GDPاقتصاد


تعريف چند مفهوم اقتصادي به زبان ساده

اگه پاي يكي از اين برنامه‌هاي اقتصادي تلويزيون نشسته باشيد و يا صفحه اقتصادي روزنامه رو ورق زده باشيد. با يكسري عبارات اقتصادي روبرو ميشيد كه دونستن اونها كليد ورود به فهم مسائل اقتصاديه. به پيشنهاد محسن ميرزايي يكي دو تا از اين مفاهيم رو توي اين پست به زبان ساده تعريف مي‌كنم. اميدوارم كه قابل استفاده باشه.
١- عبارت توليد ناخالص داخلي يا GDP رو زياد در مباحث اقتصادي مي‌شنويد. حالا اگه يك تعريف ساده بخواهيم از اين مفهوم داشته باشيم بايد بگيم كه ارزش تمام فعاليتهايي كه در يك مملكت در طول يكسال انجام ميشه رو حساب مي‌كنند و اسمش رو مي‌گذارند GDP سالانه. اين فعاليتها از جزيي ترين چيزها مثل ارزش كار يك آرايشگر رو شامل ميشه تا مجموع صادرات يك كشور. يعني اينكه همه اينها رو توي GDP به حساب مي‌آرن. اين GDP رو به چهار دسته تقسيم مي‌كنند و هر كدوم از اين چهار دسته رو حساب مي‌كنند و بعدش با هم جمع مي‌كنند. اين چهار دسته عبارتند از : ١- مصرف ٢-سرمايه‌گذاري ٣- هزينه‌هايي كه دولت انجام ميده ٤- خالص صادرات. يعني ميتونيم بگيم همه فعاليتهايي كه توي مملكت انجام ميشه جزو يكي از اين دسته‌هاست.
مصرف: بخش مصرف شامل تمام كالاها و خدماتي ميشه كه در يكسال مصرف ميشه. يك مثال براي خدمات همون سرويسي است كه يك آرايشگر به شما ميده.
سرمايه‌گذاري: بخش سرمايه‌ گذاري شامل اون هزينه‌هايي است كه در كشور سرمايه‌گذاري شده است البته نه لزوما توسط دولت. اين سرمايه‌‌گذاريها شامل ساخت كارخانه و مواردي از اين قبيل ميشه.
هزينه‌هاي دولت: هزينه‌هايي كه دولت در طول يكسال انجام داده. اعم از حقوقي كه به كاركنان داده وساير هزينه‌ها
خالص صادرات: مجموع صادراتي كه يك كشور داشته است.
شما هر فعاليتي كه توي ذهنتون بياريد كه در مملكت انجام ميشه جزو يكي از اين موارد ميشه. شايد بپرسيد كه چرا GDP رو به چند بخش تقسيم كردند و ميتونستند همه اينها رو با هم حساب كنند. بايد بگم كه استدلال شما كاملا درسته اما يك دليل اين كار اينه كه هر كدوم از اين چهار بخش خودشون اثرات متفاوتي در اقتصاد دارند. بنابر اين اينها رو اينجا جداگانه حساب مي‌كنند كه بعدا كه خواستند اثرات اين چهار بخش رو در اقتصاد بررسي كنند. اعداد و ارقام هر بخش جداگانه در دسترس باشد. مثلا سرمايه‌گذاري رو در نظر بگيريد. ميدونيم كه اونچه كه باعث افزايش اشتغال پايدار ميشه سرمايه‌گذاريه. حالا اگه ما بخواهيم ببينيم در طي يكسال رشد اشتغال رو بررسي كنيم بايستي رقم سرمايه‌گذاري شده در طي يكسال رو داشته باشيم. حالا اگه GDP رو به چهار قسمت تقسيم نكرده بوديم. اين رقم رو نداشتيم. بنظرم براي GDP اينقدر توضيح كافيه هرچند مفاهيم ديگري هم مانند GNP و يا GDP به قيمت جاري و امثالهم وجود داره ولي توضيح اونها اينجا ضروري نيست. وقتي مي‌‌گويند اقتصاد ايران در سال ٢٠٠٦ به اندازه ٤/٦ درصد رشد داشته است. منظور اينه كه GDP ايران در سال ٢٠٠٦ نسبت به سال ٢٠٠٥ اين مقدار رشد پيدا كرده است. اگه به فايل اكسلي كه در انتها گذاشتم بريد. رديف ٣٤ و ٣٥ نشان دهنده ميزان GDP و همچنين رشد ساليانه اون براي دو كشور ايران و آمريكا در سالهاي ٢٠٠٠ و ٢٠٠٥ و ٢٠٠٦ منبع آمار هم بانك جهانيه!

٢- درآمد سرانه: وقتي GDP محاسبه شد اونرو بر تعداد نفرات يك مملكت تقسيم مي‌كنند و مي‌شود درآمد سرانه اون مملكت. البته دقيقا همون عدد GDP رو تقسيم نمي‌كنند ولي ما فرض مي‌كنيم كه همون GDP در صورت كسر قرار داره. همونطور كه توي كامنتهاي پست قبل نوشتم درآمد سرانه به دو شكل محاسبه ميشه يكي اينكه GDP رو بر جمعيت تقسيم مي‌كنند و مي‌شود درآمد سرانه روش ديگه اينكه بحث قدرت خريد رو مطرح مي‌كنند. با يك مثال موضوع روشن ميشه. فرض كنيد درآمد ساليانه شما ١٢٠٠٠ دلاره اگه يك نفر ديگه توي سويس همين درآمد رو داشته باشه بنظر شما وضعيت اقتصادي شما بهتره يا اون سويسيه! مسلما وضعيت شما بهتره چون هزينه‌هاي كالا و خدمات در سويس بالاتره. پس نميشه صرف مقايسه درآمد سرانه دو تا كشور بگيم وضعيت اقتصادي مردم توي كردوم كشور بهتره. براي اينكه مقايسه راحت تر بشه مي‌آيند مفهومي بنام " برابري قدرت خريد" رو تعريف مي‌كنند كه با وارد كردن اين مفهوم به درآمد سرانه ميتوان به عددي رسيد كه مقايسه كشورها رو امكان پذير ميكنه. اگه به رديف نهم فايلي كه گذاشتم بريد ميتونيد درآمد سرانه ايران و آمريكا رو بدون در نظر گرفتن قدرت خريد ببينيد و اگه يك نگاهي به رديف ١١ بيندازيد درآمد سرانه رو با در نظر گرفتن قدرت خريد خوهيد ديد Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

اقتصاد خرد

اقتصاد خرد به بررسی رفتار اقتصادی انسان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی و نحوه توزیع تولیدات و درآمد در بین آن‌ها می‌پردازد. اقتصاد خرد به اشخاص به عنوان کارگران و تولید‌کنندگان سرمایه و همچنین مصرف‌کنندگان نهایی نگاه می‌کند. به صورت مشابهی به شرکت‌های اقتصادی به عنوان مصرف کنندگان سرمايه و کار و تولیدکنندگان محصول نگاه می‌کند. اقتصاد خرد در صدد است تا پیامد رفتار عقلایی در انسان‌ها را شناسایی کند. با توجه به محدودیت منابع (مثلاً نیروی کار، سرمایه، زمین، توانایی مدیریت و...) انسان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی مایلند که بیشترین استفاده را از منابع موجود ببرند. توابع عرضه، تقاضا، تولید، هزینه،بازارها، تعادل عمومی و اقتصاد رفاه در این بخش جای می‌گیرند.

منبع: اقتصاد خرد ۱ و ۲ دکتر طهماسب محتشم دولتشاهی- مبانی علم اقتصاد- اقتصاد خرد

اقتصاد کلان

اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور می‌پردازد. حیطه بررسی اقتصاد جهانی را اقتصاد بین‌الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی، توازن تراز بازرگانی خارجی، رشد اقتصادی، اشتغال، تورم، مخارج و درآمدهای دولت، رکود اقتصادی، بحران اقتصادی، بیکاری، و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد. فقر و تبعیض به دلیل بررسی در سطح خانوار از مباحث اقتصاد خرد میباشد.

اقتصاد اسلامی

اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ در حالی که در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شده‌اند

وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا  قرآن، سوره ابراهیم، آیه ۳۴

.

درباره مدیران

وظایف یک مدیر

وظایف یک مدیرمدیریت (Management) مهم ترین اصول مدیریت

·         تقسیم کار ·         اختیار و مسئولیت  ·         انضباط ·         وحدت فرماندهی ·         وحدت هدایت

·         تقدم منافع عمومی بر منافع  فردی ·         پرداخت حقوق و دستمزد مناسب ·         تمرکز

·         سلسله مراتب ·         نظم ·         عدالت و انصاف ·         ثبات وضغ خدمتی ·         خلاقیت و ابتکار

·         روحیه همکاری دسته جمعی و تیمی ·         کنترل و نظارت ·         نگرش سیستمی

·         تعهد ·         وجدان کاری

·         هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران است.

·         عبارت است از علم و هنر تیم سازی و هماهنگی بیشتر.

·         رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی به منظور دستیابی به هدف مطلوب با حداکثر کارایی.

·         عبارت است از علم و هنر اداره کردن سازمان با استفاده منطقی و عقلایی از منابع مادی و انسانی به منظور رسیدن به هدف سازمان.

·         مدیریت هم هنر است، هم علم، و هم استعداد و قابلیت های ذاتی و فطری فرد.

·         دیدگاهی روشن و شفاف داشته باشد.

·         بر رضایت و وفاداری مشتری تمرکز داشته باشد.

·         سرمایه انسانی را به خوبی اداره کند.

·         نظامی کارآمد، موثر و واقع بینانه داشته باشد.

·         در فناوری روز سرمایه گذاری کند.

·         از تحلیل داده ها و اطلاعات برای تصمیم گیری استفاده کند.

·         تلاش و کوشش برای بهبود مستمر داشته باشد.

·         در سطح عمل قرار بگیرد و از گفتار صرف دوری کند.

·         به وضعیت موجود بسنده نکند و با هدفمندی به وضعیت مطلوب دست یابد.

·         شکست را پایان راه نداند.

·         خلاق باشد و در هر زمان ایده های نو را تقویت و حمایت کند.

درباره مدیران

·         مدیران موفق بر استفاده از فناوری را صحه می گذارند.

·         مدیران محافظه کار از ابزارهای قدیمی استفاده می کنند.

·         وظیفه مدیران این نیست که شرکت را در وضعیتی که هست ببینند، بلکه باید آن را در وضعیتی که باید باشد ببینند.

·         مدیران صمیمی مشتریان را مشعوف می کنند.

·         مدیران ترسو خود را از مشتریان پنهان می کنند.

·         مدیران سازمان نیافته اغلب خود را در پیچ و خم ها گم می کنند.

·         مدیران پیشرو همیشه راه های جدیدی را برای انجام کار جستجو می کنند.

·         مدیران اینده نگر به خوبی برنامه ریزی نموده و امور مربوط به یادگیری، رشد، مسائل مالی، مشتری مداری و کیفیت جامع را مورد بررسی قرار می دهند

 

مهندس صنایع

 

پدر علم مهندسی صنایع فردریک تیلور است

          درس‌های اصلی مهندس صنایع در دوره کارشناسی:

·         استاتیک و مقاومت مصالح

·         روشهای تولید1و2

·         مونتاژ مکانیکی

·         طراحی و ایجاد واحدهای صنعتی

·         آزمایشگاه اندازه گیری دقیق

·         تحقیق در عملیات

·         احتمالات

·         آمار مهندسی

·         ارزیابی کار و زمان و زمان سنجی

·         برنامه‌ریزی و کنترل موجودی

·         برنامه‌ریزی تولید

·         برنامه‌ریزی و کنترل پروژه

·         اقتصاد مهندسی

·         شبیه‌سازی

·         کنترل کیفیت

·         مدیریت کیفیت

·         طراحی سیستم‌های اطلاعاتی

·         مدیریت کیفیت

·         نظریهٔ سیستم‌ها

·         اقتصاد خرد و کلان

·         اقتصادسنجی

·         مدیریت استراتژیک

·         مدیریت طرح‌های توسعه

·         مدیریت تکنولوژی

·         فرایندها و روش‌های تولید

·         طراحی قالب و جیگ و فیکسچر

·         برنامه ریزی CNC

·         نگهداری و تعميرات

درسهای مشترک دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد:

·         تحقیق در عملیات ۲

·         برنامه‌ریزی وکنترل تولید۲

·         روشهای تولید پیشرفته

·         رگرسیون

·         تئوری صف

درسهای دوره کارشناسی ارشد( این درسها و درسهای مشترک در دانشگاههای مختلف در سطح ایران به صورت های گوناگونی ممکن است ارایه شوند.):

·         طراحی آزمایشها

·         تحلیل تصمیم گیری

·         پایایی

·         مدیریت پروژه

·         طراحی برای ساخت

·         برنامه‌ریزی زنجیره عرضه

·         برنامه‌ریزی پویا

·         سیستمهای صف

·         سمینار کارشناسی ارشد

·         پروژه کارشناسی ارشد

·         اقتصاد مهندسی پیشرفته

·         آمار ریاضی

·         طراحی سیستمهای صنعتی

·         بهینه‌سازی ترکیبی

درسهای دوره دکتری: ( این دانشجویان می توانند از درسهای دوره کارشناسی ارشد و مشترک نیز واحد بگیرند.)

·         امتحان جامع دکترا

·         تز دکترا

دستیار آموزشی

 

مهندسي مجدد چيست ؟

مهندسي مجدد چيست ؟

هر سازمان و يا شركت ، يك نهاد اجتماعي است كه مبتني بر هدف بوده و داراي سيستمهاي فعال و هماهنگ است و با محيط خارجي ارتباط دارد . در گذشته ، هنگامي كه محيط نسبتا باثبات بود بيشتر سازمانها براي بهره‌برداري از فرصتهاي پيش‌آمده به تغييرات تدريجي و اندك اكتفا مي‌كردند ؛ اما با گذشت زمان ، در سراسر دنيا سازمانها دريافته‌اند كه تنها تغييرات تدريجي راهگشاي مشكلات كنوني آنان نيست و گاهي براي بقاي سازمان لازم است تغييراتي به صورتي اساسي و زيربنايي در سازمان ايجاد شود . امروزه در سراسر دنيا اين تغييرات انقلابي را با نام مهندسي مجدد مي شناسند ؛ مهندسي مجدد (BPR) روندي است كه در آن وظيفه‌هاي فعلي سازمان جاي خود را با فرايندهاي اصلي كسب‌وكار عوض كرده و بنابراين ، سازمان از حالت وظيفه‌گرايي به سوي فرايند‌محوري حركت مي‌كند . همين امر موجب سرعت بخشيدن به روند كسب‌وكار و كاهش هزينه‌ها و درنتيجه رقابتي‌تر شدن سازمان مي‌گردد .

‌مهندسي‌ مجدد يعني‌ آغازي‌ دوباره ، فرصتي‌ ديگر براي‌ بازسازي‌ فرايندها و دوباره‌سازي‌ روشهاي‌ كار . مهندسي‌ دوباره‌ به‌معناي‌ كنار گذاشتن‌ بخش‌ بزرگي‌ از دانش‌ و يافته‌هاي‌ صدسال‌ اخير مديريت‌ صنعتي‌ و شكستن‌ فرضيات‌ و قواعد قبول‌‌شده‌ داخل‌ سازمان است . در اين‌ رويكرد ، روش‌ انجام‌ كار در دوره‌ توليد انبوه و عنوانهاي‌ كهن‌ و ترتيبات‌ سازماني‌ گذشته‌ همچون بخش‌بندي‌ اداره ، شرح‌ وظايف ، و استانداردسازي از اهميت‌ مي‌افتند ؛ آنها ساخته‌ دوره‌اي‌ هستند كه‌ ديگر سپري‌ شده‌ است .‌ ‌اساس‌ مهندسي‌ مجدد بر بررسيهاي‌ مرحله‌اي‌ و حذف‌ مقررات‌ كهنه‌ و تصورات‌ بنياديني‌ استوار است‌ كه‌ زمينه‌ساز عملكرد كسب‌وكار كنوني‌اند . اكثر شركتها انباشته‌ از مقررات‌ نانوشته‌اي‌ هستند كه‌ از دهه‌هاي‌ پيشين‌ بر‌جا مانده‌اند . اين‌ مقررات‌ بر پايه‌ فرضهايي‌ درباره‌ فناوري ، كارمندان و اهداف سازمان‌ به‌‌وجود آمده‌اند كه‌ ديگر كاربردي‌ ندارند ؛ تا هنگامي‌ كه‌ اين‌ شركتها اينگونه‌ مقررات‌ را از سر خود باز نكنند هرگونه‌ بازسازي‌ و نوسازي‌ بي‌تاثير بوده‌ و همانند گردگيري‌ ميز و صندليها در ساختمانهاي‌ ويرانه‌ خواهد بود .

مهندسي‌ مجدد عبارت‌ است‌ از بازانديشي‌ بنيادين‌ و ريشه‌اي‌ فرايندها براي‌ دستيابي‌ به‌ پيشرفتي‌ شگفت‌انگيز در معيارهاي‌ حساسي‌ چون‌ كيفيت‌ و سرعت‌ خدمات .  اگر تنها يك‌ سرانجام‌ غيرقابل‌‌قبول‌ وجود داشته‌ باشد آن‌ است‌ كه‌ همه‌ شركتها و سازمانها و از جمله‌ دولتها امروزه‌ ناچارند كه‌ خود را از نو تعريف‌ كنند . نيروهاي‌ زيربنايي‌ نقش‌آفرين‌ كنوني‌ روشن‌تر از آن‌ هستند كه‌ دست‌ از آينده‌ بردارند . سازمانهاي‌ تازه ، شركتهايي‌ خواهند بود كه‌ به‌طور مشخص‌ براي‌ بهره‌برداري‌ در جهان‌ امروز و فردا طراحي‌ مي‌شوند و نهادهايي‌ نيستند كه‌ از يك‌ دوران‌ اوليه‌ و باشكوه‌ كه‌ ربطي‌ به‌ امروز ندارند انتقال‌ يابند .

در مهندسي مجدد اعتقاد براين است كه مهندسي مجدد را نمي‌توان با گامهاي كوچك و محتاط به اجرا درآورد . اين قضيه همان قضيه صفر يا يك است ؛ به عبارت ديگر يا تغييري تحقق نيابد و يا در صورت تحقق از ريشه و بنيان تغيير حاصل گردد . مهندسي مجدد به اين معنا نيست كه آنچه را كه از پيش وجود دارد ترميم كنيم يا تغييراتي اضافي بدهيم و ساختارهاي اصلي را دست نخورده باقي بگذاريم ؛ مهندسي مجدد يعني از نقطه صفر شروع كردن ، يعني به كنار نهادن روشهاي قديمي و افكندن نگاهي نو به كار .

مهندسي مجدد در پي اصلاحات جزيي و وصله‌كاري وضعيت موجود و يا دگرگونيهاي گسترشي كه ساختار و معماري اصلي سازمان را دست‌نخورده باقي مي‌گذارد ، نخواهد بود . مهندسي مجدد در پي آن نيست كه نظام موجود را بهبود بخشيده و نتيجه كار را بهتر كند . مهندسي مجدد به معناي ترك كردن روشهاي ديرپا و كهنه و دستيابي به روشهاي تازه‌اي است كه براي توليد كالاها و خدمات شركت و انتقال ارزش به مشتري لازم هستند . شركتها بايد از خود بپرسند اگر با آگاهيهاي گسترده امروزي و در اختيار داشتن فناوريهاي نوين مي خواستيم شركتي برپا كنيم ، آنرا چگونه مي‌ساختيم .

مهندسي مجدد را با نامهاي متفاوتي مي‌توان شناخت ، نامهايي از قبيل طراحي مجدد فرايندهاي اصلي (كالپان و مورداك) ، نوآوري فرايندي (داونپورت) ، طراحي مجدد فرايندهاي كسب‌وكار (داونپورت و شورت ، ابلنسكي) ، مهندسي مجدد سازمان (لوونتال ، هامر و چمپي) ، طراحي مجدد ريشه‌اي (جوهاتسون) و معماري مجدد سازمان (تالوار) همگي از نامهايي هستند كه مقوله مهندسي مجدد را معرفي كرده‌اند .

پس چنانچه از ما خواسته ‌شود تعريف كوتاهي از مهندسي مجدد به عمل آوريم پاسخ مي‌دهيم :

همه چيز را از نو آغاز كردن .

تاريخچه مهندسي مجدد به چه زماني باز مي‌گردد ؟

پيش‌زمينه مهندسي مجدد طرح مطالعاتي مديريت در دهه نود دانشگاه انستيتوي تكنولوژي ماساچوست (MIT) بوده است . مايكل همر نخستين نظريه‌پردازي است كه مفهوم مهندسي مجدد را مطرح كرد ؛ او با مقاله اتوماسيون كارساز نيست ، فعاليتهاي زايد را حذف كنيد ، در مجله Harvard Business Review در سال 1991 ، مهندسي مجدد را به جهان دانش مديريت معرفي كرد . سپس كتاب مهندسي مجدد ، منشور انقلاب سازماني را با كمك جيمز چمپي در سال 1993 نوشت و مهندسي مجدد را در قالب يك تئوري تشريح كرد .

مهندسي مجدد مشهورترين و جنجال برانگيزترين نظريه مديريتي در طول سالهاي اخير بوده است . مهندسي مجدد ، اصل مشهور و چندصدساله تقسيم كار آدام اسميت را به‌آساني نقض نمود . مباحث بسياري پيش از سال 1991 در خصوص بازسازي سازمان و مديريت مطرح بود مثل بهبود سازمان مديريت ، مديريت تغيير ، كايزن ، مديريت كيفيت فراگير ، نوآوري و ... كه مديران و نظريه‌پردازان مديريت را به خود مشغول كرده بود ؛ اما آنچه كه مهندسي مجدد را از ساير متدهاي مديريتي پيش از خود متمايز ساخت و آنرا به عنوان يك تئوري انقلابي در سازمانها و مباحث مديريتي مطرح كرد شيوه بديع مهندسي مجدد بود كه براساس بررسي و اصلاح فرايند طرح‌ريزي مي‌شد .

ويژگيها و مزاياي مهندسي مجدد كدامند ؟

در تعريف مهندسي مجدد از اهميت كاركردي آن و نقش رو به گسترش مهندسي مجدد در دنياي امروز سخن گفتيم ؛ در اين گام چند نمونه از مزايا و ويژگيهاي مهندسي مجدد را برمي‌شمريم :

1- يکپارچگي مشاغل :

اساسی‌ترين وجه مشترکي که در اثر مهندسي مجدد پيدا می‌شود حذف خط مونتاژ است . بسياري از مشاغل و وظايف مشخص گذشته در هم ادغام و يکي می‌شوند . در همه سازمانهايي که به مهندسي مجدد دست می‌زنند وظايف جداگانه خدمت به مشتري ، در يک پست گرد آمده و مسئول مشخصي در آن مشغول به کار مي‌شود.

2- کارمند‌محوري :

شرکت‌هايي که مهندسي مجدد را بکار بسته‌اند فرايندهاي کار را نه تنها به صورت افقي بلکه به صورت عمودي به يكديگر فشرده‌اند . فشردگي عمودي ساختار شرکت بدين معنيست که کارکنان شرکت ، ديگر نياز ندارند تا مانند گذشته براي کسب تکليف همواره به سوي بالاي هرم مديريت بنگرند . اينک فرايند کار در دستيابي به تاخير کمتر ، هزينه کمتر ، پاسخ‌گويي بهتر و سريعتر به مشتري و تواناتر شدن کارکنان در انجام مسئوليتهاشان خلاصه مي‌شود .

3- جريان طبيعي فرايندها :

مهندسي مجدد سبب می‌شود تا روند طبيعي پيشرفت کار  ، جايگزين دستورهاي ساختگي و از پيش‌نهاده ، شود . اين امر موجب می‌گردد که چندين مرحله همزمان با هم پيش روند ؛ همچنين زمان‌هاي تلف شده ميان پايان يک مرحله و آغاز مرحله بعد حذف می‌گردد .

4- ارجاع منطقي امور :

ويژگي مهندسي مجدد عبور کار از مرزهاي سازماني است ، در سازمانهاي سنتي ، انجام کار برعهده متخصصان سازمان است اما در مهندسي مجدد ارتباط بين فرايند و سازمانها کاملا دگرگون می‌شود .

5- کاهش بازرسي و کنترل :

مهندسي مجدد به جاي کنترل دقيق کارهاي در حال اجرا به بازرسي نهايي پرداخته و موارد جزئي را ناديده می‌گيرد . اين نظام بازرسي و کنترل بيش از پيش‌گيري از تخلفات ، با کاستن شگفت‌آور هزينه ، به هدف نهايي کنترل کمک می‌نمايد .

6- کاهش موارد اختلاف :

يکي ديگر از امتيازهاي مهندسي مجدد ، کاستن از موارد حل اختلاف است ؛ در اين فرايند ، تماسها و دريافت اسناد گوناگون از بيرون به کمترين اندازه می‌رسد و در نتيجه امکان ايجاد اختلاف و برخورد کمتر مي‌شود .

7- امکان ايجاد تمرکز و تمرکززدايي :

شرکت‌هايي که به مهندسي مجدد سازمان دست زده‌اند ، توان ترکيب و بهره‌گيري از امتيازهاي تمرکز و عدم‌تمرکز بصورت همزمان در يک فرايند را يافته‌اند . فناوري اطلاعات به شرکت‌ها اين امکان را داده است تا واحدهاي مختلف ، همانند سازمان‌هاي کاملا مستقل عمل نمايند ؛ در حالي که در همان حال ، داشتن پايگاه کامپيوتري که حاوي همه اطلاعات موجود در شرکت است مزاياي سازمانهاي متمرکز را نيز براي سازمان به ارمغان می‌آورد .

انواع تغييرات ناشي از پياده‌سازي مهندسي مجدد كدامند ؟

 

با اجراي مهندسي مجدد در سازمان ، تغييراتي ريشه‌اي ، اصولي و چشمگير پديد خواهد آمد . در اين گام به ذكر انواع ممكن براي اين تغييرات مي‌پردازيم :

1- تغييرات واحدهاي كاري از قسمتهاي اجرايي به گروههاي فرايندي :

شركتهايي كه مهندسي مجدد مي‌كنند ، عملا كاري را كه آدام اسميت سالها پيش به اجزاي كوچك تقسيم كرده بود دوباره به يكديگر پيوند مي‌دهند . هنگامي كه آنان مجددا به يكديگر مي‌پيوندند ، آنان را گروه فرايندي نام مي‌دهيم . به عبارت ديگر گروه فرايندي واحديست كه به طور طبيعي در كنار هم قرار مي‌گيرند تا يك كار كامل يعني يك فرايند را اجرا كنند .

2- تغييرات مشاغل از وظايف ساده به كار چندبعدي :

اشخاصي كه در گروههاي فرايندي كار مي‌كنند كارشان را با مشاغلي كه به آنها خو گرفته بودند متفاوت مي‌بينند . مهندسي مجدد كار زايد را حذف مي‌كند . بيشتر كارهاي مربوط به بازرسي ، انتظار ، رفع مغايرت ، پيگيري و نظارت يعني كارهاي غيرمولدي كه به خاطر مرزهاي موجود در سازمان و به منظور جبران ناشي از تقسيم فرايند وجود دارد ، از طريق مهندسي مجدد حذف مي شود ؛ اين به معناي آن است كه اشخاص وقت بيشتري را صرف كار واقعي مي‌كنند . پس از مهندسي مجدد كار رضايت‌بخش‌تر مي‌شود ، چرا كه كارگران از كار خود به احساس بزرگتري دست مي‌يابند و آن احساس تكميل و پايان انجام كار است .

3- تغييرات مربوط به نقشهاي شخص ، از شخص تحت‌نظارت به شخص صاحب‌اختيار :

شركتهايي كه مهندسي مجدد شده‌اند كاركناني را كه بتوانند از مقررات تبعيت كنند نمي‌خواهند ، آنها كساني را مي‌خواهند كه مقررات متعلق به خودشان را به وجود آورند .

4- تغييرات مربوط به آمادگي براي كار از آموزش به تحصيلات رسمي :

اگر كار در فرايند مهندسي مجدد شده ايجاب نمايد كه افراد از مقررات تبعيت نكنند ، آن وقت كاركنان نياز به تحصيلات كافي دارند تا اينكه بتوانند تشخيص دهند كار درست چيست ؛ آموزش ، مهارتها و شايستگي‌ها را افزايش مي‌دهد و به كاركنان چگونگي يك كار را مي‌آموزد ؛ تحصيلات بصيرت و درك آنان را بالا مي‌برد و چرايي كار را تعليم مي‌دهد .

5- تغييرات معيارهاي عملكرد و پرداخت دستمزد از فعاليت به نتيجه فعاليت :

پرداخت به كاركنان بر اساس سمت يا تجربه در سازمان مغاير با اصول مهندسي مجدد است ؛ پرداخت مي‌بايد با توجه به نتيجه فعاليت باشد .

6- تغييرات ملاك ترفيع از عملكرد به توانايي :

تصور متعارف اين است كه اگر عنصري شيميدان خوبي به‌شمار مي‌رود ، براي شيميدانها مدير خوبي نيز خواهد بود ؛ اينگونه‌ تصورات اغلب اشتباه از آب درمي‌آيند و مي‌توانند مديري نالايق را نصيب شركت نمايند .

7- تغييرات در مديران ، از سرپرست به مربي :

گروههاي فرايندي كه شامل يك يا چند نفر هستند نيازي به رييس ندارند ؛ آنان به مربي نياز دارند . گروهها از مربيان خويش خواهان اندرز هستند ؛ مربيان به گروهها كمك مي‌كنند تا مسائل را حل كنند .

8- تغييرات ساختار سازماني از سلسله‌مراتبي به مسطح :

در شركتهايي كه مهندسي مجدد كرده‌اند ساختار سازماني آنچنان موضوع مهمي نيست ؛ كار در اطراف فرايندها و گروههايي سازمان مي‌يابد كه آنرا انجام مي‌دهند . كاركنان با هركسي كه نياز داشته باشند ارتباط برقرار مي‌كنند ؛ كنترل به افرادي واگذار مي شود كه فرايند را اجرا مي‌نمايند .

رويكرد سازمانها به مهندسي مجدد از چه عواملي سرچشمه مي‌گيرد ؟

امروزه مهندسي مجدد به يكي از داغترين بحثهاي مديريتي تبديل شده است . كارشناسان مهندسي مجدد را به عنوان كشتي نجات براي سازمانهاي در حال نابودي و غـرق شدن مي‌دانند ، اما به راستي چرا مهندسي مجدد ؟ علل روي آوردن سازمانها به مهندسي مجدد مي‌تواند وابسته به عوامل خارجي يا عوامل داخلي سازمان باشد . با ايجاد بهبود در فرايندها مي‌توان در كوتاه‌مدت سازمان را نجات داده و جايگاه نسبتا قابل قبولي براي سازمان ايجاد كرد اما چنانچه سازمان براي بلندمدت خود اهدافي دارد مي‌بايست جايگاه خود را به كلاس جهاني برساند و اين امر جز از طريق مهندسي مجدد فرايندها حاصل نخواهد شد . در اين گام به بررسي عوامل خارجي و داخلي يا پيشرانه‌هاي موثر در روي آوردن سازمانها به مهندسي مجدد و انتخاب آن به عنوان راه نجات سازمان ، مي‌پردازيم :

الف - عوامل خارجي :

با مشاهده سطح رقابت افزايشي در بازارهاي جهاني نياز به نوآوري در سازمان بيشتر ملموس مي‌شود تا سازمان بتواند خدمات يا محصولات با استانداردهاي جهاني و قابل رقابت توليد كند . بنابراين ، افزايش دانش و همچنين هماهنگي بين فرايندهاي سازمان از بزرگترين چالشهاي سازمانهاي امروزي به شمار مي‌رود . مهندسي مجدد مي‌تواند به عنوان ابزاري جهت بهبود شگرف در عملكرد به كار رود . رشد فناوري اطلاعات نيز به عنوان يكي ديگر از عوامل انتخاب مهندسي مجدد سازمانها به حساب مي‌آيد . اهميت فناوري اطلاعات امروزه به گونه‌اي است كه تقريبا هر وظيفه‌اي در سازمان به نحوي با آن سروكار خواهد داشت . رشد روزافزون فناوري اطلاعات به گونه‌اي است كه مي‌تواند به عنوان عامل تسهيل‌كننده جهت توسعه شكل جديد سازمان و معماري آن باشد . تغييرات سريع فناوري اطلاعات ، سازمانها را وادار مي‌كند تا بروز باشند و ارتباطات را سريعتر و مطلوبتر به‌ انجام رسانند . شرايط متغير و غيرقابل پيش‌بيني در محيط بازار ، زندگي اجتماعي ، امور فني و سازماني ، تغييرات اقتصادي ، مقررات و قواعد جديد از ديگر عوامل انتخاب مهندسي مجدد توسط سازمانها هستند . به طور خلاصه عوامل يا پيشرانه‌هاي خارجي انتخاب مهندسي مجدد عبارتند از :

1- افزايش سطح رقابت در بازارهاي جهاني .

2- تغييرات نياز مشتريان .

3- افزايش سطح انتظارات مشتريان .

4- پيشرفتهاي حاصل‌شده در فناوري اطلاعات .

5- محيط متغير و نامطمئن امروزي .

ب - عوامل داخلي :

عوامل داخلي نيز مي‌توانند از علتهاي انتخاب مهندسي مجدد براي سازمانها بشمار روند . تغيير در استراتژيهاي سازمان مي‌تواند به عنوان عاملي جهت تحريك سازمانها در انتخاب مهندسي مجدد براي ادامه مسير باشد . تغييرات در ساختار سازماني نيز ممكن است ضرورت ايجاد تغييرات در فرايندها را ملموس‌تر سازد . يك مثال ديگر از عوامل داخلي مي‌تواند ضرورت ساده‌سازي امور به شمار رود . ساده‌سازي مي‌تواند در مواردي چون سطوح عملكرد بهتر ، زير ذره‌بين بردن موارد عدم كارايي و كاهش پيچيدگي كاربرد داشته باشد . تغييرات موردنظر در فرايندها ، روشها ، مهارتها و رفتارها نيز مي‌توانند به عنوان عوامل داخلي در انتخاب مهندسي مجدد به شمار روند .

به طور خلاصه عوامل يا پيشرانه هاي داخلي مهندسي مجدد عبارتند از:

1- تغيير در استراتژيهاي سازمان .

2-تغيير ساختار سازماني .

3-ضرورت ساده‌سازي .

4- تغيير در فرايندها ، روشها ، مهارتها و رفتارها .

تفاوت طراحي مجدد و مهندسي مجدد در چيست ؟

واژه‌هاي طراحي مجدد(Redesign)  و مهندسي مجدد (Reengineering) گاهي اوقات به‌جاي يكديگر بكار مي‌روند ؛ اگرچه نتايج موردنظر اين دو ظاهرا يكسان به نظر مي‌رسند اما اين دو واژه تفاوت زيادي با يكديگر دارند ؛ فرايند طراحي مجدد روشي سيستماتيك است كه درصدد تسهيل و ساده كردن فرايندهاي فعلي شركت است در حاليكه مهندسي مجدد فرايندهاي جديدي ايجاد مي‌نمايد و باعث تغييرات ريشه‌اي و نوآورانه در شيوه‌هاي كسب‌وكار مي‌گردد . كارشناسان معتقدند كه طراحي مجدد فرايند هنگامي اتفاق افتاده است كه تقريبا ده الي بيست درصد جريان كار تغيير يابد و مهندسي مجدد هنگامي اتفاق افتاده است كه هفتاد الي صد درصد فرايندهاي كار تغيير يافته باشند .

