ http://answersforpilots.com/116/how-aeroplane-change-their-direction

 

دینامیک پرواز

Flight dynamics

From Wikipedia, the free encyclopedia

Jump to: navigation, search

This article's introduction section may not adequately summarize its contents. To comply with Wikipedia's lead section guidelines, please consider modifying the lead to provide an accessible overview of the article's key points in such a way that it can stand on its own as a concise version of the article. (November 2011)

 

This article only describes one highly specialized aspect of its associated subject. Please help improve this article by adding more general information. The talk page may contain suggestions. (November 2011)

Flight dynamics is the study of the performance, stability, and control of vehicles flying through the air or in outer space.[1]. It is concerned with how forces acting on the vehicle influence its speed and attitude with respect to time.

Aircraft

Axes to control the attitude of a plane

Main article: Flight dynamics (aircraft)

Flight dynamics is the science of air vehicle orientation and control in three dimensions. The three critical flight dynamics parameters are the angles of rotation in three dimensions about the vehicle's center of mass, known as roll, pitch and yaw (quite different from their use as Tait-Bryan angles). [2]

Aircraft engineers develop control systems for a vehicle's orientation (attitude) about its center of mass. The control systems include actuators, which exert forces in various directions, and generate rotational forces or moments about the center of gravity of the aircraft, and thus rotate the aircraft in pitch, roll, or yaw. For example, a pitching moment is a vertical force applied at a distance forward or aft from the center of gravity of the aircraft, causing the aircraft to pitch up or down.

Roll, pitch and yaw refer, in this context, to rotations about the respective axes starting from a defined equilibrium state. The equilibrium roll angle is known as wings level or zero bank angle, equivalent to a level heeling angle on a ship. Yaw is known as "heading". The equilibrium pitch angle in submarine and airship parlance is known as "trim", but in aircraft, this usually refers to angle of attack, rather than orientation. However, common usage ignores this distinction between equilibrium and dynamic cases.[citation needed]

A fixed-wing aircraft increases or decreases the lift generated by the wings when it pitches nose up or down by increasing or decreasing the angle of attack (AOA). The roll angle is also known as bank angle on a fixed wing aircraft, which usually "banks" to change the horizontal direction of flight. An aircraft is usually streamlined from nose to tail to reduce drag making it typically advantageous to keep the sideslip angle near zero, though there are instances when an aircraft may be deliberately "sideslipped" for example a slip in a fixed wing aircraft.[citation needed]

Spacecraft and satellites

Main article: Flight dynamics (spacecraft)

Axes to control the attitude of a satellite

The forces acting on a spacecraft are of three types: propulsive force (usually provided by the vehicle's engine thrust); gravitational force exerted by the Earth and other celestial bodies; and aerodynamic lift and drag (when flying in the atmosphere of the Earth or other body, such as Mars or Venus). The vehicle's attitude must be taken into account because of its effect on the aerodynamic and propulsive forces.[3] There are other reasons, unrelated to flight dynamics, for controlling the vehicle's attitude in non-powered flight (e.g., thermal control, solar power generation, communications, or astronomical observation).

The flight dynamics of spacecraft differ from those of aircraft in that the aerodynamic forces are of very small, or vanishingly small effect for most of the vehicle's flight, and cannot be used for attitude control during that time. Also, most of a spacecraft's flight time is usually unpowered, leaving gravity as the dominant force.

References

1.                               ^ Stengel, Robert F. (2010), Aircraft Flight Dynamics (MAE 331) course summary, http://www.princeton.edu/~stengel/MAE331.html, retrieved November 16, 2011 

2.                               ^ http://answersforpilots.com/116/how-aeroplane-change-their-direction

 

چگونه طرح پژوهشی بنویسیم

چگونه يک طرح پژوهشي بنويسيم ؟
برای انجام هر نوع پژوهشی، اولین و اساسی ترین گام، تهیه طرحی جامع و کامل در این زمینه می باشد. معمولا انجام این مرحله برای بسیاری از پژوهشگران بسیار مشکل می باشد. گروهی معتقدند که تهیه طرح پژوهشی، در واقع، «جهت یابی پژوهشی» می باشد، به این معنا که پس از تهیه طرح، پژوهشگر فقط باید خود را ملزم بداند که در چارچوب طرح نوشته شده حرکت نماید.

    براي انجام هر نوع پژوهشي، اولين و اساسي ترين گام، تهيه طرحي جامع و کامل در اين زمينه مي باشد. معمولا انجام اين مرحله براي بسياري از پژوهشگران بسيار مشکل مي باشد. گروهي معتقدند که تهيه طرح پژوهشي، در واقع، «جهت يابي پژوهشي» مي باشد، به اين معنا که پس از تهيه طرح، پژوهشگر فقط بايد خود را ملزم بداند که در چارچوب طرح نوشته شده حرکت نمايد. مقدمه براي انجام هر نوع پژوهشي، اولين و اساسي ترين گام، تهيه طرحي جامع و کامل در اين زمينه مي باشد. معمولا انجام اين مرحله براي بسياري از پژوهشگران بسيار مشکل مي باشد. گروهي معتقدند که تهيه طرح پژوهشي در واقع، «جهت يابي پژوهشي» مي باشد، به اين معنا که پس از تهيه طرح، پژوهشگر فقط بايد خود را ملزم بداند که در چارچوب طرح نوشته شده حرکت نمايد. با توجه به گسترش دوره هاي کارشناسي و کارشناسي ارشد در دانشگاه هاي استان و نياز دانشجويان و نيز ساير پژوهشگران آزاد و شاغل در دستگاههاي دولتي و خصوصي نگارنده سعي نموده است که به زبان ساده و با توضيح و بيان مطلب در حد متعارف - با توجه به محدود بودن صفحه نشريه- رئوس مطالب مربوط به تهيه و تنظيم طرح هاي پژوهشي را ارايه نمايد.

