گام بيستم اصول فكري مهندسي صنايع چيستند ؟

اساس مهندسي در هر گرايشي با طراحي مبتني بر اندازه‌گيري ، محاسبه و تحليل با استفاده از علوم رياضي و تجربي شكل ميگيرد . بدين‌سبب حرفه مهندسي ديدي كاملا فني و ماشيني دارد كه موجب محدوديت ديدگاه در ابعاد خاص شده و برخي موضوعات مانند يافتن بهترين روشهاي مديريتي و ارتباطات انساني در ديدگاه محض مهندسي ناديده گرفته ميشوند . گفته‌ايم كه مهندسي صنايع با در برداشتن نگرش سيستماتيك و فراگير ارتباط تخصصهاي مختلف و نهاد مديريت سازمان را ايجاد نموده و امور برنامه‌ريزي ، سازماندهي ، هدايت و نظارت بر امور اجرايي با هماهنگي بيشتري دنبال ميگردد . اين نگرش استمرار همان سير تفكر تيلور و هم‌عصران وي ميباشد كه با تلاش تك‌تك آنان مجموعه اصول و نگرشهاي مديريت علمي موجوديت يافت . مديريت علمي همان نگرش سنتي مهندسي صنايع است . با پيشرفت مديريت علمي ، مهندسي صنايع با تفكري بر مبناي علوم رياضي ، فيزيكي ، اجتماعي و اقتصادي در عرصه صنعت و خدمات ظهور كرد كه به معني ايجاد يك تفكر فراگير و سيستماتيك بود . نگاه مهندسي صنايع به مسائل از زوايا و ديدگاههاي مختلف همانند توجه به خروجي و محصول سيستم ، توجه به مشتري و يا نگرش به بهره‌وري سازمان قابل طرح و پيگيري ميباشد كه بر مبناي اصول فكري تقريبا يكساني دنبال ميگردد . حال مي‌خواهيم ببينيم اصول فكري مهندسي صنايع بر چه عواملي استوار است :

1 - خلاقيت

فعاليت اصلي هر مهندس صنايع ارائه طرح براي بهبود سيستمهاي جاري و يا طرحي جديد ميباشد كه اين نيازمند خلاقيت و نوع‌آوري جهت حصول به طرحهاي نو و بديع مي‌باشد . برخورداري از خلاقيت و ابتكار اين امكان را به مهندسين صنايع مي‌دهد كه به تعميق دانش خود پرداخته و فرصتي فراهم ميشود تا ايده‌هاي جديد و خلاق مطرح گردند.

2 - تفكر فراگير

نگرش سيستماتيك و فراگير برجسته‌ترين خصوصيت مهندسي صنايع است و اطلاق مهندسي صنايع و سيستمها به اين رشته بي ارتباط با اين نگرش نيست . نگرش فراگير موجب ميشود مسائل از كل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسي دقيق قرار گرفته و مدل كاملي از سيستمهاي مورد نظر تهيه و مسائل مورد نظر آن به بهترين شكل طرح و بررسي گردد.

3 - رهبري گروه

هر سيستم طرح‌ريزي شده اگر بدرستي اجرا نشود منتج به نتيجه نخواهد گرديد و بنابراين حسن اجراي سيستم طراحي شده يك ضرورت مهم تلقي ميشود . آشنايي با كليت سيستم مورد نظر و نقش اجزا در كاركرد صحيح آن اين امكان را فراهم مي‌آورد تا هدايت و رهبري گروه كاري مجري سيستم با انگيزه بيشتري دنبال گردد ؛ در واقع علاوه بر طراحي سيستم ، مهندسي صنايع سيستمهاي پياده‌سازي و اجرا را نيز پي‌ريزي نموده و نقش رهبري گروههاي كاري را موثرتر دنبال مي‌نمايد .

4 - مديريت زمان

انجام كار بدون توجه به ظرف زماني و تحويل به موقع خروجي مورد نظر سيستم ، ارزش زيادي نميتواند داشته باشد . امروزه اهميت زمان و فرصتهاي آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادي براي همگان مبرهن و بديهيست . در اين خصوص مهندسي صنايع با درك موضوع ، تكنيكهايي را بكار ميگيرد كه عامل زمان اجراي اجزاي كاري را در تمامي فرايندها مورد توجه قرار مي‌دهد .

5 - ارتقا بهره‌وري و بهبود مستمر

 اعتقاد به ارتقا بهرهوري و بهبود مستمر يك اصل با ارزش در مهندسي صنايع به‌شمار مي‌آيد . اكتفا به وضعيت فعلي جز در جا زدن نتيجه ديگري نخواهد داشت ؛ لذا مهندسي صنايع با پذيرش اين مطلب كه سطح دانش و مهارتها يك مقوله نسبي است ، سعي در افزايش بهره‌وري و بهبود وضعيت كاري نموده و تلاش مي‌نمايد امور كاري مداوما اثربخشتر و كاراتر گردند . نگرش بهبود مستمر اين امكان را ميدهد كه هر روز به فكر ارتقايي هر چند جزئي باشيم .