 

                                تفاوت ميان طراحي مجدد و مهندسي مجدد

مهندسي مجدد فرايند

طراحي مجدد فرايند

تغيير ناگهاني و ريشه‌اي

پيشرفتهاي تدريجي

كار به‌صورت بنيادي مجددا ساختار مي‌يابد

ممكن است شامل اصلاح كار گردد

قوانين را مي‌شكند

قوانين را اصلاح مي‌كند

فرايند جديد ايجاد مي‌شود

فرايند فعلي را تسهيل مي‌كند

عمدتا به تكنولوژي وابسته است

ممكن است به تكنولوژي وابسته باشد

نوعا مزاياي آن زياد است

نوعا مزاياي آن كم است

درصد ريسك آن بالاست

درصد ريسك آن كم يا متوسط است

كاهش هزينه‌ها در آن زياد است

كاهش هزينه‌ها در آن كم تا متوسط است

 

نقش فناوري اطلاعات در مهندسي مجدد

 

شركتي كه نتواند ديدگاه خود را در مورد تكنولوژي دگرگون كند توان دست زدن به مهندسي مجدد كسب‌وكار خود را نيز نخواهد داشت ، وضع شركت‌هايي هم كه تكنولوژي اطلاعات را برابر با خود كاركردن دانسته و يا نخست در پي شناخت مشكل و سپس يافتن تكنولوژي لازم براي حل آن هستند نيز چنين است . بهره‌گيري از فناوري اطلاعات به عنوان دستيار و آسان‌كننده كار يكي از نيازهاي اساسي مهندسي مجدد است . تفكر عيني يعني تعريف مساله و سپس يافتن يك و يا چند راه‌حل ، براي بيشتر مديران ارشد آسان است ولي بكارگيري فناوري اطلاعات در روند مهندسي مجدد ، نيازمند تفكر استنتاجي است ؛ بدين معني كه نخست يك عامل نيرومند و سازنده را پيدا كنيم و سپس به جستجوي مساله‌هايي بپردازيم كه عامل ياد شده توانايي حل آنها را دارد . اشتباه بزرگ بيشتر شركت‌ها اين است كه فناوري را با ديد فرايند موجود خود مي‌نگرند . آنها از خود مي‌پرسند : چگونه مي‌توانيم از توانايي‌هاي يك تكنولوژي تازه براي پيشبرد ، بالا بردن و بهتر كردن آنچه اكنون انجام مي‌دهيم استفاده كنيم ؟ در حاليكه بايد چنين پرسشي را طرح نمايند كه چگونه مي‌توانيم فناوري را به كار گيريم تا آنچه را اكنون در توانمان نيست انجام دهيم ؟ مهندسي مجدد ، در پي نوآوريست ؛ اين فرايند مي‌خواهد با دستيابي به آخرين يافته‌هاي تكنولوژي به هدفهاي كاملا تازه‌اي برسد . يكي از دشوارترين بخش‌هاي مهندسي مجدد ، تشخيص توانمنديهاي نو و بي‌سابقه تكنولوژي به جاي بهره‌گيري از توانايي‌هاي شناخته شده آن است . خريداري تكنولوژي موجود كاري چندان برجسته نيست بلكه بايد جنبه‌هاي نهفته و خلاقيت‌هاي تازه را كشف و استفاده كرد . پايگاه‌هاي اطلاعاتي نوين ، امكان دسترسي به آگاهيهايي را كه در گذشته ويژه مديريت بود براي همه كاركنان فراهم كرده است ؛ دسترسي به اطلاعات همراه با ابزار تجزيه‌وتحليل و نمونه‌سازي كه كار با آنها بسيار آسان طراحي شده است تواناييهاي گسترده‌اي براي تصميم‌گيري به كاركنان مي‌رساند . در مهندسي مجدد بايد دانست كه تكيه بر تكنولوژي به تنهايي كافي نبوده و لازم است تا از دانسته‌ها بسوي ناشناخته‌ها شتافت .

در يك سازمان ، چه كساني اجراي مهندسي مجدد را بر عهده دارند ؟

 

در شركت‌هايي كه به مهندسي مجدد پرداخته‌اند شاهد پيدايش نقش‌هاي زير به صورت مستقل و يا تركيبي هستيم :

1- راهبر :

اين فرد مجوز لازم را داده و انجام مهندسي مجدد را ممكن مي‌سازد . وي از مقامات ارشد شركت است كه اختيار زير و رو كردن سازمان را دارد و تا حدي بر كاركنان نفوذ دارد كه مي‌تواند آنها را به پذيرش آثار ويرانگر تشكيلات كنوني و در نتيجه اشتياق به مهندسي مجدد فرايندها فرا خواند . نقش آغازين راهبر الهام‌بخشي و انگيزش است ؛ رهبر همچنين بايستي محيط انجام مهندسي مجدد را آماده نمايد . رهبر مناسب تنها به اعتبار سمت اداري انتخاب نمي‌شود بلكه از نظر شخصيتي نيز بايد آينده‌نگر ، پرتحرك و هوشمند باشد ؛ فردي محافظه كار نمي‌تواند به چنين دگرگونيهايي دل داده و از آنها پشتيباني كند.

2- ناظر :

به نوعي مسئول انجام مهندسي مجدد در فرايند محسوب شده و بايستي از مديران ارشد و داراي احترام و نفوذ در شركت باشد . در حاليكه كار رهبر به راه‌انداختن كلي مهندسي مجدد است وظيفه ناظر نيز اجراي جزئي و دقيق برنامه در يك بخش معين است . اگر چه ناظر مجري مستقيم فعاليتها نبوده بلكه ناظر اجراي آنهاست اما با كامل شدن طرح مهندسي مجدد ، وظيفه ناظر پايان نمي‌يابد . در سازمانهاي فرايندگرا ، به جاي وظيفه‌ها و عوامل جغرافيايي ، فرايند پايه سازماندهي و تشكيلات است ؛ بنابراين همواره يك ناظر لازم است تا فرايند را زير نظر داشته و اجراي درست آنرا سرپرستي كند .

3- تيم مهندسي مجدد :

كار واقعي مهندسي مجدد و بار سنگين آن بر دوش اعضاي اين تيم است . هر تيم تنها مسووليت يك فرايند را در يك زمان بر عهده مي‌گيرد . در تشكيل اين تيم دو گروه افراد دروني و بيروني حضور دارند . افراد دروني كساني هستند كه وظايف موجود درون فرايند را عهده‌دار بوده و با آنها آشنايي دارند ؛ آنها از يك سو به تيم كمك مي‌نمايند تا مسير جريان را پيگيري نموده و مشكلات و راه‌بندهاي آنرا تشخيص دهند و از سوي ديگر ممكن است در بازانديشي و يافتن راه‌هاي تازه كمك كنند . افراد دروني به تنهايي نمي‌توانند به مهندسي مجدد يك فرايند بپردازند بلكه ديدگاه آنها محدود به فراينديست كه تا اندازه‌اي با آن آشنايند و نمي‌توانند ارتباط اين فرايند با كل سازمان را ارزيابي كنند ؛ اما افراد بيروني يا خارجي در عملكرد و كار جاري تيم مشاركت ندارند و بنابراين مي‌توانند ديدگاه گسترده‌تر و هدف‌هاي عاليتري براي آن داشته باشند . در شركت‌هايي كه براي نخستين بار به مهندسي مجدد دست مي‌زنند ، بهتر است كه اين افراد از خارج سازمان باشند .

با متدولوژيهاي گوناگون مهندسي مجدد آشنا شويم

 

از آنجا كه نظريه مهندسي مجدد ، نظريه نسبتا جديدي براي بهبود كسب‌وكار است ، روشها و رويكردهاي آن همچنان در حال توسعه‌اند و از آنجا كه كاربرد مفاهيم مهندسي مجدد مي‌تواند فرم‌هاي مختلفي به خود بگيرد ، متدولوژيهاي آن نيز از يكديگر متمايزند ، زيرا تاكيد بر روي برخي فاكتورها در يك پروژه مهندسي مجدد تا پروژه ديگر فرق خواهد داشت .

رويكردها و متدولوژيهاي متفاوتي توسط محققان براي مهندسي مجدد ارائه شده است كه مي‌توان دسته‌بنديهاي مختلفي براي آنها در نظر گرفت . يك روش براي دسته‌بندي پروژه‌هاي مهندسي مجدد ، چگونگي تاكيد و تمركز آنها بر روي فاكتورهايي از قبيل فناوري اطلاعات ، استراتژي ، مديريت كيفيت ، عمليات و منابع انساني است . يك روش ديگر ، چگونگي نگرش متدولوژيها به ماهيت ابداعي مهندسي مجدد و ذاتي‌بودن آن است ؛ به عنوان مثال هامر و چمپي درجه وابستگي مهندسي مجدد به خلاقيت ، ابداع و تفكر نو را بسيار بيشتر از وابستگي به تجربيات جاري و گذشته مي‌دانند ؛ چنانكه معتقدند براي مهندسي مجدد ، سازمان مي‌بايست با يك صفحه سفيد آغازي دوباره داشته باشد . با چنين نگاهي تعريف يك رويكرد ساخت‌يافته براي مهندسي مجدد غيرممكن است . از طرف ديگر افرادي چون داونپورت ، شورت ، هاريسون و فيوري معتقد به تعريف چارچوبي مشخص براي مهندسي مجدد هستند و استفـاده از تجربيات در مهندسي مجدد را لازم دانسته و معتقدند براي انجام پروژه مهندسي مجدد ، ارائه طرحها و برنامه‌هاي كاري به همراه آموزش و انگيزش افراد الزامي ‌است ؛ در اين گام تلاش مي‌شود تا بعضي متدولوژيهاي ساخت‌يافته به طور خلاصه شرح داده شود ؛ به طور كلي ، متدولوژي مجموعه‌اي سازمان‌يافته از روشها ، تكنيك‌ها و ابزارهاست كه به منظور دستيابي به اهداف از پيش‌ تعيين‌شده ، توسعه يافته است .

براي اجراي مهندسي مجدد متدولوژيهاي ساخت‌يافته بسياري پيشنهاد شده است كه اغلب آنها اجزاء مشتركي داشته و اجراي مهندسي مجدد را به عنوان پروژه‌اي كه در سازمان از بالا به پايين تعريف مي‌شود نشان مي‌دهند . متدولوژيهاي معروف مهندسي مجدد عبارتند از :

1 - متدولوژي مهندسي مجدد كلين (Kelien,1994) :

گامهاي آن عبارتند از :

1-1- آماده‌سازي : در اين گام اعضاي پروژه مهندسي مجدد سازماندهي و فعال مي‌شوند .

1-2- تشخيص : توسعه مدلهاي مشتري‌مدار براي فرايندهاي كسب‌وكار .

1-3- انتخاب : انتخاب فرايندها براي مهندسي مجدد و تنظيمات لازم جهت طراحي مجدد .

1-4- راه حل : تعريف نيازهاي فني براي فرايندهاي جديد و توسعه جزئيات برنامه اجرايي .

1-5- انتقال : اجراي مهندسي مجدد .

2 - متدولوژي مهندسي مجدد فيوري (Furey,1993) :

2-1- تشخيص نيازهاي مشتري و تنظيم اهداف .

2-2- اندازه‌گيري و نقشه‌كردن فرايندهاي موجود .

2-3- تجزيه‌و‌تحليل فرايندهاي موجود .

2-4- الگوبرداري از بهترين عملكرد .

2-5- طراحي فرايندهاي جديد .

2-6- اجراي فرايندهاي باز مهندسي شده.

3 - متدولوژي مهندسي مجدد گاها (Guha,1993) :

3-1- چشم‌انداز : به تصوير كشيدن پروژه مهندسي مجدد توسط تعهد مديريت ، تشخيص ، فرصتهاي مهندسي مجدد ، همراستايي با استراتژيهاي كسب‌وكار و تعريفهاي لازم جهت استفاده از فناوري اطلاعات .

3-2- اقدامات اوليه : سازماندهي تيم مهندسي مجدد و تنظيم اهداف عملكرد .

3-3- تشخيص : مستند كردن فرايندهاي موجود و تشخيص شكافها در عملكرد .

3-4- آلترناتيوها : تعريف جايگزينها ، نمونه‌هاي اوليه و انتخاب زير ساختهاي فناوري اطلاعات .

3-5- احيا و نوسازي : اجراي مهندسي مجدد و نصب مولفه‌هاي فناوري اطلاعات و تشخيص ديگر مولفه‌هاي كسب‌وكار .

3-6- مانيتورينگ : تشخيص اندازه‌گيريهاي عملكرد و بهبودهاي مستمر .

4 - متدولوژي مهندسي مجدد جوهانسون  (Gohansson,1993):

4-1- كشف : تنظيم استراتژيها و چشم‌انداز براي كسب‌وكار .

4-2- طراحي مجدد : طراحي مجدد كليه فعاليتها ، مهارتها و فرايندها .

4-3- تحقق : تكنيكهاي مديريت تغيير ، سازماندهي تيم مهندسي مجدد ، ارتباطات ، اندازه‌گيري عملكرد و مديريت تغيير .

5- متدولوژي مهندسي مجدد پتروزو و استپر (Stepper & Petrozzo,1994) :

5-1- كشف : تشخيص مساله ، تنظيم اهداف ، تشخيص فرايندها براي طراحي مجدد و شكل‌دادن تيم مهندسي مجدد .

5-2- جستجو و جمع‌آوري : تجزيه‌وتحليل فرايند ، مستندسازي ، الگوبرداري و تشخيص نيازهاي فناوري اطلاعات .

5-3- نوآوري و ساخت : تفكر مجدد در خصوص فرايندها .

5-4- سازماندهي مجدد ، آموزش مجدد و ابزارسازي مجدد : اجراي فرايندهاي جديد و آموزش فناوري نوين .

6 -  متدولوژي مهندسي مجدد داونپورت و شـــورت(Davenport & Short,1990)  :

6-1- چشم‌انداز : توسعه چشم‌انداز كسب‌وكار و اهداف فرايند .

6-2- تشخيص : تشخيص فرايندهايي كه نياز به طراحي مجدد دارند .

6-3- درك : درك فرايندهاي موجـود و اندازه‌گيري آنها .

6-4- تشخيـص : تشخيص قابليتـها و نيازسنجــيهاي IT .

6-5- طراحي نمونه اوليه : طراحي نمونه اوليه فرايندهاي جديد .

7 - متدولوژي مهندسي مجدد هاريسون و پرات (Harrison & Pratt,1993) :

7-1- انتخاب مسير : انتخاب مسير و تنظيم جهت براي تلاشهاي مهندسي مجدد .

7-2- الگوبرداري : تجزيه‌وتحليل فرايندهاي موجود و ارزيابي فرايندها در برابر مشتريان والگوبرداري .

7-3- چشم‌انداز فرايندها : خلق چشم‌انداز براي فرايندهاي آينده .

7-4- حل مساله : تشخيص بهبودهاي انفجاري و شناخت راه‌حل براي حالات مختلف تغيير .
7-5- برنامه‌ريزي : برنامه‌ريزي جامع براي بهبود فرايندها .

7-6-  اجرا : اجراي برنامه‌ريزي مهندسي مجدد .

7-7- بهبود مستمر : بهبود مستمر فرايندها و انعكاس اندازه‌گيري عملكرد .

8 - متدولوژي مهندسـي مجدد بارت (Barrett, 1994) :

8-1- دوران نهفتگي : انتخاب اعضاي تيم ، تشخيص بهترين فعاليت و تعريف نيازهاي فناوري اطلاعات .

8-2- تفكر هدفمند : تشخيص فرصتهاي بهبود و راهكارهاي جايگزين طراحي مجدد فرايندها .

8-3- كشف حقيقت : انتخاب روش اجرايي ، انگيزش تيم و تعهد .

8-4- آزمايش و يادگيـري : شروع آزمايش با نمونه‌هاي اوليه فرايندهاي پيشنهاد شده .

9 - متــدولوژي مهنــدسي مجدد كتينـــــگر (Kettinger,1997) :

9-1- چشم‌انداز : استقـرار تعهد مديريت و چشم‌انداز ؛ كشف فرصتهاي مهندسي مجدد ؛ تشخيص اهرمهاي فناوري اطلاعات ؛ انتخاب فرايندها براي طراحي مجدد .

9-2- اقدامات اوليه :  اطلاع‌رساني به عناصر سازمان ؛ سازماندهي تيم مهندسي مجدد ؛ برنامه‌ريزي پروژه ؛ تشخيص مشتريان خارجي فرايند ؛ نيازسنجي ؛ تنظيم اهداف عملكرد .

9-3- تشخيص : مستندكردن فرايندهاي موجود ؛ تجزيه‌وتحليل فرايندهاي مجدد .

9-4- طراحي مجدد :  تشخيص و تجزيه‌وتحليل فرايندهاي جديد ؛ تهيه نمونه اوليه و طراحي جزئيات فرايندهاي جديد ؛ طراحي ساختار منابع انساني ؛ طـراحي و تجزيه‌وتحليل سيستمهاي اطلاعاتي .

9-5- نوسازي و احيا :  سازماندهي مجدد قواعد مربوط به منابع انساني ؛ اجراي مولفه‌هاي سيستمهاي اطلاعاتي ؛ آموزش كاربران .

9-6- ارزيابي : ارزيابي عملكرد فرايندها ؛ برنامه‌هاي بهبود مستمر .

 

10 - متدولوژي مهندسي مجدد كوپرز و ليبرند (Coopers & Lybrand,1994) :

10-1- تشخيـص : فرايندهاي فعلي مشخص مي‌شوند .

10-2- مدل كردن فرايندهاي جاري : با مدل كردن فرايندهاي جاري ، نقاط قوت و ضعف آنها مشخص مي‌شود .

10-3- انتخاب : راهكارهاي جايگزين موجود جهت طراحي آزمايـش شده و بهترين آنها انتخاب مـي‌گردد .

10-4- اجرا : فرايندهاي طراحي‌شده به اجرا گذاشته مي‌شوند .

11 - متدولوژي مهندسي مجدد تگزاس اينسترومنت  (Texas Instruments):

11-1- آماده سازي .

11-2- درك و تشخيص .

11-3- طراحي مجدد .

11-4- اجرا .

12 - متدولوژي مهندسي مجدد راسمن (Ruessemann,1994) :

12-1- تعريف مساله و سازماندهي آن .

12-2- تجزيه‌وتحليل فرايند ، تشخيص و طراحي مجدد .

12-3- اجراي فرايندهاي جديد طراحي‌شده .

13 - متـدولـوژي مهندسـي مجـدد كنــدور (Condore) :

13-1- توسعه چشم‌انداز كسب‌وكار و اهداف فرايند .

13-2- درك فرايندهاي موجود .

13-3- تشخيص فرايندها براي طراحي مجدد .

13-4- تشخيص اهرمهاي تغيير (فناوري اطلاعات) .

13-5- بكارگيري فرايندهاي جديد .

13-6- عملياتي كردن فرايندهاي جديد .

13-7- ارزشيابي فرايندهاي جديد .

13-8- بهبود مستمر .

14 - متدولوژي مهندسي مجدد ابلنسكي (Obolenesky,1994) :

14-1- بدانيد كه چه مي‌خواهيد : درك نياز و دگرگون كردن ؛ تحليل ذينفعان كليدي و نيازهاي آنان ؛ چارچوبي براي موفقيت .

14-2- برنامه‌ريزي كنيد :  تهيه رئوس برنامه پيشنهادي ؛ فرايند برنامه‌ريزي .

14-3- اجرا كنيـد : تكنيكهاي فني ؛ تكنيكهاي فرهنگي .

14-4- سنجـش و ارزيابي برنامه‌ريزي دگرگوني : كنترل و بازيابي عمليات ؛ كنترل نتايج .

14-5- دستيابي به دگرگوني مداوم : دگرگوني در خود دگرگوني ؛ كنترل نتايج .

چه عواملي شكست مهندسي مجدد را به دنبال دارند ؟

فاكتورهاي منفي بسياري وجود دارند كه در صورتيكه به آنها بها داده شود ، زمينه‌ساز ناكامي مهندسي مجدد خواهند شد ؛ از جمله اين عوامل مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود :

Ø     كوشش براي اصلاح يك فرايند بجاي دگرگون كردن آن ؛ روش هاي توسعه‌اي همواره مطلوب بوده و كمتر با مخالفت روبه‌رو مي‌شوند ولي از سوي ديگر مطمئن‌ترين راه براي شكست در مهندسي مجدد هستند.

Ø     بي‌توجهي به فرايندها .

Ø     بي‌اعتنايي به ارزشها و اعتقادات كاركنان‌ .

Ø     به نتايج مختصر راضي شدن . تجربه نشان داده است كه اصلاحات مقطعي در دراز مدت بي‌تاثير و حتي مخرب هستند  .

Ø     زود تسليم شدن‌ .

Ø     فرهنگ سازماني كنوني و گرايشهاي مديريت ، موانع آغاز مهندسي مجدد هستند .

Ø     انتظار به راه افتادن مهندسي مجدد از پايين سازمان ؛ به دو دليل مهندسي مجدد از پايين سازمان انجام نمي‌شود : نخست اينكه فشار مورد نياز مهندسي مجدد بايد از بالاي سازمان تامين شود ، چراكه كاركنان رده پايين ديدگاه گسترده‌اي درمورد سازمان و مشكلات فرايندهاي آن ندارند . دوم آنكه مديران مياني به دليل ترس از به خطر افتادن توانايي‌ها و نفوذ و اختيارات كنوني ، دست به اينگونه دگرگوني‌ها نمي‌زنند.

Ø     بكارگيري رهبري كه مهندسي مجدد را نمي‌شناسد .

Ø     تنگ‌نظري در تخصيص منابع ؛ تخصيص منابع محدود اين انديشه را نيز در كاركنان تقويت مي‌كند كه مهندسي مجدد مرحله‌اي گذراست.

Ø     كوشش به راضي نگهداشتن همگان ؛ در اجراي مهندسي مجدد خيلي از واحدها منحل شده و شايد پاره‌اي از كاركنان پست خود را از دست بدهند ، لذا كوشش در خشنود كردن همگان بي‌نتيجه خواهد بود .

Ø     عقب‌نشيني در برابر مخالفان تحولات‌ .

Ø     طولاني شدن برنامه ؛ مهندسي مجدد براي همه كاركنان شركت با نگراني همراه است . تجربه نشان مي‌دهد كه زماني حدود دوازده‌ماه بيشترين وقتيست كه سازمان بايد براي طراحي يك طرح جديد و آغاز به پياده‌سازي آن صرف نمايد .

 

انواع ماهواره satellites

 انواع ماهواره satellites

ماهواره ها برای مطالعه کائنات، ایستگاه های هواشناسی، انتقال تماس های تلفنی از فراز اقیانوس ها، ردیابی و تعیین مسیر کشتی ها، هواپیماها و همینطور امور نظامی بکار می روند.

 

قمر مصنوعی( شی ) ایست که توسط انسان ساخته شده و بطور مداوم در حال حرکت در مداری حول زمین یا اجرام دیگری در فضا می باشد. بیشتر ماهواره های ساخته شده تاکنون حول کره زمین در حرکت هستند و در مواردی چون مطالعه کائنات، ایستگاه های هواشناسی، انتقال تماس های تلفنی از فراز اقیانوس ها، ردیابی و تعیین مسیر کشتی ها، هواپیماها و همینطور امور نظامی بکار می روند. ماهواره هایی نیز وجود دارند که دور ماه، خورشید، اجزام نزدیک به زمین و سیاراتی نظیر زهره، مریخ و مشتری در حال گردش می باشند.
این ماهواره ها اغلب اطلاعات مربوط به جرم آسمانی که حول آن در گردشند را جمع آوری می کنند. به جز ماهواره های مصنوعی مذکور، اشیای در حال گردش دیگری نیز در فضا وجود دارند از جمله: فضاپیماها، کپسول های فضایی و ایستگاه های فضایی که به آنها نیز ماهواره می گوییم. همچنین اجرام دیگری نیز به نام زباله های فضایی شامل بالابرنده های مستهلک راکت ها، تانک های خالی سوخت و... که به زمین سقوط نکرده اند نیز در فضا وجود دارند. در سال ۱۹۵۵ شوروی تحقیقات خود را برای پرتاب ماهواره مصنوعی به فضا آغاز کرد. در چهارم اکتبر ۱۹۵۷ این اتحادیه ماهواره اسپاتنیک۱ را به عنوان اولین ماهواره مصنوعی به فضا ارسال نمود.
در تاریخ ۳ نوامبر۱۹۵۷ اتحادیه جماهیر شوروی دومین ماهواره مصنوعی یعنی اسپاتنیک۲ را به فضا فرستاد. این ماهواره حامل اولین حیوانی بود که به فضا سفر کرد. سگی به نام «لایکا.» پس از آن ایالات متحده ماهواره کاوشگر۱ را در تاریخ ۳۱ ژانویه ۱۹۵۸ و آونگارد۱ را در تاریخ ۱۷ مارس همان سال به فضا فرستاد. نخستین ماهواره ارتباطی اکو۱ در ماه اگست سال۱۹۶۰ از ایالات متحده به فضا فرستاده شد. این ماهواره امواج رادیویی به زمین می فرستاد. در آوریل ۱۹۶۰ نیز اولین ماهواره هواشناسی تیروس۱ که تصاویر ابرها را به زمین ارسال می کرد فرستاده شد. نیروی دریایی آمریکا سازنده اولین ماهواره ردیاب، ترانزیت۱ب در آ.ریل سال۱۹۶۰ بود. به این ترتیب تا سال ۱۹۶۵ در هر سال بیش از ۱۰۰ ماهواره به مدارهایی در فضا فرستاده شدند. از سال ۱۹۷۰ دانشمندان به کمک رایانه و نانوتکنولوژی موفق به اختراع سازه ها تجهیزات پیشرفته تری برای ماهواره شده اند. به علاوه کشور های دیگر همینطور سازمان های تجاری مبادرت به خریداری و ارسال ماهواره نموده اند. در سال های اخیر بیشتر از ۴۰ کشور ماهواره در اختیار دارند و نزدیک به ۳۰۰۰ ماهواره در مدارها به انجام ماموریت های خود می پردازند
● انواع مدارها
مدارهای ماهواره ها اشکال گوناگونی دارند، برخی دایره شکل و برخی به شکل بیضی می باشند. مدارها از لحاظ ارتفاع نیز با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال بعضی از ماهواره ها در مداری دایره شکل حول زمین خارج از اتمسفر در ارتفاع ۲۵۰ کیلومتر در حرکت اند و برخی در مداری حرکت می کنند که بیش از ۳۲۲۰۰ کیلومتر از زمین فاصله دارد. ارتفاع بیشتر مدار برابر است با دوره گردش(مدت زمانیکه ماهواره یک دور کامل در مدار خود حرکت می کند) طولانی تر. یک ماهواره زمانی در مدار خود باقی می ماند که بین شتاب ماهواره(سرعتی که ماهواره می تواند در طی یک مسیر مستقیم داشته باشد) و نیروی گرانش ناشی از جرم آسمانی که ماهواره تحت تاثیر آن می باشد و دور آن در گردش است تعادل وجود داشته باشد. چنانچه شتاب ماهواره ای بیشتر از گرانش زمین باشد ماهواره در یک مسیر مستقیم از زمین دور می شود و چنانچه این شتاب کمتر باشد ماهواره به سمت زمین برخواهد گشت. برای درک بهتر تعادل بین گرانش و شتاب، جسم کوچکی را در نظر بگیرید که به انتهای یک رشته طناب متصل و در حال چرخش است. اگر طناب پاره شود جسم متصل به آن در یک مسیر صاف به زمین می افتد. طناب در واقع کار گرانش را انجام می دهد تا شی» بتواند به چرخش خود ادامه دهد. ضمنا وزن شی و طناب می توانند نشانگر رابطه بین ارتفاع ماهواره و دوره گردش آن باشد. طناب بلند مانند ارتفاع بلند است، هرچه طناب بلندتر باشد زمان بیشتری نیاز است تا شی» متصل به آن یک دور کامل بچرخد. طناب کوتاه مانند ارتفاع کوتاه است و در زمان کمتری شی» مذکور یک دور کامل در مدار خود گردش خواهد کرد. انواع گوناگونی از مدارها وجود دارند اما اغلب ماهواره هایی که حول زمین در گردشند در یکی از این چهارگونه مدار حرکت می کنند:
۱) ارتفاع بلند، ژئوسینکرنوس.
۲)ارتفاع متوسط.
۳)سان سینکرنوس، قطبی.
۴)ارتفاع کوتاه.(شکل اغلب این گونه مدارها دایره است)
● انواع ماهواره ها
ماهواره های مصنوعی بر اساس ماموریت هایشان طبقه بندی می شوند. شش نوع اصلی ماهواره وجود دارند:
۱)تحقیقات علمی:
ماهواره های تحقیقات علمی اطلاعات را به منظور بررسی های کارشناسی جمع آوری می کنند. این ماهواره ها اغلب به منظور انجام یکی از سه ماموریت زیر طراحی و ساخته می شوند.
▪ جمع آوری اطلاعات مربوط به ساختار، ترکیب و تاثیرات فضای اطراف کره زمین.
▪ ثبت تغییرات در سطح و جو کره زمین.
▪ مشاهده سیارات، ستاره ها و اجرام آسمانی در فواصل بسیار دور.
۲)هواشناسی:
ماهواره های هواشناسی به دانشمندان برای مطالعه بر روی نقشه های هواشناسی و پیش بینی وضعیت آب و هوا کمک می کنند. این ماهواره ها قادر به مشاهده وضعیت اتمسفر مناطق گسترده ای از زمین می باشند.بعضی از ماهواره های هواشناسی در مدارهای سان سینکرنوس، قطبی، در حرکتند که توانایی مشاهده بسیار دقیق تغییرات در کل سطح کره زمین را دارند. آنها می توانند مشخصات ابرها، دما، فشار هوا، بارندگی و ترکیبات شیمیایی اتمسفر را اندازه گیری نمایند. از آنجا که این ماهواره ها همواره هر نقطه از زمین را در یک ساعت مشخص محلی مشاهده می کنند دانشمندان با اطلاعات به دست آمده قادر به مقایسه دقیق تر آب و هوای مناطق مختلفند. ضمنا شبکه جهانی ماهواره های هواشناسی که در این مدارها در حرکتند می توانند نقش یک سیستم جستجو و نجا ت را برعهده گیرند. آنها تجهیزات مربوط به شناسایی سیگنال های اعلام خطر در همه هواپیماها و کشتی های خصوصی و غیرخصوصی را دارا هستند. بقیه ماهواره های هواشناسی در ارتفاع های بلندتر در مدارهای ژئوسینکرنوس قرار دارند. از این مدارها، آنها می توانند تقریبا نصف کره زمین و تغییرات آب و هوایی آن را در هر زمان مشاهده کنند. تصاویر این ماهواره ها مسیر حرکت ابرها و تغییرات آنها را نشان می دهد. آنها همینطور تصاویر مادون قرمز نیز تهیه می کنند که گرمای زمین و ابرها را نشان می دهد.
۳)ارتباطی:
ماهواره های ارتباطی در واقع ایستگاه های تقویت کننده سیگنال ها هستند، از نقطه ای امواج را دریافت و به نقطه ای دیگر ارسال می کنند. یک ماهواره ارتباطی می تواند در آن واحد هزاران تماس تلفنی و جندین برنامه شبکه تلوزیونی را تحت پوشش قرار دهد. این ماهواره ها اغلب در ارتفاع های بلند، مدار ژئوسینکرنوس و بر فراز یک ایستگاه در زمین قرار داده می شوند.یک ایستگاه در زمین مجهز به آنتنی بسیار بزرگ برای دریافت و ارسال سیگنال ها می باشد. گاهی چندین ماهواره که دریک شبکه و درمدارهای کوتاه تر قرار گرفته اند، امواج را دریافت و با انتقال دادن سیگنال ها به یکدیگر آنها را به کاربران روی زمین در اقصی نقاط آن می رسانند. سازمان های تجاری مانند تلویزیون ها و شرکت های مخابراتی در کشورهای مختلف از کاربران دائمی این نوع ماهواره ها هستند.
۴)ردیاب:
به کمک ماهواره های ردیاب، کلیه هواپیماها، کشتی ها و خودروها بر روی زمین قادربه مکان یابی با دقت بسیار زیاد خواهند بود. علاوه بر خودروها و وسایل نقلیه اشخاص عادی نیز می توانند از شبکه ماهواره های ردیاب بهره مند شوند. در واقع سیگنال های این شبکه ها در هر نقطه ای از زمین قابل دریافتند. دستگاه های دریافت کننده، سیگنال ها را حداقل از سه ماهواره فرستنده دریافت و پس از محاسبه کلیه سیگنال ها، مکان دقیق را نشان می دهند.
۵)مشاهده زمین:
ماهواره های مخصوص مشاهده زمین به منظور تهیه نقشه و بررسی کلیه منابع سیاره زمین و تغییرات ماهیتی چرخه های حیاتی در آن، طراحی و ساخته می شوند. آنها در مدارهای سان سینکرنوس قطبی در حرکت اند. این ماهواره ها دائما در شرایط تحت تابش نور خورشید مشغول عکسبرداری از زمین با نور مرئی و پرتوهای نامرئی هستند. رایانه ها در زمین اطلاعات به دست آمده را بررسی و مطالعه می کنند. دانشمندان به کمک این ماهواره معادن و مراکز منابع در زمین را مکان یابی و ظرفیت آنها را مشخص می کنند. همینطور می توانند به مطالعه بر روی منابع آب های آزاد و یا مراکز ایجاد آلودگی و تاثیرات آن ها و یا آسیب های جنگل ها و مراتع بپردازند.
۶)تاسیسات نظامی:
ماهواره های تاسیسات نظامی مشتمل از ماهواره های هواشناسی، ارتباطی، ردیاب و مشاهده زمین می باشند که برای مقاصد نظامی بکار می روند. برخی از این ماهواره ها که به ماهواره های جاسوسی نیز شهرت دارند قادر به تشخیص دقیق پرتاب موشک ها، حرکت کشتی ها در مسیر های دریایی و جابجایی تجهیزات نظامی در روی زمین می باشند.
● زندگی و مرگ ماهواره ها
هر ماهواره حامل تجهیزاتی است که برای انجام ماموریت خود به آن ها نیاز دارد. برای مثال ماهواره ای که مامور مطالعه کائنات است مجهز به تلسکوپ و ماهواره مامور پیش بینی وضع هوا مجهز به دوربین مخصوص برای ثبت حرکات ابرها است. علاوه بر تجهیزات تخصصی، همه ماهواره ها دارای سیستم های اصلی برای کنترل تجهیزات خود و عملکرد ماهواره می باشند. از جمله سیستم تامین انرژی، مخازن، سیستم تقسیم برق و.... در هر یک از این بخش ها ممکن است از سلول های خورشیدی برای جذب انرژی مورد نیاز استفاده شود. بخش داده ها و اطلاعات نیز مجهز به رایانه هایی به منظور جمع آوری و پردازش اطلاعات به دست آمده از طریق تجهیزات و اجرای فرامین ارسال شده از زمین می باشد. هریک از تجهیزات جانبی و بخش های اصلی یک ماهواره بطور جداگانه طراحی، ساخته و آزمایش می شوند. متخصصان بخش های مختلف را کنارهم گذاشته و متصل می کنند تا زمانیکه ماهواره کامل شود و سپس ماهواره در شرایطی نظیر شرایطی که هنگام ارسال از سطح زمین و هنگام استقرار در مدار خود خواهد داشت آزمایش می شود. اگر ماهواره همه آزمایش ها را به خوبی گذراند آماده پرتاب می شود.
● پرتاب ماهواره
برخی ماهواره ها توسط شاتل ها در فضا حمل می شوند ولی اغلب ماهواره ها توسط راکت هایی به فضا فرستاده می شوند که پس از اتمام سوختشان به درون اقیانوس ها می افنتد. بیشتر ماهواره ها در ابتدا با حداقل تنظیمات در مسیر مدار خود قرار داده می شوند. تنظیمات کامل را راکت هایی انجام می دهند که داخل ماهواره کار گذاشته می شوند. زمانیکه ماهواره در یک مسیر پایدار در مدار خودقرار گرفت می تواند مدت های درازی در همان مدار بدون نیاز به تنظیمات مجدد باقی بماند.
● انجام ماموریت
کنترل بیشتر ماهواره ها در مرکزی بر روی زمین است. رایانه ها و افراد متخصص در مرکز کنترل وضعیت ماهواره را تحت نظر دارند. آنها دستورالعمل ها را به ماهواره ارسال می کنند و اطلاعات جمع آوری شده توسط ماهواره را دریافت می نمایند. مرکز کنترل از طریق امواج رادیویی با ماهواره در ارتباط است. ایستگاه ها یی بر روی زمین این امواج را از ماهواره دریافت و یا به آن ارسال می کنند. ماهواره ها معمولا به طور دائم از مرکز کنترل دستورالعمل دریافت نمی کنند. آنها در واقع مثل روبات های چرخان هستند. روباتی که سلول های خورشیدی خود را برای دریافت انرژی کافی تنظیم و کنترل می کند و آنتن های خود را برای دریافت دستورات خاص از زمین آماده نگه می دارد. تجهیزات ماهواره به صورت مستقل و اتوماتیک وظایف خود را انجام می دهند و اطلاعات را جمع آوری می کنند. ماهواره های موجود در ارتفاع های بلند مدار ژئوسینکرنوس در ارتباط همیشگی و دائم با زمین می باشند. ایستگاه های زمین می تواند دوازده بار در روز با ماهواره های موجود در ارتفاع کوتاه ارتباط برقرار نمایند.
در طول هر تماس ماهواره اطلاعات خود را ارسال و دستورالعمل ها را زا ایستگاه دریافت می کند. تبادل اطلاعات تا زمانیکه ماهواره از فراز ایستگاه عبور می کند می تواند ادامه داشته باشد که معمولا زمانی حدود ۱۰دقیقه است. چنانچه قسمتی از ماهواره دچار نقص فنی شود اما ماهواره قادر به ادامه ماموریت های خود باشد، معمولا همچنان به کار خود ادامه می دهد. در چنین شرایطی مرکز کنترل روی زمین بخش آسیب دیده را تعمیر و یا مجددا برنامه نویسی می کند. در موارد نادری نیز عملیات تعمیر ماهواره را شاتل ها در فضا انجام می دهند. و اما چنانچه آسیب های وارد آمده به ماهواره به اندازه ای باشد که ماهواره دیگر قادر به انجام ماموریت های خود نباشد مرکز کنترل فرمان توقف ماهواره را صادر می کند.
● سقوط از مدار
یک ماهواره در مدار خود باقی می ماند تا زمانیکه شتاب آن کم شود و در چنین حالتی نیروی گرانش ماهواره را به سمت پایین و به سمت اتمسفر می کشاند. سرعت ماهواره هنگام برخورد با مولکول های خارجی ترین لایه اتمسفر کم می شود. هنگامی که نیروی گرانش ماهواره را به سمت لایه های داخلی اتمسفر می کشاند هوایی که در جلوی ماهواره قرار می گیرد سریعا به قدری فشرده و داغ می شود که در این هنگام بخشی و یا تمامی ماهواره می سوزد