 

1.تعريف تحقيق يا پژوهش :کلمه «تحقيق» در فرهنگ فارسي معين، رسيدن، درست کردن، پژوهيدن، پژوهش بررسي، مطالعه، حقيقت، واقعيت تعريف شده است.در لغت نامه دهخدا اين کلمه را «کُنه مطلب رسيدن، واقع چيزي را به دست آوردن» معنا کرده است. در اصطلاح علمي تحقيق يا پژوهش عبارت است از به کار گرفتن روش هايي منطقي و دقيق توام با طرح و انديشه براي کشف حقيقت. پژوهنده با انجام کارهاي پژوهشي منظم سعي بر اين دارد واقعيت هاي پيرامون خود را به درست و صحيح شناخته و روابط حاکم بين امور را پيدا نمايد و در نهايت، پاسخ سوالهاي خود را يافته و راه حل مشکل و مسئله را پيدا کند.

 

2.انواع تحقيق: با توجه به انگيزه پژوهنده در انجام يک کار تحقيقي، مي توان تحقيق را به دو نوع بنيادي و کاربردي تقسيم بندي نمود.

 

 الف- تحقيق بنيادي- در اين نوع تحقيق، پژوهشگر توجه اي به قابل استفاده بودن نتايج حاصل، در مسايل زندگي ندارد. کشف حقيقت و ارايه اطلاعات جديد انگيزه وي در پژوهش بوده حُسن و قُبه يافته ها مورد توجه نمي باشند. (اگرچه در بيشتر موارد کشف حقايق حاصل از اين نوع تحقيقات ممکن است در زمان انجام تحقيق، کاربردي نداشته و مورد توجه قرار نگيرد ولي، اغلب پس از گذشت مدتي نتايج تحقيقات بنيادي به صورت کاربردي مورد استفاده قرار مي گيرد).

 

ب.تحقيق کاربردي- اين نوع تحقيق به منظور يافتن پاسخ براي مشکلات اجتماعي و انساني انجام گرفته و هدف پژوهشگر برخورد و ارايه راه حل براي آنها مي باشد. نظير شناخت عواملي که باعث کم کاري و رشوه گيري در يک سازمان مي شود و يافتن راه حل براي آن.

 

3.فرضيه تحقيق: فرضيه، بياني است حدسي يا علمي و مبتني بر دانش و آگاهي هاي قبلي پژوهشگر که، روابط بين دو يا چند متغير را مورد بررسي قرار مي دهد. وقتي فرضيه اي را عنوان مي کنيم در حقيقت مي گوييم «اگر شرايط چنين و چنين رخ دهد، نتايج چنان و چنان خواهد شد». (فرضيه در واقع حالت خاصي از نظريه(تئوري) است. پژوهشگر با آزمون فرضيه، نظريه را شکل داده و دانش و آگاهي جديدي را توليد مي نمايد).با توجه به اين که فرضيه بياني حدسي در باره روابط بين دو يا چند متغير است. لذا، بايد با آزمايش سنجيده شود. يعني پژوهشگر در جريان تحقيق حدس هاي خود را امتحان مي کند تا، علت واقعي مشکل را يافته و راه حل درست را پيدا نمايد. اشاره شد که پژوهشگر براي بيان چگونگي روابط بين متغيرها فرض هايي را مطرح ساخته و روابط متغيرها را معمولا مورد بررسي و دستکاري قرار مي دهد. حالت هاي مختلف چگونگي روابطي که ممکن است بين متغيرها وجود داشته باشد به شرح زير است:

 

الف. فرضيه بررسي تفاوت تاثير- در اين فرضيه پژوهشگر به دنبال بررسي و مقايسه تفاوت تاثير دو يا چند متغير مستقل بر متغير وابسته مي باشد. مثال هايي از اين نوع فرضيه عبارتند از «بررسي نقش بکارگيري مديريت آمرانه و يا مديريت بر اساس مشورت با کارکنان و تاثير آن بر بازدهي کارخانه». يا «ميزان فشار رواني بر پرستاران بخش هاي مراقبت هاي ويژه با ميزان فشار رواني بر پرستاران بخش هاي داخلي و جراحي تفاوت ندارد». و يا «ميانگين نمره هاي دانشجوياني که با روش «الف» آموزش داده مي شوند از ميانگين نمره هاي دانشجوياني که به روش «ب» آموزش مي بينند بيشتر است». در اين گونه پژوهش ها براي آزمون فرض ها، نتايج به دست آمده از آزمون هاي آماري را با استفاده از مفاهيم آمار استنباطي مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند.اگر تفاوت تاثير را [1]D و خطاي آماري را [2]E در نظر بگيريم، رابطه آماري و رياضي اين نوع فرضيه ها به صورت خواهد بود.

 

ب. فرضيه بررسي ميزان همبستگي و رابطه چند متغير- در اين نوع از فرضيه ها پژوهشگر ميزان رابطه همبستگي و جهت آن بين دو يا چند متغير را بررسي و مطالعه مي نمايد. يعني پژوهشگر صرفاً درصدد کشف مقدار (شدت) و جهت همبستگي متغيرهاي مورد مطالعه مي باشد و نه يافتن رابطه علت و معلولي بين آنها. مثال «ميزان آگاهي بيماران قبل از جراحي با ميزان اضطراب آنها ارتباط دارد»و يا «بررسي پرداخت پاداش نقدي و رابطه ي آن با پيشرفت کار».در پژوهش هايي با اين گونه فرض ها، نتايج به دست آمده از آموزن هاي آماري مي تواند صفر تا يک باشد. «صفر» به معني نبودن رابطه همبستگي و «يک» بيانگر وجود رابطه همبستگي بسيار زياد(صددرصد) بين متغيرها مي باشد. اگر ارتباط و همبستگي بين متغيرها مستقيم (همسو) باشند همبستگي مثبت (+) و اگر بين متغيرها ارتباط معکوس وجود داشته باشد همبستگي منفي (-) خواهد بود. به عبارت ديگر اگر افزايش يک متغير باعث افزايش متغير ديگر شود و برعکس، مي گويند بين دو متغير رابطه مستقيم وجود دارد، و اگر افزايش يک متغير باعث کاهش متغير ديگر شود و برعکس، در اين حالت مي گويند بين دو متغير ارتباط معکوس وجود دارد. (مثال رابطه مستقيم، درآمد و پس انداز و مثال رابطه معکوس پس انداز و مصرف مي باشند.)اگر C[3] نشانه همبستگي وE[4]  خطاي آماري باشد، در صورت عدم وجود رابطه بين متغيرها  و در صورت وجود رابطه خواهد بود.پ. فرضيه بررسي وجود رابطه علت و معلولي- در اين قبيل از فرضيه ها، پژوهشگر به دنبال کشف و تعيين وجود رابطه علت و معلولي بين دو يا چند متغير است. به بيان ديگر هدف وي فقط تعيين ارتباط و همبستگي دو يا چند متغير نيست بلکه، ولي مي خواهد بيان کند که متغيري (يا متغيرهايي) علت به وجود آمدن متغير ديگر است. مثال «علت پيشرفت دانشجويان رشته علوم اجتماعي هوش آنان مي باشد». يا «بررسي علل سقوط هواپيما شرکت الف در مسير پرواز به شهر ب» و «بررسي علل ورشکستگي شرکت ج»در اين گونه پژوهش ها نيز براي آزمون فرض ها، نتايج به دست آمده از آزمون هاي آماري را با استفاده از مفاهيم آمار استنباطي مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند.اگر R[5] نشانه علت يک پديده و E خطاي آماري باشد، بيان آماري مسئله عبارت خواهد بود از