6 - يادگيري

يادگيري فراينديست كه نمي‌توان بر آن حد و مرزي تعيين نمود . مهندسي صنايع به منظور مطالعه و پيگيري مسائل همواره بر اين نكته توجه دارد كه هر مورد را ، منحصر به فرد بررسي نمايد و جهت شناخت آن فرض بر اين است كه از تصورات ذهني دوري نموده و سعي بر كشف واقعيتهاي حاكم بر اجزا و كل سيستم مي‌باشد . لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهيت فني امور موجب مي‌گردد تا ذهنيت كنجكاو براي كشف حقايق نهفته در پديده‌ها تقويت شود ، مهندسي صنايع با ذهني بسته و خموده به‌سختي مي‌تواند راه‌حلهاي ابتكاري و راهگشا براي مسائل موردنظر ارائه نمايد.

در گام آتي به نقش متمايز مهندسي صنايع در ايران امروز خواهيم پرداخت ...

 گام بيست و يكم از نقش متمايز مهندسي صنايع در ايران كنوني بيشتر بدانيم !

در گامهاي پيشين از اهميت كاركرد مهندسي صنايع در صنعت سخن رانديم ؛ گرچه تمامي آنچه در اين باب گفته شد در صنعت كشور ما نيز صادق است اما علاوه بر آنها عواملي وجود دارند كه نقشهاي جديدي براي مهندسي صنايع در ايران امروز موجب مي‌شوند .

در كشور ما حيطه فعاليت و مسوليت بسياري از مهندسين فراتر از چارچوب وظايفي است كه به طور متداول در ساير كشورها براي آنان ترسيم گرديده ؛ مديريت سطوح بالا و مياني بسياري از كارخانجات و صنايع و همچنين بسياري از سازمانهاي بزرگ خدماتي ، بازرگاني و حتي فرهنگي به مهندسين محول شده است ، درحاليكه در ساير نقاط دنيا اين‌گونه مسوليتها عموما به مديران حرفه‌اي كه تحصيلات ويژه مديريت دارند واگذار مي‌گردد . در آمريكا و در طي چند دهه اخير واگذاري مديريت رده‌بالا به مديران مالي و حقوقي روندي صعودي داشته است . اما دلايل وجود اين نقص در كشور ما چيست ؟ شايد بتوان به طور اجمال در دو بعد ذيل به اين دلايل پاسخ داد :

الف - با توجه به وضعيت موجود ايران ، مهندسين بيشترين قابليت را براي مديريت كارا و موثر از خود نشان داده‌اند كه خود معلول عواملي مي‌باشد از قبيل آنكه دانشجوياني كه رتبه‌هاي بهتري حاصل نموده‌اند ترجيح مي‌دهند تا در رشته‌هاي مهندسي تحصيل نمايند ؛ لازم به ذكر است كه اين پديده ، خود معلول ساختار نامناسب آموزشي كشورمان مي‌باشد كه در نتيجه آن به رشته‌هاي پراهميتي چون مديريت ، اقبال كمتري مي‌شود .

ب- در اكثر موارد ، تكنولوژي از خارج كشور خريداري مي‌شود و اين موجب مي‌گردد تا نقش واقعي مهندسين كمي تحت‌تاثير قرار گيرد . به دليل محدوديت امكانات ، نيروي مهندسين عمدتا در جهت توسعه و طراحي تكنولوژي مصرف نگرديده است و اين موضوع نيز عاملي بوده تا خلاقيت آنان درجهت حل مشكلات و تصميم‌گيريهاي استراتژيك و عملياتي و سياست‌گذاريهاي مديريتي  به كار گرفته شود . اگرچه مهندسين جوان اين نوع مسائل را پيش‌پاافتاده تلقي مي‌نمايند و انتظار دارند تا از تخصص خود در جهت حل مسائل پيچيده زمينه كاري خود استفاده نمايند اما پس از مدتي اهميت و همچنين پيچيدگي اينگونه تصميم‌گيريها را درك مي‌نمايند و با توجه به زمينه‌هاي فكري و تجربيات كافي كه در زمينه تحليل مسائل رياضي دارند ، راه‌حلهاي مناسبي نيز براي اين امور پيدا مي‌كنند ، اگر چه روشهاي تصميم‌گيري و برخورد با اين مسائل را نياموخته‌اند .