مختصری درباره مهندسی هوا فضا

مختصری درباره مهندسی هوا فضا

هوا فضا چیست؟ کار یک مهندس هوافضا چیست؟ یک مهندس هوا فضا در پایان دوره کارشناسی چه توانایی‌هایی دارد؟ هدف از تربیت یک کارشناس هوافضا چیست؟ گرایشها و شاخه‌های رشته دانشگاهی مهندسی هوافضا در دوره کارشناسی ارشد چیست؟
رشته هوا فضا یکی از رشته‌های گروه فنی مهندسی است.با توجه به رشد سریع و ناگهانی این علم در دهه‌های اخیر هم‌اکنون این رشته جزو رشته‌های استراتژیک علوم به حساب می‌آید.ولی با این وجود این رشته در ایران از قدمت زیادی برخوردار نیست.
رشته مهندسی هوا فضا برای اولین بار در سال ‌١٣٦٦ وارد ایران شد و اولین دوره کارشناسی این رشته را دانشگاه پلی‌تکنیک(امیرکبیر) راه اندازی کرد.هم اکنون این رشته در ‌٥ دانشگاه صنعتی شریف ، امیرکبیر ، امام حسین (ع) ، شهید ستاری و آزاد شعبه علوم و تحقیقات تدریس می‌شود .
همچون اکثر دیگر رشته‌های مهندسی طول متوسط دوره تحصیلی برای دوره کارشناسی ‌٤ سال است . و همچون بسیاری از رشته های مهندسی دروس این مجموعه شامل دروس عمومی ، پایه ، اصلی ، تخصصی ، کارگاهی و کارآموزی است و زمینه‌هایی چون آیرودینامیک ، سازه هوایی ، مکانیک پرواز و جلوبرنده‌ها دروس تخصصی این رشته را شامل می‌شوند .
باید توجه داشت که صنایع هوافضا در دنیا یکی از پیشروترین زمینه‌های تحقیقاتی است و همواره موجبات ترقی و جهش در سایر رشته‌های علوم و مهندسی را فراهم ساخته و در این راستا بودجه‌های عظیم نظامی و غیرنظامی را به خود اختصاص داده است ، موضوعاتی از قبیل طراحی و ساخت هلیکوپتر ، هواپیمای بدون سرنشین ، بدون موتور ، عمود پرواز و یا جنگنده از یک طرف و ساخت پایگاههای فضایی ، مسافرت به کرات دیگر و از طرف دیگر جامعیت و حساسیت این رشته را بیش از پیش روشن می‌سازد .
به طور کلی میتوان گفت هدف از تحصیل در این رشته آشنایی با شرایط اجسام پرنده و یا اجسام دارای شرایط جسم پرنده و بررسی و تحلیل این شرایط است .
دکتر کامران رییسی استاد رشته مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی امیرکبیر در معرفی این رشته می‌گوید: مهندسی هوافضا مجموعه‌ای از علوم و توانایی‌های علمی و عملی در زمینه تحلیل ، طراحی و ساخت وسایل پرنده‌ نظیر هواپیماها ، چرخ‌بال‌ها ، گلایدرها ، موشک‌ها و ماهواره‌ها است.
یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد این رشته نیز مهندسی هوا فضا را علمی استراتژیک می‌داند که در آن از همه علوم از جمله متالوژی ، کامپیوتر و الکترونیک استفاده می‌شود و هدف آن تربیت کارشناسانی است که کادر مورد نیاز محاسبات ، طراحی ، تحقیقات و ساخت صنایع مختلف هواپیمایی ، چرخ‌بال‌سازی و موشکی را تامین سازند. به همین دلیل دانشجویان این رشته موظف هستند که در طی تحصیل ‌٣ واحد پروژه بگیرند و در تابستان نیز در دفاتر مهندسی صنایع مربوط کارآموزی بکنند .
دروس تخصصی رشته مهندسی هوافضا بر چهار پایه کلی استوارند این چهار رکن اصلی عبارتند از : آیرودینامیک ، جلوبرنده ها ، مکانیک پرواز و سازه‌های هوافضایی .
به عنوان توضیح میتوان به این نکات اشاره کرد که :
آیرودینامیک به مطالعه و بررسی جریان هوا ، محاسبه نیروها و گشتاورهای ناشی از آن بر روی جسم پرنده می‌پردازد و مهندس هوا فضا با فراگیری این علم به تحلیل جریان‌های پیچیده در اطراف اجسام پرنده پرداخته و با به دست آوردن نیروهای آئرودینامیکی امکان بررسی پایداری و طراحی سازه را فراهم می‌کند .
جلوبرنده‌ها به مطالعه و بررسی سیستم‌های جلوبرنده اعم از موتورهای پیستونی ، توربینی ، راکت‌ها و نحوه تولید نیروی رانش در آنها می‌پردازد .
مکانیک پرواز به مطالعه و بررسی رفتار و حرکات جسم پرنده با استفاده از اطلاعات آئرودینامیکی ، هندسی و وزنی می‌پردازد و در واقع علم مکانیک پرواز از عملکرد ( performance ) تشکیل می‌شود و عملکرد به بررسی برد ، مسافت نشست و برخاست ، مداومت پروازی در سرعت‌های مختلف و پایداری و کنترل وسایل پرنده می‌پردازد .
سازه‌های هوافضایی به مطالعه و بررسی سازه‌های هواپیما و دیگر وسایل پرنده می‌پردازد و هدف آن طراحی سازه‌هایی است که علاوه بر استحکام کافی در برابر بارهای آئرودینامیکی و سایر بارهای استاتیکی وارد بر وسایل پرنده ، حداقل وزن ممکن را نیز داشته باشند .
قابل ذکر است که این رشته در مقطع کارشناسی ارشد ( در ایران ) دارای همین گرایشها میباشد و هم اکنون قابلیت ادامه تحصیل در رشته هوا فضا در داخل کشور تا مقطع دکترا میسر میباشد .
رشته هوافضا قرابت زیادی با تمامی گرایشهای مهندسی مکانیک دارد به این جهت دارای تعدادی واحد مشترک با گرایشهای مهندسی مکانیک مثل جامدات و سیالات میباشد .
و اما در مورد دورنمای شغلی و آینده کاری فارق التحصیلان رشته مهندسی هوا فضا :
در این زمینه دکتر رییسی اشاره می‌کند که:
همان‌طور که پیش از این گفتیم هدف اصلی صنعت هوافضا طراحی و ساخت وسایل پرنده است ، در نتیجه فارغ‌التحصیلان مهندسی هوافضا می‌توانند در صنایع و موسسات تحقیقاتی هواپیمایی ، موشکی و ماهواره فعالیت بکنند و همچنین در کلیه موسسات و سازمانهایی که به نحوی از وسایل پرنده استفاده می‌کنند ، به عنوان کارشناس تحقیق در عملیات و تعمیر و نگهداری خدمت کنند. اما علاوه بر اشتغال در مراکز فوق یک مهندس هوافضا با تسلط بر علوم آئرودینامیک ، طراحی سازه و روشهای طراحی توربو ماشین‌ها توانایی‌ کار در شاخه‌های متعددی از مهندسی و پروژه‌های خارج از حیطه صنایع هوافضایی را نیز دارد.
کاربرد زمینه‌های مطالعاتی یک مهندس هوافضا تنها به طراحی هواپیما و وسایل پرنده محدود نمی‌شود. برای مثال آئرودینامیک خودروها از برخی جهات شباهت زیادی به آئرودینامیک هواپیما دارد و امروزه در اغلب صنایع خودروسازی با استفاده از تونل باد و علم آئرودینامیک ، خودروهای کم مصرفتری می‌سازند. فرایند سیستم‌های کنترل صنعتی نیز با فرایندهای طراحی کنترل در وسایل پرنده بر یک مبنا است و همچنین سازه اتومبیل و کشتی مشترکات زیادی با سازه یک هواپیما دارد و بالاخره توربین‌های گاز یک نیروگاه یا ایستگاه پمپ گاز همانند یک موتور جت تحلیل و طراحی می‌گردند. در نتیجه یک مهندس هوافضا علاوه بر شرکت‌های هوایی در نیروگاهها ، صنایع نفت و گاز و صنایع خودروسازی فرصتهای شغلی خوبی دارد.
و اما در مورد مشکلات و دشواری‌های شغلی فارغ‌التحصیلان این رشته نیز میتوان به این نکات اشاره کرد که : مهمترین مشکل این رشته جدید بودن آن است و این که هنوز برای آن برنامه‌ریزی‌های لازم به صورت کلان تدوین نشده است و در نتیجه پراکنده‌کاری در این رشته زیاد است و در کل جذب نیروی انسانی از کانال صحیحی انجام نمی‌گیرد وگرنه عمدتا فارغ‌التحصیلان این رشته از نظر بازارکار مشکلی ندارند.
رشته مهندسی هوافضا نیازمند سرمایه‌گذاری کلان است و بیش از سایر صنایع از وضعیت اقتصادی کشور تاثیر می‌پذیرد یعنی اگر رشد اقتصادی خوبی داشته باشیم سرمایه‌گذاری در این بخش بیشتر می‌باشد و البته عکس این قضیه نیز صادق است.
فارغ‌التحصیلان کادر مورد نیاز محاسبات ، طراحی، تحقیقات و ساخت صنایع مختلف هواپیمایی، هلیکوپترسازی، موشکی و صنایع دیگر را تامین می‌کنند.
● و اما هوافضا در بخش خصوصی چه جایگاهی دارد ؟
در سال ‌٧٠ وزارت صنایع لایحه‌ای به مجلس داد که بر اساس آن بخش خصوصی می‌توانست در کشور فعالیت‌هایی در زمینه هوافضا انجام بدهد . از سال ‌٧٢ نیز به صورت رسمی مجموعه‌ای در وزارت صنایع متولی این کار شد و به صورت هدایت‌کننده شرکت‌ها و مجموعه‌های بخش خصوصی فعالیت خود را آغاز کرد که حاصل این کار ، تولیداتی مثل ساخت هواپیمای گلایدر در بخش خصوصی بود که طراحی آن توسط فارغ‌التحصیلان همین رشته انجام شد و در حال حاضر نیز ‌١٠ فروند از این هواپیما تولید شده و با اخذ مجوزهای بین‌المللی در باشگاههای سازمان هواپیمایی کشوری شروع به فعالیت کرده است. همچنین می‌توان به پروژه طراحی و ساخت هواپیمای سبک موتوردار اشاره کرد که با موفقیت انجام شده و پروازهای آزمایشی را نیز انجام داده است و بالاخره پروژه هواپیمای سم‌پاش از پروژه‌هایی است که به تازگی در بخش خصوصی صنایع کشور مطرح شده است .
در حال حاضر در کشور ما به ساخت هواپیما به دلیل عدم سرمایه‌گذاری توجه زیادی نمی‌شود اما فارغ‌التحصیلان این رشته می‌توانند در فرودگاهها در قسمت تعمیر و نگهداری هوایی و همچنین در صنایع دفاع روی طراحی موشک و جنگ‌افزارها فعالیت بکنند. علاوه بر اینها می‌توانند روی آئرودینامیک خودروها، سازه‌های خودروسازی و تولید توربین‌های بخار برای تولید برق کار بکنند. فارغ‌التحصیلان این رشته می‌توانند در شرکت‌های خصوصی، هواپیماهای کوچک دو نفره و یا چهارنفره‌ای را که در دست ساخت است با استانداردهای بین‌المللی تطابق داده و برای هواپیما گواهی پرواز یا تولید بگیرند.

دیوار صوتی

دیوار صوتی

در اعصار آغازین دوران هوانوردی ابتدایی، هواپیما ها بیشتر با سرعت های بسیار پایین نسبت به هواپیما های امروزی پرواز می کردند که حتی به بیشتر از ۳۰۰ کیلومتر در ساعت نمی رسید؛ در حالی که چنین سرعتی، سرعت مطلوب برای تیک آف یا برخاست یک هواپیمای جنگنده امروزی است و رسیدن به چنین سرعتی، ابداً مستلزم تلاش بسیار و فشار آوردن بیش از حد به موتور نمی باشد.
اما رفته رفته، سرعت هواپیما ها حتی با موتورهای پیستونی به گاه بالای ۶۵۰ کیلومتر بر ساعت رسیده و از آن زمان بود که دانشمندان علوم آیرودینامیک دریافتند که با افزایش سرعت، به تدریج میزان پسا افزایش پیدا کرده و در سرعت معینی، دیگر هواپیما قادر به سرعت گرفتن نبوده، گاه نیز استال می شوند.
در آن زمان، علت این موضوع بدین گونه بیان شد که با افزایش سرعت، به تدریج سرعت گردش انتها یا نوک پره های پروانه ی موتور، به سرعت صوت نزدیک شده و سرانجام در حداکثر سرعت یک هواپیمای پیستونی که حدود ۹۵۰ کیلومتر می باشد، سرعت انتهای پره ها از سرعت صوت گذشته و پسا یا درگ بسیاری ایجاد می شود که خود مانع سرعت گرفتن بیشتر هواپیماست.
در چنین سرعت هایی، پروانه موتور هواپیماهای پیستونی، نه تنها تراست یا نیروی کشش تولید نمی کند، بلکه در اثر سرعت بسیار زیاد، تبدیل به یک دیسک یا دایره توپر چرخنده می شود که جز ایجاد درگ و پسا، کار دیگری انجام نمی دهد.
آیرودینامیست های آن زمان این حد را یک محدوده سرعت یا همان دیوار صوتی در نظر گرفته و بسیاری از آنان نیز بر این عقیده بودند که گذشتن از دیوار صوتی و پشت سر گذاشتن آن، کاریست غیر ممکن؛ اما با ورود به عصر جت و پیشرفت علم آیرودینامیک، همه ما شاهد هستیم که این کار برای جنگنده های امروزی کاری بس سهل و آسان است.
حال، پس بررسی تاریخچه آن، بهتر است به اصل موضوع بپردازیم و نخست، ببینیم که خصوصیات صوت و دیوار صوتی چیست و چرا گذر از آن نیازمند قدرت و کشش و توانایی زیادی است.
صوت، در شرایط عادی (دما، فشار و … معمولی) در سطح دریا دارای سرعتی معادل ۳۳۲ متر بر ثانیه یا ۱,۱۹۵ کیلومتر بر ساعت می باشد که این سرعت، با افزایش ارتفاع و کاهش فشار و تراکم هوا، کاهش یافته و در ارتفاعات بالاتر، صوت فواصل را با سرعت کمتری می پیماید.
این مسئله بدین صورت است که صوت همانطور که می دانیم، از طریق ضربات ملکول های هوا به یکدیگر و انتقال انرژی آن ها فضا را طی می کند و هرچه تعداد مولکول ها در یک حجم معین بیشتر باشند، انتقال انرژی زودتر صورت پذیرفته و صوت با سرعت بیشتری انتقال می یابد؛ چنانکه سرعت صوت در مایعات بیشتر از هوا و در جامدات بسیار بیشتر از مایعات و هوا و معادل ۶۰۰۰ کیلومتر بر ساعت است. پس در نتیجه افزایش ارتفاع، تعداد ملکول ها در یک حجم معین کاهش یافته و صوت با سرعت کمتری فضا را می پیماید.
دیوار صوتی، شیئی فیزیکی و قابل روئیت نیست؛ بلکه، به دلیل اینکه گذشتن از سرعت صوت نیازمند توان بسیار بالای موتور و آیرودینامیک بسیار خوب می باشد، این حد را یک مانع برای رسیدن به سرعت های بالاتر دانسته و از آن به نام دیوار صوتی یاد می کنند.
عدد ماخ، در حقیقت همان نسبت سرعت شی پرنده یا همان هواپیما به سرعت صوت محیط است که به احترام دانشمندی آلمانی که برای اولین بار چنین مقیاسی را در نظر گرفت، آن را «ماخ» نام نهادند. پس عدد ماخ، کمیتی متغیر است و بسته به خصوصیات هوا مانند دما و فشار، تغییر کرده و کاهش یا افزایش می یابد.
اما حال که با عدد ماخ آشنا شدیم، به مهمترین و اصلی ترین عامل ایجاد دیوار صوتی یعنی همان «امواج ضربه ای یا Shockwaves» پرداخته و دلیل ایجاد درگ و پسای زیاد را در سرعت های نزدیک سرعت صوت، بررسی خواهیم کرد.
امواج ضربه ای یا شاک ویو ها، در حقیقت همان عامل اصلی ایجاد دیوار صوتی هستند. امواج ضربه ای، تغییری ناگهانی در فشار و دمای یک لایه از هواست که می تواند به لایه های دیگر منتقل شده و به صورت یک موج فضا را بپیماید.
برای درک بهتر مطلب، وقتی که سنگی در آب انداخته می شود، موج های در آب به وجود می آیند که به سمت خارج در حال حرکتند. این امواج، نتیجه افزایش سرعت یا اعمال نیرو به لایه ای از ملکول های آب است که قادر به انتقال به لایه های دیگر نیز می باشد، و امواج ضربه ای نیز، همان امواج درون آب هستند، با این تفاوت که آن ها در سیالی دیگر به جای آب به نام هوا، تشکیل می شوند.
در سرعت های نزدیک سرعت صوت، فرضیه غیر قابل تراکم بودن هوا رد شده و ضریب تراکم هوا به ۱۶% در می رسد، که مقداری غیر قابل چشم پوشی است. در این سرعت ها هوای جلوی بال یا لبه حمله به شدت متراکم گشته و دما و فشار آن به طرز قابل توجهی افزایش می یابد، همین مسئله، یکی از عوامل ایجاد امواج ضربه ای است. هواپیما با حرکت خود در هوا، نظم فشار هوای محیط را بر هم می زند و همانند قایقی که در آب در حال حرکت است، امواجی از آن ساطع شده و به دلیل اینکه این امواج با سرعت صوت حرکت می کنند و هواپیما زیر سرعت صوت در حال سیر است، از آن دور می شوند. اما کم کم، با نزدیک شدن به سرعت های ترانسونیک و حدود سرعت صوت، این امواج فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و در جلوی بال متراکم می شوند. در مناطقی از بدنه هواپیما که سطوح ناموزونی نسبت به جهت حرکت هواپیما دارد، سرعت گذر هوا افزایش یافته و بر اساس اصل برنولی، با افزایش سرعت سیال، فشار آن کاهش می یابد.
در چنین سرعت هایی، هوای اطراف این سطوح به سرعت صوت می رسد، گرچه هواپیما هنوز به سرعت صوت نرسیده باشد. در نتیجه رسیدن بعضی سطوح به سرعت صوت، امواج ضربه ای تولید شده و درگ یا پسای فراوانی را قبل از رسیدن به سرعت صوت تولید می کنند، که همین مسئله گذر از دیوار صوتی را مشکل می نماید.
به سرعتی که در آن حداقل یکی از سطوح هواپیما به سرعت صوت رسیده باشد،( گرچه این پدیده در مورد خود هواپیما صادق نباشد)، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach Number می گويند.
عدد ماخ بحرانی را می توان به سرعتی که نمودار پسا در مقابل سرعت سیر صعودی می گیرد، نیز تعریف نمود. در این سرعت، فرامین هواپیما کم کم شروع به درست جواب ندادن کرده و حالتی شبیه به کوبیدن بر روی بال توسط امواج ضربه ای به وجود می آید که با گذر از دیوار صوتی، فرامین هواپیما به حالت طبیعی خود باز می گردند.
بنابراین، در سرعتی که هواپیما به عدد ماخ بحرانی خویش می رسد، پسا به دلیل ایجاد امواج ضربه ای به طور قابل توجهی افزایش می یابد، پس، باید تلاش بر آن باشد تا عدد ماخ بحرانی هر چه بیشتر با بهبود ویژگی های آیرودینامیکی افزایش یابد، چون اگر این اتفاق در سرعت های پایین تر رخ دهد، هواپیما نیز باید از سرعت پایین تری جدال با افزایش پسا را شروع کند.
حال ببینیم که چرا با تولید امواج ضربه ای، پسا افزایش می یابد.
قانونی در مبحث دیوار صوتی بیان می کند که هر جریان هوایی که از یک موج ضربه ای بگذرد، موج ضربه ای انرژی کنتیکی یا جنشی سرعتی آن را گرفته و در خور تبدیل به گرما و افزایش فشار می کند، در نیتجه سرعت جریان هوای گذرنده از موج ضربه ای به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. با کاهش سرعت جریان هوا در جلوی بال ها در سرعت های نزدیک سرعت صوت، تلاش پیشرانه یا موتورهای هواپیما باید چند برابر شود تا اثر کاهش سرعت در اثر موج ضربه ای را خنثی نماید. در صورتی که عدد ماخ بحرانی هواپیمایی پایین باشد، در سرعت های پایین باید نیروی رانشی هواپیما چند برابر شود که مصرف سوخت فوق العاده ای را برای گذر از دیوار صوتی به دنبال خواهد داشت؛ اما، در صورت بالا بودن عدد ماخ بحرانی، هواپیما فقط مدت کوتاهی نیازمند قدرت و کشش بسیار زیاد برای شکستن دیوار صوتی می باشد.
با اعمال نیروی فراوان رانشی، سرانجام هواپیما بر مشکل پسای زیاد فائق آمده و از دیوار صوتی می گذرد. در نتیجه این عمل، امواج تولید شده توسط هواپیما از آن جا مانده و پشت سر هواپیما حرکت می کنند. در این حالت، وضعیت به حالت عادی بازگشته و پسای ایجاد شده به وضعیت نرمال باز می گردد. بعضی از هواپیما ها از تمام نیروی پس سوزشان یا ۱۰۰% قدرت موتور برای گذر از دیوار صوتی و یا سرعت ۱,۱۹۵ کیلومتر بر ساعت استفاده می کنند، در حالی که در سرعت های بسیار بالاتر، تنها از ۳۰% قدرت موتور برای رانش به جلو بهره می جویند. با دقت در این مثال، می توان به خوبی افزایش درگ و پسا و قدرت فروان لازم برای غلبه بر آن در سرعت های نزدیک به سرعت صوت را درک و تجزیه و تحلیل نمود.
امواج ضربه ای توسط هواپیما در سرعت صوت، بسیار قدرتمند می باشند، چنانکه در صورت پرواز هواپیما نزدیک به زمین و گذر آن از دیوار صوتی، امواج ضربه ای با منتهای قدرت به اجسام زمینی مانند شیشه های منازل و ساختمانها برخورد نموده و باعث شکستن آن ها می شود، یا حتی اگر شخصی در معرض امواج ضربه ای به طور مستقیم قرار گیرد، احتمال از دست دادن شنوایی و پاره شدن پرده گوش بسیار است. از امواج ضربه ای، در بمب ها و تسلیحات دیگر نیز استفاده می شود.
بمب ها با یک افزایش دما و فشار ناگهانی در لایه هایی از هوا، امواج ضربه ای به وجود آورده که از طریق هوا انتقال یافته و باعث شکستن شیشه ها و تخریب دیوار ها نیز می شود. اگر شخصی در فاصله ای نسبتاً نزدیک در فضایی تهی از هوا و خلاء، حتی نزدیک یک بمب ده تنی ایستاده باشد، بر فرض منفجر کردن بمب، آسیبی به وی نخواهد رسید، چون هوایی برای انتقال امواج ضربه ای وجود ندارد.
به دلیل تولید امواج ضربه ای در سرعت های حدود سرعت صوت، خلبانان سعی می کنند فقط مدت کوتاهی در چنین سرعت هایی ترانسونیک پرواز کرده و به زودی از دیوار صوتی گذر کنند، چون پرواز در این سرعت ها نیروی بسیار زیاد موتور در نیتجه افزایش فوق العاده میزان مصرف سوخت را در پی دارد.
اما حال ببینیم صدایی انفجار مانند که در هنگام شکستن دیوار صوتی تولید می شود نتیجه چیست. امواج حاصله از حرکت هواپیما یا صدای تولید شده در اثر حرکت، هر بار در سرعت های زیر سرعت صوت از هواپیما دور شده و به گوش شنونده می رسد. اما با رسیدن هواپیما به سرعت صوت، این صداها دیگر فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و کلاً در جلوی هواپیما جمع می شوند.
با گذر از سرعت صوت، صدایی چند ده برابر شده از حرکت هواپیما با هم به گوش شنونده می رسد که مانند یک انفجار شدید یا صدای رعد و برقی بسیار قدرتمند می باشد. شاید در تصاویر هواپیماهای در حال گذر از دیوار صوتی، هاله ای سفید رنگ را در اطراف هواپیما مشاهده کرده باشید. در هنگام گذر از دیوار صوتی، اگر هواپیما نزدیک به زمین و در محیطی مرطوب با درصد بخار آب زیاد باشد، بخار آب هوا در اثر امواج ضربه ای فشرده شده و ابر سفیدی را برای چند ثانیه پدید می آورند که همان هاله سفید رنگ قابل روئیت در تصاویر است. اما از امواج ضربه ای در موتورهای جت نیز استفاده می شود. بدین گونه که، هوا ورودی در موتورهای جت، حتی اگر هواپیما با سرعت های بالای صوت پروزا نماید، باید زیر سرعت صوت باشد تا قابلیت احتراق را در موتور داشته باشد.
بنابراین، اکثراً در ورودی موتورهای هواپیماهای جنگنده مخروطی را به شکل کامل یا نصف مانند هواپیماهای میگ ۲۱ یا اف ۱۰۴ ستارفایتر می بینیم، که فلسفه ایجاد این مخروط تولید عمدی امواج ضربه ای است.
در صورت تولید امواج ضربه ای، هوای عبوری از میان آن با سرعت کاهش یافته یا زیر صوت وارد موتور می شود و فرآیند احتراق به طور کامل انجام می پذیرد. برای انجام پرواز های مافوق صوت، اغلب هواپیماهای جنگنده از مقطع بال های ویژه ای که عدد ماخ بحرانی را به حداکثر می رسانند، استفاده می نمایند و مقطع بال ها معمولاً بسیار نازک و متقارن می باشد. به عقب برگشتگی بال های هواپیماهای مدرن نیز در نتیجه تلاش برای افزایش عدد ماخ بحرانی بوده چرا که آزمایش های تونل باد نشان داده که با به عقب برگشتگی بال ها به میزان چند درجه عدد ماخ بحرانی به میزان قابل توجهی افزایش می یابد، تا جایی که هواپیماهای مسافربری سریع السیر مانند بوئینگ ۷۴۷ که در حدود سرعت صوت یا حدود ۹۸۰ کیلومتر بر ساعت پرواز می کنند، نیز به بال هایی به عقب برگشته مجهزند. در برخی از هواپیماها، مانند هواپیمای اف ۱۴ تامکت، از سیستم بال های متغیر استفاده شده که در این سیستم، در سرعت های پایین که از عدد ماخ بحرانی خبری نیست بال ها گسترده می شوند و برای فراوانی تولید می کنند، ولی رفته رفته با نزدیک شدن به سرعت صوت، کامپیوتر موجود در این سیستم خود زاویه لازم برای افزایش عدد ماخ بحرانی را محاسبه کرده و بال را متناسب با زوایه آن تغییر داده و به عقب بر می گرداند. این سیستم به دلیل هزینه های بالا و سنگینی بیش از حد آن، دارای استفاده محدودی می باشد. هواپیماها کلاً از نظر سرعت نسبت به سرعت صوت به چند دسته زیر تقسیم می شوند:
▪ هواپیماهای زیر سرعت صوت یا مادون صوت با محدوده سرعت ۳۵۰ تا ۹۵۰ کیلومتر بر ساعت، Subsonic
▪ هواپیماهای حدود سرعت صوت با محدوده سرعت ۹۵۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر بر ساعت، Transonic
▪ هواپیماهای سرعت صوت با محدوده سرعت دقیقاً سرعت صوت نسبت به محیط، Sonic
▪ هواپیماهای بالای سرعت صوت یا مافوق سرعت صوت با محدوده سرعت ۱ ماخ تا ۵ ماخ، Supersonic
▪ هواپیماهای با سرعت بسیار بیشتر از سرعت صوت با محدوده سرعت ۵ ماخ و بالاتر، Hypersonic
لازم به ذکر است، اولین بار، خلبانی آزمایشی آمریکایی به نام چاک ییگر، با انجام اصلاحاتی بر روی یک بمب افکن قدیمی آن را به چهار موتور موشکی مجهز کرده و بر فراز بیایانی در آمریکا، پس از جدا شدن از هواپیمای مادر، به پرواز در آورد. پس چند ثانیه پرواز هواپیمای پرتقالی رنگ ملقب به X-۱ به صورت گلاید، خلبان چهار موتور موشکی خود را روشن کرده و پس از چند لحظه صدایی رعد آسا در آسمان شنیده شد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی برای اولین بار در جهان بود. در این آزمایش، این هواپیما به سرعت ۱۶/۱ ماخ دست یافت، و با ورود به عصر جت، رویای شکستن دیوار صوتی و پا گذاشتن به سرعت صوت نیز به واقعیتی بسیار قابل لمس مبدل گشت

برنـامه‌هاي موفـق منطق فـازي در اتومـاسيون صنعتي:

برنـامه‌هاي موفـق منطق فـازي در اتومـاسيون صنعتي:

اين مقاله در پنجمين كنفرانس بين‌الملي مجمع بين الملي مهندسي صنايع دربارة منطق فازي (Fuzzy logic)نيواورلئان 1996، ارائه شده.
در اين مقاله‌ ما 8 برنامه اخير منطق فازي در اتوماسيون صنعتي را بررسي مي‌كنيم. تمام برنامه‌ها به نام Fuzzy PLC كه يك بستر سخت‌افزاري براي برقراري منطق فازي و تكنيك‌هاي صنعتي منطق فازي است ناميده مي‌شود. با يك بررسي سريع بر روي دستگاه‌هاي Fuzzy ، دربارة 8 برنامه (Application) كاربردي بحث مي‌كنيم و مي‌بينيم چگونه منطق فازي راه حل بهتري را نسبت به راه‌حلهاي معمولي پياده سازي مي‌كند و در حد ممكن به بررسي صرفه‌جويي در هزينه  (Cost Saving ) و بهبود كيفيت مي‌پردازيم. براي بررسي بيشتر، شما مي‌توانيد به مطالب منابع ذكر شده مراجعه كنيد.

1- منطق فازي در اتوماسيون صنعتي
در سالهاي اخير، منطق فازي پتاسيل كاربرد خود را در اتوماسيون صنعتي به خوبي به اثبات رسانده است. در اين بحث كاربردي مهندسان اغلب از مفاهيم به اثبات رسيده استفاده مي‌كنند. براي كنترل رخداد‌هاي پراكنده، آنها اغلب از منطق نردباني (Ladder logic) استفاده مي‌كنند.براي كنترل پيوسته اغلب يا نوع bang-bang استفاده مي‌شود و يا نوع PID
اگر چه كنترل PID  در هنگامي كه پروسه مورد مطالعه در حالت ثابت و ايستايي باشد خوب كار مي‌كند ولي در حالتهاي ديگر زياد موفق نيست:
• در حالت پراكندگي زياد ( غير خطي)
• پروسه‌هاي وابسته به زمان ( غير خطي)
• حالت‌هاي زمانهاي مرده و از دست رفته.
به اين دليل است كه كنترل PID  پروسه را كاملاً در حالت بررسي مي‌كند. اگر چه اين ساده‌سازي ممكن است در حالت عادي به خوبي عمل كند ولي در پراكندگي بسيار مي‌تواند نقطة عملياتي پروسه را بسيار دورتر از نقطة set  شده قرار دهد. در اين حالت فرضية خطي (linear)اغلب كنار گذاشته مي‌شود.
همين حالت وقتي اتفاق مي‌افتد كه پارامتر‌هاي پروسه نسبت به زمان تغيير كند. در اين حالات به كارگيري كنترل Fuzzy  به جاي كنترل PLD  نشان مي‌دهد كه بسيار بهتر از روشهاي معمول اما پيشرفته فعلي عمل مي‌كند اگر چه اين تنها موردي نيست كه حل آن بر مبناي منطق فازي است .
كنترل چند متغيره:
قدرت واقعي منطق فازي در اتوماسيون اداري بر مبناي راهي است كه منطق فازي در طراحي كنترل‌هاي چند متغيره نمايان مي‌كند. در بسياري از برنامه‌هاي كاربردي كنترل يك پروسه تك متغيره ثابت به راحتي با كنترل PID  يا bang-bang امكان پذير است. اگر چه تنظيم مقادير براي نماي حلقه‌هاي كنترل اغلب به صورت دستي توسط اپراتور انجام مي‌شود. اپراتور با آناليز موقعيت پروسه و تنظيم مقادير متغيرهاي PID  به بهينه سازي پروسه كمك مي‌كند. به اين روش كنترل (supervisory control ) مي‌گويند و اغلب متغيرهاي چند كار درگيرند.
PID  و bang –bang  هر دو انديس فقط يك متغير بر مي‌آيند و اين اغلب باعث به وجود آمدن تعداد بسياري حلقة كنترل مستقل از هم مي‌شود. اين حلقه‌ها توانايي صحبت با يكديگر را ندارند (talk to each othor) در جاهاي كه مورد دلخواه و يا ضروري است كه رابطه‌اي بين اين استقلالهاي متغير‌هاي فيزيكي صورت گيرد، يكي از آنها مجبور به برپايي يك مدل رياضي از پروسه مي‌شود و از معادله ديفرانسيال يك مشتق مي‌گيرد كه براي برپايي راه حل مورد نياز است. در اتوماسيون صنعتي كمتر پيش مي‌آيدزيرا:
• بوجود آوردن يك مدل رياضي از دنياي واقعي ممكن است سالها وقت بگيرد.
• اغلب مدلهاي رياضي به ساده سازي‌هاي گسترده و خطي سازي‌ها نياز دارند كه براي بهينه سازي نتايج كنترلر در آينده نياز به فاكتورهايي دارد.
تنظيم متغير‌هاي اضافي يك كنترلر كه از مدل رياضي مشتق مي‌شود، مانند ماهيگري در تاريكي است (Fishing in the dark) به دليل آنكه بهينه‌سازي در يك نقطه با استفاده از متغير‌هاي عمومي (Global) اغلب باعث كاهش كارآيي در نقطه ديگري از عمليات مي‌شود.
در ضمن بسياري از محققان داراي پس زمينه كافي در زمينه مدل سازي رياضي نيستند. همچنين در نگاه اول، در صنعت، فرآيندهاي تك متغيره با يك كنترل ساده مانند PID  يا bang – bang  به همراه يك supervisor كه توسط انسان هدايت مي شود كنترل مي‌شود.
در اينجاست كه منطق فازي يك راه حل عالي و پر بهره را براي مشكلات پياده سازي مي‌كند. منطق فازي به مهندسان اين امكان را مي‌دهد كه بدون نياز به مدل سازي رياضي و با استفاده از نتايج تجربي و تجربه اپراتور يك كنترلر چند متغيره طراحي مي‌كند.
هر متغير پردازنده به تنهايي توسط يك كنترلر PID ثابت نگه داشته شده است به طوري كه مقدارگيري آنها از منطق فازي سرچشمه مي‌گيرد و اين طرز قرار‌گيري در اغلب سيستمها مانند تعيين درجه حرارت كوره‌ها و يا ميزان درصد اكسيژن در حوضچه‌هاي فاضلاب يكسان است در سيستم‌هاي ديگر اين امكان وجود دارد كه يك راه حل گردشي كامل بر مبناي منطق فازي توسعه داد.
به همين دليل است كه ارتقا بر اساس سيستم‌هاي مرسوم مانند ladder logic يا instruction list  و كنترل PID به همراه منطق فازي بسيار دلپذير است.

همراه كردن منطق فازي و PLC

در سال 1990 وقتي هر چه بيشتر پتانسيل منطق فازي در رابطه با اتوماسيون صنعتي ثابت شد با همكاري شركت آلماني مولر و شركت آلماني / آمريكايي Inform  يك كنترلر Fuzzy PLC  بر اساس مشاهدات انجام شده در رابطه با تكنيك‌هاي قديمي اتوماسيون صنعتي ساخته شد.
* سخت افزار Fuzzy PLC
براي آنكه اين دستگاه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه باشد از دو چيپ ارتقاء يافته استفاده شده، يك ASLC آنالوگ با استاندارد صنعتي 12 بيتي مسئوليت تبديل نتايج آنالوگ به ديجيتال و بلعكس را به عهده دارد. مدلهاي ويژه امكان گسترش الحاقات براي برنامه‌هاي بزرگتر تا 100 سيگنال را دارا مي‌باشد. يك اتصال ارتقاء يافته باس بر اساس RS485  قابليت توسعة بر مبناي شبكه را ممكن مي‌سازد. پردازش منطق فازي و روش‌هاي مرسوم قديمي توسط يك ميكرو كنترلر RISC  16/32 بيتي پياده سازي شده است سيستم عامل اين دستگاه كه توسط شركت مولر طراحي شده است يك سيستم عامل تجاري پا هسته به هنگام (real time ) و چند پردازشي (multi tasking) است مفسر فازي كه توسط inform  نوشته شده است به شكل بسيار مناسبي در سيستم عامل جا سازي شده است بنابراين امكان پردازش ‌هاي كمتر از 4 ميلي ثانيه را امكان پذير كرده است.
RAM  داخلي 256  در صورت نياز قابل افزايش توسط تكنولوژيFLASH مي‌باشد. Fuzzy Plc رمز توانايي حل مسائل كاملاً پيچيده و سريع اتوماسيون صنعتي را در زمان و حجم كم و قيمت پايين فراهم مي‌كند.