 

4. بيان فرضيه (موضوع تحقيق):موضوع تحقيق ممکن است از تجربه هاي انسان سرچشمه بگيرد که در اين صورت بايد فرضيه اي ساخته و اين تجربه ها را در چارچوب فرضيه آزمون نمود. دومين منبع فرضيه، استفاده از نظريه هاي علمي است و سومين آبشخور فرضيه، بررسي پژوهش هاي ديگران و ادامه راه آنها مي باشد.مهمترين اقدام در کار پژوهش بيان موضوع مورد نظر به صورت علمي مي باشد. يعني مسئله مورد نظر را بايد به صورتي مطرح نمود که روشن و گويا بوده و دامنه آن محدود باشد تا بتوان آن را در بوته آزمون قرار داد. مثال، انتخاب عنوان «بررسي وضعيت اقتصادي در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان» قابليت پژوهش ندارد، چون مسئله مطرح شده کلي و مبهم است. «وضعيت اقتصادي» عنواني گويا نيست و ابهام زيادي دارد. هم چنين عنوان «دانش آموز» شامل کليه کساني مي باشد که در مقاطع مختلف ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان تحصيل مي نمايند. و نيز محيط پژوهشي (مکاني که پژوهش در آن انجام مي شود) بسيار گسترده است. براي اين که پژوهش قابل اجرا باشد بايد عنوان آن را به صورت زير تغيير داد. مثال «بررسي وضعيت اقتصادي خانواده هاي کارمند، در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان سال دوم راهنمايي مدارس دولتي شهرستان بابل»5.فرضيه صفر (فرضيه پوچ يا آماري)فرضيه صفر در برابر (تقابل) فرضيه تحقيق قرار دارد. در فرضيه تحقيق، وجود «تفاوت» يا «همبستگي» و يا «رابطه علت و معلولي» بين چند متغير مطرح مي گردد. فرضيه صفر مي گويد «تفاوت»، «همبستگي» و يا «رابطه علت و معلولي» بين متغيرها وجود ندارد. مگر آن که با ارايه دلايلي بتوان وجود آنها را آزمون و اثبات نمود.فرضيه پوچ يا آماري (فرضيه صفر) در واقع، هدفش رد فرضيه تحقيق مي باشد. اگر اين فرضيه پس از آزمون تاييد شود و مورد پذيرش قرار گيرد، به معني آن است که فرضيه تحقيق رد شده و از نظر آماري معنا ندارد. اگر فرضيه پوچ پس از آزمودن رد شود، اين امر، بيانگر آن است که فرضيه تحقيق مورد قبول بوده و از نظر آماري قابل پذيرش است. به مثال هايي از فرضيه تحقيق و فرضيه صفر(فرضيه پوچ يا آماري) توجه فرماييد:فرضيه تحقيق: «بين پرداخت پاداش نقدي به کارگران کارخانه الف و بازدهي کارخانه همبستگي وجود دارد» فرضيه پوچ: «بين پرداخت پاداش نقدي به کارگان کارخانه الف و بازدهي کارخانه همبستگي وجود ندارد».ف. ت: «بين تدريس به روش الف و تدريس روش ب تفاوت وجود دارد».ف. پ: «بين تدريس روش الف و تدريس روش ب تفاوت وجود ندارد».ف. ت: «ضعف آموزشي خلبان موجب سقوط هواپيماي شرکت الف در مسير پرواز شهر آ به شهر ب شده است».ف. پ: « ضعف آموزشي خلبان موجب سقوط هواپيماي شرکت الف در مسير پرواز شهر آ به شهر ب نشده است».ف. ت: سربازان بي سواد، بعد از خدمت سربازي، باسواد شده، مهارتي کسب نموده و روحيه همکاري در آنها تقويت مي گردد».ف. پ: «رفتار سربازان بي سواد، قبل و بعد از خدمت سربازي يک سان بوده و تغييرات مهمي در آنها به وجود نمي آيد».ف. ت: «نظام جديد آموزش و پرورش باعث مي شود تا دانش آموزان به استعدادهاي دروني خود بيشتر از توجه به قبولي در دانشگاه ها اهميت دهند».ف. پ: «نظام جديد آموزش و پرورش نتوانسته موجباتي را فراهم سازد تا دانش آموزان به استعدادهاي دروني خود بيشتر از توجه به قبولي در دانشگاه ها اهميت دهند».رابطه رياضي بين متغيرها در فرضيه صفر:الف. در مورد «تفاوت» مي باشد، يعني بين عملکرد متغيرها تفاوتي نيست.ب. در مورد «همبستگي»  مي باشد، يعني بين متغيرها رابطه همبستگي وجود ندارد.پ. در مورد «رابطه علت و معلولي» مي باشد، يعني بين متغيرها رابطه علت و معلولي وجود ندارد.

 

6. تعريف متغير: متغيرها، آن شرايط يا خصوصياتي هستند که بتوانند تغيير نمايند. مثلاً در پژوهش «بررسي ميزان فشار رواني در پرستاران شاغل در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان هاي دولتي تهران و ارتباط آن با کيفيت مراقبت هاي پرستاري ارايه شده توسط آنها». موارد زير جزو متغيرهايي هستند که بايد مورد مطالعه قرار گيرند.