در اين رابطه جايگاه مهندسي صنايع با ديگران متفاوت است . در حل مسائل و تصميم‌گيريهاي يك كارخانه ، مهندسين صنايع نه‌تنها آموزشهاي مناسب ديده‌اند ، بلكه با مفاهيم برنامه‌ريزي و بهينه‌سازي سيستمها  نيز آشنايي كامل دارند لذا روشهاي برخورد با آنها را تا حد زيادي مي‌دانند ، درحاليكه ساير مهندسين تنها از اطلاعات عمومي و روشهاي كلي تجزيه‌و‌تحليل استفاده مي‌نمايند .

از سوي ديگر ، با تغيير حركت اقتصادي كشور در جهت اقتصاد غيرمتمركز آزاد ، نقش مهندسين صنايع بسيار حساستر گرديد . پيش از آن ، با توجه به قيمت ارز و يارانه سنگيني كه دولت در اختيار كارخانجات مي‌نهاد و همچنين كمبود كالا و عدم وجود رقابت ، مساله كارايي و كيفيت نمي‌توانست مطرح باشد و لذا مهمترين عامل موفقيت يك كارخانه بستگي به سهميه ارزي داشت كه از دولت دريافت مي‌نمود . با تغيير شرايط اقتصادي و حذف يا كاهش يارانه ، مشكلات جديد صنايع جلوه‌گر شدند . بسياري از صنايع قادر نيستند محصولات خود را به فروش برسانند و برخي حتي از ادامه حيات خود اطمينان ندارند . تقريبا تمامي صنايع راه نجات خود را در بازسازي ماشين‌آلات و تجهيزات مي‌دانند و اين درحاليست كه امكان چنين سرمايه‌گذاري سنگيني در همه موارد وجود ندارد و از سوي ديگر نيز ضريب بهره دستگاههاي موجود پايين است . اگرچه خريد برخي ماشين‌آلات براي واحدها ضروريست اما هدف مسلم صنايع ما بايستي افزايش كارايي و بالابردن بهره‌وري امكانات موجود باشد و بي‌شك محور چنين سياستي مهندسين صنايع خواهند بود . بدين‌منظور لازم است ابتدا با طراحي و ايجاد سيستمهاي اطلاعاتي مشكلات را شناسايي نمود و سپس به برنامه‌ريزي در جهت افزايش كارايي و ارتقاي كيفيت پرداخت . ورود تكنولوژي خارجي نقطه ضعف نيست به شرط آنكه پس از خريد درمورد روشهاي توليد و كارايي آنها در داخل كشور فعال بود و اين از وظايف خطير مهندسي صنايع در ايران مي‌باشد .

گام بيست و دوم چه كساني جذب رشته مهندسي صنايع مي‌شوند ؟!

بگذاريد كمي هم از خودمان بگوييم و صفاتي براي آنانيكه به تحقيق و پژوهش در حوزه مهندسي صنايع علاقه‌مندند بيان كنيم :

آنانيكه از دبيرستان با گرايش رياضي‌وفيزيك به دانشگاه آمده و يا آنها كه در رشته‌هاي ديگر دانشگاهي خاصه مهندسي در حال تحصيل بوده‌اند و حال تمايل دارند تغيير گرايش تحصيلي ‌دهند و از مزاياي مهندسي صنايع برخوردار شوند ، آنانيكه تمايل دارند با تواناييهاي رياضي‌‌گونه خويش ، ارتباط بهينه‌اي بين اجزاء نهادها ، نظامها و امكانات پديد آورند ، آنانيكه به برنامه‌ريزي و هدايت موثر امكانات انديشيده و نظام‌مند هستند ، آنانيكه تمايل دارند با ايجاد فضايي بشاش و دلنشين ، از وقت و انرژي انسانها با روحيه‌اي بسيار مطلوب و ثمربخش بهره‌برداري شود ، آنانيكه ذوق هنري داشته و نيز تمايلات فني در طراحي و ساخت و ساز امكانات ، تجهيزات و نظام‌ها دارند ، كساني كه علايقي در خلق و بروز ابتكار در حوزه‌هاي كاربردي دارند ، آنانيكه به ايجاد امنيت مي‌انديشند و آفرينش راهكار براي مقابله با ريسك‌هاي گوناگون را دوست دارند ، آنها كه رياضي را دوست دارند ، با فن و حرفه عجينند ، كامپيوتر را بخشي از زندگي روزانه خود مي‌دانند، با همنوعان رابطه‌اي دوستانه برقرار مي‌نمايند ، ابعاد مديريتي را دوست دارند ، اهل نوآوري و ارائه انديشه‌هاي جديد هستند و خلاصه آنكه هماره به پويايي ، بهبود ، خلاقيت و كارايي مي‌انديشند مهندسي صنايع را براي خود برمي‌گزينند .

در گام آتي مهندسي صنايع را با گرايشهاي آن بيش از اين خواهيم شناخت ...