 * نرم افزار Fuzzy PLC
Fuzzy PLC  توسط يك نسخه ارتقاء يافته از نرم افزار منطق فازي نوشته شده توسط InForm  نوشته شده است و به صورت كاملاً گرافيكي ، به موقع (real time)  و محيط بهينه شده است. براي داشتن بهترين كارايي در اين سيستم نرم افزاري امكان توسعه  راه كارهاي منطق فازي و روش‌هاي ديگر صنعتي به امور يكجا و در يك برنامه فراهم است.
نرم‌افزار منطق فازي تمام برنامه‌ها و توابع، متغير‌هاي زباني، جداول قيود و ساختار‌هاي سيستم را در بر دارد. اين نرم‌افزار بر روي PC  سوار مي شود و توسط يك لينك سريال (RS232) يا يك باس (RS485) به دستگاه متصل مي‌شود. به دليل آنكه سيستم ايرادگيري روي خط (Online debuging) مجهز است در سيستم ايرادگيري روي خط تمام دستورات بدون آنكه باعث توقف دستگاه شود به طور همزمان ترجمه مي‌شود.
در اينجا به چند برنامة بهينه سازي شده توسط منطق فازي استفاده مي‌كنيم:
1- كنترل ضد تاب خوردن جرثقيل.
2- كنترل آتش در مراكز سوزاندن زباله‌ها.
3- كنترل واحدهاي تصفيه آب آلوده
4- موقعيت يابي در پرسها
5- تنظيم دما در ماشنهاي ذوب پلاستيك
6- كنترل هوا و اتوماسيون ساختمان
7- كنترل دستگاه ‌هاي مبدل باد به انرژي
• كنترل عدم لغزش در چرثقيل‌ها:
در جرثقيل‌ها هدف اصلي قرار دادن بار در بالاي نقطة هدف مي‌باشد. وقتي بار به وسيله كابلهاي قابل ارتجاع به جرثقيل متصل مي شود ممكن است در حين حركت اين بار يك سري لغزش در محدودة خاصي ايجاد شود كه بايد اين لغزش به نزديك صفر ميل كند تا بتواند با خيال راحت و اطمينان بار را پايين آورد. با توجه به آنچه گفته شد كنترلر احتياج به دو متغير دارد، يكي موقعيت (position) و يكي لغزش يا تاب خوردن (Sway). پس بنابراين از كنترلر PID  نمي‌توان استفاده كرد زيرا محدود به يك متغير است. روشهاي كنترل مرسوم جواب ما را نمي‌دهد زيرا هر يك از آنها مانند model base و يا state variable نياز به مهندسي و احتياجات سخت افزاري زيادي هستند. اين روش‌ها هزينه پروژه را به سمتي هدايت مي‌كنند كه از نظر اقتصادي سيستم عدم تابيدگي را غير ممكن مي‌سازد.
عليرغم مشكلات موجود در كنترل اتوماتيك ، جرثقيل‌ها در اغلب موارد به خوبي توسط كاربران انساني هدايت مي‌شود، از آنجا كه Fuzzy Logic  بر مبناي همين تجربه انساني پياده‌‌سازي شده است براي اين منظور  در حدود يك دهه است كه به كار مي رود. انواع اين جرثقيل‌ها شامل چرثقيل‌هاي بندر، حمل فلزات و محيط‌هاي كارخانه‌اي مي‌شود. اخيراً در كشور آلمان يك جرثقيل توسط يك Fuzzy PLC  بهينه سازي شد. نتيجه‌اي كه حاصل شد حدود %20  انتقال سريع‌تر و بالا رفتن اعتماد و امنيت سيستم بوده .اشتباهاتي كه بوجود مي‌آمد ناشي از آن بود كه كاربران چرثقيل به صورت موازي آن در حين عمليات جابجايي راه مي‌رفتند ( به همراه كنترل از راه دور). قبلاً آنها براي اطمينان از زاويه بار از نگاه كردن بارها از روي زمين استفاده مي‌كردند. اين موضوع از آنجايي نشات مي‌گيرد كه براي يك اتوماسيون موفق علاوه بر عوامل تكنولوژيكي عوامل روان شناختي هم مهم است. اين بهينه سازي در بهار 1995  شروع شد و كنترلر ضد تابيدگي توسط اپراتور جرثقيل به طور متوالي فعال سازي مي‌شود كه نشان دهنده پذيرش اين موضوع از طريق اپراتور بود.
• كنترل احتراق محيط‌هاي سوازندن مواد زباله
تنظيم يك دماي احتراق ثابت در واحدهاي سوزاندن مواد زباله‌اي جهت حداقل سازي توليد گازهاي مضر مانند ديوكسن و فيوران و همچنين جلوگيري از سوختن و آسيب ديدن كوهره مهم است. دو مشكل عمدة اين تنظيم دما عبارتند از:
1- ميزان گرماي مواد مختلف به شدت متفاوتند.
2- جهت و شكل آتش به صورت مستقيم قابل اندازه‌گيري نمي‌باشد.
به دليل آنكه پروسه سوختن در ايجاد انرژي الكتريكي مصرف مي شود يك پروسه احتراق كامل و پايدار داراي بهره اقتصادي بالايي نيز هست.
برنامة اخير در كارخانجات سوزاندن مواد در شهر‌ هامبورگ و مانهايم در كشور آلمان، منطق فازي به خوبي پياده‌سازي شد. در مانهيم در كوره‌‌اي كه از دو Fazzy PLC  براي كنترل پروسة سوختن استفاده شد ميزان فشار يك كوره 28 mg/h  بود. با بكار بستن روشهاي صنعتي مرسوم و استاندارد اين فشار در عرض يكساعت به حدود 10mg/h  تغيير كرد. ولي با استفاده از منطق فازي به كمتر از1mg/h  رسيد. اين روش به طور كلي بهره‌وري را افزايش داده، ميزان توليد Nox و So2 مقداري و توليد Co  را به نصف كاهش مي‌دهد.

برنامه ريزي تعميرات اساسي

برنامه ريزي تعميرات اساسي

 


فعاليتهاي بازسازي به منظور احياء مجدد تجهيزات مستهلك شده كه عمر عملياتي آنها به پايان رسيده است انجام مي‏گيرد. بطور معمول، براي تجهيزات، يك عمر مفيد و يا پريود بازسازي (مثلاً بصورت سال) تعريف مي‏شود كه با فرض اينكه تجهيزات مورد نظر بدون پيش آمدن مشكلي و بصورت استاندارد مورد بهره‏برداري قرار گيرند (و يا اينكه بنا به دلايلي مدتهاي طولاني بصورت دپو در انبار باقي نمانده باشد) بايستي در پايان طول عمر مفيدشان بازسازي گردند. با اين تعريف و مفهوم، بازسازي نيز مي‏تواند يك فعاليت قابل پيش‏بيني باشد. لكن هميشه اينطور نبوده بلكه ممكن است بنا به دلايل مختلفي لازم شود كه تجهيزات زودتر يا ديرتر از پريود تعريف شده براي آنها، بازسازي شوند. در اين موارد ممكن است اپراتورها يا بازرسين، نياز به بازسازي پيش از موعد را اعلام نمايند و يا سيستم تعمير و نگهداري، پس از فرارسيدن زمان بازسازي و انجام بازرسي، امكان تأخير و تعويق زمان بازسازي را مجاز بداند.

تعميرات اساسي يا بازسازي، قبل از رسيدن دستگاه به يك حالت معين از شكست يا خرابي انجام مي‏گيرد. اگر روند و برنامه استفاده از دستگاه در طول دوران بكارگيري براي سازمان مشخص باشد مي‏توان ادعا كرد كه بازسازي يا تعميرات اساسي، يك فعاليت قابل پيش‏بيني است و نقش پيشگيري از شكست دستگاه را ايفاء مي‏كند.
در طول پريود تعميرات اساسي يا بازسازي، تعميرات جزئي روي دستگاه انجام مي‏گيرد كه اين تعميرات جزئي حسب مورد بصورت تعميرات پيشگيري و يا بعد از خرابي‏هاي جزئي دستگاه صورت مي‏گيرد.

تعدادي از مشكلاتي كه در اجراي سنتي تعميرات اساسي در گذشته وجود داشت به شرح ذيل مي باشد :

- در دوره در سرويس بودن تجهيزات هیچگونه سیستم نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه وجود نداشت و تجهیزات اغلب پس از خرابی و از کار افتادگی تحت تعمیر قرار می گرفتند.تفکر حاکم بر واحد نت و برنامه ریزان نیز سازماندهی امور بعد از خرابی بود.
- چنین تفکری وجود داشت که تعمیرات اساسی ، یعنی پیاده سازی و تعمیر کلیه تجهیزات و ماشین آلات کارخانه.در اصل تعمیرات اساسی به یک پروژه پیاده سازی و نصب و راه اندازی مجدد کارخانه بدل شده بود.
- تنظيم شدن برنامه ریزی بر اساس گروه های کاری باعث مشكلاتي در موارد مشترک، شده بود.( برای مثال در برنامه گروه برق به تعمیر الکتروموتوری اشاره شده بود که پیش نیاز آن دمونتاژ آن توسط گروه مکانیک بود، درحالی که گروه مکانیک اعلام می کرد هنوز موعد کار بر روی الکتروموتور مذکور مطابق برنامه اش را نرسیده است.)

- برنامه بسیار تئوری بود و آنچه در عمل رخ می داد بسیار متفاوت از برنامه بود.گرافها و گزارشها به مرور صوری و غیر واقعی شدند.

- به دلیل حجم بالای فعالیتهای تعمیراتی، کیفیت کار گروه های اجرایی پایین آمده بود و زمان به اندازه کافی برای انجام با دقت امور، وجود نداشت.
- به دلیل عدم انطباق فعالیتهايی که انجام می شد با آنچه در برنامه صوري بود به مرور و در عمل گروه های کاری بدون توجه به برنامه ، گسیخته و خارج از کنترل فعالیتهایشان را انجام می دادند.
مقدمات و مراحل كلي براي برنامه ریزی و کنترل تعمیرات اساسی :
در ابتدای امر بهتر است یک نرم افزار کنترل پروژه مانند مایکروسافت پروژکت يا پریماورا جهت امر كنترل پروژه تعميرات اساسي انتخاب گردد . همخوانی کامل مایکروسافت پروژکت با سایر نرم افزارهای کاربردی مانند مجموعه مایکروسافت آفیس در کنار قابلیت های حرفه ای آن می تواند یک امتیاز باشد .

( در پروژه های کوچک با حجم کم فعالیتها و دوره ی زمانی کوتاه مدت، شما می توانید تمام امور پروژه را در محیطی مانند مایکروسافت اکسل طراحی و اجرا کنید)

- برنامه ریزی بر اساس ماشین آلات انجام مي گردد. به این معنی که کلیه تعمیرات مورد نیاز یک دستگاه (مکانیکی – تاسیساتی – برق و ایزاردقیق) شناسایی و برنامه ریزی مي شود .

- طی جلساتی مشترک با حضور سرپرستان واحدهای توليد ، تعمیرات و بازرسان فنی اولویت بندی و زمانبندی فعالیتهای تعمیراتی انجام مي گردد .

- گروه های کاری شناسایی و فعالیتهای موازی و یا توالی کارها براساس گروه های اجرایی برنامه ریزی مي شود .

- مواد و متریال مورد نیاز برآورد شده و پروسه خرید و تامین مي بايست پیش از اجرای کار پیگیری گردد .

- برنامه نبايد درگیر جزئیات گردد . برای مثال یک فعالیت را می توان تعمیر الکتروموتور تعریف نمود و دیگر به جزییاتی نظیر دمونتاژ نمودن – انتفال به کارگاه برق و ... اشاره نکرد.

- برای هر فعالیت تعمیر و یا سرویس ، در زمان تعمیرات اساسی دستورکار صادر مي گردد و دستورکار بايد پس از انجام به تایید بازرسی فنی و توليد به عنوان تحویل گیرنده کار برسد.

- بر اساس ماهیت برنامه، حجم فعالیت ها و برنامه زمانبندی، در دوره زمانی مشخص درصد پیشرفت فعالیت ها مي بايست ثبت گردد و نمودارهای مقایسه ای تهیه و پروژه کنترل گردد.

برنامه ريزي تعميرات اساسي با در نظر گرفتن مراقبتهاي قبلي تجهيزات

فوايد بهره گیری از مراقبت بر اساس وضعیت در هنگام برنامه ریزی تعمیرات اساسی وجود دارد :

مراقبت وضعیت و بازرسی های ويژه پيش از آغاز تعمیرات اساسی یکی از اساسی ترین مبناهای برنامه ریزی تعمیرات اساسی می باشد. انجام بازرسی های PM در زمانهاي مشخص ، پیش از دوره تعمیرات اساسی و نیز تحلیل و آنالیز نتایج بازرسی های دوره ای نقش موثری در تعیین فعالیتهای مورد نیاز خواهد داشت.
- از برنامه ریزی فعالیتهای تعمیر بر روی تجهیزاتی که بر اساس نتایج بازرسی ها و آنالیزها نیازی به تعمیر ندارند، جلوگیری می نماید.

- با تشخیص نوع عیب موجود در دستگاه (مثلا خرابی بلبرینگ یا الاین نبودن شفت و ...) تشخیص نوع فعالیت تعمیر و گروه کاری انجام دهنده کار و در نتیجه برنامه ریزی فعالیت تعمیر دقیق تر و آسان تر خواهد بود.
- به دلیل مشخص بودن تجهیزات معیوب، میزان فعالیتهای غیر ضروری کاهش یافته و در نتیجه بهره گیری موثر تر از زمان با تمرکز بر فعالیتهای ضروری امکان پذیر می گردد.
- با توجه به تمرکز بر فعالیتهای ضروری ، علاوه بر کاهش قابل ملاحظه هزینه های تعمیرات اساسی، تخصیص بودجه نیز موثر تر صورت خواهد گرفت. به این معنی که برای مثال تامین و تدارک قطعات و مواد ضروری به دلیل کاهش حجم کارهای غیر ضروری آسان تر می گردد.مدیریت امور پیمانکاران نیز منسجم تر صورت خواهد گرفت.
- خسارات متداول در دوره تعمیرات اساسی خصوصا در ارتباط با تجهیزات حساس کاهش می یابد.( برای مثال باز و بسته نمودن یک کمپرسور بدون انجام هیچ گونه تعمیری جهت انجام بازرسی تجهیز خود باعث خسارت بوده و نیاز به تعویض برخی قطعات را ایجاب می کند در صورتی که با انجام بازرسی PM بدون نیاز به باز نمودن کمپرسور از معیوب بودن و یا سلامت تجهیز آگاه خواهیم شد.)
- برنامه ریزی فعالیتها، گروه های کاری ، برآورد مواد و متریال مورد نیاز دقیق تر صورت می گیرد.
لزوم تعريف و تعيين قسمتها و بخشهاي مختلف سازمان كه به نحوي با سيستم نت مرتبط بوده و نقشي را در فراگرد سيستم ايفاء خواهند نمود، لزوم وجود ارتباط اطلاعاتي بين اجزاء مختلف سازمان و سيستم جهت انجام فعاليتها و عمليات برنامه‏ريزي شده نگهداري و تعميرات، اعلام نيازهاي تعميراتي و پشتيباني، هماهنگي انجام امور، جاري ساختن دستورالعملها، سياستها و احكام، لزوم تعريف و ايجاد روشهاي سيستماتيك ركوردگيري (ضبط و ثبت اطلاعات) در مورد بازخور فعاليتها، گزارش چگونگي و نحوه انجام فعاليتها و عمليات نت، تعيين و ايجاد كانال ارتباطي براي بازتاب اطلاعات و... جملگي لزوم طراحي يك سيستم اطلاعاتي براي اعمال نگهداري و تعميرات سيستماتيك در سازمان را آشكار مي‏سازند بنحوي كه بدون وجود آن، سازمان همانند پيكري خواهد بود كه علائم حيات در آن وجود ندارد و اعضاء يا اجزاء ذيربط كه هر كدام جهت انجام كاري مشخص در فراگرد سيستم ايجاد گرديده‏اند توان اجراي وظايف تعريف شده را نخواهند داشت و بعبارت ديگر بدون وجود يك سيستم اطلاعاتي، سيستم نگهداري و تعميرات و اجراي آن در سازمان امكانپذير نخواهد بود.
سيستمهاي نت از جمله سيستمهاي باز و در حال تبادل هميشگي اطلاعات و مواد با محيط اطراف خود هستند و ارتباط اين سيستمها با محيط بيروني از يك طرف و از طرف ديگر ارتباطات داخلي اجزاء سيستم بايد به گونه‏اي تعيين و تبيين شود كه مشخص كننده ديدگاههاي طراحي و اجراي سيستم در سازمان مورد نظر با توجه به ويژگيها، توانائيها و قابليتهاي سازمان باشد عليهذا در سيستم مزبور با هر قابليتي كه مورد نظر باشد يك سري ارتباطات منطقي بين اجزاء تعريف و مدلي براي گردش عمليات نت ارائه شده است.

چرخه عمر یک برنامه نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه

چرخه عمر یک برنامه نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه
چگونگی استقرار یک سیستم نگهداری و تعمیرات جامع در یک کارخانه صنعتی

اغلب زمانی که یک واحد صنعتی برنامه جدیدی را آغاز می کند ؛ انتظارات از حصول نتایج آنی و جبران هزینه های انجام شده بواسطه اجرای این برنامه بسیار بالا می رود؛ بعضی از مدیران بر این باورند که کلیدی جادویی وجود دارد که وقتی این کلید چرخانده می شود تمام مشکلات آنان را حل می کند ؛ ولی چنین کلیدی وجود ندارد؛
تغییرات انجام شده در عملکرد نگهداری و تعمیرات(Maintenance)یکی از بزرگترین تغییرات فرهنگی در یک واحد صنعتی می باشد که هر سازمان با آن مواجه می شود .
معمولا" پرسنل شاهد برنامه هایی بوده است که بدون تغییری ماندگار از بین رفته اند و برای هر برنامه جدید نیز دلیلی وجود ندارد که آنها انتظار چیزی متفاوت را داشته باشند .
غلبه کردن بر این بدگمانی و عدم اعتمادی که به واسطه برنامه های پیشین بوجود آمده است نیازمند زمان و اعتماد راسخ به برنامه جدید و مشخص کردن نتایج ملموس از این برنامه می باشد .
تعمیر کار باید به این برنامه اعتماد کند و بفهمد که این برنامه برای پیشرفت و بهبود عملکرد ماشین آلات طراحی شده و مانند یک سیستم ثبت کننده زمان عمل نمی کند مگر اینکه خود بصورت عملی شاهد تغییر در عملکرد ماشین آلات باشد .
اگر یک برنامه نگهداری و تعمیرات مانند چکشی بالای سر تعمیرکارنگه داشته شود یقینا" آن برنامه بدرستی به اجرا در نخواهد آمد ؛ مگر آنکه آنها به موثر بودن برنامه یقین داشته باشند .
یکی از روشهای باور یقین ؛ ایجاد طرح جامع و بلند مدت برای بهبود تجهیزات توسط مدیریت می باشد .
طرحی که با پیگیری های منظم و کنترل تیمی ؛ به سمت بهبود و تکامل در حرکت بوده و به پرسنل نشان می دهد که مدیریت به آن طرح و برنامه متعهد می باشد .
جهت ایجاد طرح مذکور ؛ آگاهی از مراحل تدوین آن بسیار مفید و سودمند می باشد و در این صورت برنامه مذکور یک برنامه نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه واقعی می باشد .(PM)

چرخه عمر Life cycle
معمولا" طی چهار مرحله به اجرا در می آیدPreventive Maintenance یک برنامه نگهداری و تعمیر پیشگیرانه
1.مرحله نصب )Installation phase (
اولین مرحله ؛ مرحله نصب می باشد . در این زمان اطلاعات تجهیزات جمع آوری شده و رویه های اصلی تهیه می شوند .

2.مرحله تثبیت (Stabilization phase)
بعد از از یک آموزش اولیه ؛ مرحله تثبیت شروع می شود.
در خلال این مرحله تا"کید بر یادگیری نحوه استفاده صحیح از سیستم و ایجاد فرهنگ و عادت گزارش نویسی می باشد .

3.مرحله تنظیمات دقیق(Fine tuning phase)

4.مرحله بهبود مستمر(Systematic improvement phase)
پس از جمع آوری سوابق فعالیت های انجام شده و کارهای روتین روزانه و هفتگی ؛مرحله بهبود مستمر شروع می شود.
در خلال مرحله بهبود مستمر برنامه ها بازبینی و در حد امکان ساده و کاربردی تر می شوند .با توجه به سوابق جمع آوری شده از فعالیت های گذشته و در نظر گرفتن ضعف ها و مشکلات آنها ؛ امکان اصلاح فعالیت وجود خواهد داشت .
اطلاعات بدست آمده از سوابق فعالیت های انجام شده در سه قسمت 1.ماشین آلات 2. آموزش 3. لجستیک تفکیک و بر اساس فعالیت ها اصلاح می شوند . بهبود های انجام شده باعث :
و کاهش هزینه ها و افزایش تولید می شود. تجهیزات Availability و در دسترس بودن Reliability افزایش قابلیت اطمینان
در ادامه هر یک از مراحل فوق را بطور مشروح بررسی می کنیم:

1.مرحله نصبInstallation phase
اولین مرحله در ایجاد یک سیستم نگهداری و تعمیرات برنامه ریزی شده ؛ مرحله نصب می باشد .
در طی این مرحله کلیه تجهیزاتی که توسط سیستم تحت پوشش قرار خواهند گرفت ، صورت برداری و در لیست دارایی شرکت ثبت می گردد .
در خلال این صورت برداری یک سیستم کد گذاری ایجاد می شود که توسط کد های واحد و همسان ؛ تجهیزات و ماشین آلات شناسایی می شوند و بر اساس :
الف- ایمنی
ب- کاهش فروش محصولات
ج- ایراد تجهیزات
اولویت بندی می گردند .
نقصی که باعث ایجاد خطر برای کارکنان و ماشین آلات می شود می بایست در اولویت اول قرار گیرد . همچنین نقصی که باعث کاهش غیر قابل جبران فروش محصولات می شود در اولویت یک قرار دارد .
اولویت بعدی در خصوص ایراداتی است که باعث کاهش تولید می شوند و نه کاهش فروش محصول و در آخر ایراداتی که در تولید و فروش تا"ثیر گذار نیستند .
پس از مشخص شدن اولویت ها ؛ فعلیت های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه و نگهداری و تعمیرات پیش گویانه را برای هر یک از تجهیزات تهیه می شود .
برای نوشتن این دستورالعمل معمولا" از چهار منبع استفاده می گردد :
1.دستورالعمل ها و راهنمای ارائه شده توسط سازندگان تجهیزات
2.استاندارد ها و دستورالعمل های دولتی و سازمان های استاندارد
3.منابع علمی و صنعتی
4.تجارب سازمانی ؛ گروهی و شخصی
پس از تهیه فعالیت ها در این مرحله ؛ می بایست نظرات اصلاحی اپراتور ها و مجریان این فعالیت نیز اخذ شود و در صورت نیاز اصلاحات لازم صورت گیرد .
پس از کنترل فعالیت های تجهیزات موجود ؛ برنامه یک ساله اجرای این فعالیت ها تهیه می گردد .
برنامه های سالیانه فقط مربوط به همان سال می باشد یعنی تمام برنامه های تولید ؛ توقف تولید و تعطیلی کار ؛ امکان جاگزینی تجهیزات ؛ آب و هوا ؛ مرخصی ها و تعطیلات و .....را در همان سال مد نظر قرار می دهد .
آخرین گام در مرحله نصب ؛ آموزش استفاده صحیح از سیستم طراحی شده به تعمیرکاران می باشد .
این مرحله شامل خواندن و درک کامل از مسوولیت های واگذار شده ؛ پر کردن فرم ها بصورت صحیح ؛ انجام کارهای روزانه و هفتگی و اهمیت دادن به ارائه گزارش صحیح و دقیق می باشد .
این مرحله ممکن است بسته به منابع از یک تا دو ماه و یا چند سال بطول انجامد . ولی بهترین زمان تا مرحله چهارم یا مرحله بهبود مستمر می باشد .
با توجه به عدم وجود منابع مجرب در سطح کشور در خصوص تهیه فعالیت های نگهداری و تعمیرات ؛ امکان تهیه این فعالیت ها توسط شرکت های داخل کشور وجود ندارد و بهترین روش تهیه این فعالیت ها توسط کارشناسان هر واحد می باشد .در کشور های پیشرفته شرکت هایی جهت تدوین اینگونه فعالیت ها وجود دارد .

2.مرحله تثبیت Stabilization phase
دومین مرحله از ایجاد برنامه ؛ مرحله تثبیت می باشد .
اگر می خواهید از تمام مزایای این سیستم نگهداری و تعمیرات استفاده کنید ؛ باید بر روی عملکرد ماشین آلات خود تمرکز کنید نه روی حل کردن مشکلی که در برنامه وجود دارد . یعنی در صورتیکه در اجرای مکانیزم برنامه مشکلی وجود نداشت ؛ می بایست بر فعالیت ها و دستورالعمل ها تکیه کرد و تغییر در برمانه مشکلی از ماشین آلات حل نخواهد کرد .
پس در این مراحل نیاز به دانش فنی و علمی کامل جهت تصحیح و تکمیل فعالیت های پیشگیرانه و پیشگویانه می باشد .
در این مرحله می بایست در جهت تکمیل فعالیت ها و انجام دقیق و کامل آنها گام برداشت و اطلاع رسانی دقیق از روند اجرای این برنامه در کلیه سطوح شرکت صورت گیرد .
با عملکرد مناسب سیستم می توان به نیروی کار نشان داد که صرفا" یک ثبت کننده اعداد و ارقام نیستند و در عملکرد صحیح این سیستم نقس اساسی دارند .این مرحله از شش تا یک سال بطول می انجامد .

3.مرحله تنظیمات دقیق (Fine tuning phase)
مرحله بعدی ؛ مرحله تنظیمات دقیق می باشد .
در خلال مرحله تثبیت ؛ سطوح مختلف شرکت آموخته اند که چگونه از سیستم استفاده کنند .
آنها رفتار و نظم مورد نیاز برای اجرای برنامه موفق که بصورت روتین انجام می شود را آموخته اند .
در این مرحله تا"کیید بر پیدا کردن و حل مشکلات خاص در برنامه می باشد .سوابق و مستندات جمع آوری شده از فعالیت هایی که توسط تعمیرکاران انجام می گردد ؛ مرجع این بازنگری می باشد .
بهبود کیفیت اطلاعات جمع آوری شده جهت رفع ایرادات احتمالی هر فعالیت حائز اهمیت است .
آیا گزارشات قطعات مصرفی بصورت دقیق ارائه می گردد ؟
آیا ساعات توقفات دستگاه ها و زمان تعمییرات گزارش می شوند ؟
آیا کارها با پی ام یا پی دی ام اولویت بندی می شوند و تا آنجایی که ممکن است به آن اولویت عمل شود ؟
آیا دلایل تا"خیر و یا عدم انجام مناسب فعالیت ها بدرستی گزارش شده است؟
هدف شما ممکن است از شش الی یکسال بطول انجامد .

4.مرحله بهبود مستمر(Systematic improvement phase)
اکنون که برنامه بدون مشکل و طبق روال در حال انجام است ؛ وقت آن است که یک بهبود دائمی در سیستم نگهداری و تعمیرات ماشین آلات را شروع کنیم ؛ این فعالیت را بهبود مستمر می نامیم .
اگر می خواهید این مهم صورت گیرد ؛ باید برای دوام و طول عمر کارخانه بصورت مستمر فعال باشید .
در طی این مرحله بدنبال مشکلاتی هستیم که در طراحی دستگاه ها وجود دارند و سبب
الف- مشکلات زود هنگام
ب- پیچیدگی و مشکل در نگهداری و تعمیرات
ج- گلوگاه خطوط تولیدشده اند .
Failure Modes Effects and Criticality Modes   برای انجام اینکار ها می توانید از تکنیک های
Fault Tree Analysis
Poka Yoka در خصوص ضد خطا کردن تجهیزات استفاده نمایید .
شما بطور سیستماتیک نگهداری و تعمیرات برنامه ریزی شده را با ترکیبی از چهار مدل:
Condition basedکنترل بر اساس وضعیت کارکرد
Time basedکنترل بر اساس زمان
Run to failureراه اندازی پس از بروز مشکل
Reliability centered maintenanceکنترل بر اساس کلیه پارامتر ها
کنترل و نظارت کنید .در بعضی از تجهیزات ویژه و بحرانی فقط از مدل آخر استفاده می شود .

خلاصه :.ایجاد یک روش اجرای نگهداری و تعمیرات در یک واحد صنعتی بزرگترین تحول فرهنگی آن مجموعه می باشد لذا برای بالا بردن موفقیت خود ؛ از ترس ها و بدگمانی های پرسنل آگاه باشید .
یک طرح اجرا شده که در معرض قضاوت عموم قرار می گیرد ؛ راه طولانی پیش رو دارد تا مورد تا"یید واقع شود .
با تمرکز بر روی اصول عملکرد سیستم کار را شروع کنید و وقتی که درک کامل و اعتماد بوجود آمد ؛ تنظیمات دقیق شروع می شود .وقتی اطلاعات کافی جمع آوری شد ؛ تا"کیید به روی ماشین آلات منتقل می شود . پس از آن به پرسنل نشان خواهید داد که حمایت از سیستم مذکور موجب کاهش فعالیت های نگهداری و تعمیرات و رضایت شغلی بیشتری خواهد شد

CRM چیست؟

 

CRM چیست؟ واژه CRM مخفف Management Customer Relationship یا سیستم مدیریت ارتباط با مشتری است. در حقیقت این سیستمها راهبردی است برای جمع آوری نیازها و رفتارهای تجاری مشتریان تا به ایجاد روابطی قویتر با آنها منجر شود. در نهایت، رابطه قوی با مشتریان مهمترین رمز موفقیت هر کسب و کار است. تکنولوژیهای بسیاری در قالب مدیریت ارتباط با مشتری CRM ارائه شده اند اما داشتن تصویری از CRM به عنوان مجموعه ای از تکنولوژی نیز نادرست است. به عنوان روشی بهتر برای درک CRM ، می توان آنرا به مانند فرایندی دانست که به ما کمک می کند تا اطلاعات مختلفی از مشتریان، فروش، اثر بخشی فعالیتهای بازاریابی، سرعت عمل در پاسخگویی به مشتری و نیز تمایلات بازار را به شکل یکجا جمع آوری کنیم.

هدف از CRM چیست؟
ایده اصلی CRM کمک به بنگاهها برای استفاده از تکنولوژی و منابع انسانی در به دست آوردن دیدی بهتر نسبت به رفتارهای تجاری و ارزشی است که هر مشتری برای سازمان ایجاد می کند. در صورتی که یک سیستم CRM بتواند مطابق با ایده بالا عمل کند، سازمان قادر خواهد بود:
•  خدمات بهتری به مشتریان ارائه دهد
•  بازدهی و اثربخشی مراکز تلفنی تماس با مشتری را افزایش دهد
•  ارائه محصولات جنبی موثرتر خواهد بود
•  کارمندان فروش را در عقد سریعتر قراردادهای فروش یاری دهد
•  فرایندهای فروش و بازاریابی را تسهیل کند
•  مشتریان جدیدی برای خود پیدا کند
•  گردش مالی مشتریان خود را افزایش دهد
این رویداد چگونه اتفاق خواهد افتاد
مزایایی که برای CRM برشمردیم تنها با خرید و نصب یک نرم افزار CRM محقق نخواهد شد. برای آنکه یک سیستم CRM عملاً اثربخش باشد، سازمان باید پیشتر تصمیم گرفته باشد که به دنبال کدام یک از اطلاعات مشتری است و نیز از جمع آوری این اطلاعات چه چیزی را دنبال می کند. به عنوان مثال بسیاری از موسسات مالی شرایط زندگی مشتریان خود را به دقت پیگیری می کنند تا بتوانند خدمات بانکی مناسبی نظیر رهن یا اجاره را در مواقع مناسبی به آنها ارائه کنند تا نیازهای آنها را به بهترین شکل پاسخ دهند.
در گام بعدی، سازمان باید به منابع مختلفی که از طریق آنها اطلاعات مشتریان وارد سازمان می شود توجه داشته باشد و مشخص کند که در حال حاضر این داده ها در کجا و به چه شکل ذخیره شده و چگونه مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال یک سازمان ممکن است از راههای بسیار متعددی با مشتریان خود تعامل داشته باشد مانند نامه نگاری، وب سایت، انبارهای فیزیکی، مراکز تلفنی ارتباط با مشتری، تیمهای سیار فروش و بازاریابی و نیز تبلیغات. سیستمهای CRM بسیار مطمئن قادراند این نقاط را به یکدیگر متصل کنند. اطلاعات جمع آوری شده بین سیستمهای عملیاتی (مانند فروش و انبار) و سیستمهای تحلیل کننده اطلاعات، رد و بدل شده و می توانند قالبهای موجود در آنها را استخراج و مرتب کنند. تحلیلگران سازمان سپس از طریق همین اطلاعات قادر خواهند بود تا تصویر جامعی از هر مشتری و حوزه هایی که به خدمات بهتری نیاز دارند، به دست آوردند. به عنوان مثال، در صورتی که فردی از خدمات رهن املاک، وام تجاری، حساب ذخیره بازنشستگی و یک حساب جاری یک بانک استفاده کند، برای بانک کاملاً مقرون به صرفه است که با چنین شخصی به محض تماس به بهترین وجه رفتار کند.
آیا شاخصهایی برای سنجش میزان نیاز به پروژه های CRM وجود دارد؟
عملاً نه! ولی در عمل یک راه برای ارزیابی میزان نیاز به پروژه های CRM ، شمارش کانالهایی است که یک مشتری از طریق آنها می تواند به سازمان دسترسی داشته باشد. هر چه میزان کانالهای ارتباطی سازمان بیشتر باشد، نیاز به داشتن یک سیستم CRM با تصویری با تمرکز بر یک مشتری خاص بیشتر می شود.
نصب و راه اندازی یک CRM چقدر هزینه در بر خواهد داشت
اندکی بیش از آنچه که کارمندان فروش نرم افزار مدعی هستند!! . برخی از فروشندگان مدعی هستند که     نرم افزار CRM آنها می تواند در زمانی کمتر از یک هفته نصب شده و کار کند. چنین بسته های نرم افزاری در طولانی مدت چندان مفید به فایده نخواهند بود زیرا نمی توانند تصویر جامعی را از بخشهای مستقل و در عین حال مرتبط با هم که مورد نیاز مشتری است ارائه دهند. زمان مورد نیاز برای پروژه های CRM ی که نیازهای آن به خوبی برداشت شده، به پیچیدگی پروژه و اجزای آن بستگی دارد.
CRM چقدر هزینه در بر خواهد داشت؟
مطالعه ای که در سال 2001 بر روی 1600 کارشناس فناوری اطلاعات و بازرگانی توسط Data Warehousing Institute انجام شده، نشان می دهد نزدیک به 50 درصد از پرسش شوندگان هزینه ای کمتر از 500 هزار دلار را به پروژه های CRM تخصیص می دهند. این امر بیانگر آن است که پروژه های CRM را نمی توان پروژه هایی سنگین و هزینه بر دانست. با این حال، همین تحقیق نشان می دهد که برخی از کارشناسان صحبت از پروژه هایی با بودجه ای بیش از 1 میلیون دلار کرده اند.
نمونه هایی از اطلاعاتی که پروژه های CRM جمع آوری می کنند
• پاسخ به نامه نگاریها
• تاریخهای حمل و تکمیل سفارش
• اطلاعات فروش و خرید
• اطلاعات حسابداری
• اطلاعات ثبت نام از طریق وب سایت
• اطلاعات خدمات پس از فروش
• اطلاعات جمعیت شناختی
• اطلاعات فروش اینترنتی
عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی یک سیستم CRM
•  پروژه CRM سازمان خود را از طریق ایجاد پروژه های نمونه و نیز اعمال مقاطع زمانی مشخص (milestones) به قطعات قابل مدیریت کردن تقسیم کنید. کار را با یک پروژه نمونه آغاز کنید بطوریکه تمام گروهها و زیربخشهای سازمان را دربر بگیرد .این پروژه نمونه باید به گونه ای باشد که هم بتواند کل پروژه را در بر داشته باشد و در عین حال نیز به اندازه کافی کوچک و منعطف باشد تا بتوان با استفاده از آن تصویری کلی از پروژه به دست آورد.
•  امطمئن شوید که برنامه های شما برای یک سیستم CRM دارای چارچوبی با معماری قابل قیاس(scalable) باشد
•  به هیچ وجه حجم داده ای که باید از سازمان جمع آوری کنید را کم تخمین نزنید (این حجم بسیار بالا خواهد بود). باید قادر باشید در صورت نیاز سیستم خود را توسعه دهید.
•  داده هایی که باید جمع آوری و ذخیره شود را به دقت ملاحظه کنید. در وهله نخست شاید تصمیم برآن باشد که هر چه بیشتر داده جمع آوری و ذخیره شود اما اغلب نیازی به ذخیره کردن چنین حجمی از داده ها نیست. ذخیره سازی داده های غیرضروری تنها اتلاف پول و وقت است.
•  شخصیت فردی هر یک از مشتریان را به دقت بشناسید و پاسخ مناسبی به نیاز آنها بدهید. یک سیستم CRM باید دارای قابلیت قیمت گذاری در داخل خود باشد.
کدام یک از بخشهای سازمان باید پروژه CRM را اجرا کند؟
بزرگترین منافع مالی در سازمان عبارت است از هم راستا کردن کسب و کارها و همچنین استراتژیهای CRM و IT بطوریکه این همسویی در همه سازمان اجرا شود و چنانچه اختصاص به یک بخش از سازمان داشته باشد، نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
چه چیزی باعث شکست پروژه های CRM می شود
در واقع بسیاری از عوامل! . نخست نبود ارتباط بین افراد در زنجیره ارتباط با مشتری که ممکن است به ایجاد تصویری ناقص از مشتری منجر شود. ارتباطات ضعیف در این قسمت منجر به پیاده سازی تکنولوژی در سازمان اما بدون پشتیبانیهای لازم از کاربر می شود. به عنوان مثال در صورتی که منافع پرسنل فروش به شکل کامل با سیستم همراستا نباشد، ممکن است اطلاعات جمعیت مشخصی که موفقیت سیستم را سبب می شود، به سیستم وارد نکنند. 500 شرکت برتر آمریکا به دلیل مقاومت پرسنل فروش در برابر تلاشهای پیشین برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات مشتریان، تا چهار مرتبه مجبور به تلاش برای پیاده سازی سیستم CRM خود شده اند.