 

 الف. ميزان فشارهاي رواني               ب. کيفيت مراقبت هاي پرستاري

 

متغيرها از نظر نقشي که در تحقيق دارند به سه دسته تقسيم مي شوند:

 

الف. متغير مستقل يا تاثيرگذار- اين متغير در تغييرات خود مستقل بوده و به ساير عوامل پژوهش دستکاري و کنترل مي کند تا رابطه علت و معلولي انها را با متغير ديگر- در موقعيتي ويژه- مشاهده و بررسي نمايد. در مثال بالا «ميزان فشار رواني» پرستاران، متغير مستقل است.

 

ب.متغير وابسته يا تاثيرپذير- آن شرايط و ويژگي اي است که وقتي پژوهشگر، متغير مستقل را در موضوع تحقيق وارد يا خارج نموده و يا آن را تغيير مي دهد، ظاهر يا محو شده و يا تغيير نمايد. به بيان ديگر متغير وابسته به خودي خود وجود نداشته و محصول اِعمال و يا تغييرات متغير مستقل است. در مثال بالا «کيفيت مراقبت هاي پرستاري» متغير وابسته است.

 

پ. متغيرهاي ناخواسته (نامربوط)- در تحقيات علوم تجربي(مادي)، تمام متغيرها تحت کنترل پژوهشگر مي باشد. به بيان ديگر دانشمندان علوم مادي با پديده هايي رو به رو هستند که فيزيکي بوده و در کنترل آنهاست. ولي، در تحقيقات علوم انساني که موضوع اساسي آن «رفتار» انسان به طور کلي است، متغيرهاي ناخواسته زيادي وجود دارند که کنترل تمام آنها غيرممکن مي باشد.متغيرهاي ناخواسته متغيرهايي هستند که، يا مورد نظر پژوهشگر نبوده و يا وي قادر به کنترل آنها نمي باشد ولي، بر نتيجه تحقيق تاثير مي گذارد. در مثال ياد شده، سن پرستاران، جنس پرستاران، نوع بيماران بستري در بخش، مديريت بيمارستان و سطح استانداردهاي بيمارستان، جزو متغيرهاي ناخواسته مي باشند که، بر کيفيت کار پرستاران تاثير مي گذارد و چنانچه کنترل و يا حداقل شناسايي شوند نتيجه پژوهش را غير قابل اعتماد خواهد ساخت.برخي از متغيرهاي ناخواسته قابل کنترل پژوهشگر نمي باشد ولي، بايد بايد آنها را شناسايي نموده و در قسمت «محدوديت هاي پژوهشي» به آنها اشاره نمايد. متغيرهاي ناخواسته اي هم وجود دارند که توسط پژوهشگر قابل کنترل مي باشد، اين قبيل متغيرها در واقع محدوديتي است که پژوهشگر خودش ايجاد مي نمايد. اين محدوديت ها بايد در قسمت «محدوديت هاي پژوهشگر» در پايان تحقيق اشاره شود.

 

7. زمينه و تاريخچه موضوع پژوهش (ادبيات پژوهش):در اين قسمت اهميت مسئله پژوهش شرح داده مي شود يعني، خواننده با مطالعه اين قسمت متوجه مي شود که به چه دلايلي لازم بوده و ضرورت داشته تا اين پژوهش انجام گيرد در اين بخش تاريخچه موضوع پژوهش توسط ديگران، نتايج مطالعات انجام گرفته در گذشته و کتاب ها، مجله ها، مقاله ها و ... و هر نوع بررسي انجام شده در باره موضوع تحقيق توسط ديگران مطرح مي شود.

 

8. سوال هاي ويژه پژوهش: قبلاً گفته شد که فرض هاي پژوهش بايد مورد آزمايش قرار گيرد و در نهايت مشخص شود که مورد قبول هستند يا خير. در برخي از پژوهش ها، طرح فرض ها به شکلي که بتوان از طريق آزمون هاي آماري، پذيرش يا رد آنها را آزمود ميسر نيست. در اين موارد فرض هاي تحقيق به صورت سوال مطرح مي شود که به آن «سوال هاي ويژه پژوهش» مي گويند. پژوهشگر، در پايان کار بايد قادر باشد به اين سوال ها پاسخي مناسب دهد. براي مثال، در ارتباط با موضوع «بررسي ويژگي هاي رواني- اجتماعي نوجوانان بزهکار» سوال ها مي تواند به صورت زير مطرح شود و پژوهشگر پس از انجام پژوهش پاسخ آنها را به دست خواهد آورد:الف. نوجوانان بزهکار داراي چه زمينه هاي فردي مشترک هستند؟ ب. نوجوانان بزهکار داراي چه زمينه هاي خانوادگي مشترک هستند؟پ. نوجوانان بزهکار داراي چه زمينه هاي اقتصادي مشترکي هستند؟

 

9. پيش فرض ها: پيش فرض ها بيانيه هايي درباره ويژگي هاي موضوع يا جامعه مورد بررسي هستند که درستي و اعتبار آنها پذيرفته شده و مورد قبول بوده و نيازي به استدلال ندارد. در واقع موضوع پژوهش و انجام آن بر اساس اين پيش فرض ها بنا شده است. پيش فرض ها مانند پايه هايي هستند که ساختمان پژوهشي بر روي آنها بنا ميگردد. چنانچه اين پايه ها وجود نداشته يا سست باشد کار پژوهشگر قابل نقد و ايراد بوده و مي توان وي را مورد سوال قرار داد. پژوهشگر بايد پيش فرض هاي مربوط به پژوهش خود را به خوبي شناسايي کرده و به صورت روشن و صريح بيان نمايد. به چند مثال زير توجه فرماييد: در ارتباط با موضوع تحقيق «ارزيابي کيفيت مراقبت هاي پرستاري» پيش فرض عبارت است از «بيماران نياز به مراقبت هاي پرستاري دارند و بدون اين مراقبت ها حياتشان در خطر است». يا در موضوع تحقيق «تاثير حرکت دادن بيمار در جلوگيري از تشکيل شدن لخته خون در رگ ها». پيش فرض عبارت است از «توقف خون و يا حرکت کند خون در رگ ها تشکيل لخته را تسريع مي کند». يا در تحقيق «مطالعه روش تدريس در يک دانشکده پرستاري». موضوع پيش فرض اين است «پرستاري مانند نظام هاي عملي ديگر احتياج به روش آموزشي دارد که دانشجو را قادر سازد تا دانش خود را در عمل به کار برد».

 

10. روش انجام پژوهشي: در کتاب هاي روس تحقيقي، روش هاي پژوهش به تفاوت از سه تا هشت روش ذکر شده است. در اين مقاله به هشت روش مزبور، به صورت خلاصه، اشاره مي شود.الف. روش پژوهش تاريخي- در تحقيقات تاريخي(منظور از کلمه «تاريخ» در اين روش مسايل مربوط به حوادث تاريخي نمي باشد) هدف اين است که، با جمع آوري اطلاعات قابل قبول و مستند، حقايق مربوط به يک موضوع خاصي در گذشته آشکار شود، مثال: «بررسي وضعيت صادرات و واردات ايران در دوران حکومت صفويه».«بررسي وضعيت اجتماعي زنان در دوره پهلوي اول»هر يک از دو موضوع فوق مي تواند مورد تحقيق قرار گيرد. در مورد اول محقق مي تواند به دنبال اين فرضيه باشد که صادرات و واردات ايران جهت نفوذ بيگانگان در ايران، رونق گرفت. و در مورد دوم، محقق به دنبال آزمون اين فرضيه مي رود که مثلا «آزادي به زنان براي از بين بردن هويت ديني صورت گرفته است».ب. روش پژوهش توصيفي- در اين روش، توصيف عيني حوادث و رويدادها مورد بررسي قرار مي گيرد. سرشماري هاي عمومي در کشور، جمع آوري عقايد و نظرهاي مردم در مورد يک موضوع يا يک فرد خاص و بررسي موقعيت هاي شغلي فارغ التحصيلان دبيرستان البرز تهران مواردي از پژوهش توصيفي مي باشند.پ. روش تحقيق موردي و زمينه اي- اگر پژوهشگر قصد انجام پژوهش در مورد موضوعي خاص يا زمينه اي ويژه را داشته باشد، استفاده از اين روش بسيار مناسب مي باشد. در اين روش، پژوهشگر «آن چه که هست» يا «واقعيت» را بطور گسترده و کامل مورد مطالعه و بررسي قرار داده و پس از تحليل توالي و روابط عوامل «آن چه که هست»، «آن چه که بايد باشد» يا «حقيقت» را ارائه مي دهد. به عنوان مثال، اگر موضوع پژوهش «بررسي نظام برنامه ريزي درسي آموزش پزشکي ايران و ارايه الگويي براي آن» باشد، استفاده از اين روش مناسب مي باشد.با استفاده از اين روش يک بررسي تطبيقي بين نظام برنامه ريزي درسي آموزش پزشکي چند کشور انجام مي گيرد. نتايج حاصل از اين بررسي، تصوير کامل و سازمان يافته اي از نظام آموزش پزشکي ايران را نشان خواهد داد. (آن چه که هست). سپس ضرورت تغيير و نهادينه کردن نظام علمي برنامه ريزي درسي آموزش پزشکي در ايران، با ارايه دلايل و الگوهاي پيشنهادي براي آن بيان مي شود. (پيشنهادها يا آن چه که بايد باشد). از اين روش مي توان براي مطالعه مشخصات رفتاري افراد نيز استفاده نمود. به عنوان مثال «بررسي ويژگي هاي سربازي که مرتکب غيبت هاي متوالي مي شود» يا «بررسي ويژگي هاي رفتاري مردم شهر الف».لازم به توضيح است که حاصل پژوهش موردي و زمينه اي فقط در همان جامعه مورد بررسي کاربرد داشته و يافته هاي آن را نمي توان به ساير جوامع تعميم داد.ت. روش پژوهش تداومي و مقطعي- اگر پژوهشگري علاقه مند باشد که تغييرات يک يا چند متغير را در طول زمان بررسي نمايد، بايد از روش مزبور استفاده نمايد. به عنوان مثال در پژوهشي با موضوع «بررسي تغييرات رفتاري جوانان بي سواد در طول مدت دو سال خدمت سربازي». و يا موضوع «تغييرات رشد جسماني و يا عقلاني کودکان منطقه الف از ابتداي تولد تا هفت سالگي» مي توان از روش مزبور استفاده نمود. در اين صورت بايد در مورد مثال دوم- تعدادي کودک به صورت نمونه گيري علمي در منطقه مورد نظر انتخاب نمود و مدت هفت سال آنها را تحت نظر قرار داد.ث.روش تحقيق همبستگي و همخواني- اگر هدف پژوهشگر شناخت رابطه بين متغيرها باشد بايد از اين روش استفاده نمايد. به عنوان مثال در پژوهشي با عنوان «بررسي رابطه بين موقعيت اقتصادي خانواده کارگران و نقش آن بر پيشرفت تحصيلي فرزندان» پژوهشگر نظرش شناخت رابطه و همبستگي بين دو متغير «موقعيت اقتصادي» و «پيشرفت تحصيلي» مي باشد.در بررسي همبستگي بين متغيرها سه نکته بايد روشن شود.1.آيا بين متغيرها رابطه و همبستگي اي وجود دارد2.وجود دارد مقدار اين رابطه(همبستگي) را بايد به دست آورد.3.جهت رابطه بين متغيرها چگونه است. همسو و مثبت است يا غير همسو و منفي.ج. روش پژوهش پس از وقوع (پژوهش هاي علّّي)- هنگامي که متغير وابسته (حادثه يا رويداد) در دسترس بوده و هدف پژوهش يافتن علت يا علل به وجود آمدن رويداد باشد مي توان از اين روش استفاده نمود. بعنوان مثال فردي خودکشي مي نمايد و يا هواپيمايي سقوط مي کند. يافتن علل و انگيزه هاي خودکشي و يا شناخت علل سقوط هواپيما، موضوع پژوهشي علي را شکل مي دهد، يعني پژوهشگر در تلاش شناسايي علل و انگيزه ها مي باشد.در اين روش امکان دستکاري و يا کنترل کردن متغير يا متغيرهاي مستقل براي پژوهشگر وجود ندارد.لازم به ذکر است که در بررسي مسايل مربوط به علوم انساني و رفتاري نمي شود براي حادثه يا رويدادي علتي خاص- يک علت- مطرح نمود. به عنوان مثال، اگر نوجواني دست به خودکشي مي زند و يا از خانه فرار مي کند، اگر اعتياد به مواد مخدر در جامعه اي زياد مي شود، اگر ميزان مصرف نوشابه هاي الکلي در جامعه اي افزايش مي يابد و يا اگر تعدادي از دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي، ترک تحصيل مي کنند، عوامل بسيار زيادي در پديدآمدن اين رويدادها موثر بوده اند که پژوهشگر بايد سعي کند همه اين عوامل را شناسايي نمايد. روش پژوهش تجربي حقيقي- پژوهشگر در اين روش نظير پژوهشگر علوم تجربي عمل مي نمايد. در تحقيقات علوم تجربي دو گروه آزمودني(نمونه) مورد نياز پژوهشگر مي باشد. گروهي که تحت تاثير متغير مستقل قرار مي گيرند (گروه آزمايشي يا گروه تجربي) و گروهي که از متغير مستقل به دور هستند، يعني تحت تاثير متغير مستقل قرار نمي گيرند. (اين گروه را گروه شاهد يا گروه کنترل مي گويند).پژوهشگر علوم انساني، در صورت استفاده از روش تحقيق تجربي حقيقي، بايد مانند پژوهشگر علوم تجربي عمل نمايد، يعني يک نمونه از جامعه آماري(آزمودني را تحت تاثير متغير مستقل قرار مي دهد و تاثير متغير مستقل را بر آزمودني بررسي مي نمايد. و سپس نتايج را، با گروهي ديگر از آزمودني که تحت تاثير متغير مستقل قرار نداشته اند، مقايسه مي نمايد. به عنوان مثال در «بررسي نقش تشويق در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دبستاني شهر الف با استفاده از گروههاي تجربي و شاهد». پژوهشگر ابتدا فرضيه يا سوال ها و يا اهداف ويژه اي را مطرح مي نمايد. مثلا «تشويق موجب پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دبستاني است». سپس جامعه آماري، محيط پژوهش، روشهاي تحليل آماري و روشهاي گردآوري اطلاعات را بيان مي کند. در مرحله بعد با استفاده از روش تصادفي، نمونه گيري انجام شده و دو گروه تجربي(گروهي که قرار است مورد آزمايش قرار گيرد) و گروه شاهد(گروهي که تحت آزمايش قرار نمي گيرد) انتخاب مي شوند. گروه تجربي در طي مدت مورد نظر (يک ترم يا يک سال تحصيلي) مورد تشويق قرار مي گيرد ولي گروه کنترل تشويق نمي شود. در پايان دوره يافته ها و نتايج، تجزيه و تحليل شده و با گروه کنترل مقايسه مي گردد و نهايتاً پيشنهادهايي ارائه مي گردد.ح. روش پژوهشي نيمه تجربي- اين روش که براي اولين بار در سال 1957 توسط کمپبل مطرح شد، به اين دليل بود که انجام تحقيق به روش قبلي، به دليل نياز به انتخاب دو گروه شبيه به يکديگر، بسيار مشکل زمان بر و پرهزينه مي باشد. روش تحقيق نيمه تجربي به سه شکل زير قابل اجرا ميباشد:

 

1. طرح تحقيق نيمه تجربي با بکارگيري، پيش آزمون و پس آزمون، با استفاده از گروههاي تجربي و کنترل، بدون انتخاب تصادفي.  

 

 2.طرح تحقيق نيمه تجربي با بکارگيري چند پيش آزمون و چند پس آزمون، با استفاده از يک گروه آزمودني.           

 

3.طرح تحقيق نيمه تجربي با بکارگيري چند پيش آزمون و چند پس آزمون، با استفاده از گروههاي تجربي و کنترل، بدون انتخاب تصادفي. (چون توضيح درباره روش پژوهش نيمه تجربي و انواع آن مفصل بوده و باعث افزايش حجم مقاله مي گردد لذا، پيشنهاد مي شود براي کسب اطلاعات دقيق به کتاب هاي روش تحقيق در علوم اجتماعي و انساني مراجعه شود)           

 

 11. جامعه و نمونه آماري پژوهش (نمونه گيري): جامعه آماري عبارت است از مجموعه اي از افراد يا اشيايي که داراي ويژگي هاي همگن و قابل اندازه گيري باشد. به عنوان مثال اگر پژوهشگري بخواهد در باره دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف، پژوهشي انجام دهد، جامعه آماري مورد نظر، دانشجويان آن دانشگاه مي باشند.نمونه آماري. عبارت است از يک گروه انتخاب شده از جامعه مورد نظر که بايد داراي خصوصيات و صفات جامعه آماري باشد تا بتوان نتايج پژوهش به دست آمده از نمونه را به جامعه تعميم داد. در انتخاب نمونه آماري بايد موارد زير رعايت شود:الف-نمونه آماري با توجه به اهداف پژوهش انتخاب شود.ب-تعداد (حجم) نمونه آماري بايد قبل از شروع پژوهش دقيقا مشخص شود.پ-انتخاب نمونه بايد بدون اعمال غرض و تعصب صورت گيرد.

 

12. روش هاي نمونه گيري: به منظور انتخاب نمونه (n) پژوهش از جامعه مادر (n) ، به دور از اِعمال نظر و تعصب و جانبداري، روش هايي وجود دارد که عبارتند از:

 

الف. روش نمونه گيري تصادفي ساده              

 

ب. روش استفاده از جدول اعداد تصادفي

 

پ.روش نمونه گيري ناحيه اي يا خوشه اي.

 

روش نمونه گيري طبقاتي(براي کسب اطلاعات بيشتر در مورد جامعه، نمونه آماري و روش هاي نمونه گيري به کتاب هاي آمار مراجعه شود).

 

13.روش هاي گردآوري داده ها: براي جمع آوري داده هاي مورد نياز يک طرح پژوهشي مي توان از روش هاي زير استفاده نمود.

 

1.مشاهده(ديدن)   

 

2.انجام مصاحبه              

 

 3.تکميل پرسش نامه               

 

 4.بررسي اسناد و مدارک(آرشيو و کتابخانه).