 

فرهنگ سازی در نگهداری و تعمیرات

هشت گام برای افزایش انگیزه در كاركنان
تحقیقات انجام شده بر روی 2/1 میلیون نفر از كاركنان 52 شركت بزرگ دنیا در سالهای 2001 تا 2004 توسط موسسه تحقیقاتی سیروتا ( نیویورك) نشان داد كه در 85 درصد شرکتها، انگیزه پرسنل در شش ماهه اول شروع كار به سرعت کاهش می یابد و در سالهای بعد نیز روحیه آنها بدتر خواهد شد.
این مشكل هم به سیاستها و رویه هایی که شرکتها در مدیریت کردن نیروهایشان به کار می گیرند و هم به روابطی که مدیران به صورت فردی به وسیله گزارشهای مستقیم خود برقرار می کنند، بستگی دارد.
اجرای صحیح گامهای هشتگانه زیر كمك میكند تا كاركنان شور و شوقی را که در زمان استخدام و شروع به كار داشتند، حفظ نمایند.
1- یک هدف الهام بخش را القا كنید.
یک عامل مهم برای ایجاد اشتیاق (علاقه) در کارمندان، وجود یک هدف سازمانی مشخص، معتبر و الهام بخش است. در واقع برای كارمندان، هدف انجام كار، خیلی اهمیت دارد. آنها باید بدانند كه برای چه در این شغل استخدام شده اند و هدف از انجام این شغل چیست. بنابراین، «دلیلی برای بودن» یا «دلیلی برای این جا بودن» برای پرسنل، فراتر از پول قرار خواهد گرفت. به مثال زیر در مورد هدف یك شركت توجه كنید. در این مثال یک گروه سه نفره که در یک موسسه بیمه کار می کنند، هدف از کار خود را این چنین توضیح می دهند:
«کار بیمه ها در ارتباط با مردم است. کار بیمه این نیست که مثلاً شما فرم های بیمه را چگونه پر کرده اید یا اینکه چک ها را چگونه نوشته اید. بیمه یعنی اینکه وقتی مردم بیمار هستند، چگونه مورد مراقبت قرار می گیرند، یا وقتی مشکلی دارند چگونه به آنها کمک می شود.» كسانی كه این توضیح را ارائه كرده اند واقعاً درك و احساس درستی از كار خود داشته اند، زیرا که تمرکز آنها بر نکته صحیحی است، چون بر نتیجه كار (مردم) تأکید دارند، تا بر وسایل و ابزارهای انجام كار (پر کردن فرم های بیمه).
شرح شغل، ابزار قدرتمندی است. اما به همین اندازه هم مهم است كه مدیر بتواند موضوع را برای زیردستان شرح دهد و قادر باشد تا برای بیان دلیل انجام وظیفه، با آنها ارتباط برقرار کند.
2- كاركنان را درك كنید.
شعار بسیاری از مدیران این است که «چرا باید برای انجام کاری از کسی تشکر کنم که او برای آن کار دستمزد می گیرد؟»
آنچه معمولا از سوی كاركنان ابراز میشود این است كه مدیران وقتی را اختصاص نمی دهند تا به خاطر انجام صحیح یک کار از آنها تشکر کنند، اما خیلی سریع آنها را به خاطر اشتباهات نکوهش می کنند.
دستی بر شانه فرد زدن، گفتن جمله «خوب بود»، غذا خوردن با كارمند، اشاره کردن به کار خوب پرسنل نزد مقامات بالا، مقداری انعطاف پذیری در زمان‌بندی برنامه ها، یک روز مرخصی یا حقوق تشویقی یا حتی یک پیغام تشکر روی میز، اندکی از صدها راهی است که مدیران به وسیله آن میتوانند قدردانی خود را از یک کار خوب نشان دهند. چنین روشهایی بسیار موثر هستند، اگر که بی ریا باشند، با دقت انجام شوند و به وسیله دستمزد منصفانه و قابل رقابت تقویت شوند و همچنین جایگزینی برای آنها مطرح نشود.
3- برای کارکنان خود یک تسریع کننده باشید.
نقش مدیر ( بطور عام مسئول ) بعنوان یک تسریع کننده شامل یک سری فعالیت هاست: برای آنکه علایقشان را بیان کنند، افراد را متقاعد کنید که شما آنچه که آنها برای موفق شدن نیاز دارند را در اختیارشان می گذارید.
آیا شما می دانید که چه چیزی برای کارکنان شما در انجام کارهایشان بیشترین اهمیت را دارد؟ از آنها سوال کنید_ نشستهای ناهار و گفتگوهای دوستانه با کارکنان برای این کار خیلی موثر است. اگر به هر دلیلی نمی توانید خیلی سریع به یک نیاز یا درخواست بخصوص رسیدگی کنید، خیلی صریح باشید و اجازه دهید تا کارکنان شما بدانند که شما چگونه برای حل مسائل آنها عمل می کنید.
4- کارکنان خود را برای بهسازی هدایت کنید.
یک دلیل عمده که بسیاری از مدیران به زیردستان در بهبود عملكرد آنها کمک نمی کنند، این است که آنها نمی دانند چگونه بدون رنجاندن یا دلسرد کردن پرسنل این کار را انجام دهند. برخی از پیشنهادات زیر این مشکل را برطرف می کند.
- کارکنانی که عملكرد کلی آنها رضایت بخش است، باید از این موضوع با خبر بشوند. اگر كاركنان بدانند که مدیریت به طور کلی از کار آنها خشنود است برای بهتر انجام دادن کار، پذیرفتن بازخورد در جهت بهبود و ارتقای آن عمل خواهندكرد.
- کارکنان شما نیاز دارند بدانند که چه موقع خوب عمل نکرده اند. در همان زمان، بازخورد مثبت دادن را هم فراموش نکنید. بجای تاثیر در مزایا موارد را به آنان یادآور شوید.
- توضیحاتی که در مورد بهبودهای صورت گرفته ارائه می شود، باید مشخص، واقعی و غیر احساسی و مستقیماً معطوف به عملكرد کارکنان باشند تا اینکه معطوف به خصوصیات شخصی آنها. از تذکرات ارزیابی کننده کلی ( مثل: آن کار بی ارزش است) یا توضیحاتی در مورد انگیزه ها یا خصوصیات شخصی کارکنان ( مثل: شما بی دقت بوده‌اید) خودداری کنید.
- به عقاید و نظرات کارکنان در مورد مشکلات انجام كار، گوش کنید. تجربیات و مشاهدات کارکنان برای مشخص كردن اینکه چگونه مسائل مربوط به عملكرد می تواند بهتر مورد توجه قرار گیرد، مفید هستند؛ از جمله اینکه چگونه شما[مدیر] می توانید بیشتر مفید باشید.
- همواره به یاد داشته باشید که شما به چه دلیل بازخورد می دهید. شما می خواهید عملكرد را بهبود ببخشید نه اینکه برتری خود را بر کارمندان ثابت کنید. بنابراین واقعگرا باشید و بدون اینكه کار غیرممکنی را بخواهید، بر آنچه واقعاً شدنی است، متمرکز شوید.
5- رابطه خوبی با كاركنان داشته باشید.
یکی از بی حاصلترین قواعد در سازمانها، توزیع اطلاعات بر مبنای اصل «لزوم دانستن» است. [پرسنل فقط آنچه را لازم است، باید بدانند] این قاعده معمولاً روشی غیر ضروری و مخرب در جهت محدود کردن جریان اطلاعات در یک سازمان است.
آنچه کارکنان نیاز دارند تا کارشان را انجام دهند و آنچه به آنها احساس احترام و حس مشارکت میدهد، امر می کند تا مدیران محدودیتهای خیلی کمی در جریان اطلاعات قرار دهند. چیزی را از کارکنان مخفی نگه ندارید، مگر آن موارد ناچیزی را که واقعا ًمحرمانه هستند.
بسیاری از کارکنان درمورد انگیزه های مدیریت خیلی مشکوک هستند. روابط باز و کامل[با كاركنان] نه تنها آنها را در انجام کارهایشان کمک می کند، بلکه نشان از احترام گذاردن به آنهاست.
6- عملكرد ضعیف را تشخیص بدهید.
حتماً به 5 درصد از کارکنان خود که نمی خواهند کار کنند، توجه و آنها را شناسایی کنید. بیشتر افراد می خواهند کار کنند و از کار کردن افتخار می کنند. اما کارکنانی وجود دارند که به کارکردن حساسیت دارند .آنها هر کاری می کنند تا از زیر کارکردن فرار کنند. آنها بی انگیزه هستند و یک روش انضباطی – مثل انفصال از کار – تنها راهی است که می توان آنها را از طریق آن اداره کرد. این کار روحیه و کارایی بقیه اعضای تیم را افزایش می دهد، زیرا آنها می بینند که یکی از موانع کارایی آنها برداشته شده است.
7- کار جمعی(تیمی) را رواج دهید.
اغلب فعالیتها برای آنکه به طور موثر انجام گیرند، به یک كار گروهی نیاز دارند. تحقیق نشان می دهد که کیفیت یک كار گروهی در زمینه هایی مثل حل مسئله معمولاً بیشتر از کار فردی است.به علاوه بیشتر کارکنان وقتی به صورت جمعی كار كنند، انگیزه بیشتری پیدا می کنند.
هر زمان که امکان دارد مدیران باید کارکنان را به تیم های خود مختار تقسیم کنند، تیم هایی که بر مسائلی مثل کنترل کیفیت، زمان‌بندی و بسیاری از روشهای انجام کار کنترل دارند. چنین تیم هایی به مدیریت کمتری نیازمند هستند و طبیعتاً به کم شدن صحیح سطوح مدیریتی و كاهش هزینه ها منجر می شوند.
8- گوش كنید و درگیر شوید.
کارکنان یک منبع غنی اطلاعات در زمینه نحوه بهبود در انجام كارها هستند. این اصل درمورد همه انواع كاركنان از ساعتی تا رسمی كاربرد دارد. مدیرانی که با یک روش و شیوه مشارکتی کار می کنند، نتایج بزرگی را در ارتباط با کیفیت و بهره وری به دست می آورند. مدیران مشارکتی به طور مداوم علاقه‌مندی خود را به عقاید و تصورات کارکنان آشکار می کنند. آنها صبر نمی کنند تا اینکه پیشنهادها به وسیله روابط رسمی یا نظام پیشنهادها جامه عمل به خود بگیرد.
مدیران مشارکتی فقط یک بار حدود وظایف را تعریف می کنند و بعد به کارکنان آزادی عمل می دهند برای آنکه با توجه به دانش و تجربه شان و متناسب با خودشان عمل کنند. در واقع ممکن است روش ایجاد انگیزه قدرتمندتری از آزاد گذاشتن افراد شایسته برای انجام مشاغلشان آن گونه که آنها مناسب می دانند، وجود نداشته باشد.
چگونه مدیریت كاركنان را بی انگیزه می کند
راههای مختلفی وجود دارد که مدیریت ندانسته کارکنان را بی انگیزه نموده و علاقه و شیفتگی آنها را کم می‌کند.
بسیاری از شرکتها با پرسنل همانند یک وسیله قابل خرید و فروش رفتار می کنند. در اولین مشكلی كه در تجارت ظهور می كند، کارکنان و پرسنل که معمولاً به عنوان بزرگترین دارایی سازمان از آنها یاد می شود، قابل خرج کردن می شوند. [سازمانها با مدیریت غلط خود، به انگیزه كاركنان آسیب می زنند و نیروهای انسانی را از دست می‌دهند]
نیمی از پرسنل شركتهای مورد بررسی عنوان نمودند كه مزایای کمی دریافت می کنند و تقریبا دو سوم می‌گویند که مدیریت بیشتر مایل است كه به خاطر عملكرد ضعیف از آنها انتقاد کند، تا اینکه به خاطر کار خوبشان از آنها تعریف کند.
مدیریت به طور غیر عمدی کارکردن را برای پرسنل دشوار می کند. سطوح بیش از حد برای تایید یك موضوع، کاغذ بازی بی پایان، آموزش ناکافی، کوتاهی در ارتباط برقرار کردن، اقتدار کم و کمبود یک دید یا تصور معتبر و قابل قبول، همه و همه به عاجز کردن پرسنل دامن می زند.

 

تافل چيست؟و5نکته

به نام خدا

۷ نکته موثر در یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی)

 

اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳ میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپایی بسیار کمتر است. مثلا فرانسه ۱۲۱ میلیون نفر و آلمانی ۱۱۸ میلیون نفر. آمار کاملتر را اینجا ببینید.

این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع و روش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
در اینجا ۷ نکته ساده را برای شروع یادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:

۱-   مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.

۲-   تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده ۱۰ دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم با تکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.

۳-   متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.

۴-   شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان ۴ تا ۵ سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه ۴ ساله باشید نه یک مهندس ۲۰ و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه و درس را با تفریح بیاموزید.

۵-   اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.

۶-   زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.

۷-   این را بدانید که یادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.

در این مقاله نیز می توانید با ابزارها و روش های موثر یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی) آشنا شوید.

نویسنده: غزاله فیروز

 

5 نکته ی موثر در یادگیری انگلیسی در هنگام مطالعه

با سلام خدمت عزیزان، داشتم تو وب میگشتم که یه مقاله تقریبا با همین نام تو سایت EnglishClub.com برخورد کردم که واسه من خیلی جالب و موثر بود، گفتم واسه شما هم بزارم که استفاده کنید.

نکته ی 1
همیشه متنی رو بخونید که تو سطح شما باشه، بتونید بفهمید. اگه بعد از تقریبا هر 3 کلمه شما به لغتی رسیدید که بدون دیکشنری معنیشو نمیتونید بفهمید، مطمئن باشید که اون متن تو سطح شما نیست و توصیه میشه اون متن رو با یه متن ساده ترعوض کنید آخه خود به خود دلسردتون میکنه.
نکته ی 2
لغات جدید رو یاداشت کنید. اگه در یه صفحه 4 یا 5 لغت جدید پیدا کردید ازشون یاداشت برداری کنید ولی نه موقع خوندن، تو موقع خوندن فقط سعی کنید معنیشو با توجه به متن حدث بزنید بعدش با یه خودکار یه علامت کنارش بزارید و ازش بگذرید، در آخر وقتی که خوندن متن تموم شد با یه دیکشنری معنی لغت ها رو پیدا کنید و در آخرین گام اونارو تو دفتر لغت یاداشت کنید.
نکته ی 3
منظم بخونید، سعی کنید همیشه یه وقت برای مطالعه داشته باشید مثلا روزی 15 دقیقه، همیشه یادتون باشه که منظم خوندن خیلی تاثیر زیادی داره، خیلی ها تو یه روز 2 ساعت میخونن بعد 3 روز هیچی نمیخونن که کاملا بی اثره، همیشه یه وقت ثابت داشته باشید مثلا هرشب موقع خواب.
نکته ی 4
منظم باشید و همه چیز رو آماده داشته باشید، چیزایی مثل:
یه متن واسه خوندن
یه ماژیک یا هر چیزه دیگه ای برای علامت زدن لغت های سخت
یه دیکشنری
دفتر لغت
یه خودکار یا مداد برای نوشتن لغت تو دفترتون

نکته ی 5
همیشه چیزی رو بخونید که علاقه داشته باشید، مجله یا روزنامه چیزای خوبی هستن چون تو موضوعات متنوع مینویسن، همیشه یادتون باشده که موضوع مورد علاقه، شمارو تو یادگیری خیلی کمک میکنه.

 

 

 

با تافل اينترنتي (iBT) آشنا شويم

** تافل چيست؟

آزمون تافل (TOEFL) توسط سرويس سنجش تحصيلي (ETS) دانشگاه پرينستون (Princeton) برگزار مي‌شود. اين آزمون، مهارت در بخشهاي شنيداري، گفتاري، نوشتاري، و درک مطلب انگليسي را مورد سنجش قرار مي‌دهد و براي پذيرش در دانشگاههاي آمريکاي شمالي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. نمره کسب شده در اين آزمون جهت پذيرش در اين دانشگاهها به مدت دو سال داراي اعتبار مي‌باشد.

** تافل اينترنتي (iBT) چه تفاوتي با تافل کتبي و کامپيوتري دارد؟

آزمون تافل اينترنتي (iBT) بخش جديدي با عنوان «بخش گفتاري» (يا Speaking) دارد و در مقابل، بخش ساختار (Structure) که در آزمونهاي کتبي و کامپيوتري وجود داشت، حذف شده است. گرامر بطور غيرمستقيم در بخشهاي ديگر اين آزمون مورد سنجش قرار مي‌گيرد. سخنراني‌ها و گفتگوها در بخش شنيداري (Listening) طولاني‌تر شده‌اند و خلاصه نويسي (note taking) نيز ديگر مجاز مي‌باشد. در بخش درک مطلب (Reading)، نوع سؤالات متنوع‌تر شده و بعنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته مي‌شود اطلاعات را طبقه‌بندي کنند و يا جدولي را پر کنند. تايپ کردن هم در بخش نوشتاري ديگر الزامي است.

** سيستم امتيازدهي در اين آزمون چگونه است؟

سيستم امتياز دهي در آزمون تافل اينترنتي (iBT) در جدول زير نشان داده شده است:

0-30

0-30

0-30

0-30

Listening

Reading

Speaking

Writing

0-120

Total score:

** بخشهاي مختلف تافل (iBT)

بخش درک مطلب (Reading)
بخش درک مطلب در تافل iBT خيلي با نسخه کامپيوتري آن (CBT) تفاوت ندارد. اين بخش از سه متن آکادميک تشکيل شده است که به دنبال هر کدام چندين پرسش مطرح مي‌شود. هر کدام از اين متن‌ها حدوداً از 650 تا 750 کلمه ساخته شده‌اند. نوع سؤالات نيز ترکيبي از نوع سؤالات موجود در تافل کامپيوتري (CBT) و انواع جديدتري از سؤالات است که در آن شرکت کنندگان بايد جدولي را پر کنند يا يک نتيجه گيري روايي را تکميل نمايند. دو ويژگي اضافه شده به بخش درک مطلب (Reading)، يکي فهرست لغات و ديگري يک گزينه تجديد نظر (review option) مي‌باشد. «فهرست لغات» به شما اين امکان را مي‌دهد که معني کلمات کليدي موجود در متن را بيابيد و با «گزينه تجديد نظر» (يا review option) مي‌توانيد برگرديد و در پاسخهايتان تجديد نظر کنيد.

بخش شنيداري (Listening)
بخش شنيداري آزمون تافل توانايي شما را در درک مکالمات انگليسي، آنگونه که در آمريکاي شمالي صحبت مي‌شود، ارزيابي مي‌کند. بخش شنيداري آزمون تافل اينترنتي (iBT) هم خيلي با نسخه کامپيوتري آن (CBT) متفاوت نيست. اين بخش از دو مکالمه و چهار سخنراني درسي همراه با پرسشهاي متعدد تشکيل يافته است.

بخش نوشتاري (Writing)
اين بخش از آزمون، توانايي شما را در به کار گيري «نوشتن» جهت برقراري ارتباط در يک محيط دانشگاهي مورد سنجش قرار مي‌دهد. اين بخش خود به دو قسمت تقسيم مي‌شود: يک قسمت تلفيقي (integrated) و يک قسمت مستقل (independent) که تايپ کردن هم براي هر دو قسمت ضروري است. در قسمت تلفيقي شما بايد در ابتدا متن کوتاهي را بخوانيد (250 تا 300 کلمه) و سپس به يک نطق مرتبط با متن گوش دهيد. بعد از آن شما بايد با استفاده از اطلاعاتي که از متن و سخنراني بدست آورده‌ايد به يک پرسش پاسخ دهيد. به شما 20 دقيقه فرصت داده مي‌شود که پاسخ خود را که بايد بين 150 تا 225 کلمه باشد، بنويسيد. اما قسمت مستقل (independent) بخش نوشتاري، مشابه بخش نوشتاري آزمون کامپيوتري تافل مي‌باشد: به شما 20 دقيقه فرصت داده مي‌شد که انشاء کوتاهي در حدود 300 کلمه درباره يک موضوع خاص بنويسيد.

بخش گفتاري (Speaking)
اين بخش جديد از آزمون تافل داراي شش تکليف (task) مي‌باشد که دو تکليف آن به صورت مستقل (independent) و چهارتاي آن به صورت تلفيقي مي‌باشد.

بطور دقيق‌تر، بخش گفتاري آزمون تافل داراي قسمتهاي زير است:

  • 2 تکليف مستقل (independent) درباره موضوعات معمولي و آزاد.
    - شرکت‌کنندگان بايد با استفاده از دانش و تجارب شخصي خود در مورد يک موضوع خاص موضع گيري کرده و آن را توضيح دهند.
  • 2 تکليف تلفيقي (integrated) بر اساس خواندن و شنيدن.
    - اين تکاليف شامل يک متن کوتاه و يک صحبت کوتاه مي‌باشند. شرکت کنندگان بايد اطلاعاتي را که از اين دو طريق بدست مي‌آورند، با هم تلفيق کرده و در پاسخ خود به کار گيرند.
  • 2 تکليف تلفيقي بر اساس شنيدن يک سخنراني يا گفتگوي کوتاه.
    - شرکت کنندگان بايد نکات کليدي موجود در آنچه که مي‌شنوند را بطور خلاصه در پاسخ‌هايشان ارائه دهند.

مدت پاسخ‌گويي به هر کدام از تکاليف از 45 تا 60 ثانيه متغير مي‌باشد.
زبان آموزان

از کنترل، تا تضمين کيفيت

از کنترل، تا تضمين کيفيت
از کنترل، تا تضمين کيفيت خلاصه در اين مقاله ما يک نظر تاريخي بر سر مسئله کيفيت مي اندازيم و پس از بررسي سير تحول دو نظريه در باب مسئله کيفيت ( تضمين و کنترل آن ) به يک جمع بندي درباره آن دو رسيده و جايگاه هر يک را در ساختارسازماني مشخص مي نماييم.

مقدمهدر ايران امروزي بحث هاي بسياري بر سر مسائلي چون کيفيت موجود است. به همين دلائل بازار بسيار مناسبي را براي گروه هاي مختلف در راه کسب درآمد باز شده است. به اين ترتيب هر کسي به محض اينکه چند جمله قشنگ ياد ميگيرد با تاسيس يک شرکت اقدام به مشاوره کرده، و شاهد آن هستيم که پيوسته شرکت هاي بسياري تاسيس ميشوند و پس از مدتي با ورشکستگي بازار را ترک مي نمايند. اگر دقت کنيم مي بينيم که شعار آنها پيوسته اين است که ما درزمينه تضمين کيفيت کار ميکنيم نه در کنترل کيفيت. ولي به راستي آيا کنترل کيفيت در جهان امروز به تاريخ پيوسته؟ و آيا سازمان هاي بزرگ در اين زمينه کاري انجام نمي دهند؟ در اين مقاله سعي در تشريح اين دوگانگي ها مي کنيم.

بررسي تاريخي
همان طور که در اغلب متون کيفيت ذکر گرديده هزينه هاي کيفيت به چهار گروه عمده تقسيم مي گردند :
1. هزينه هاي پيشگيري
2. هزينه هاي کنترلي
3. هزينه هاي شکست داخلي
4. هزينه هاي شکست خارجي.
چنانچه مشاهده مي گردد دو گروه اول هزينه ها مربوط به توليد محصول مرغوب، ودو گروه آخر ناشي از توليد محصول نامرغوب مي باشد.و اين دو نوع هزينه (هزينه محصول مرغوب، هزينه محصول نامرغوب) با هم نسبت عکس دارند و(هرچه ما هزينه توليد محصول مرغوب را بالا ببريم از هزينه هاي توليد محصول نامرغوبب کم مي شود ) به اين ترتيب در اوائل قرن بيستم نمودار زير توليد گرديد
چنانچه مي بينيد هزينه هاي کيفيت درجايي قبل از کيفيت100% مينيمم مي گردد بنابراين سازمان ها سعي در توليد محصول در همان حيطه اي کردند که هزينه مينيمم مي گشت. در اين بين ژاپني ها با يک ابتکار ساده (اختصاص دادن سهمي از درآمد سهامداران شرکت روي کيفيت) منحني فوق را به شکل زير درآوردند:
به اين ترتيب مديران سطح بالاي سازمان به نکته پي بردند که "کيفيت مجاني است" چون همان طور که مي بينيد اين بار هزينه هاي توليد محصول در کيفيت100% مينيمم ميگردد، به اين ترتيب مديران سعي در ايجاد ابزارهايي نمودند که به آنها در ارزيابي و کنترل کيفيت محصولات کمک کند. به اين ترتيب ابزارهاي هفتگانه کنترل کيفيت (مانند نمودارهاي کنترل، علت و معلول، استخوان ماهي و... ) در ميان سطوح مديريتي سازمان ها رشد يافت و اين هفت ابزار در اختيار مديران قرار گرفت. ولي پس از مدتي مشاهده گرديد که اين ابزار ها به تنهايي نمي تواند در محصول کيفيت ايجاد کند(اگرچه مي توانند از توليد محصول معيوب به ميزان زياد، جلوگيري کنند)، با توجه به اين مسئله و تغييري که در علم مديريت به وجود آمد (و آن تاکيد بر رهبري بجاي کنترلگري بود ) اين نظر مطرح گرديد که ما وظيفه کنترل کيفيت را در هرم سازماني به سطوح پاييني سازمان بدهيم ، به اين ترتيب که کارگران خود مسئول کنترل کار خود باشند و در اين ميان بخش فني نيز در حيطه کنترل کيفيت مسئوليت ايجاد شاخصهاي کيفي اي که مي بايست کنترل شوند را بر عهده گرفت. حال به مديريت وظيفه راهبري و ايجاد خط مشيهاي کيفي و برنامه هاي استراتژيک در زمينه کيفيت داده شد؛ که به اين وظيفه تضمين کيفيت مي گويند. براي اينکه يک مدير بتواند با ايجاد راهبردها و استراتژي هاي مختلف به تضمين کيفيت بپردازد، نياز به دانستن نظرات مشتريان داشته که اين خود نياز به وجود يک سيستم اطلاعاتي(MIS) دارد تا با استفاده از شاخک "اطلاعات بازار" آن از نياز مشتريان آگاه شويم. به اين ترتيب وجود MIS هايي به اين نحو براي شرکت هايي که مي خواهند داراي سيستم تضمين کيفيت باشند لازم مي باشد.
نتيجه همانطور که مشاهده مي کنيم در سازمان هاي امروزي هم کنترل و هم تضمين کيفيت مطرح هستند، و با اينکه وظيفه تضمين کيفيت به مديران سپرده شده ، از اهميت کنترل کيفيت کم نگشته و حتي در سطوح فني سازمان همان طور که اشاره گشت مسئوليت هايي محول گرديده.

ترانزیستور چگونه کار می کند ؟

ترانزیستور چگونه کار می کند ؟

نماد و شماتیک پیوندها در ترانزیستورها در مطالب قبل بطور خلاصه راجع به دیودها و ترانزیستورها و پیوندهای PN صحبت کرده مثالهایی از کاربرد اصلی انواع دیود ارائه کردیم. در این قسمت راجع به گونه های ساده اولین ترانزیستورها که از سه لایه نیمه هادی تشکیل شده اند صحبت خواهیم کرد.
بصورت استاندارد دو نوع ترانزیستور بصورت PNP و NPN داریم. انتخاب نامه آنها به نحوه کنار هم قرار گرفتن لایه های نیمه هادی و پلاریته آنها بستگی دارد. هر چند در اوایل ساخت این وسیله الکترونیکی و جایگزینی آن با لامپهای خلاء، ترانزستورها اغلب از جنس ژرمانیم و بصورت PNP ساخته می شدند اما محدودیت های ساخت و فن آوری از یکطرف و تفاوت بهره دریافتی از طرف دیگر، سازندگان را مجبور کرد که بعدها بیشتر از نیمه هادیی از جنس سیلیکون و با پلاریته NPN برای ساخت ترانزیستور استفاده کنند.
تفاوت خاصی در عملکرد این دو نمونه وجود ندارد و این بدان معنی نیست که ترانزیستور ژرمانیم با پلاریته NPN یا سیلیکون با پلاریته PNP وجود ندارد.
نمای واقعی تری از پیوندها در یک ترانزیستور که تفاوت کلکتور و امیتر را بوضوح نشان می دهد. برای هریک از لایه های نیمه هادی که در یک ترانزیستور وجود دارد یک پایه در نظر گرفته شده است که ارتباط مدار بیرونی را به نیمه هادی ها میسر می سازد.
این پایه ها به نامهای Base (پایه) ، Collector (جمع کننده) و Emitter (منتشر کننده) مشخص می شوند. اگر به ساختار لایه ای یک ترانزیستور دقت کنیم بنظر تفاوت خاصی میان Collector و Emitter دیده نمی شود اما واقعیت اینگونه نیست. چرا که ضخامت و بزرگی لایه Collector به مراتب از Emitter بزرگتر است و این عملا" باعث می شود که این دو لایه با وجود تشابه پلاریته ای که دارند با یکدیگر تفاوت داشته باشند. با وجود این معمولا" در شکل ها برای سهولت این دو لایه را بصورت یکسان در نظر میگیردند.
بدون آنکه در این مطلب قصد بررسی دقیق نحوه کار یک ترانزیستور را داشته باشیم، قصد داریم ساده ترین مداری که می توان با یک ترانزیستور تهیه کرد را به شما معرفی کرده و کاربرد آنرا برای شما شرح دهیم.
مدار ساده برای آشنایی با طرز کار یک ترانزیستور بطور جداگانه بین E و C و همچنین بین E و B منابع تغذیه ای قرار داده ایم. مقاومت ها یی که در مسیر هریک از این منابع ولتاژ قرار دادیم صرفا" برای محدود کردن جریان بوده و نه چیز دیگر. چرا که در صورت نبود آنها، پیوندها بر اثر کشیده شدن جریان زیاد خواهند سوخت.
طرز کار ترانزیستور به اینصورت است، چنانچه پیوند BE را بصورت مستقیم بایاس (Bias به معنی اعمال ولتاژ و تحریک است) کنیم بطوری که این پیوند PN روشن شود (برای اینکار کافی است که به این پیوند حدود ۰.۶ تا ۰.۷ ولت با توجه به نوع ترانزیستور ولتاژ اعمال شود)، در آنصورت از مدار بسته شده میان E و C می توان جریان بسیار بالایی کشید. اگر به شکل دوم دقت کنید بوضوح خواهید فهمید که این عمل چگونه امکان پذیر است.
در حالت عادی میان E و C هیچ مدار بازی وجود ندارد اما به محض آنکه شما پیوند BE را با پلاریته موافق بایاس کنید، با توجه به آنچه قبلا" راجع به یک پیوند PN توضیح دادیم، این پیوند تقریبا" بصورت اتصال کوتاه عمل می کند و شما عملا" خواهید توانست از پایه های E و C جریان قابل ملاحظه ای بکشید. (در واقع در اینحالت می توان فرض کرد که در شکل دوم عملا" لایه PN مربوط به BE از بین می رود و بین EC یک اتصال کوتاه رخ می دهد.)
بنابراین مشاهده می کنید که با برقراری یک جریان کوچک Ib شما می توانید یک جریان بزرگ Ic را داشته باشید. این مدار اساس سوئیچ های الکترونیک در مدارهای الکترونیکی است. بعنوان مثال شما می توانید در مدار کلکتور یک رله قرار دهید که با جریان مثلا" چند آمپری کار می کند و در عوض با اعمال یک جریان بسیار ضعیف در حد میلی آمپر - حتی کمتر - در مدار بیس که ممکن است از طریق یک مدار دیجیتال تهیه شود، به رله فرمان روشن یا خاموش شدن بدهید.



چگونه طرح درس بنویسیم؟

چگونه طرح درس بنویسیم؟  (طرح درس)

چهارشنبه 18 فروردین ماه سال 1389 ساعت 00:45 AM

طرح درس روزانه پیش بینی مجموعه فعالیتهای است که معلم برای تدریس در یک جلسه درس تدارک می بیند. در طرح درس فعالیتهای ضروری و مهم آموزشی به ترتیب ودر زمانهای مشخص تنظیم می شود و به کیفیت آموزش کمک خواهد کرد. تدوین طرح درس برای معلمان تازه کار و دانشجویان تا حدودی وقت گیر و مشکل است و به تدریج وپس  از کسب تجربه تهیه آن آسان تر خواهد بود.

اجزای طرح درس

رعایت نکات زیر برای تدوین طرح درس روزانه ضروری است:

مشخصات عمومی

1-هدف کلی درس

2-هدفهای رفتاری

3-الگوی تدریس

4-پیش بینی رفتار ورودی

5-وسایل مورد نیاز

6-مراحل تدریس ( فعالیتهای مقدماتی، ارزشیابی تشخیصی ، آماده سازی و ایجاد انگیزه ، نحوه ی ارائه درس ، جمع بندی)

7-فعالیتهای تکمیلی ( ارزشیابی پایانی ، تکلیف )

8-خود ارزیابی

مشخصات عمومی

قسمت اول هر طرح درس شامل قسمت های زیر است:

نام درس                موضوع درس              پایه تحصیلی                     نام مدرسه

نام معلم                 مدت جلسه              تعداد شاگردان                 تاریخ

 

1-هدف کلی

آن دسته از اهداف آموزشی که به صورت عبارتهای کلی بیان می شوند  هدفهای کلی آموزشی گفته می شود هدفهای کلی تغییر مطلوبی را که باید در رفتار شاگردان ایجاد شودمشخص نمی کنند  هدفهای کلی مبهم اند و به آسانی قابل وصول نیستند   معمولا هدف کلی در یک جمله و به صورت کلی بیان می شود و تقریبا مشابهت زیادی با عنوان درس دارد. مثال:

دانش آموزان با مفهوم مقاومت و کاربرد آن آشنا شوند0

2-هدفهای جزئی

هدفهای جزئی یا مرحله ای از هدفهای کلی محدودتر و نسبت به هدفهای رفتاری جامعیت و شمول بیشتری دارند. هدف جزئی نسبت به هدف کلی جنبه های عملی بیشتری دارد  دقت در نوشتن هدفهای جزئی و تنظیم درست توالی آن موجب نظم بیشتر فعالیتهای آموزشی می شود0 در طرح درس لزومی به نوشتن اهداف جزئی نیست ولی نوشتن آنها که براساس عناوین فرعی درس نوشته می شود به نوشتن هدفهای رفتاری کمک خواهد کرد.

3-هدفهای رفتاری     behavioral objectives

 هدفهای رفتاری یا هدفهای اجرایی به آن دسته از هدفها گفته می شود که نوع رفتار و قابلیتهایی را که انتظار داریم شاگرد پس از یادگیری مطلبی خاص به آنها برسد مشخص می کند و براساس آنها مواد آموزشی و روش تدریس مناسب انتخاب می شود 0 این هدف ها با واضح ترین عبارات و با دقت کافی آنچه را که شاگرد باید در جریان یادگیری بیندیشند ،انجام دهد و یا احساس کند را روشن می نماید

هدفهای عملکردی به اندازه کافی مشخص و پر جزئیات هستند و به خوبی عملکرد دانش آموز را مشخص می کنند و اینکه چه موقع هدفها مورد دستیابی واقع شده اند 

یک هدف رفتاری خوب باید دارای ویژگیهای زیر باشد:

الف – رفتار مورد مشاهده دقیقامشخص باشد از بکار بردن افعال و کلمات مبهم پرهیز شود

 

،مانند انجام دادن ، فهرست کردن ، نوشتن ، دسته بندی کردن ، محاسبه کردن ، ساختن.