 

پژوهشگر با توجه به نوع پژوهش، روش پژوهش و نوع داده هايي که قصد جمع آوري آنها را دارد، تصميم مي گيرد از چه روشي استفاده نمايد. (جهت آگاهي بيشتر از ويژگي، مزايا، ضعف ها و موارد استفاده هر يک از چهار روش بالا به کتاب هاي آمار مراجعه شود).

 

14.روش تجزيه و تحليل داده ها: بعد از جمع آوري اطلاعات (داده ها) پژوهشگر با استفاده از روش هاي آماري، به تجزيه و تحليل داده ها پرداخته و سپس آنها را تفسير مي نمايد. در بسياري از موارد لازم است پژوهشگر داده ها را به صورت جداول و نمودارها ارايه داده و با استفاده از فرمول هاي آماري داده ها را تجزيه و تحليل نمايد. در تجزيه و تحليل و تفسير نتايج به دست آمده، پژوهشگر بايد متوجه باشد که نبايد با قاطعيت ادعا نمايد که داده ها چيزي يا امري را ثابت مي کند بلکه، همواره بايد در نتيجه گيري هاي خود از پيش جمله هايي نظير «چنين نشان مي دهد» ، «امکان دارد»، «مي توان حدس زد» ، «اين طور به نظر مي رسد» ، «احتمال دارد» و .. استفاده نمايد زيرا، داده هاي گردآوري شده همواره صددرصد واقعي نبوده و در موارد زيادي انعکاسي از واقعيت مي باشند. (وقتي سن فردي سوال مي شود پاسخ داده واقعي است ولي، چنان چه از کسي در مورد حادثه اي که شاهد وقوع آن بوده سوال مي شود پاسخ، انعکاسي از واقعيت مي باشد).15.خلاصه پژوهش و پيشنهادهادر پايان تحقيق لازم است خلاصه اي از پژوهش، به صورت جامع و دقيق، ارايه شود. در اين قسمت موضوع هاي اساسي اي که در تحقيق به بررسي آنها پرداخته شده است، از بيان مسئله، اهميت و ضرورت انجام پژوهش، فرضيه ها، سوال ها و يا هدف هاي کلي و ويژه پژوهش، روش انجام کار ديدگاه هاي نظري درباره موضوع پژوهش، مراحل انجام کار تا تحصيل يافته ها و تجزيه و تحليل يافته ها بايد به صورتي بسيار خلاصه و روشن آورده شود تا خواننده با مطالعه اين قسمت بتواند تصويري صحيح، دقيق و روشن از آن چه انجام شده در ذهن خود به دست آورد. (در مورد پايان نامه ها دانشگاهي استادان با مطالعه خلاصه تحقيق در جلسه دفاعيه حاضر مي شوند).در پايان همين قسمت پژوهشگر دستاوردهاي پژوهش را ارايه مي نمايد. مثلا نتايج اين پژوهش در چه زمينه هايي مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. الگو يا الگوهايي، براساس موضوع پژوهش پيشنهاد مي شود. محدوديت هاي پژوهش – اعم از محدوديت هايي که در کنترل پژوهشگر قرار داشته اند و يا خارج از کنترل وي بوده اند- بيان مي گردد. پيشنهادهايي براي پژوهش هاي بعدي و پيوست ها(شامل سوال هاي مصاحبه، نمونه اي از پرسش نامه، نمونه هايي از مکاتبات انجام شده با دستگاه ها و ...) ارايه مي گردد.پژوهش هاي علمي و يا پايان نامه هاي تحصيلي در فصل هايي به شرح زير تشکيل مي گردد. فصل اول- طرح پژوهش فصل دوم- ديدگاههاي نظري يا ادبيات پژوهش فصل سوم- متدولوژي يا روش و مراحل اجراي پژوهشيفصل چهارم- يافته هاي پژوهش فصل پنجم- تجزيه و تحليل يافته هافصل ششم- خلاصه پژوهش و پيشنهادهادر برخي از پژوهش ها و رساله هاي تحصيلي فصل هاي چهارم و پنجم در يکديگر ادغام مي شود. علاوه بر فصل هاي بالا، در ابتدا قبل از فصل اول پيش گفتار، فهرست مطالب، جدول ها و شکل ها و پس از فصل ششم فهرست منابع، نمونه اي از پرسش نامه ها- در صورت استفاده- و نمونه اي از مکاتبه هاي انجام شده با دستگاه ها، براي کسب اطلاعات ، ارايه مي گردد.  

 

فهرست منابع:

 

1.خليلي شوريني، سياوش، روش هاي تحقيق در علوم انساني- انتشارات يادواره کتاب تهران 13752.دلاور، علي، مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي- انتشارات رشد. تهران 13743.ساده، مهدي، روش هاي تحقيق با تاکيد بر جنبه هاي کاربردي- انتشارات هما- تهران 13754.معين، محمد، فرهنگ فارسي- انتشارات اميرکبير- تهران 13715. نادري، عزت الله، سيف نراقي، مريم، روش هاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني- انتشارات بدر- تهران 13766. نبوي، بهروز، مقدمه اي بر روش تحقيق در علوم اجتماعي- انتشارات فروردين- تهران 1375   

 

تعريف طرح پژوهشي:

هدف اصلي از انجام اين نوع طرح ها پيش برد مرز هاي دانش بر اساس اولويت هاي علمي و نياز هاي کشور در شاخه هاي مختلف علوم است.

انواع طرح ها:

پروژه هاي پژوهشي در صندوق حمايت از پژوهشگران و فناوران کشور به دو شکل تعريف مي شوند:

·                                 پيشنهادي: پيشنهاد طرح توسط پژوهشگران،

·                                 سفارشي: سفارش پروژه توسط خود صندوق

اولويت طرح ها:

اولويت هاي پژوهشي صندوق در شاخه هاي مختلف علوم در اين صفحه آمده است.