ب- موقعیت یا شرایطی که رفتار باید در آن مشاهده شود یا انجام گیرد مشخص شده باشد بعبارت دیگر مشخص کنیم که شاگرد از چه چیزهایی می تواند یا نمی تواند استفاده کند و یا در کجا و در چه زمانی باید مهارت لازم را کسب کند. مثلا با استفاده از کتاب ، بدون استفاده از ماشین حساب ،در حضور جمع

ج- معیار (درجه موفقیت )باید دقیقاًمشخص باشد .منظور حد نصابی است که بر اساس آن رفتار ارزشیابی می شود . مثلاًسه مورد از چهار مورد ،حداقل یک مورد ،در عرض دو دقیقه ،70%صحت ،بدون غلط

هدف رفتاری را نباید به صورت سوال نوشت و قبل از نوشتن هدفهای رفتاری عبارتهای زیر نوشته می شوند :

از دانش آموزان انتظار می رود پس از پایان درس بتوانند :

سه تن از نویسندگان ایرانی را نام برده و حداقل یکی از آثار آنها را ذکر کنند .

رفتار :به خاطر آوردن و نام بردن         شرایط: استفاده از کتاب       معیار :سه تن

هدف رفتاری نامناسب:حوزه ی گسترش زبان فارسی را توضیح دهید.

هدف رفتاری مناسب :درباره اهمیت زبان فارسی دری در کشورهای همسایه نیم صفحه مطلب بنویسید.

هدف رفتاری نامناسب :چند تن از فارسی سرایان برون مرزی را نام ببرید.

هدف رفتاری مناسب :دو تن از فارسی سرایان برون مرزی را نام ببرید .

هدفهای رفتاری بر اساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و یا بصورت پیش نیاز و پس نیاز مرتب می شوند.

همچنین هر هدف رفتاری باید معلوم شود که در کدام طبقه قرار می گیرد . نباید درس منحصر به یک سطح آنهم سطوح پایین باشد  .

طبقه بندی سطوح یادگیری

هدفهای رفتاری در طبقه های مختلف یادگیری قرارمی گیرند و متناسب با پیچیدگی و ماهیت ،سطوح مختلفی را در بر می گیرند .

حیطه شناختی       cognitive

این حیطه بیشتر با فعالیتهای ذهنی سرو کار دارد و بر اساس طبقه بندی جدید که توسط کراتول یکی از شاگردان بلوم ارائه شده است شامل شش سطح از ساده به مشکل به شرح زیر است :دانش ،فهم ،کار بستن ،تحلیل ،ارزشیابی،ترکیب. 

مثال:

سه نوع از اشیاء رسانا را نام ببرید .(شناختی،دانش)

تقسیم یک جمله ای بریک جمله ای را بدون اشتباه انجام دهند .(شناختی،فهم)

کاربرد مقاومت در زندگی انسان را در یک بند بنویسند .(شناختی ،کاربرد )

تفاوت عمده ی دیدگاه غرب و فرهنگ اسلامی را در باره انسان مقایسه کنند و در چند سطر بنویسند.(شناختی ،تجزیه و تحلیل)

لزوم رعایت حجاب را در فرهنگ اسلامی با ذکر دلایل تو ضیح دهند . (شناختی ،ارزشیابی)

چهار بیت شعر با رعایت ردیف و قافیه بسراید.(شناختی ،ترکیب )

تعدادی از افعال که در این حیطه بکار می رود عبارتند از :مقایسه می کند ،تفسیر می کند ،قضاوت می کند .

حیطه عاطفی    affective

 این حیطه با نگرشها ،عواطف ،علایق وارزشها سروکار دارد. سطوح مختلف این حیطه به ترتیب عبارتند از :توجه کردن ،پاسخ دادن ،ارزش گذاری ،سازماندهی ارزشها،تبلور ارزشهادر شخصیت

مثال:

با دقّت به فعالیتهای کلاس توجه کنند .(عاطفی ،توجه کردن)

از مطالعه شعر و ادب لذت ببرند .(عاطفی ،پاسخ دادن)

خود را در قبال پیشرفت اجتماعی متعهد بدانند.(عاطفی ،ارزش گذاری)

نقش برنامه ریزی منظم در حل مسائل رابدانند.(عاطفی ،سازماندهی ارزشها)

در فعالیتهای گروهی با علاقه و عملاًهمکاری کنند.(عاطفی ،تبلور ارزشهادر شخصیت)

تعدادی از افعال که در این حیطه بکار می رود عبارتند از توصیف می کند ،یاری می کند ،پیشنهاد می کند ،طرفداری می کند ،حمایت می کند.

حیطه روانی حرکتی   

psychomotor                                                           

هدفهایی که در این حیطه قرار می گیرد جنبه حرکتی ،مهارتی ، و عملی دارند مانند:

دروس فنی ،هنر آزمایشگاه . سطوح مختلف این حیطه عبارتند از :مشاهده و تقلید ،اجرای مستقل،دقتّ،هماهنگی حرکات ،عادی شدن عمل 

مثال:

بتوانند توپ را با کمترین خطا مانند معلم در حلقه بسکتبال پرتاب کنند .(روانی حرکتی،تقلید)

بتوانند به تنهایی سوره توحید را بدون غلط بخوانند .(روانی حرکتی،اجرای مستقل)

بتوانند با دقت و با کمترین خطا یک صفحه را تایپ کنند .(روانی حرکتی،دقت)

بتوانند با حداقل یک خطا مجسمه ای را با خمیر بسازد. (روانی حرکتی ،هماهنگی حرکات)

 

بتوانند بدون خطا و با مهارت نقشه ساختمان را در یک ساعت ترسیم کنند. (روانی حرکتی،عادی شدن عمل)

 

تعدادی از افعال که در این حیطه قرار می گیرند عبارتند از :اندازه می گیرد ،تصحیح می کند ،وزن می کند،طرح می کنند.

3-الگوی تدریس   model teaching

در این قسمت با توجه به هدف و محتوای درس الگو یا الگوهای مناسبی برای تدریس معرفی می‌شود. الگوی تدریس با روش تدریس فرق می کند. الگوی تدریس بر اساس نظریه های یادگیری و همچنین بر اساس تجربه و تحقیق بدست آمده اند. تحقیقات نشان داده است که استفاده از الگوی مناسب باعث افزایش سرعت یادگیری و رشد همه جانبه شاگردان می شود. مثلاً الگوی استقرایی در درس علوم تجربی و الگوی کاوشگری در درسهای اجتماعی بهتر است. الگوهای متعددی برای یادگیری معرفی شده اند که همه آن ها در چهار گروه اصلی قرار می‌گیرند و برای مطالعه بیشتر می توان به منابع معتبر مراجعه کرد.

الف-الگوهای اجتماعی که موجب فعالیت های گروهی ، بهبود مهارت های اجتماعی ، همکاری بین شاگردان می شوند، مانند الگوهای تفحص ، ایفای نقش و کاوشگری .

ب-الگوهای پردازش اطلاعات که استفاده از آن ها موجب جمع آوری اطلاعات ، کشف مسائل و ارائه راه حل برای آنها می شود مانند الگوهای تفکر استقرایی ، دریافت مفهوم ،  کاوشگری علمی ، پیش سازمان دهنده ها ، کمک به حافظه.

ج-الگوهای فردی که توجه به آن ها موجب رشد فردی در دانش آموزان می شود مانند الگوهای تدریس غیر مستقیم و افزایش عزت نفس.

د-الگوهای سیستم های رفتاری که در تدریس به رفتار قابل مشاهده فرد و ایجاد تغییر در رفتار توجه دارد و شامل الگوهای زیر است مانند یادگیری تسط یاب ، شبیه سازی ، یادگیری اجتماعی ، آموزش مستقیم. 

5-پیش بینی رفتار ورودی   entering behavior

رفتار ورودی آموخته ها و تواناییهای است که شاگردان قبل از شروع درس جدید باید آنها را

کسب کرده باشندتا بتوانند درس جدید رافرا گیرند.   اگر معلم از میزان معلومات و مهارتهای شاگردان خود مطلع نباشد ممکن است مطالب آموزشی را بدون توجه به تواناییهای شاگردان انتخاب کند مثلاً عمل ضرب برای تفهیم عمل تقسیم یک پیش نیاز یا رفتار ورودی است که اگر آموخته نشود شاگرد نمی تواند عمل تقسیم را انجام دهد   رفتار ورودی الزاماًبه معنای درس قبلی نیست بلکه مفاهیم پیش نیاز درس جدید هستند که برای درک و فهم درس لازم و ضروری هستند .تحقیقات نشان می دهد که 70درصد یادگیری بستگی به پیش نیازهای مناسب در شاگردان دارد. 

تعیین نقطه شروع هنگام اجرا در کلاسهای درس ممکن است برای بعضی زائد اما برای دیگری ضروری باشد ولی طراح باید بتوانند دانش آموزانی را که برای آنها آموزش مناسب نیست شناسایی کند تا آموزش ترمیمی داده شود. 

گروهی معتقدند که ابتدا باید رفتارهای ورودی دانش آموزان مشخص و سپس هدفهای رفتاری نوشته شوند . چنین رویکردی در نظامها یا دوره هایی صادق است که محتوا و کتاب مشخصی ارائه نشده است و معلم کاملاًدر انتخاب و سازمان دهی مطالب درسی آزاد باشد .در نظام آموزش ایران به دلیل متمرکز بودن، اجرای چنین پیشنهادی تقریباً غیر ممکن است. 

به عبارت رفتار ورودی ،"پیش نیاز" و " پیش دانسته" هم می گویند.

6-وسایل مورد نیاز    materials

برای تدریس هر درس وسا یل و مواد آموزشی و تدارکات مخصوص لازم است.معلم باید وسایل و مواد لازم را از قبل پیش بینی و تهیه کند و در طرح درس از آنها نام ببرد .   وسایل آموزشی بایدبعد از تعیین فعالیتهای آموزش و  بعداز روش تدریس مشخص شود    زیاده روی و مبالغه گویی در بیان وسایل مزیت به حساب نمی آید .   نمونه ای از وسایل مورد نیاز عبارتند از :نقشه ،کاغذ سفید ،کتاب،مولاژ،وسایل آزمایشگاه، کامپیوتر متصل به اینترنت ،ساعت ،دماسنج ،cdپاورپوینت و...

 7-مراحل تدریس    procedures

فعالیتهای مقدماتی :معلم باید کارهایی را که قبل از شروع تدریس لازم است انجام دهد ذکر کند مانند سلام و احوالپرسی، حضور و غیاب دانش آموزان ،دیدن تکالیف ،بررسی سلامت روانی و جسمی شاگردان ،دادن تذکرات لازم    باید توجه داشت که زمان انجام کارهای قبل از شروع تدریس نباید زیاد طولانی باشد تا از شور و شوق اولیه دانش‌آموزان کاسته شود .

ارزشیابی تشخیصی   : معلم قبل از شروع درس جدید باید اطمینان حاصل کند دانش آموزان مطالب درس قبل به خصوص مطالبی که دانستن آنها برای درس جدید پیش نیاز محسوب می شود را می دانند به همین جهت به هر طریقی که لازم می داند باید از پیش دانسته های آنها ارزشیابی تشخیصی به عمل آورد .نوع  ارزشیابی بستگی به نوع درس و هدفهای درس دارد و می تواند از سوال شفاهی تا آزمون کتبی متغیر باشد   . در بیشتر موارد ارزشیابی رفتار ورودی همان آزمون پیشرفت تحصیلی درس قبل است. 

آماده سازی :قبل از شروع تدریس درس جدید معلم باید دانش آموزان را برای یاد گرفتن درس آماده کند آماده سازی به معنای ایجاد علاقه ،جلب توجه ،برانگیختن انگیزه، ایجاد رابطه و برقراری ارتباط بین درس جدید و یادگیریهای قبلی شاگردان است .   آماده سازی توجه دانش آموزان را از درس جلسه قبل که ممکن است متفاوت از درس فعلی  باشد  به درس جدید جلب می کند ممکن است دانش آموزان ساعت قبل ریاضی داشته‌اند و درس جدید علوم باشد با آماده سازی ذهن آنها از درس قبل به درس جدید معطوف می گردد. معلم در طرح درس مشخص می کند که چگونه و با چه روشی می خواهد مطلبی را که برای آماده سازی انتخاب کرده است مطرح کند . روش خاص را نمی توان پیشنهاد کرد و تا حدود زیادی ابتکاری است. 

مثلاًدر درس مربوط به اسکلت بدن معلم می تواند ماکت یک ساختمان رانشان دهد و با طرح سوال مناسب از دانش آموزان بپرسد که فکر می کنید سقف و دیوارهای این کلاس چگونه ایستاده اند .

 

یادآوری درس قبل ،گفتن داستان کوتاه ،نمایش عکس ،خواندن یک شعر یا مطلب نمونه هایی از فنون آماده سازی است .زمان آماده سازی کوتاه است.

ارائه درس :این قسمت اساس طرح درس را تشکیل می دهد .معلم باید نوع فعالیتهای خود و شاگردان را در جریان تدریس ذکر کند . روشها و فنون تدریس را به اختصار مشخص کند مثلاًممکن است به توضیح و تشریح مطلبی بپردازد .(روش سخنرانی)نقشه و تصویر را به دانش آموزان نشان دهد (نمایشی)و یا از دانش آموزان سوال بپرسد (پرسش وپاسخ )و یا آزمایشی را انجام دهد (آزمایشگاهی)و یا از دانش آموزان بخواهد که گزارشی را که تهیه کرده اند ارائه دهند (واحد کار )و یا از روش گروهی و همیاری استفاده کنند . همچنین معلم می تواند در صورت نیاز سوالهای ارزشیابی تکوینی و نحوه بازخورد آن را توضیح دهد .مدل کلاسی خود را معرفی کند اگر به توضیح و تشریح مفصل تر مراحل تدریس بپردازند از روش سناریونویسی استفاده کرده‌اید. یکی از  اشتباهات متداول د ر این مرحله آن است که اغلب معلمان مطالب فراوانی را تدریس می کنند که ارتباط و پیوستگی با هم ندارند .   در این مرحله شما باید قدم به قدم طرز کار خود را برای رسیدن به هدفها بنویسید . لزومی ندارد وارد جزئیات شوید ولی مراحل رسیدن را فهرست کنید . 

جمع بندی و نتیجه گیری :برای تثبیت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان بهتر است درس ارائه شده خلاصه ،جمع بندی و نتیجه گیری شود . این نتیجه گیری می تواند توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهایی را انجام دهد. 

زمان اختصاص داده شده به هر قسمت از مراحل تدریس باید مشخص شود.

8-فعالیتهای تکمیلی   Supplemental activities

 

ارزشیابی پایانی:معلم برای اینکه بداند شاگردانش تا چه حد به هد فهای مورد نظر در آموزش رسیده اند و همچنین موثر بودن  روش تدریس خود را بداند نیاز به ارزشیابی دارد .سوالهای ارزشیابی باید بر اساس هدفهای رفتاری طرح شوند .اگر چه ممکن است این عمل در طول زمان تدریس به طور ضمنی انجام گیرد.   برخی از طرحهای درس ضرورتاً نیازی به ارزشیابی ندارند اما اغلب آنها برای پی بردن  به رسیدن به اهداف نیاز به ارزشیابی دارند.

 

تکلیف: بر اساس نتایج ارزشیابی پایانی و برای تقویت مطالب آموخته شده معلم می تواند برای دانش آموزان در خارج از کلاس تکلیف مشخص کند.تکالیف بهتر است با زندگی واقعی دانش آموزان ارتباط داشته باشد مانند: حل تمرین ، نوشتن گزارش ،انجام آزمایش ، پیدا کردن پاسخ سوالات ،حل مسائل ،ساختن یک وسیله ،معرفی چند منبع برای مطالعه(کتاب،مقاله ،سایت های اینترنتی) زمان اختصاص داده شده برای هر قسمت از فعالیتهای تکمیلی باید مشخص شود.

9-خود ارزیابی      Self-evaluation

این قسمت بعد از اتمام تدریس و برای پی بردن به نقاط قوت و ضعف آن انجام می گیرد .استاد یا معلم همکار ویا کسی که تدریس را انجام داده است به ارزیابی و تحلیل تدریس می پردازد و نتایج آن را برای بهبود بخشیدن در مراحل بعدی مورد استفاده قرار می دهد. برای این کار می توان چند سوال طرح کرد و به آنها پاسخ داد  و یا بر اساس « فرم ارزشیابی تدریس » به قضاوت پرداخت. برای مثال به سوالهای زیر پاسخ داده می شود:

- آیا دانش آموزان به اهدافی که تعیین شده بود رسیده اند؟

- چه روش تدریس بهتری را می توانستم بکار ببرم؟

- اگر تصمیم می گرفتید که مجددا این درس را تدریس کنید چه نکاتی را در نظر می گرفتید؟

- چه نکات خوبی در تدریس وجود داشت ؟

- چه معایبی در تدریس وجود داشت؟

در این بخش چند نمونه طرح درس بر اساس الگوههای مختلف ارائه می­گردد. از همکاران محترم تقاضا می­گردد که نسبت به ارائه طرح درس های جدید اقدام نمایند تا با نام خودشان در سایت درج گردد.

الگوی تدریس کسب مفهوم

موضوع درس:محلولهای الکترولیت و غیر الکترولیت

کتاب شیمی3 و آزمایشگاه سال سوم بخش سوم صفحه 93- 94

هدف کلی: محلول های الکترولیت وغیرالکترولیت

مفاهیم
1-تفاوت خواص محلول های الکترولیت و غیر الکترولیت

2-محلول الکترولیت قوی ، ضعیف و غیر الکترولیت

3-تفاوت حل شدن به صورت یونی و مولکولی

هدف های جزئی

1-علت رسانایی محلول ها

2-تفاوت الکترولیت قوی و ضعیف

3-نحوی حل شدن ترکیب های کوالانسی قطبی

انتظارات عملکردی (هدف های رفتاری)

* فراگیران تفاوت محلول الکترولیت و محلول غیر الکترولیت را بشناسند

* فراگیران تفاوت خواص محلول های الکترولیت قوی و ضعیف را بدانند

* فراگیران تفاوت حل شدن جامدهای مولکولی و یونی را بدانند

 * فراگیران علت تفاوت در رسانایی برق محلول های الکترولیت را شرح دهند

 * فراگیران با انجام آزمایشی ساده بتوانند محلول های الکترولیت قوی ، ضعیف و غیر الکترولیت را تشخیص دهند.

 
فعالیت های قبل از شروع تدریس

تهیه کارت هایی که بر روی آن فرمول ترکیبات شیمیایی و نام آن ها نوشته شده است.

* کارت خاکستری غیر الکترولیت را نشان می دهد.

کارت آبی پرسش هایی که پس از دریافت مفهوم از دانش آموزان پرسیده می شود.

لازم به ذکر است در این الگو پیش مطالعه برای فراگیران لازم است

پیش دانسته ها

   -  فراگیران باید انواع جامد ها را بشناسند

 

   - چگونگی رسانایی برق یک رسانا را بدانند.

مرحله ی نخست

 
به گروه ها متجانس کارت های تهیه شده را نشان دهید و سپس به گروه ها فرصت دهید تا آن ها در مورد آن چه که مشاهده کردن فکر کنند
و در مورد ارتباط تصاویر مشاهده شده وتفاوت آنها در گروه های خود به بحث بپردازند .
سپس نظر گروه ها درمورد مفهوم ارایه شده بپرسید و گروه های دانش آموزی را راهنمایی کنید که به مفهموم ارایه شده پی ببرنند.وبه تفاوت محلول های الکترولیت و محلول های غیر الکترولیت پی برند در این قسمت می توان با انجام آزمایش ویژگی اختصاصی محلول های الکترولیت و غیر الکترولیت را نشان داد به این ترتیب که با تهیه ی یک مدار مشابه شکل زیر وافزودن محلول یک الکترولیت به بشر که مدار به آن متصل است و در مرحله ی بعدی افزودن یک غیر الکترولیت این مفهوم را به خوبی نشان داد.

مرحله ی دوم

 آزمون دستیابی به مفهوم در این مرحله کارتهایی که مطابق روش قبل فرمول ونام ترکیب شیمیایی بر روی آن نوشته شده است را به فراگیران نشان دهید و از آن ها بپرسید که این سری ترکیب ها در کدام دسته از ترکیبهای قبلی (بلی) یا (خیر ) قرار می گیرند.و در صورتی که  برخی از فراگیران پاسخ درست را ندادند از دیگر گروه ها پاسخ صحیح را جویا شوید در این مرحله نیز میتوانید با قرار دادن ترکیبات مختلف دردست فراگیران وبا انجام آزمایش دانش آموزان گروه تشخیص دهند کدام مورد الکترولیت وکدام ترکیب غیر الکترولیت هستند.

 مرحله ی سوم

 تحلیل راهبردهای تفکر در این مرحله با توجه به نوع ترکیبات و علت رسانایی و نارسانایی این ترکیب ها را از فراگیران  جویا شده تا تفاوت بین ترکیبات الکترویت وغیرالکترولیت را به لحاظ چگونگی حل شدن آن ها در آب را بیان کنند. و علت رسانا برق بودن محلول های الکترولیت از غیر الکترولیت را توضیح دهند. در ادامه با انجام آزمایش تفاوت محلول الکترولیت قوی و ضعیف را مشاهده کنند و با توجه به علت رسانایی محلول های الکترولیت علت رسانایی کم  برق به وسیله ی محلول الکترولیت ضعیف را شرح دهند.

طرح درس شیمی مبتنی برIT

مدرس : مصطفی رجبی– آموزش و پرورش استان مازندران - ناحیه 2ساری

موضوع  : عوامل موثر بر سرعت واکنش های شیمیایی

کتاب: شیمی پیش دانشگاهی صفحات 8الی10و20

مفاهیم :

سرعت واکنش ؛واکنش های تند و کند ؛ برخوردها ی موثر ؛ انرژی فعالسازی

زمان:یک جلسه آموزشی

هدف های یادگیری :

1- تعریفی از سرعت واکنش ارایه کند

2- مثال هایی از واکنش های کند و تند را فهرست کند

3- چگونگی تغیرات غلظت مواد شرکت کننده در واکنش با زمان را توصیف کند

4- عوامل موثر بر سرعت واکنش را نام ببرد

5-اثرغلظت،دما ،سطح تماس (حالت فیزیکی)؛ نوع ماده ، و کاتالیزگر بر سرعت واکنش را شرح دهد

6- رابطه بین انرژی فعالسازی و سرعت واکنش را شرح دهد 

انتظارات عملکردی :

1- بتواند با داشتن  داده های مربوط به غلظت و زمان سرعت یک واکنش را محاسبه کند

2- - بتواند با استفاده از داده های مر بوط به غلظت  مرتبه واکنش:                      2NO+O2              2NOرا محاسبه کند

3- بتواند توضیح دهد در چه صورتی یک واکنش(مانند هیدروژندارکردن اتیلن) می تواند با یک سرعت مناسب انجام گیرد  

4- بتواند توضیح دهد که چرا احتمال انجام واکنش بین دو ماده جامد(مانند سیتریک اسید و جوش شیرین ) بسیار کم ولی در حضور مقدار کمی آب به سرعت واکنش انجام می گیرد

5- بتواند توضیح دهد در چه صورتی یک واکنش(مانند هیدروژندارکردن اتیلن) می تواند با یک سرعت مناسب انجام گیرد

6- بتواند توضیح دهد که چرا برخی از واکنش ها سریع(مانند واکنش پتاسیم با آب ) و برخی دیگر کندند(مانند واکنش آهن با آب )

7- بتواند رابطه ی بین انرژی فعالسازی و سرعت واکنش را توضیح دهد

8- بتواند از پایگا ههای اینترنتی مربوط در مورد چگونگی اثر غلظت ؛دما و کاتالیزگر در افزایش سرعت واکنش مطالبی را جمع آوری کند

9- هنگام انجام آزمایش نکات ایمنی مربوط را رعایت کند

امکانات ICT :

1- رایانه با امکان دسترسی به اینترنت

2-رایانه با امکانات  mediaplayerوflash

     3- آشنایی با محیط ویندوز XP

4- نرم افزار powerpoint

5- لوله آزمایش ،سیتریک اسید ، جوش شیرین،سدیم،نوار منیزیم؛آب

6- آشنایی با اینترنت و جستجوی در آن

   7- آشنایی متوسط با زبان انگلیسی

مرحله اول : فعالیت های مقدماتی

1- حضور و غیاب دانش آموزان

2- دسته بندی دانش آموزان به گروه های دوو یا سه تایی(طرح درس بر مبنای 7گروه دو تایی می باشد) با توجه به امکانات رایانه یی

مرحله دوم : ارزشیابی اولیه

الف- از گروه ها خواسته می شود به دقت به اسلاید های 2الی 6 توجه کرده و سه مفهومی که مربوط به درس امروز می باشدرااز آنها استخراج نمایند

ب- از گروه ها خواسته می شود به سوالات زیر که مربوط به درس قبلی بوده پاسخ دهند :

1- گروه (1) :توضیح دهند( با توجه به اسلاید شماره 7) تغیرات غلظت مواد شرکت کننده با زمان چگونه است ؟

2-  گروه (2): تعریفی از سرعت واکنش ارایه نماید 

3-گروه(3): چند واکنش سریع و کندرا نام ببرند

پ- گروه ها  به اسلاید شماره 8 رفته:

1- گروه (4) واکنش انجام گرفته را بنویسید

2- گروه های ( 5و6) به ترتیب سرعت تشکیل NO2 رابین ثانیه های 300الی400 و 600الی700 محاسبه کرده و  سرعت  بدست آمده رابا یکدیگرمقایسه کرده و آن را  در قالب یک نتیجه ارایه نمایند

3- گروه (7) : سرعت واکنش را بین ثانیه های 300و 400 بدست آورد

مرحله سوم : تدریس موضوع مورد نظر

از گروه ها خواسته می شود :

الف- به دقت به اسلایدهای 10 الی 13 توجه کرده وبا مشورت گروهی  توضیح دهند که موضوع  درس امروز در مورد کدام مبحث از سرعت واکنش ها  می باشد نماینده هر گروه نظر خود رابه صورت شفاهی اعلام نماید  

اثر غلظت:

ب- به اسلاید شماره 14 رفته و بر روی لینک Kinetics کلیک کرده تا وارد آزمایشگاه مجازی شوند و آزمایشات زیر را انجام دهند:

آزمایش(1) : گزینه های مربوط به 60mlH2O و 10mlH2O2 و20mlHCl و 10mlKI کلیک کرده سپس دکمه Start را کلیک کرده و به محض خالی شدن آخرین ظرف دکمه Start timer راکلیک کرده و هنگامی که رنگ ظرف نمونه با رنگ ظرف محلول مرجع یکسان شد Stop timer  را کلیک کرده و زمان را یادداشت کنید

آزمایش (2) :گزینه های 40mlH2O و 20mlH2O2 و20mlHCl و20mlKI را کلیک کرده و مطابق دستور العمل آزمایش (1) عمل کرده و این بار نیز زمان را یادداشت وآن دو را با یکدیگر مقایسه و نتیجه رامکتوب وبه دبیر اعلام نمایید

پ- به اسلاید شماره 15 رفته و با توجه به جدول داده های مر بوط به غلظت وسرعت هرگروه علت تفاوت بین سرعت واکنش را توجیه نمایند

ت- به اسلاید شماره 16 رفته و برروی لینک O2+NO2kinetics کلیک کرده و برخورد های رخ داده برحسب زمان  بین این دو ماده را دردو مقدار 6NO2 و6O2 و همچنین 12NO2 و 12O2 مقایسه و نتیجه را هر گروه اعلام نماید

ث- به اسلاید شماره 17 رفته و از گروه های ( 1و2) به ترتیب خواسته می شود علت اختلاف بین تعداد برخوردهای صورت گرفته بین گوی آبی و قرمز در دو تصویر(a ؛b) و (c ؛d ) را توضیح دهند

ج- به اسلاید شماره 18 رفته و از گروه (3) خواسته می شود علت تفاوت تعدادبرخورد در دو تصویر داده شده را توجیه کنند

چ- به اسلاید شماره 19 رفته با مشورت گروهی توضیح دهند سرعت واکنش نوار منیزیم با محلول هیدروکلریک اسید در کدام لوله آزمایش بیشترین است چرا؟

٭٭٭٭ثر دما

الف- به اسلاید شماره 20 رفته وبرروی لینک iodine_clock کلیک کرده تا وارد آزمایشگاه مجازی شده و آزمایشات زیر را انجام دهند:

آزمایش (1) : ابتدا گزینه دمای 25c را فعال کرده سپس بر روی دکمه start کلیک کرده و به محض خالی شدن آخرین محلول در ظرف آزمایش دکمه timer را فعال نموده و با مشاهده رنگ آبی تیره دکمه timer غیر فعال نموده و زمان را یادداشت نمایید

آزمایش(2) : ابتدا گزینه دمای 45c رافعال و سپس مطابق دستور العمل آزمایش (1)

عمل نموده و گروه ها نتیجه آزمایش را مکتوب و به دبیر ارایه نمایند

ب- به اسلاید شماره 21 رفته وهر گروه توضیح دهند چه تفاوتی بین برخوردهای صورت گرفته در دو تصویر وجوددارد

٭٭٭٭اثر سطح تماس

آزمایش : به هر گروه یک لوله آزمایش و حدود 1 گرم سیتریک اسید و جوش شیرین داده می شود و از آنها خواسته می شود این دو ماده را به لوله آزمایش منتقل نمایند و مشاهدات خود را یادداشت نمایند سپس به لوله آزمایش حدود 1 میلی لیتر اب اضافه نموده و این بار نیزمشاهدات خود را یادداشت نمایند و نتیجه مشاهدات خودرامکتوب و به دبیر ارایه نمایند

 الف- از گروه ها خواسته می شود به اسلاید شماره 22 رفته وتوضیح دهند که بیانگر کدام عامل موثر بر سرعت واکنش می باشد و در کدام مورد سرعت واکنش بیشتر است چرا؟   

 ب- از گروه هاخواسته می شود به اسلاید شماره 23 رفته و بر روی لینک:

Rates of reaction.exe کلیک کرده وگروه( 4) توضیح دهند که تغیر سطح تماس چگونه باعث تغیر سرعت واکنش می شود

٭٭٭٭ اثر کاتالیزگر

از گروه ها خواسته می شود :

الف- به اسلاید شماره24 رفته و بصورت گروهی مشورت کرده و نماینده هر گروه توضیح دهد که با توجه به نمودار کدام مسیر برای انجام واکنش مناسبتر است چرا

ب- به اسلاید شماره 25 رفته و بر روی لینک action of catalysts کلیک کرده و گروه (5) با توجه به انیمیشن موجود توضیح دهد که کاتالیزگرچگونه باعث تغیر سرعت واکنش می شود

پ- به اسلاید شماره 25 رفته و گروه (6) توضیح دهند سرعت واکنش برای کدام نمودار انرژی- مسیرواکنش بیشتر است چرا؟

٭٭٭٭ اثر نوع ماده

           از گروه ها خواسته می شود به اسلاید شماره 28 رفته وبرروی لینک موجود کلیک کرده و فیلم کوتاهی که در مورد واکنش چند فلز با آب می باشد توجه کرده و نماینده هرگروه توضیح دهند که این آزمایش نشان دهنده کدام عامل موثر بر سرعت واکنش می باشد 

مرحله چهارم : ارزشیابی پایانی

1- به اسلاید شماره 19 رفته با مشورت گروهی توضیح دهند سرعت واکنش نوار منیزیم با محلول هیدروکلریک اسید در کدام لوله آزمایش بیشترین است چرا؟

2- از گروه های (1و2و3) خواسته می شود واژه kinetic factors را ازجستجوگر

مناسب search کرده و سه سایت مناسب که در مورد عوامل موثر بر سرعت واکنش بحث می کندوقابل استفاده در کلاس باشد را به دانش آموزان معرفی نمایند

3- به سایت :

www.wpbschoolhouse.btinternet.co.uk/page03/3_rates.htm  رفته و سپس بر روی لینک multiple choice quiz on rate of reaction  کلیک کرده و به سوالات شماره های 3و9 که در مورد اثر مقدار کلسم کربنات و غلظت هیدرو کلریک اسید بر حجم گاز کربن دی اکسید تولید شده می باشد پاسخ دهند

4- به سوال طرح شده در اسلاید شماره 29 که مربوط به تعیین وابستگی سرعت واکنش به غلظت می باشد با استفاده از جدول داده شده محاسبه نمایند  

6- به سوال طرح شده در اسلاید 31پاسخ دهند که به ترتیب عبارتنداز:

l      الف- کدام واکنش داده شده سریع تر است چرا؟

l      1) H2(g) + I2(g)             2HI(g)     

l                    2) H2(S) +I2(S)                  2HI(S)

l   ب- برای واکنش: SO2Cl2               SO2+Cl2   اگر با دو برابر شدن غلظت ماده SO2Cl2 زمان انجام واکنش به نصف کاهش یابد مرتبه واکنش نسبت به ماده SO2Cl2 چند است ؟

  7- به سایت: www.bbc.co/uk/apps/if/schools/gcse.bitesize/chemistry/quizengine?quiz=ratesofreactions;templatestyle=chemistry  رفته و به سوال شماره4    که در موردسرعت واکنش پودر و نوارمنیزیم  با هیدروکلریک ا ست پاسخ دهند

8- گروه های (6و7) به سوال طرح شده در اسلاید شماره 32 پاسخ دهند:

1- انرژی های فعالسازی ( Ea)  و آنتالپی (H∆) را بر روی نمودارنشان دهند

2- کاتالیزگر سرعت رفت را تغیر می دهد ویابرگشت ؟

3- کاتالیزگرازچه طریقی یک  واکنش را به پیش می برد؟

پروژه کلاسی :

1-  از دانش آموزان خواسته می شودبه صورت گروهی یک مقاله در  مورد اهمیت کاتالیز گرها در کم کردن آلودگی توسط خودروهای بنزینی را از جستجو گرهای مناسب تهیه و آنرا با نرم افزارهای مناسب مانند powerpoint به صورت اسلاید در آورده و برای جلسه بعد به کلاس ارایه نمو ده که امتیاز مناسبی برای آن در نظر گرفته شده است

2- از دانش آموزان خواسته می شود واژه catalyzer رااز جستجوگر مناسب search کرده و مقاله ای در مورد موادی که در بدن انسان نقش کاتالیزگری دارند تهیه و برای جلسات بعد در کلاس ارایه نمایند

تکالیف تکمیلی (اختیاری)

1-   از دانش آموزان خواسته می شودبه صورت گروهی و یا انفرادی از جستجوگرهای مناسب واژه  های effect concentration وeffect temperature را جستجو و حداقل دومقاله در این زمینه تهیه و برای جلسات بعد درکلاس ارایه نمایند.

عوامل بنیادی مؤثر بر انگیزه  

 

عوامل بنیادی مؤثر بر انگیزه  (یادگیری)

جمعه 29 مرداد ماه سال 1389 ساعت 2:27 PM

عوامل بنیادی مؤثر بر انگیزه

فرهنگ

هنگامی که مذهب، افسانه ها، ادبیات عامیانه، قوانین مدنی در مورد تعلیم و تربیت، موقعیت حقوق معلمان و انتظارات والدین از فرزندان در مدرسه و نقش آن ها در ارتباط با مدرسه همه بر اهمیت و ارزش دانش آموزی و پیشرفت علمی تأکید داشته باشند و اگر یادگیری و پیشرفت در مدرسه به صورت فضیلت شخصی مهم و موضوع معنوی تلقی شود و این امر واکنش مثبتی از سوی سایر دانش آموزان و خانواده داشته باشد، ترویج این فرهنگ می تواند یادگیرندگان را در پوییدن راه دانش با انگیزه سازد.

خانواده

پژوهش ها نشان می دهد که والدین، مهم ترین عامل مؤثر بر انگیزه ی فرزندان برای یادگیری هستند. نقش آنان در برانگیختن فرزندانشان به یادگیری در هر مرحله از رشد غیر قابل انکار است، به طوری که این تأثیر تا سال های دبیرستان و فراتر از آن ادامه دارد. (1)
خانواده هایی کارآمد، نگرش مثبتی به فرزندانشان می دهند که این به کامیابی آن ها در مدرسه و زندگی کمک می کند. کلارک ویژگی های ذیل را به خانواده های کارآمد نسبت می دهد:
1- احساس کنترل بر زندگی خویش؛
2- ابزار انتظارات و توقعات بالا و بجا برای فرزندان (امید خانواده به کامیابی آینده ی آن ها)؛
3- اعتقاد به این که سخت کوشی کلیدی برای پیروزی است؛
4- شور زندگی فعال نه راکد و ساکن؛
5- استفاده از امکانات اجتماع؛
6- 25 تا 35 ساعت یادگیری در خانه در هفته؛
7- بیان قواعد روشن و پیگیری اجرای آن؛
8- تماس پیاپی با معلمان؛
9- تأکید بر رشد معنوی.(2)

معلم

معلمان، محیط آموزش را فراهم و آموزش را اعمال می کنند. جهت گیری آن ها درباره ی تدریس و یادگیری چارچوبی فراهم می کند که انگیزش کلاسی در آن چارچوب تحقق می یابد. اگر معلمان فاقد ویژگی های لازم یعنی الگودهی، علاقه مندی، گرمی و هم حسی و انتظارات مثبت باشند، هیچ یک از عناصر یادگیری نمی تواند چندان مفید و مؤثر باشد. در ادامه، هر یک از این ویژگی ها توضیح داده می شود.

الگودهی معلم

رفتار معلم به خودی خود تأثیر مهمی بر رفتار دانش آموزان دارد. اگر معلمان به مطالبی که تدریس می کنند، بی علاقگی و بی رغبتی نشان دهند، ایجاد انگیزه در شاگردان عملاً غیر ممکن خواهد بود. ذکر عبارت هایی نظیر «من می دانم این مطلب کسالت آور است؛ ولی ما مجبوریم آن را یاد بگیریم» هیچ هدف مفیدی را دنبال نمی کند و برای انگیزش هم بسیار مخرب است.

علاقه مندی معلم

علاقه مندی و دلسوزی معلم به صورت الگو، تأثیر بسیار مثبتی در جلب علاقه ی شاگردان به مطلب دارد. این علاقه مندی از طریق رفتارهای کلامی و هم رفتارهای غیر کلامی به شاگردان منتقل می شود.

گرمی و هم حسی

«تدریس» عبارت از فعالیت انسانی است که در آن، انسان ها با هم ارتباط برقرار می کنند. در این سطح است که گرمی و هم حسی معلم تا این حد در تحت تأثیر قرار دادن انگیزش کلاسی مهم است. بهترین راهی که می توان گرمی و هم حسی را منتقل کرد، صرف زمان است. قدم زدن در حیاط و صحبت با دانش آموزان یا اظهار نظر معمول درباره ی لباس شاگرد، علاقه و توجه معلم را به او نشان می دهد. (3)

انتظارات معلم

انتظارات معلمان در مورد پیشرفت درسی دانش آموزان به شکل ظریفی هر روز در کلاس به دانش آموزان منتقل شود. این انتظارات هم به صورت کلامی و هم به صورت غیر کلامی انتقال می یابد و فضای کلاس، انگیزش دانش آموزان و سرانجام یادگیری آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد. شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان می دهند انتظارات معلمان واقعاً ادارک ها و پیشرفت تحصیلی شاگردان را تحت تأثیر قرار می دهد. باور داشتن به اینکه دانش آموزان می توانند یاد بگیرند و یاد خواهند گرفت، متغیر کلیدی است که معلمان با توان را از معلمان ناتوان و ناکارآمد متمایز می کند. متأسفانه معلمان اغلب تبعیض قائل می شوند و با دانش آموزانی که معتقدند پیشرفت خوبی دارند، رفتاری مساعدتر و مطلوب تر دارند تا با دانش آموزانی که در انتهای ضعیف طیف پیشرفت قرار دارند. دانش آموزان نسبت به این رفتارهای متفاوت حساسند. (4)
مشکل کمبود انگیزش یادگیری دانش آموزان، با کمبود علاقه ی آنان به یادگیری موضع های تازه ی ناشی از شکست های پی در پی قبلی در درس های مشابه درس جدید است. بنابراین، مهم ترین راه رفع مشکل این است که سطح رفتارهای ورودی شناختی دانش آموزان را بالا ببریم و کیفیت آموزش را نیز بهبود بخشیم. این اقدام ها سبب افزایش یادگیری و کسب کامیابی از سوی دانش آموز در درس های تازه خواهد شد. این کامیابی موجب می شود که یادگیرنده به تدریج به تصوری مثبت تر از توانایی های خود درباره ی یادگیری آموزشگاهی دست یابد. اگر این جریان در چند واحد یادگیری ادامه یابد، از تصورات منفی دانش آموز درباره ی توانایی اش در زمینه ی یادگیری مطالب آموزشگاهی کاسته می شود و به جای آن تصورات مثبت تری از این مورد کسب خواهد کرد که این خود علاقه و انگیزه ی یادگیری او را افزایش می دهد. (5)

یادگیرنده

آموختن در بسیاری جهات مثل کشت و کار است. هر دو به بستر رشد نیازمندند. معلم نمی تواند بیش از توان و تلاش دانش آموزان به آن ها چیزی بیاموزد. تا دانش آموز انگیزه ی یادگیری نداشته باشد، جریان آموزش به راحتی انجام نمی گیرد. پرسش این است که دانش آموز خوب و سالم و با انگیزه چه جلوه ای دارد؟

ویژگی دانش آموزان با انگیزه

دانش آموزان با انگیزه به درس توجه کامل دارند؛ زیرا به آنچه گفته می شود، علاقه مندند؛ انگیزه ی درونی دارند و فرایند یادگیری را خوشایند می یابند. فراوان می پرسند؛ در بحث های کلاسی شرکت دارند؛ یادگیرندگان خود تنظیمی هستند و تکالیف تعیین شده را با دقت و به موقع انجام می دهند و می دانند که مسئولیت اصلی یادگیری بر عهده ی خودشان است. برای تلاش ارزش قائلند. مسائل را به خوبی حل می کنند و می دانند چگونه از منابع استفاده کنند. معلم را وا می دارند که برای پاسخ گویی به پرسش های آن ها به منابع اضافی مراجعه کند و اطلاعات خود را افزایش دهد. نمره های خوبی می گیرند اما این نمره ها را مختصر اطلاعی از کیفیت یادگیری می دانند نه ملاک تلاش و توان خود. عموماً ارزش های خانواده و مدرسه ی خویش را درباره ی یادگیری می پذیرند. گاهی نگران می شوند و در مورد برخی امتحانات دلشوره دارند. افت در یادگیری خویش را آگاهی از وضع خود تلقی می کنند نه شکست در یادگیری. (6)

پی نوشت ها :

1- ولادکوفسکی، شوق یادگیری، ترجمه ی محمد پناهی، ص 35.
2- همان، ص 38.
3- یوسف کریمی، روان شناسی تربیتی، ص 184.
4- همان، ص 186.
5- علی اکبر سیف، روان شناسی پرورشی، ص 170.
6- ولادکوفسکی، شوق یادگیری، ترجمه ی محمد پناهی، ص

 

نکات مهمی که در هنگام مطالعه موثر هستند

نکات مهمی که در هنگام مطالعه موثر هستند  (مطالعه)

با توجه به اینکه رعایت اصول مطالعه می تواند بازده کار را بالا برده و خود موجب علاقه بیشتر به مطالعه و در نتیجه یادگیری بهتر شود، لذا نکات مهم مطالعه مؤثر را یادآوری می کنیم...
۱) برای انجام مطالعه باید برنامه ثابت هفتگی داشته باشیم که در آن برنامه ساعتها و سهم هر درس تعیین شده باشد و به آن برنامه متعهد و پایبند باشیم.
۲) اصل یادگیری با فاصله استراحت را فراموش نکنیم، یعنی هر ۴۵ دقیقه مطالعه حدود ۱۵ دقیقه استراحت.
۳) همیشه در فضای فیزیکی مناسب (نور، دما و جریان هوا) مطالعه کنیم و بهتر است سعی کنیم محل مطالعه ثابت باشد؛ یعنی هر روز جا عوض نکنیم و از خوابیدن و دراز کشیدن یا لم دادن در هنگام مطالعه پرهیز شود؛ زیرا باعث کاهش تمرکز و ایجاد خواب آلودگی خواهد شد.
۴) قبل از خواندن هر فصل کتاب برای خود زمان مناسب تعیین کنیم؛ زیرا این کار باعث سرعت و پایبندی به مطالعه خواهد شد.
۵) در هنگام خستگی، گرسنگی و کسالت نباید مطالعه کنیم؛ زیرا شرایط مفیدی نیست و با توجه به همین موضوع نباید مطالب برای شب امتحان انباشته شود؛ چون از خواب و استراحت کاسته می شود و در نتیجه مطالعه مفید و مؤثر سیر نزولی پیدا خواهد کرد و نتیجه فشار مطالعه در شب امتحان هر چند ممکن است شما را راضی کند، اما کاملاً سطحی و گذرا بوده و مطالب بزودی فراموش خواهد شد.
۶) با توجه به این که عموماً انتهای شب و آغاز صبح زمان مفیدتری برای مطالعه هستند، اما شما باید خودتان بهترین زمان مطالعه را برای خود شناسایی کنید؛ یعنی این که مثلاً چه زمانی را بهتر می توانید مطالعه کنید؟ یا چه زمانی برای مطالب حفظ کردنی بهتر است؟ و یا در چه زمانی مطالب حل کردنی را با دقت و سرعت بیشتری حل می کنید و خلاصه این که در چه ساعتهایی و حالاتی چه درسهایی را بهتر یاد می گیرید؟
۷) برای داشتن حافظه بهتر و یادگیری مؤثرتر به داشتن خواب کافی توجه داشته باشید؛ زیرا مقدار خواب مناسب لازمه یادگیری و عملکرد خوب مغزی است.
۸) در هنگام مطالعه سؤالهایی برای خودتان در مورد آن درس داشته باشید و برای به دست آوردن پاسخ آنها یک مطالعه هدفمند داشته باشید. مطالب مورد مطالعه را به مطالب قبلی آن درس ربط دهید و آنچه را می خوانید مورد ارزشیابی قرار دهید؛ زیرا این فعالیت پرسش و پاسخ درونی می تواند خواندن را مفید و مؤثر نماید.
۹) برای موفقیت بیشتر سعی کنید آموخته هایتان را تثبیت نمایید؛ یعنی در اوقات به اصطلاح مرده مثلاً زمان ایاب و ذهاب مدرسه به تفکر و بررسی مطلبی بپردازید که این کار می تواند از طریق مباحثه با یک همکلاسی انجام شود.
۱۰) مطالب را سازماندهی و دسته بندی کنید حتی بهتر است که به آنها کد و رمز بدهید؛ یعنی با اختصار کردن رئوس مطالب و تعاریف و یا به هر نحو مطلوب دیگر، باید مطالب منظم شود.
۱۱) مرور کردن از اصول مطالعه مؤثر است که باید در فواصل مختلف و منظم مطالب مرور شود.
۱۲) سعی کنیم در مطالعه سرعت، دقت و درک مناسب داشته باشیم و دیگر این که مطالب به خاطر سپرده شده را برای بازیابی تمرین کنیم.
۱۳) باید فصلها و بخشهای کتاب را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرد و تقسیمات کوچک را دقیق فراگرفت.
۱۴) سعی نماییم نگرش به تمام درسها داشته باشیم و این را یقین بدانیم که هر مطلب و درسی جنبه های مثبتی دارد و ما باید نگرش منفی خود را درباره آن تغییر دهیم.
۱۵) سعی و تمرین کنیم که هر درس را فقط یک بار و دقیق فرابگیریم؛ یعنی ذهن را شرطی کنیم و سطح توانمندی ذهن را بالا ببریم که نیاز به چندین بار مطالعه نباشد.
۱۶) این اصل را به یاد داشته باشیم که خوب خواندن هنر است، نه زیاد خواندن.
۱۷) باید بدانیم که استعداد به همراه پشتکار و تلاش می تواند نتیجه خوبی به بار آورد، یعنی استعداد و پشتکار دو روی سکه موفقیت هستند.

 

مدیریت تکنولوژی

در این پروژه به بررسی موارد ذیل در صنعت چوب و مبلمان پرداخته می شود.

1- چکیده اي از پروژه

2- مقدمه

3- تجارت بین المللی مبلمان

4- وضعیت تجارت جهانی مبلمان

5- بزرگترین واردکنندگان مبل دنیا

6-صنعت مبلمان درآسیا

7-بازار مبلمان در کشورهاي منطقه

8-مطالعه روندمبلمان در سطح ملی

9-بررسی وضعیت واردات مبلمان و چوب در سطح کشور و تهران

10-روند حاکم بر صنعت مصنوعات چوبی و مبلمان از لحاظ تکنولوژي

11-مشکلات بر سر راه تکنولوژي تولید مبلمان

12-وضعیت صنعت مبلمان از نظر سهم از تعداد کارگاه ها، شاغلان و فروش در سال 1381

13-دانش فنی و تکنولوژي تولید

14-جمع بندي

دانلود پروژه


سه نکته برای تصمیم گیری استادانه

سه نکته برای تصمیم گیری استادانه

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 2 فوریه 2010

خواه شما به تصمیم گیری سریع و قطعی اعتقاد داشته باشید و یا اینکه تأمل کرده و با احتیاط تصمیم بگیرید، این سه نکته را که به شما در کسب نتایج بهتر و دوری از تله های تصمیم گیری کمک می کند، به کار بندید:

1-       افراد با افکار قوی را به کار بگیرید. تصمیم گیری، فرآیند تبدیل داده ها به ستاده هاست. برای اینکه بهترین تصمیم را بگیرید، داده هایتان را با کسب ایده ها و نشانه های افراد مورد اعتماد که در حیطه مورد نظر دانش کافی دارند، بهینه کنید.

2-       در مورد نحوه تصمیم گیریتان تصمیم گیری کنید. اغلب در فرآیند تصمیم گیری برخورد هایی پیش می آید. در مورد چگونگی دستیابی به تصمیم مطلوب با خودتان و افراد دیگری که در این موضوع درگیرند، روراست باشید.

3-       طالب تنوع باشید. موافقت زیاد، خطرناک است. شما به ایده های مخالف نیاز دارید. به دیدگاه اقلیت مجال داده و یا شخص مخالف دوست نداشتنی را به کارگیرید. گوش دادن به آن سوی قضیه، پاسخ تنومند تری را نتیجه خواهد داد

سه نکته برای پرسیدن سؤالات بهتر

سه نکته برای پرسیدن سؤالات بهتر

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 3 مِی 2010

رهبرانی که می خواهند تأثیرگذار باشند، باید باحسن نیت با دیگران ارتباط برقرار کنند: افرادی نظیر سرمایه گذاران، افراد زیر مجموعه و رهبران هم سطح  از این دسته هستند. پرسیدن سؤالات خوب نمی تواند به تنهایی موجب کسب اطلاعات حیاتی گردد ولی می تواند زمینه ای برای همکاری فراهم آورد. معمولاً این قصیه به این مسئله بر نمی گردد که چه بپرسید؛ بلکه نحوه پرسیدنتان بسیار مهم می باشد. در اینجا سه نکته برای بهبود نحوه سؤال پرسیدنتان ذکر می گردد:

1-      کنجکاو باشید. صحبت کردن دائم نمی تواند از شما رهبر تأثیرگذاری بسازد. کنجکاو بوده و از موضوعاتی که برای شما و فردی که با او مشغول به صحبت هستنید، مهم هستند، بپرسید.

2-      سؤالاتی که پایان ندارند از قبیل چه چیزی، چگونه، و چرا بپرسید. تنها در مورد وقایع نپرسید؛ بلکه در مورد افکار و انگیزه ها نیز سؤال طرح کنید.

3-          به صورت عمیقتری بکاوید. به پاسخی که در ابتدا می شنوید، اکتفا نکنید. به منظور کسب جزئیات بیشتر و رسیدن به اصل ماجرا سؤالات پیگیرانه بپرسید.

مهندسی ارزش(Value Engineering)

مهندسی ارزش(Value Engineering)، تلاشی است سازمان یافته كه با هدف بررسی و تحلیل تمام فعالیتهای یك طرح، (از زمان شكل‌گیری تفكر اولیه تا مرحله طراحی و اجرا و سپس راه اندازی و بهره برداری)انجام می شود و به عنوان یكی از كارآمدترین و مهم ترین روشهای اقتصادی در عرصه فعالیتهای مهندسی، شناخته شده است.مهندسی ارزش در چهارچوب مدیریت پروژه، ضمن اینكه به تمام اجزای طرح توجه می كند، هیچ بخشی از كار را قطعی و مسلم نمی داند. هدف مهندسی ارزش، زمان كمتر برای رسیدن به مرحله بهره برداری بدون افزودن بر هزینه ها یا كاستن از كیفیت كار است.

تاریخچه

تحلیل ارزش به صورت یك روش فنی ویژه ، در سال های پس از جنگ جهانی دوم صورت گرفت . كار طراحی و تدوین این روش به دستور هنری ارلیچر(Henry Erlicher ) معاون فنی بخش خرید های شركت جنرال الكتریك آغاز شد . وی معتقد بود كه برخی از مواد ومصالح وطرحهای جایگزین، كه به طور ضروری و به علت كمبود های زمان جنگ به كار گرفته می شدند دارای عملكرد بهتر با هزینه كمتر هستند . به دستور او در داخل شركت و به منظور ارتقای كارایی تولید از طریق تامین مواد ، مصالح وروشهای جایگزین برای مواد و مصالح پرهزینه ، كوشش همه‌جانبه ای به عمل آمد . در سال 1947 این وظیفه برعهده لارنس مایلز (Lawrence D.Miles) مهندس ارشد شركت جنرال‌الكتریك نهاده شد . مایلز در مورد روش ها و فنون موجود به پژوهش پرداخت و از برخی روشهای مرسوم به صورت تلفیقی با روش مرحله به مرحله خویش برای تحلیل ارزش بهره گرفت . مایلز كه مبتكر و بنیانگذار مهندسی ارزش به‌شمار می رود ، یك روش رسمی رابه اجرا درآورد كه در جریان آن چندین گروه از كاركنان شركت ، عملكرد محصولات تولیدی شركت جنرال الكتریك را بررسی میكردند . آنان به اتكای روشهای خلاق گروهی و بدون افت كارایی محصول ، تغییراتی در محصولات شركت بوجود آوردند و هزینه های تولید را كاهش دادند. روش " تحلیل ارزش" به عنوان یك استاندارد در شركت جنرال الكتریك پذیرفته شد و به تدریج شركت‌های دیگر و برخی سازمان های دولتی نیز این رو ش جدید را به عنوان ابزاری برای كاستن از هزینه‌های خود به كار بستند . نتیجه این شدکه روش وتکنیک "مهندس ارزش" به وجودآمد.

برنامه کاری

برنامه کاری مهندسی ارزش ارایه ای ازرویکردها وعملکرد لازم برای بدست اوردن جواب بهتروموثرتر برای مساله می باشد.برنامه مهندسی ارزش شامل هفت فاز به شرح ذیل می باشد:1-فاز عمومی
2-فاز اطلاعات
3-فازعملکرد
4-فازخلاقیت
5-فازارزیابی
6-فازبررسی وتوسعه
7-فازتوصیه
8-فاز پیگیری

از مدیریت تا رهبری یك سیستم

از مدیریت تا رهبری یك سیستم

برآورد شده است كه در سال 1900 بیش از 90 درصد شاغلان بخش صنعت، خدمات و بازرگانی نمی توانستند وظایف خود را به خوبی رؤسای خود انجام دهند. توجه كنید كه این نكته بسیار بااهمیت است.

 تصور كنید كه یك شركت به آن دوران بازگردد. فرض كنید كه ایــن شركت كارگرانی دارد كه در كارخانه مته كاری می كنند و سركارگر آنها بازنشسته شده است. بنابراین، لازم است كه شخصی جایگزین وی شود. مدیر شركت چه كسی را انتخاب خواهدكرد؟ واضح است كه بهترین متـه كار را انتخاب می كند. پس سركارگری در این كارخـانه وجـود دارد كه بهتــر از بقیــه می تواند مته كاری كند. اكنون یك سركارگر برای بقیه نوبتهای كاری لازم است. خوب، بهترین سركارگر از بین سركارگرهای موجود برای این شغل انتخاب می شود. پس افراد عموماً نردبانهای ترقی سازمانی را ازطریق انجام شایسته كارهایشان طی می كردند. بنابراین، وقتی به رده بالاتر ارتقا پیدا می كردند، آن كارهـایی را كه در سمت قبلی به خوبی انجام می دادند، مدیریت می كردند و به همین علت آنها به كار كارمندان خود سرپرستی و نظارت می كردند. 

 

در سال 1900 میانگین سطح تحصیل كارگران كارخانه ها در آمریكا بسیار پایین بود ولی امروزه بسیار بالاتر است. برآورد می شود كه حـداقـل 90 درصــد كـارگـران امروزی می توانند كارهایشان را بهتر از رئیسشان انجام دهند. این بهتر بودن، تقریباً به میزان 105 درصد برآورد شده است. 

امروزه مدیران سه وظیفه اصلی برعهده دارند و تا زمانی كه آنها به طور كامل اجرا نگردد، نمی توانیم محصول را با آن كیفیتی كه انتظار داریم به دست آوریم. اولین وظیفه مدیر ایجاد محیطی است كه كاركنان بتوانند در آن به بهترین نحو ممكن از دانش خود استفاده كنند. شركتی در اروپا، میانگین درصد قابلیتهای مرتبط با كارهای كاركنان خود را 30 درصد برآورد كرده بود. اگر شركتی بخواهد از سایر منابع خود نیز این چنین ضعیف استفاده كند، اساساً زنده نخواهد ماند. تا زمانی كه شركت نیاموزد كه چگونه به شكل موثری از كاركنان خود بهره گیرد، مشكلات جدی در زمینه كیفیت وجود خواهند داشت. بنابراین، چگونگی انجام این امر، موضوع مهمی است كه می شود در اینجا به آن پرداخت ولی قبل از آن لازم است تا پیش نیازی را بدانیم. پس باید تعریف قدیمی شغل را كنار بگذاریم. چون در غیر این صورت آنچه را كه كاركنان اجازه دارند در سر كار خود انجام دهند، محدود می كنیم و مانع آنچه می دانند و می خواهند انجام دهند، می شویم. به علاوه این تعاریف بر این فرض بنا شده است كه كسانی كه این تعاریف را مطرح كرده اند بهتر از كسانی كه می خواهند كار را انجام دهند، می دانند آن شغل چگونه باید انجام شود. این فرض معمولاً غلط است. ما باید كار را به گونه ای سازماندهی كنیم كه مردم به همان شكلی انجام دهند كه آن را می فهمند.

 

دومین پیش نیاز آن است كه باید دركارمندان این توانایی را ایجاد كنیم كه هر روز بهتر از روز قبل كارهایشان را انجام دهند و برای این امر لازم است تا آنها را پرورش بدهیم. توسعه كسب و كار و ذینفعان آن می بایست هدف اصلی باشد.متاسفانه اكثر مدیران، رشد و توسعه را مترادف می پندارند.

 

بسیاری از شركتها واحدی دارند كه گفته می شود مسئولیت آن توسعه است. این واحد چه وظیفه ای را به عهده دارد؟ برای ادغام، سرمایه گذاری مشترك، سرمایه برداری و در یك كلمه، رشد. رشد به معنای افزایش در مقدار یا تعداد است ولی توسعه ارتباطی با این دو مفهوم ندارد. یك صومعه نشین رشد می كند ولی توسعه پیدا نمی كند. با وجود این، انیشتین مدتها پس از آنكه رشدش متوقف شد، به توسعه خود ادامه داد. توسعه به معنای افزایش توانائیها و خواسته ها برای ارضای نیازها تعــریف مـی شود. یك خواسته موجه، خواسته ای است كه با برآورده شدن آن، توانایی یا خواسته های دیگران برای برآوردن نیازهایشان كاهش نیابد. اسپانیایی ها توسعه را ایجاد ظرفیت معنا می كنند كه این مفهوم، معنی اصلی آن را روشن می سازد.

 

بنابراین، دومین مسئولیت اصلی مدیران توسعه كسانی است كه مدیران مسئولیتشان را برعهده دارند. مدیران باید معلم باشند، زیرا آموزش وسیله ای برای توسعه است. كیفیت ازطریق آموزش بهتر می تواند ارتقا پیدا كند تا ازطریق نظارت و سرپرستی.

 

سومین وظیفه اصلی مدیران:

1) مدیریت تعاملات بین كسانی كه وی مسئول آنهاست و تحت مسئولیت آنها قرار دارد

 2) مدیریت تعاملات بخشهای تحت مدیریت با بخشهای دیگر سازمان

3) مدیریت تعاملات سازمانهایی كه وی در آنها مسئولیت دارد با سایر سازمانهای موجود در محیط آنهاست.

 

ما به نوعی از سازمان نیاز داریم كه چنین مدیریتی را تسهیل كند. ساختار سلسله مراتبی استبدادی كه در اغلب شركتها وجود دارد، فاقد چنین ویژگیهایی است. بنابراین، نیاز به ساختار سلسله مراتبی دموكراتیك است كه این نوع ساختار هم موجود است. این نوع سازمانها، سازمانهای حلقوی نامیده می شود.

چهار نکته برای وقتی که از تریبون صحبت می کنید

چهار نکته برای وقتی که از تریبون صحبت می کنید

نکته مدیریتی روز

مجله مروری بر کسب و کار هاروارد 25 مِی 2010

تریبون به خودی خود جایگاهی  دلهره آور است. حتی سخنگویان عمومی قهّار هم وقتی در برابر میکروفن قرار می گیرند، دچار دلهره می شوند. در اینجا چهار نکته برای برای اینکه سخنرانی بعدیتان از تریبون را با اطمینان و راحتی انجام دهید، ذکر می شود:

1-       پاهایتان را بکارید و صاف بایستید. این موضوع حاکی از وقار و قدرت است، حتی موقعی که خودتان این احساس را ندارید.

2-       به خاطر نسپارید. مگر اینکه سخنرانی خیلی کوتاه باشد. تشویش در به خاطر آوردن موضوعاتتان خود باعث سخت تر شدن کارتان می شود.

3-       جایی را برای گذاشتن دستهایتان پیدا کنید. دستهایتان را در یک محل بگذارید – به عنوان نمونه در دو طرف تریبون – آنگاه آنها را فراموش کنید. بعداً به صورت طبیعی آنها را تا موقعی که جایی برای برگشتن داشته باشند، بلند خواهید کرد.

4-      تمرین کنید، تمرین کنید و تمرین کنید. به میزانی که می توانید در محیطی که شبیه موقعیت واقعی است،  ممارست کنید.

مقایسه نگهداري و تعميرات واكنشي و پيشگيرانه

مقایسه نگهداري و تعميرات واكنشي و پيشگيرانه

سيستم نگهداري و تعميرات واكنشي (Reactive Maintenance)

 در پست قبلی ، در بيان تاريخچه تحولات نت ، از سيستم‌هاي گوناگون نت كه در دوره‌هاي زماني متفاوت مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌اند سخن گفتيم ؛ در اين پست به تشريح بيشتر اين استراتژيها خواهيم پرداخت .

۱ـ نگهداري و تعميرات واكنشي (Reactive Maintenance):

اين استراتژي مي‌گويد :

(Fix it after it Breaks)

در اين روش بعد از وقوع خرابي نسبت به تعمير ماشين و بازگشت وضعيت به حالت اوليه اقدام مي‌گردد .

در استاندارد TPMاز اين روش با  عنوان (Breakdown Maintenance) ياد شده و در ايران نيز عنوان            (Emergency Maintenance) براي اين روش مورد استفاده قرار مي‌گيرد .

همانگونه كه در پست پيشين بيان نموديم اين سيستم در سالهاي آغازين تكامل نت مورد استفاده قرار مي‌گرفته و بدين سبب با ساختار امروزين ماشين‌آلات و تجهيزات همخواني چنداني نداشته و معايب زير را با خود به همراه دارد :

1- كاهش ايمني کار با ماشين‌آلات .

2- عدم برنامه‌ريزي دقيق توليد به علت بروز مشکلات کمي و کيفي .

3- نياز به گروه تعميراتي قوي و آماده به کار .

4- افزايش زمان تعميرات بعلت مشاهده خرابيهاي فرعي .

5- نياز به ذخيره و انبار کردن وسيع قطعات .

 

نگهداري و تعميرات پيشگيرانه (Preventive Maintenance)

 

اين استراتژي مي‌گويد : 

(Fix it before it breaks)

Maintain based upon calendar or running time

 

نگهداري و تعميرات پيشگيرانه عبارتست از يك روش سيستماتيک برنامه‌ريزي و زمان‌بندي شده جهت انجام کارهاي نگهداري مورد نياز بر طبق برنامه تنظيمي با هدف جلوگيري از فرسايش غيرعادي اجزا ماشين و کاهش توقفات اضطراري ماشين‌آلات .

نت پيشگيرانه بر اساس تناوب اجراي فعاليتها برنامه‌ريزي و اجرا گرديده و به همين دليل عبارت Time Based Maintenance نيز به اين دسته از فعاليتها اطلاق ميگردد .

فعاليتهاي نت پيشگيرانه عبارتند از :

1- جلوگيري از فرسايش غيرعادي اجزاء ماشين : نظافت ، آچارکشي و روانسازي (روغنکاري و گريسکاري)

2- کاهش توقفات اضطراري : تعمير و تعويض‌هاي دوره‌اي مطابق با برنامه زماني از پيش تعيين شده .

مهارتهای لازم برای تعریف شایستگی انجام شغل

مهارتهای لازم برای تعریف شایستگی انجام شغل

تعیین مهارتهای مورد نیاز برای انجام مناسب یک شغل به همراه تشخیص میزان وجود این مهارتها در کاندیداها، یکی از دلمشغولیهای اساسی کارشناسان و مدیران منابع انسانی است.

این فعالیتها به خصوص زمانی که شرح شغل نگاشته می شود و شرایط احراز برای انجام آن تعیین می شوند، بسیار به کار می آیند. تعریف درست مهارتهای مورد نیاز و میزان اهمیت آنها تعیین کننده کیفیت بخش گسترده ای از فعالیتهای منابع انسانی است. تعریف درست شغل و کاندیدای مناسب و علاقه مند موجب فیلتر شدن بخش  زیادی از کاندیداهای نامناسب شده که با توجه به گران بودن و محدود بودن فضای رسانه ای صرفه جویی زیادی در وقت و هزینه را به ارمغان می آورد.

تصمیم گیری و قضاوت درست در مورد کاندیداهایی که معرفی می شوند، وابسته به مبنای کار که همان شایستگی های مورد نیاز برای انجام شغل است می باشد. ضمناً یک مبنای درست برای تعیین اهمیت شغل و چگونگی جبران خدمت شاغل، تابعی از شایستگی های فردی شاغل و فراوانی آنها در بازار کار است.  

این شایستگی ها در ترمینولوژی منابع انسانی بر اساس سه عامل اصلی تعریف می شود: دانش، مهارت و نگرش

در این مطلب به موضوع مهارت پرداخته می شود و انواع مهارتها به همراه نمونه ای از آنها ذکر می گردد.

این تعاریف بر اساس اصول سایت تخصصی O*net ذکر می گردند.

 مهارتهای پایه ای:

توانایی هایی توسعه یافته اند که آموختن و یا کسب سریع دانش را تسهیل می کنند.

آموختن فعالانه: فهم محتویات اطلاعات جدید برای حل مسائل فعلی و آینده و تصمیم گیری

گوش دادن فعالانه: تمرکز کامل و توجه بر آنچه که افراد دیگر در حال گفتن هستند، صرف زمان به منظور فهم نکاتی که مطرح می شود و پرسش سؤالات به نحو مناسب به نحوی که در زمان نامناسب و موجب مزاحمت نشود.

تفکر نکته سنج: به کارگیری منطق و دلایل در تعریف نقاط قوت و ضعف هر کدام از گزینه های راه حل، نتایج و رویکردهای به مشکل.

استراتژی های آموختن: انتخاب و استفاده از روشهای آموزشی/دستورالعملی و رویه های مناسب برای شرایط در زمان آموزش و یاددادن چیزهای جدید.

ریاضیات: استفاده از ریاضیات برای حل مسئله.

نظارت: نظارت/ ارزیابی عملکرد خود، افراد یا سازمانهای دیگر و به منظور بهبود و یا اقدام اصلاحی.

فهمیدن از راه خواندن: فهم جملات و پاراگرافهای نوشته شده در مدارک مرتبط با کار.

علم: استفاده از قوانین و روشهای علمی برای حل مسائل.

مکالمه: صحبت با دیگران برای انتقال مؤثر اطلاعات

مکاتبه: برقراری ارتباط از راه نوشتاری به صورت مناسب برای نیازهای مخاطب

مهارتهای حل مسائل پیچیده

توسعه ظرفیتهای قابل استفاده برای حل مسائل نوظهور و خوب تعریف نشده در محیط پیچیده و جهان واقعی

حل مسائل پیچیده: تعریف مسائل پیچیده و مرور اطلاعات مرتبط به منظور توسعه و ارزیابی گزینه ها و اجرای راه حلها

مهارتهای مدیریت منابع

توسعه ظرفیتهای مورد استفاده برای اختصاص مؤثر منابع

مدیریت منابع مالی: تعیین اینکه برای انجام کار به چه گونه ای باید هزینه صرف شود و حسابداری هزینه های انجام شده

مدیریت مواد اولیه: به دست آوردن و مشاهده روش مناسب استفاده از ابزارها، تسهیلات و مواد اولیه مورد نیاز برای انجام کار مشخص

مدیریت منابع انسانی: انگیزش، توسعه و هدایت افراد شاغل و نیز تعریف بهترین افراد برای شغل

مدیریت زمان: مدیریت زمان خود و دیگران

مهارتهای اجتماعی

توسعه ظرفیتهای قابل استفاده برای کارکردن با افراد به منظور نیل به اهداف

هماهنگ کردن: تعدیل فعالیتها با توجه به فعالیتهای دیگران

تعلیم دادن و ابلاغ کردن: یاد دادن چگونگی انجام کاری به دیگران

مذاکره: جمع کردن افراد دور همدیگر و تلاش در جهت سازگار کردن تفاوتها

متقاعد کردن: متقاعد کردن دیگران برای اینکه تفکر و یا رفتارشان را تغییر دهند

رویکرد خدمت رسانی: جستجوی فعالانه راههایی برای کمک به دیگران

دید اجتماعی: آگاه بودن از عکس العملهای دیگران و فهم علت این عکس العملها

مهارتهای سیستمی

توسعه یافتگی ظرفیتهایی که به منظور درک، نظارت و بهبود سیستمهای اجتماعی – فنی به کار می روند

قضاوت و تصمیم گیری: ملاحظه هزینه های و فایده های مرتبط اعمال بالقوه به منظور انتخاب بهترین آنها

تحلیل سیستمها: تعیین اینکه چگونه یک سیستم باید عمل کند و چگونه تغییرات در شرایط، عملیات و محیط می تواند بر نتایج تأثیر گذارد.

ارزیابی سیستم: تعریف معیارها یا شاخصهایی از عملکرد سیستم و کارهایی که برای بهبود یا اصلاح عملکرد مرتبط با اهداف سیستم باید انجام داد

مهارتهای فنی

ظرفیتهایی که به منظور طراحی، تنظیم، عملکرد و اصلاح عملکردهای نادرست کاربرد ماشینها و سیستمهای تکنولوژیکی توسعه یافته اند

تعمیر ابزار: انجام تعمیرات معمول بر روی ابزارها و تعیین اینکه چه نوع تعمیراتی و در چه موقعی مورد نیاز است

انتخاب ابزار: تعیین نوع ابزار و وسیله ای که برای انجام یک کار مورد نیاز است

نصب: نصب ابزار، ماشینها، سیم کشی و یا برنامه هایی که بر اساس شرایط خاص هر دستگاه لازم است

به کار گیری وسیله و کنترل آن: کنترل عملیات ابزار یا سیستمها

نظارت بر عملیات: مشاهده درجات و اندازه ها و شاخصهای دیگر به منظور اطمینان از کارکرد درست ماشین

تجزیه و تحلیل عملیات: تجزیه و تحلیل نیازها و الزامات محصول برای خلق یک طرح.

برنامه ریزی: نوشتن برنامه های کامپیوتری برای اهداف مختلف

تجزیه تحلیل کنترل کیفیت: به کارگیری انواع تستها و بازرسی های محصول، خدمات و یا فرآیندها به منظور ارزیابی کیفیت یا کارآیی.

تعمیر: تعمیر ماشین آلات یا سیستمها با استفاده از ابزارهای مورد نیاز

طراحی تکنولوژی: تولید یا سازگار کردن ابزار و تکنولوژی به منظور برآوردن نیاز مشتری

حل مشکل سیستم: تعیین علل اتفاق افتادن پیغامهای خطای سیستم و تصمیم گیری در مورد اینکه در مورد آن چه کاری باید انجام شود

از اشتباهات درس بیاموزیم!

داستان معروفی از تام واتسون، بنیان گذار شرکت « آی . بی . ام » نقل می کنند که یکی از کارکنانش اشتباه بزرگی مرتکب شد و مبلغ ده میلیون دلار به شرکت ضرر زد. این کارمند به دفتر واتسون احضار شد و پس از ورود گفت:« تصور می کنم باید از شرکت استعفا دهم.»تام واتسون گفت:«شوخی میکند ما همین الان مبلغ ده میلیون دلار بابت آموزش شما پول دادیم
«ویلسون شف»

سوال پروفسور حسابی...!