همچنين در اين راستا صندوق براي طرح هاي پژوهشي که داراي يک يا چند مشخصه ذيل باشند اولويت قائل است:

·                                 به صورت تيمي اجرا گردند

·                                 ميان رشته اي باشند

·                                 فرا رشته اي باشند

·                                 با همکاري چند مرکز علمي داخل کشور انجام شوند

·                                 با همکاري مراکز علمي داخل و خارج کشور تعريف شده باشند

روش ارسال طرح:

پژوهشگران براي استفاده از تسهيلات مادي و معنوي فراهم آمده در صندوق حمايت از پژوهشگران و فناوران کشور لازم است تا فرم هاي ويژه ايي را تکميل و براي صندوق ارسال دارند. بهترين و سريعترين روش ارسال بصورت اينترنتي (online) ميباشد. بدين طريق شما فرم را مستقيما از طريق همين سايت پر نموده و ارسال ميکنيد و طرح بلافاصله در دستور کار قرار ميگيرد. در صورتي که طرح از نظر اطلاعات خواسته شده ناقص باشد شما ميتوانيد دوباره به سايت مراجعه کرده و بسادگي تغييرات خواسته شده را اعمال کنيد. کليه فرايند هاي مربوط به بررسي، داوري و نظارت طرح ها بصورت اينترنتي انجام ميشوند. بدين ترتيب تمام تاخيرات ناشي از پست برطرف شده و علاوه بر آن مجريان ميتوانند بصورت بلادرنگ از وضعيت طرح خود آگاه شوند. بديهي است چنين امکاناتي فقط براي طرح هايي لحاظ ميشوند که بصورت اينترنتي ارسال شده باشند. براي ارسال طرح از پيوند هاي بالاي اين صفحه استفاده نماييد. لطفاً قبل از شروع فايل راهنماي کامل ارسال و ارزيابي طرح هاي اينترنتي را مطالعه فرماييد.

در شرايط استثنايي صندوق طرح هاي ارسالي با پست الکترونيک و پست معمولي را نيز بررسي ميکند. براي توضيحات بيشتر در مورد نحوه ارسال فرم با پست الکترونيکي و پست معمولي اين صفحه را مشاهده نماييد.

مراحل بررسي طرح ها:

طرح ها پس از دريافت، از نظر تکميل بودن اطلاعات بررسي ميشوند و سپس بر اساس زمينه تحقيقاتي به کارگروه هاي تخصصي مربوطه ارجاع داده ميشوند. پروژه هاي پيشنهادي در کارگروه هاي تخصصي ذيربط مورد بررسي قرار مي گيرند. چنانچه پروژه هاي پيشنهادي در راستاي توليد علم، گسترش مرزهاي دانش و در جهت حل مشکلات و استفاده از مزيت هاي کشور باشد چند داور از بين محققين برجسته داخل و خارج کشور و مرتبط با زمينه طرح براي داوري انتخاب شده و طرح براي داوران ارسال ميشود سپس نظر داوران در کارگروه تخصصي بررسي و نتيجه به کميته تخصصي جهت تصميم گيري نهايي ارجاع داده ميشود و کميته تخصصي با بررسي تمامي مستندات مربوط به طرح، تصميم نهايي را اتخاذ مينمايد. در صورت تصويب طرح، از پژوهشگر براي عقد تفاهم نامه دعوت به عمل مي آيد. بدين ترتيب طرح اجرايي شده وارد مرحله ارزيابي مستمر ميگردد که تا پايان پروژه ادامه خواهد داشت.

خروجي طرح ها:

در انتهاي طرح هاي پژوهشي مصوب صندوق حمايت از پژوهشگران و فناوران کشور، مجريان طرح ها دستاورد هاي خود را در قالب يک گزارش مستند کرده و به صندوق ارسال مي دارند. بعد از تحويل و تاييد اين گزارشات و همچنين ساير تعهدات (شامل محصولات توليد شده، مقالات ISI و غيره) پروژه در عمل پايان مي پذيرد. اين گزارش هاي پاياني از طريق کتابخانه ديجيتال وب سايت صندوق در معرض ديد ساير پژوهشگران قرار مي گيرد.

شايان ذکر است اين کتابخانه صرفا طرح هاي پژوهشي صندوق را پوشش مي دهد و شامل طرح تجاري سازي، ثبت اختراع و طرح هاي ارجاعي از بنياد ملي نخبگان نمي باشد.

دفتر امور پژوهش و فناوری

 سوال: چه كساني مي توانند طرح هاي پژوهشـــي درون دانشگاهــــي اجــــرا نمايند؟

سوال : از چه كساني مي توان به عنوان همكار در طرح هاي پژوهشي استفــاده نمود؟

سوال : يك طرح پژوهشي تا مرحله تصويب چه مراحلي را طي مي كند و چه مدت بطول مي انجامد؟

سوال:  پرداخت هاي مالي به مجريان طرحهاي پژوهشي چگونـــه و بــــه چـــه ميزاني است؟ 

سوال :نتايج يك طرح پژوهشي چگونه بايد ارائه شود ؟

سوال : آيا به مقالات علمي مستخرج از گزارش نهايي طرح پژوهشي حق تشويقـي تعلق مي گيرد؟آري . ليكن

مراحل كلي تصويب و اجراي يك طرح پژوهشي

1- ارائه طرح توسط عضو هيات علمي واحد در قالب فرم پيشنهاد طرح پژوهشي (فرم صفر) به دفتر معاونت پژوهش و فناوري واحد

2-در صورتيكه برآورد هزينه اجراي طرح كمتر50000000 ريال باشد، در جلسه شوراي پژوهشي واحد طرح و در صورت تاييد اوليه ، جهت داوري به يك داور متخصص ارجاع مي گردد.

3-در صورتيكه برآورد هزينه اجراي طرح بين 50000000 ريال تا 15000000 ريال باشد، در جلسه شوراي پژوهشي واحد طرح و در صورت تاييد اوليه ، جهت تصويب به منطقه ارسال خواهد شد. منطقه طرح را به داور متخصص ارجاع و در صورت تاييد، به واحد ابلاغ خواهد شد.

4- مجري طرح بايستي همزمان با ارائه طرح فرم تعهد عدم تكراري بودن طرح را تكميل نمايد.

5- مجري طرح بايستي در فواصل زماني ارائه شده در برنامه زمانبندي اعلام شده در فرم صفر، پيشرفت كار را به معاونت پژوهش و فناوري گزارش نمايد (گزارش دوره اي).

6- مجري پس از انجام تعهدات مربوطه، بايستي گزارش نهاي طرح را آماده و تحويل معاونت پژوهش و فناوري واحد بدهد تا جهت ارزشيابي گزارش نهايي اقدام لازم صورت پذيرد.