سه نفر با هم میرن ساعت فروشی ، ساعت میخرن 30000 تومن. یعنی نفری 10000 تومن دادن. صاحب مغازه به شاگردش میگه قیمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده. برو 5000 تومن بهشون برگردون. شاگرد مغازه از این 5 تومن 2تومنشو واسه ی خودش برمیداره . 3 تومن دیگرو میده به اون سه نفر. (نفری 1000 تومن). پس با برگشت 1000 تومن نفری، اونها هرکدوم 9000 تومن دادند. حالا سوال اینجاست اگه 9×3= 27و 2تومنم که شاگرد مغازه برداشته ، میشه 29 تومن پس اون 1000 تومنه کجاست؟
طراح سوال : پروفسور حسابی

شما از زندگی چی فهمیده اید ؟؟؟

برخی نظرات:

فهمـیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته " از این قسمت باز کنید" سخت تر از طرف دیگر است.  54 ساله

فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری .       12 ساله

فهمــیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به همسرت بگویی"دوستت دارم" .      61 ساله

 فهمــیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم .       38  ساله

 فهمــیده ام که می شود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند.       20 ساله

 فهمــیده ام که وقتی مامانم میگه " حالا باشه تا بعد " این یعنی " نه"  !    7 ساله

 فهمیده ام که من نمی توانم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکس ها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکس ها بشوم.     42  ساله

 فهمــیده ام که بیشتر چیزهای که باعث نگرانی من می شوند هرگز اتفاق نمی افتند.      64   ساله

فهمــیده ام که وقتی مامان و بابا سر همدیگه داد می زنن، من می ترسم .      5 ساله

 فهمــیده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک "زندگی خوب"حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند .          72  ساله

فهمــیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد .    29 ساله

فهمــیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم، آن را به نحو احسن انجام می دهم .       48 ساله

فهمــیده ام که بیشترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام .  38 ساله

 فهمــیده ام که مدیریت یعنی: ایجاد یک مشکل، رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه.    34 ساله

 فهمــیده ام که اگر دنبال چیزی بروی بدست نمی آوری باید آزادش بگذاری تا به سراغت بیاید .    29 ساله

 فهمیده ام که در زندگی باید برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم، اما نتیجه را به خواست خدا بسپارم و شکایت نکنم.    29 ساله

فهمــیده ام که عاشق نبودن گناه است.     31 ساله

فهمــیده ام هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است، یا غیر اخلاقی و یا چاق کننده !    25 ساله

فهمــیده ام در فکر عوض کردن همسرم نباشم، به جاش خودمو عوض کنم و وفق بدم به موقعیتها و مراحل مختلف زندگیم تا بتونم با بینش واضح زندگیم رو با خوشحالى و سرور ادامه بدم.      55 ساله

فهمیده ام هر کسى مسئول خودش هست، هرکسى تو قبر خودش میخوابه، و اینکه من باید آدم درستى باشم .  42 ساله

فهمیده ام مبارزه در زندگی برای خواسته هایت زیباست اما تنها در کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارند !     27 ساله

فهمیده ام که تا میتونی باید جلو احساساتت رو بگیری و به هیچ چیز و هیچ کس هرگز دلبسته نشی تا بتونی شاد و سلامت زندگی کنی   37 ساله

فهمــیده ام که وقتی طرف مقابل داد میزند صدایش به گوشم نمیرسد بلکه از آن رد می شود.     50 ساله

فهمیده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه، مرد واقعی اونه که همیشه و در همه حال به شریکش هم فکر کنه، بی منت.   35 ساله

فهمــیده ام برای بدست آوردن چیزی که تا بحال نداشتی باید بری کاری رو انجام بدی که تا بحال انجامش نداده بودی       36 ساله

فهمیده ام که اگر عشقی رو از دست دادی دیگه نمی تونی بدست بیاریش چون دیگه هیچ چیز مثل سابق نیست و سعی کنی که فقط ازش به نیکی یاد کنی!    30 ساله

فهمیده ام که تا دیر نشده باید یه کاری کرد تا بعد ها غصه فرصت های رو که داشتی ولی استفاده نکردی نخوری ... و بعضی وقت ها هم باید هیچ کاری نکنی تا وضع از اینی که هست بدتر نشه ....    31 ساله

فهمیده ام که من هنوز چیزی نفهمیده ام، فعلا قضیه خیلی مبهمه !   34 ساله

فهمیده ام که خیلی چیزها فهمیدم که دیگران نفهمیدند و خیلی چیزها را دیگران فهمیدند که من نفهمیدم.   46 ساله

 فهمیده ام روی هیچ عقیده ای تعصب نداشته باشم چرا که چند سال بعد ممکنه برام مسخره و خنده دار بشه و هیچ عقیده ای رو مسخره نکنم چرا که شاید سال ها بعد آرمان زندگیم بشه.   30 ساله

  فهمیده ام که هیچوقت اون چیزی رو که می خواهی به دست نمی آری ولی اگر هم بدست آوردی دیگه اون رو نمیخواهی .  37 ساله

فهمیده ام که باید بهترین سعی ات رو بکنی که هرگز عاشق نشی، چون اونوقت مجبوری هر چی رو که فکر می کردی فهمیده ای ببوسی و بذاریش کنار      50 ساله

 



رويكرد شش سيگما

بكارگيري رويكرد شش سيگما در صنايع پتروشيمي

بكارگيري رويكرد شش سيگما در صنايع پتروشيمي

چكيده:

متدلوژي شش سيگما به عنوان يك روش فرايند گرا و با تاكيد بر نتيجه و اثر بخشي، پايه گذاري شده و به دنبال ارتقاي كيفيت محصولات، خدمات و فرآيندهاست. در كشور ما نيز همگام با ساير كشورها، مراكز صنعتي و خدماتي به سرعت و با تبادل اطلاعات با ساير سازمانها و مراكز صنعتي دنيا از توان بالاي اين ابزار آگاهي يافته و به اجراي آن ترغيب شده اند. اين متدلوژي در شركت سهامي پتروشيمي بندر امام به عنوان اولين شركت پتروشيمي در سطح ايران همگام با ساير كشورهاي صنعتي در حال اجرا مي باشد. مقاله حاضر يك مطالعه موردي از چگونگي تعريف و اجراي پروژه هاي 6Ǿ در صنايع پتروشيمي بوده و شامل ضرورت بكارگيري رويكرد 6Ǿ در صنايع پتروشيمي، زمينه  هاي انتخاب شده براي اجراي پروژه ها، سازمان پروژه، و چگونگي تعريف پروژه ها مي باشد. هم اكنون پروژه هاي 6Ǿ  در دو واحد عملياتي و تعميرات PM مجتمع در حال اجرا است.

1-    مقدمه

جهاني شدن و سرعت عمل در دسترسي به اطلاعات، توليد و خدمات، طريق راهبري تجارت مشتريان را تغيير داده است. مدل هاي قديمي تجارت ديگر عملي نيست چرا كه محيط رقابت امروز، جايي براي اشتباه را باقي نگذاشته است. شش سيگما و عوامل كيفيت آن، به عنوان فرهنگي جديد در عرصه رضايتمندي مشتريان قلمداد مي گردد.

براي مسايل كلان و مزمن كه عوامل بوجود آورنده مشكل از ابتدا مشخص نيستند، يا نمونه هاي آماري زيادي براي شناخت آنها مورد نياز است يا پارامترهاي زيادي در بروز مشكل دخالت دارند. شش سيگما، كارآمدترين روش موجود است. متدلوژي شش سيگما با رويكرد فرايندگراي خود روش مناسبي براي حل مسايل و مشكلات فرايندهاي پيچيده صنعت پتروشيمي مي باشد. شش سيگما يكي از موثرترين روشهاي بهبود كيفيت  است كه تفاوت ٍآن با ساير روشها در اين است كه با بهبودهاي جهشي همراه است. شش سيگما يك متدلوژي بهبود كيفيت نتيجه گراست كه بهبود را در قالب آمار و عدد و رقم از ما مطالبه مي كند و اين يكي از مهمترين مزيت هاي اين روش نسبت به ساير روشهاي براي بهبود فرايندهاي گرانقيمت صنعت پتروشيمي است.

شركت سهامي پتروشيمي بندر امام جهت رقابت در بازارهاي جهاني و حفظ سطح كيفيت محصولات توليدي خود اقدام به استقرار متدلوژي شش سيگما در سازمان نموده است. به طور كلي مي توان از شش سيگما به عنوان گزاره جديد مديريت با هدف ارتقاي سودآوري، افزايش سهم بازار؛ رضايت مشتري . كاهش تغيير پذيري در فرايندهاي عملياتي و كسب و كار سازمان نام برد.

اين متدلوژي در حوزه نگهداري تعميرات (PM) ( ادارات ستادي پتروشيمي بندر امام ) و واحدهاي SBR  (‌واحد توليد بوتادين و لاستيك مصنوعي ) استقرار يافته است. در اين مقاله چگونگي تعريف پروژه هاي شش سيگما در حوزه (PM) و واحد SBR شرح داده مي شود.

2-    پروژه شش سيگما

پروژه شش سيگما عبارت است از برنامه ريزي براي حل يك مشكل، كه داراي مجموعه اي از معيارها مي باشد. به طوري كه مي تواند به عنوان اهداف پروژه استفاده شوند و آنها را در جهت پيشرفت پروژه تعطيل كرد. لذا اجراي پروژه هاي شش سيگما مي تواند از جهات بسياري در سازمان مثمر ثمر واقع شود. گزارشات عدم انطباقها، گزارشات فني و مالي كسب و كار، گزارشات وضعيت عملكرد پيمانكاران، گزارشات بازخورد هاي مشتريان .و ... همگي مي توانند انگيزه و عاملي براي انتخاب و اجراي يك پروژه شش سيگما باشند.

انتخاب يك پروژه شش سيگما در يك سازمان كار آساني نيست و در انتخاب اين پروژه ها بايد مواردي زيادي مد نظر قرار گيرند و مورد بحث باشند. قدم هاي اصلي انتخاب پروژه، تعيين كميته راهبردي انتخاب پروژه، تهيه ماتريس انتخاب پروژه، برنامه ريزي جلسات و ملاقات مشتريان ثابت و ارزيابي پروژه از نظر ميزان سودآوري مالي و امكانپذير بودن آن مي باشد.

3-    سازمان پروژه

در اين پروژه با توجه به گستردگي سايت صنعتي، سازمان پروژه به شرح زير تعريف شد:‌

·   كميته راهبري: وظيفه اصلي اين كميته تاييد پروژه ها، بررسي پيشرفت آنها و تعيين راهكارهاي انگيزشي و بررسي حل مشكلات پروژه مي باشد. متشكل از مديران ارشد { BIPC } ، رييس تضمين كيفيت، حامي ها و قائم مقام مدير عامل شركت مشاور مي باشد.

·   مديران اجرايي پروژه: وظيفه هدايت پروژه ها، ارايه گزارشات به كميته راهبري و هماهنگي با حامي و مشاورين بر عهده آنها مي باشد.

·   گروه مشاورين: نفرات كمربند مشكي ارشد[3] كه وظيفه ارايه مشاوره به تيمها، ارايه آموزشهاي لازم حين پروژه، شركت در جلسات هفتگي به صورت ثابت و هماهنگي با حامي، مسوول تيم و مديران اجرايي پروژه را بر عهده دارند.

مهمترين وظيفه حامي هماهنگي با مسوولين پروژه در اجراي صحيح فعاليتها و حمايت از آنها و نفرات كمربند سبز و اعضاي تيمها در جهت پيشبرد پروژه مي باشد. ضمنا وظيفه سازماندهي تيمهاي پروژه تعريف شده توسط مشاورين و مسوولين تيمها بر عهده ايشان است.

اطمينان از در دسترس بودن منابع در حوزه پروژه هاي تعريف شده بر عهده حامي پروژه بوده و كنترل پروژه در سطح خرد را نيز بر عهده دارد.

حامي موظف است مشكلات پروژه و مواردي كه باعث تاخير در روند پيشرفت پروژه شده اند را شناسايي و به اطلاع مديران ارشد و اعضاي ديگر كميته راهبري برساند.

·   مسوولين تيمها[4]: وظيفه هدايت و راهبري تيمها و تهيه گزارش پيشرفت پروژه و برگزاري جلسات ثابت و جلسات موردي جهت پيشبرد پروژه و اطلاع رساني به حامي پروژه در مورد مشكلات موجود را بر عهده دارند.

·   كمربند سبزها: عبارتند از نفرات آموزش ديده معرفي شده در محدوده پروژه، كمربند سبزها كارشناسان پروژه ها مي باشند كه هسته اصلي تيمهاي شش سيگما را تشكيل مي دهند و وظيفه همكاري با مشاورين، مسوول تيم و حضور در كليه جلسات را بر عهده دارند. مسووليت تهيه مدارك و نظارت بر جمع آوري اطلاعات نيز بر عهده ايشان است. نفرات كمربند سبز موظف اند حداقل 25% از وقت خود را در اختيار پروژه شش سيگما قرار دهند.

·        اعضاي تيمها : عبارتند از نفرات واحدهاي درگير در اجراي پروژه.

دوره هاي زماني تشكيل جلسات به صورت هفته اي دوبار براي اعضاي تيم، هفته اي يكبار با حضور MBB پروژه و دو هفته يكبار با حضور حامي ها در طول اجراي پروژه تعيين شد..

 

نتيجه گيري

در اين مقاله به چگونگي بكارگيري رويكرد شش سيگما در شركت پتروشيمي بندر امام به عنوان يك مطالعه موردي پرداخت شد. انتخاب حوزه هاي مناسب براي اجراي پروژه هاي شش سيگما از اهميت بالايي برخوردار بوده و مي بايست با دقت كافي صورت گيرد. در اين مهم تحليل داده ها و اطلاعات موجود در سازمان خصوصا شناسايي مراكز هزينه كيفيت بسيار مهم مي باشد.

در شركت پتروشيمي بندر امام به علت اهميت تعميرات و خرابي تجهيزات در توقفات و كاهش توليد و نيز پراكندگي زياد ميزان توقفات ناشي از تعميرات اضطراري، حوزه (PM) براي تعريف و اجراي پروژه هاي شش سيگما انتخاب گرديده است. تحليل هاي اين مقاله با درنظر گرفتن تفاوت داده ها و ماهيت آنها در شركتهاي مختلف، قابل تعميم به صنايع پتروشيمي مي باشد.

كاهش ضايعات محصولات گرانقيمت شركت پتروشيمي بندر امام، حوزه مناسب ديگري براي اجراي پروژه هاي شش سيگماست و تحليل چگونگي انتخاب و تعريف پروژه هاي شش سيگما در حوزه عملياتي اين شركت نيز قابل تميم به صنايع پتروشيمي مي باشد.

ماهيت تعريف پروژه هاي شش سيگما توجه به ميزان سودآوري مالي و كاهش هزينه ها بوده و پيش از اجراي هر پروژه ميزان اين سودآوري به كمك اطلاعات موجود در سازمان پيش بيني مي گردد

رزومه چیست؟

رزومه چیست؟

* رزومه سندی است که به طور فردی تنظیم میشود و تمرکز اصلی آن بر روی سابقه ی کاری شخص است.
* رزومه به طور مختصر تجربیات کاری و مهارت ها و تحصیلات و صلاحیت های فرد را برجسته و پر رنگ می سازد.
* به گونه ای تنظیم می شود که تاثیر اولیه مطلوبی ایجاد کند.
* ابزاری قوی در جهت دادن به نتیجه مصاحبه است.

رزومه برگه تقلب شما برای مصاحبه است!

رزومه تبلیغی برای شماست برای فراهم کردن یک مصاحبه!

رزومه موارد زیر نیست:
* شرح زندگی شخصی
* لیست کاملی از تجارب که شامل اطلاعات نامربوطی است.
* به گونه ای تنظیم شود که نیاز به خواندن کامل داشته باشد نه مطالعه سطحی (استفاده از عبارات به جای جملات)
* جایی برای ارتکاب اشتباهات، فرمت های نامعمول، دستور زبان ضعیف یا سبک نا معین و بی هدف

هدف رزومه این است که:

* صلاحیت های حرفه ای فرد را برجسته و پر رنگ کند.
* تجربیات تحصیلی و حرفه ای شخص را تشریح کند.
* پتانسیل های فرد را نمایش دهد و آشکار کند.
* اجازه ورود شما را به اتاق کار فرما کسب کند!

* نام، نشانی، شماره تلفن و email و … (آوردن عکس معمولا توصیه نمی شود.)
* اهداف (اختیاری)
* چکیده کار حرفه ای و صلاحیت ها (profile)
* تحصیلات
* تجارب
* موارد دیگر مانند جوایز، انتشارات و …

ساختار رزومه

* هدف
o در بخش هدف باید عباراتی هدفمند آورده شود که آشکارا، نوع کاری که می جویید را بیان دارد.
o اهداف خوب باید بسیار دقیق تعریف شوند.
o بیان اهداف اختیاری است.

* عناصر رزومه

o این بخش جمع بندی از مهارت ها و دانش و دستاورد های مرتبط شما است.
o دقیق باشید. این قسمت را با کاری که جستجو می کنید هماهنگ سازید.
o چنانچه این قسمت خوب نوشته شود می تواند کمک زیادی به کارفرما جهت تمرکز بر روی نقاط قوت شما کند.
o در مورد آنچه پیشنهاد می کنید خوب فکر کنید.

* چکیده ای از صلاحیت ها و مهارت ها (profile)

* تحصیلات
o شامل مدارجی که کسب کرده‌اید. (در صورتی که در حال گرفتن مدرکی هستید زمانی که انتظار می رود این مدرک را کسب کنید ذکر کنید) و تمارینی که در هر زمینه ای انجام داده اید (از جمله پروژه های درسی) و تقدیرنامه ها و جوایزی که در دوران تحصیل کسب کرده اید است. (هر کدام از این موارد، ذیل دوره کسب مدرک تحصیلی مرتبط آورده می شوند.)

* تجارب
o در مورد تجارب که در دوران کاری خود کسب کرده اید بحث کنید نه در مورد سابقه کاری خود در ارگان های مختلف!
o دوره های کارآموزی و سمت هایی را که برایشان حقوق نگرفته اید، اگر مرتبط هستند ذکر کنید.
o از عباراتی مانند “مسئولیت ها عبارتند از” یا “شرح وظایف” پرهیز کنید.
o بیان آنچه انجام داده اید تا حد امکان موجز باشد.
o شما همچنین می توانید قسمت “ تجارب ” را پیش از بخش تحصیلات بیاورید.

* برخی قسمت های اضافی/اختیاری
o عضویت و رهبری گروه های کاری حرفه ای
o فعالیت ها و رهبری های گروهی
o مهارت های کار با کامپیوتر
o انتشارات یا ارائه ها
o اطلاعات اضافی دیگر
o جوایزی که کسب کرده اید در صورت ارتباط

انواع قالب های رزومه:

* رزومه زمانی (chronological)
* رزومه عملکردی (functional)
* رزومه ترکیبی (combinational)
* رزومه فنی (technical)

* رزومه زمانی
o خواناتر است و معمول ترین نوع رزومه است.
o تجارب کاری و تحصیلی به ترتیب معکوس از لحاظ زمانی آورده می شوند.
o در صورتی که بیشتر پیشینه ی تحصیلی و کاری شما در رابطه با هدف جدیدتان باشد، این نوع رزومه بسیار موثر خواهد بود.

قالب های رزومه

* رزومه عملکردی
o تکیه بر روی توانایی ها و مهارت هاست نه بر تاریخ انجام کارها و مشاغل قبلی.
o مهارت هایی که برای انجام کار مورد نظر شما نیاز است و آنها را دارید لیست کنید.
o به شما امکان می دهد بر مهارت هایی که از طریق فعالیت های داوطلبانه یا جنبی به دست آورده اید تمرکز کنید.
o معمولا توسط کسانی که تحصیلات و کار حرفه ای آنها در ارتباط مستقیم با هدف فعلی آنها نیست، استفاده می شود.

* فرم ترکیبی
o از عناصر فرم زمانی و عملکردی استفاده کنید.
o بر روی مهارت ها و توانایی های خود تاکید کنید.
o شامل توضیحی در مورد مشاغل و تجارب قبلی شماست.
o اگر هدف جدیدتان دارای چندین مولفه است (برای مثال تحقیق، مدیریت، تجارت و امور اجرایی) این نوع رزومه موثرتر خواهد بود.

* رزومه فنی
o به عنوان یک اصطلاح برای تشریح رزومه ای استفاده می شود که برای موقعیت های فنی تهیه می شود. (برای مثال علوم یا مهندسی کامپیوتر)
o می توان از هر ۳ قالب دیگر استفاده کرد ولی باید بر مهارت های فنی مثل زبان های برنامه نویسی کامپیوتری خاص یا مهارت های آزمایشگاهی تاکید کرد.
o در صورتی که میانگین معدل دانشگاهی شما از ۱۶ بالاتر است آنرا ذکر کنید.

ده نکته در نوشتار رزومه

به عنوان ابزاری مهم در یافتن شغل خود بخش قابل توجهی از وقت و انرژی خود را صرف این قسمت کنید.

نکته یکم

* دانش فنی خود را جزء به جزء بیان کنید.

نکته دوم

* تا جایی که می توانید از لغاتی استفاده کنید که ضمن جلب توجه کار و تجربیات دانشگاهیتان را منعکس کنند. لغاتی که در رزومه ی شما می آیند باید با دقت انتخاب شوند به گونه ای که مهارت ها و تجارب شما را به استخدام کنندگان معرفی کنند.

نکته سوم

* صلاحیت های خود را به ترتیب از مربوط ترین تا بی ارتباط ترین لیست کنید.
* تنها هنگامی با ذکر درجه و مدارک دانشگاهیتان آغاز کنید که با شغلی که می جویید مربوط باشند.
* اگر کاری را که میجویید قبلا در شغل دیگری تجربه کرده اید، حتما در آغاز ذکر کنید.
* از پایبندی متعصبانه به رعایت ترتیب زمانی در ذکر تجاربتان پرهیز کنید.

نکته چهارم

* هرگاه ممکن است تجارب خود را با اعداد و ارقام بیان کنید.
* اعداد و ارقامی مثل:  میزانی از بودجه که ذخیره کرده اید، افزایش بهره، تعداد خطهایی که کد زده اید یا دیباگ کرده اید، تعداد ماشین هایی که مدیریت یا تعمیر کرده اید و … را ذکر کنید.
* این ها پیشرفت یا موفقیت هایی را که مستقیما از کار شما نتیجه شده اند نشان می دهند.

نکته پنجم

* خود را فردی به تصویر کشید که فعال است و توانایی استفاده از ذهن خود برای حل مشکلات را، به خوبی داراست. از جملات زمان گذشته استفاده کنید، حتی در توصیف موقعیت فعلیتان تا از گیج شدن خواننده جلوگیری کنید.

نکته ششم

* خود را ارزان نفروشید. این بدون شک بزرگترین خطای تمام رزومه هاست، چه فنی و چه غیر آن. تجارب شما شایسته ی بازنگری هستند. رزومه یتان را همچون تبلیغی برای خود تنظیم کنید. نقاط قوت خود را به روشنی بیان کنید. اگر تجربه ی با ارزشی دارید که در هیچ قسمتی جا نمی شود، برای آن یک قسمت جدا در نظر بگیرید.

نکته هفتم

* موجز باشید. به عنوان یک قاعده، رزومه هایی که تجارب پنج سال یا کمتر را نشان می دهند باید در یک صفحه جا شوند. تجارب وسیع تر می توانند از دو صفحه استفاده کنند. سه صفحه حدی است که تجارب ۱۵ ساله یا بیشتر نیز نباید از آن عبور کنند. از تشریح زیاد و طولانی پروژه ها پرهیز کنید. تا جای ممکن از کلمه های “این” و “آن” پرهیز کنید و هرگز از شناسه ی “من” یا دیگر شناسه ها برای مشخص کردن خود استفاده نکنید.

نکته هشتم

* از عناصری که نیازی به آن ها نیست استفاده نکنید. مانند: وضعیت تاهل، وضع سلامت، سن، جوایز بی ربط، فعالیت های داوطلبانه یا جنبی بی ربط، انتشارات نامرتبط، آدرس دوم (همان آدرس اول هم معمولا گیج کننده است و مورد استفاده قرار نمی گیرد)، سابقه ی سفرها، مقادیر حقوق پیشین، نام سرپرستان قبلی، دلایل ترک شغل قبلی.

نکته نهم

* از دوستی معتمد بخواهید رزومه شما را بازبینی کند. از فردی بهره بگیرید که به جزئیات توجه می کند و می تواند به گونه ای موثر نوشته یتان را نقد کند و نظری منصفانه و صادقانه بدهد. در این صورت حتما نظرات وی را دخیل کنید. اگر برایتان مقدور است از نظر سه تا چهار نفر استفاده کنید.

* بازبینی کنید. بازبینی کنید و باز هم بازبینی کنید. تمام خطاهای نوشتاری و ضعف های ساختاری و دستوری را رفع کنید. چندین بار باز بینی کنید لااقل در دو روز، تا در برخورد تازه بتوانید خطاهای پنهان را بیابید.

نکته دهم

* وضعیت ظاهری رزومه:
o از کاغذ مرغوب A4 استفاده کنید.
o حتما از پرینتر لیزری استفاده کنید. دست نوشته، استفاده از ماشین تایپ و چاپ با پرینترهای نقطه ای و حتی استفاده ازپرینترهای جوهر افشان کار نامناسبی است.

o از فونت (قلم) رسمی استفاده کنید. قلمهای فانتزی فقط زیبا به نظر می‌رسند ولی اثر روانی منفی دارند.
o رزومه جزء اسناد رسمی بازرگانی است. از کاغذهای مارک‌دار، کادر دار و یا رنگی اصلا استفاده نکنید. رزومه ی شما به فرض آن که از همان آغاز بایگانی نشود، بارها کپی، فکس یا اسکن می شود، پس کاغذ خاص یا رنگی فایده ای ندارد.

Cover Letter چیست؟

* نامه ای است که خطاب به فردی که رزومه را برای انتخاب شما بررسی خواهد کرد می نویسید.
* این نامه در واقع روی رزومه قرار می گیرد چه در پاکت باشد یا نباشد.

Cover Letter برای چیست؟

* تا سابقه حرفه ای خود را برای کار فرما  مطرح کنید.
* تا برخی مهارت های خود را برجسته تر و پر رنگ تر نشان دهید.
* تا استخدام کننده را متقاعد کنید که ارزش های قابل توجهی برای عرضه کردن دارید.

نامه ی خود را بر چه اساسی تنظیم کنید؟

* توجه
* علاقه
* انگیزه
* اقدام

توجه

باید

o خوب به نظر برسد و به سادگی خوانده شود.
o به فرد مشخصی ارجاع داده شود.
o بر روی برگه مرغوب با املا و فاصله گذاری و پاراگراف بندی صحیح چاپ شود.
o از یک صفحه بیشتر نشود.

علاقه

* در اولین پاراگراف باید تشریح کنید که:
o چرا می نویسید؟
o برای چه موقعیتی درخواست می دهید؟
o از چه طریقی در مورد این موقعیت اطلاع کسب کرده‌اید؟

انگیزه

* در پاراگراف دوم خود را مطرح کنید.
o چرا آنها باید ازشما دعوت به همکاری کنند؟
o چرا می خواهید برای آنها کار کنید؟
o صفات و توانایی های منحصر به فرد خود را که می تواند باعث ثمر بخشی در این موقعیت شود، مشخص سازید.
o تحصیلات و تجارب خود را که این موسسه یا سازمان به دنبال آن است مشخص کنید.

اقدام

* نهایتا
o برای یک مصاحبه درخواست دهید.
o از آنها دعوت کنید که با شما تماس داشته باشند و شماره تلفن در دسترس خود را به آنها بدهید.
o از آنها برای توجه و وقت گذاریشان تشکر کنید.
o نامه خود را امضا کنید.

بایدها و نبایدهای Cover Letter

هیچ گاه

* از یک صفحه تجاوز نکنید.
* اطلاعات شخصی نامربوط بیان نکنید.
* دروغ نگویید!
* عادات و فعالیت های اجتماعی و ورزش مورد علاقه خود را بیان نکنید!

همواره

* از کاغذ مرغوب استفاده کنید.
* نامه خود را امضا کنید.
* آدرس خود را در نامه درج کنید.
* نسخه اصلی را ارسال کنید.
* نامه خود را تایپ کنید.
* نامه خود را اصلاح کنید و در صورت امکان برای تصحیح به چند نفر بدهید.

۱۰ مورد از اشتباهات متداول

* غلط های املایی
* اشتباهات تایپی و چاپی
* استفاده نادرست از عبارات و کلمات
* استفاده دائمی از ضمیر “من”
* استفاده از تصاویر و گرافیک
* ذکر نکردن مهارت های کار با کامپیوتر
* دست کم گرفتن تاثیر معنایی استفاده از کلمات معادل
* اغراق
* استفاده از دورنگار و یا email مربوط به کارفرمای فعلی
* قرار دادن اطلاعات شخصی

استراتژی های بازنگری

* آیا تشریح شما از مهارت هایتان حداقل به ۳ تا از این سوالات پاسخ گویی می کند؟

o چه مهارت هایی دارید؟
o محل کسب این مهارت ها؟
o چه زمانی هر یک از این مهارت ها کسب شده اند؟
o چگونه این مهارت ها کسب شده اند؟
o چرا این مهارت ها را کسب کرده اید؟

ویژگی های یک رزومه خوب

شاید در طول دوران زندگی برای هریک از ما پیش بیاد که حداقل یکبار بخوایم برای استخدام در یه محیط کاری رزومه بنویسیم. با توجه به اینکه مخصوصا در کشورهای غربی توجه خاصی به روزمه می شه، لذا هرچه دقیق و هدف دار نوشتن این رزومه می تونه پروسه استخدام شما رو سریعتر و راحتتر پیش ببره. جالب اینجاست که یکی از دوستان یه مدت پیش یه رزومه خیلی کامل و هدف دار به قسمت Google Jobs فرستاد و بعد از مدتی پیگیری بهم اطلاع داد که گوگل ازش دعوت کرده تا در مصاحبه حضوری شرکت کنه. این تاثیر و اهیمت یک رزومه رو برامون بطور کامل مطرح می کنه.

یه روزمه استاندارد پیرو قوانین و دستورالعمل های خاصی هست، ولی در نهایت این شما هستید که تصمیم می گیرید چطور رزومه رو بنویسید، حال آنکه مقید بودن به قوانین می تونه شما رو از بهتر نوشتن محروم کنه. پس نکته اول این هست که واقعا تصمیم بگیرید که چیزی رو در واقعیت وجود داره و باید منتقل بشه رو بنویسید.

قبل از شروع به نوشتن، خوب فکر کنید. به تمامی مشاغل پیشین، درجات و رتبه های کاری، مدارک و سوابق تحصیلی و کلیه تجارب کاری مرتبط و غیر مرتبط خود فکر کنید. تک تک آنها می تواند در تصمیم گیری ستاد استخدام تاثیر بسزایی بگذارد.
اگر برایتان مقدور بود حتما چند نمونه از رزومه ها را به دقت بررسی کنید. دقت کنید که هیچگاه نمی شه هیچ دو روزمه ای رو پیدا کرد که عینا شبیه هم باشند، پس شما هم سعی نکنید که از رزومه دیگران کپی کنید. به نظر من اون تلاش و زحمت و خلاقیتی که در نوشتن رزومه خودتون به کار خواهید برد، خودش یکی از عوامل تاثیر گذار هست.
صادق باشید
نوشتن تمامی موارد و تجارب بهتر از مخفی کردن آنهاست.
دروغ نوشتن شاید منجر به تصدیق رزومه و دعوت از شما برای مصاحبه حضوری شود ولی نهایتا در مرحله تسلیم مدارک دروغ شما فاش خواهد شد که این تاثیر بسیار منفی در پروسه خواهد گذاشت.
حرفه ای عمل کنید، برای مثال اگر آدرس ایمیل خود را می نویسید، دقت کنید این آدرس مضحک، بی معنی یا دارای ایرادات عرفی و اخلاقی خاصی نباشد. ممکن است روزمه شما رو افرادی با عقاید خاص یا مخالف عقاید شما بررسی کنند، پس طوری بنویسید که عامه پسند باشد، از کاغذ های رنگی، فونت های کودکانه و پر زرق و برق، لینک به وبلاگ یا وبسایت های خودتان نیز تا حد امکان بپرهیزید.

از غلط های املایی و نگارشی بپرهیزید. این غلطها ممکن است این ذهنیت را در ذهن بررسی کننده ایجاد کنند که شما تمایل زیادی به این کار ندارید لذا دقت کافی را نکرده اید.
مشخصات شخصی خود از قبیل قد، وزن و وضعیت چهره جزو مواردی هستند که برای بسیاری از بررسی کننده گان آزار دهنده می باشند، پس تا جایی که ممکن است از نوشتن و ارائه آنها بپرهیزید. (البته اگر شغل شما بیشتر جنبه فیزیکی دارد، و مشخصات جسمانی شما می تواند در این زمینه تاثیر گذار باشد، حتما آنها را بنویسید.)

در ابتدای روزمه خودتان را کاملا معرفی کنید. نام کامل، آدرس، شماره تماس، شماره فاکس و ایمیل را حتما ذکر کنید.
پس از آن اهداف شغلی خودتان را در جملات کوتاه یا شبه جملات بنویسید. منظور از اهداف شغلی، مشاغل هدفی هستند که شما می خواهید آن را انجام دهید.
در مرحله بعدی از آخرین تجربه کاری خود شروع کنید و به ترتیب تمامی آنها را لیست کنید، دقت کنید، نوع شغل، میزان تجربه به ماه یا روز، و ویژگی ها منحصر بفرد هر تجربه کاری می تواند برای بررسی کننده رزومه شما مفید و جالب باشد. پس آنها را حتما ذکر کنید.
سپس، مدارک و سوابق تحصیلی خود را با ذکر محل اخذ مدرک و مجددا ذکر ویژگی های منحصر بفرد هر مدرک یا سابقه تحصیلی، بنویسید.
از توانایی های فردی خود مانند، زبان های غیر مادری، میزان آشنایی با کامپیوتر یا زبان های برنامه نویسی و … نیز در چند خط کوتاه توضیحاتی ارائه دهید.
حتما دقت داشته باشید که در انتهای روزمه یادداشت کنید که “مراجع و مدارک قابل ارائه هستند”.
و نکته آخر اینکه تا جایی که ممکن است سعی کنید در یک صفحه تمامی مطالب خود را درج کنید. چنانچه تجارب کاری شما زیاد می باشند، استفاده از برگ دوم مشکلی ندارد، اما از سه برگی شدن روزمه تا حد امکان بپرهیزید.

تست اساسی رزومه:

* ظاهر: آیا جذاب و جلب کننده است؟ آیا خود شما مایل به خواندن آن هستید؟
* سبک: آیا از style حرفه ای استفاده کرده اید؟
* طرح: آیا رزومه شما شامل عناصر گرافیکی است؟
* طول رزومه: آیا شما با کوتاهتر کردن رزومه تان می توانید همان اثر را بگذارید؟
* ارتباط: آیا مطالب نا مربوط را حذف کرده اید؟
* صحیح نوشتن: آیا همه قسمت ها از لحاظ دستوری صحیح است؟
* کلمات کلیدی: آیا به خوبی از آن ها بهره برده اید؟
* تخصصی بودن : آیا به اندازه کافی ظریف شده اید و از کلی بافی فاصله گرفته اید؟
* دستاوردها: آیا توانایی های و دستاوردهای برجسته و اصلی شما در رزومه تان بیان شده است؟
* کامل بودن: آیا چیز مهمی از قلم افتاده است؟
* هدف واضح: آیا کارفرما می تواند بلافاصله بفهمد که شما به دنبال چه چیزی هستید؟
* رد پا : آیا  امکان تماس دوباره با خود را برایشان فراهم کرده اید؟
* صحت: آیا حقیقت کامل بیان شده است؟!
* تاثیر: آیا اعتماد به نفس خود را رسانده اید؟
* مستند بودن: آیا جملات شما قابل درستی یابی هستند و می توان صحت آنها را بررسی کرد؟

نوع رزومه مطلوب برای بررسی کنندگان

* ۴۷.۸% افراد تمایل داشته اند که رزومه هایی که ارسال شده است را از طریق web site و به صورت الکترونیکی دریافت کنند.
* ۴۲.۱% دیگر تمایل داشته اند که رزومه ها را از طریق email دریافت کنند.

* و تنها ۸.۲% از بررسی کنندگان تمایل داشته اند که نسخه چاپی رزومه را دریافت کنند.
* و ۱.۹% دیگر هم از طرق دیگر مایل بوده اند که رزومه افراد را دریافت کنند!

ساخت رزومه حرفه ای توسط نرم افزار

* شرکت Individual Software نرم افزار قدرتمندی با نام ResumeMaker® Professional را داراست که کمک بسیاری خوبی برای یافتن شغل و خلق و ارائه ی Resume های حرفه ای و بی نقص می باشد!
* این نرم افزار به شما کمک می کند تا مرحله به مرحله در نوشتن رزومه را جلو بروید. بیش از ۱۳۰۰۰ مثال و بیش از ۱۰۰۰ مثال حرفه ای برای Resume و نامه های گوناگون را در خود داراست . دارای بیش از ۱۵۰۰۰ اصطلاحات مهم است که وجود آنها در نامه ی شما مزیت بزرگیست .
* این نرم افزار در جستجو و یافتن شغل برای شما نیز بسیار تواناست! جستجوی میان بیش از ۹۰ سایت کاریابی برتر و ۵ میلیون بنگاه کاریابی جهان و بیش از ۲۰ میلیون کمپانی در سراسر جهان برای شغل و امکانات شغلی مورد علاقه شما !

* برای ساخت رزومه از Template های نرم افزار مایکروسافت آفیس هم می توانید استفاده کنید.