مهندسي پروه
مديريت پروژه Project Management
اصولشناسي مهندسي صنايع
در پنج گام آتي از وظايف و كاركردهاي مهندسي صنايع در دنياي امروز خواهيم گفت و به تبيين نقش پراهميت مهندسين صنايع در پيشبرد اهداف توليد و خدمات خواهيم پرداخت .
در پايان اين بخش ، خواهيم دانست كه از چه رو و به دليل چه ويژگيهايي ، براي حضور مهندسي صنايع ، ارزش بسياري در فرايند توليد كالاها و ارائه خدمات قائل گرديدهاند .
گام هجدهم از اهميت كاركرد مهندسي صنايع در دنياي امروز بيشتر بدانيم !
گفتهايم كه مهندسي صنايع كاربرد اصول و تكنيكهاي بهبود ، طراحي و نصب سيستمهايي شامل انسان ، مواد ، اطلاعات ، انرژي و تجهيزات براي فراهم آوردن امكان توليد كالاها و ارائه خدمات بشكل كارا و مطلوب ميباشد . براي بررسي ، ارزيابي و كاربرد اين سيستمها ، دانش و مهارتهاي علوم رياضي ، علوم فيزيكي و علوم اجتماعي به همراه فنون و تكنيكهاي طراحي مهندسي مورد نياز است . فعاليتهاي مهندسي صنايع همانند پلي است كه ارتباط بين اهداف مديريت و عملكرد عملياتي سازمان را ايجاد مينمايد . مهندسان صنايع درگير افزايش بهرهوري در مديريت منابع انساني ، روشها و تكنولوژي هستند ، درحاليكه ساير رشتههاي مهندسي با ماهيت فني فرايندها و فراوردهها تعامل افزونتري دارند . در واقع مهندسي صنايع از معدود رشتههاي مهندسيست كه عامل انسان يكي از مولفههاي اصلي سيستمهاي مورد مطالعه آن را تشكيل ميدهد . بههمينسبب مهندسان صنايع در تيمهاي ميان رشتهاي براي امور برنامهريزي ، نصب و كنترل و بهبود فعاليتهاي موسسات به كار گرفته ميشوند . اين فعاليتها ميتواند فعاليتهاي توليد ، نوآوري در محصولات ، ارائه خدمات ، حمل و نقل و جريان اطلاعات سازماني را شامل شود . با توجه به آنچه گفته شد ، مهندسي صنايع بستر لازم براي تعامل تخصصهاي مختلف و كار گروهي را به بهترين وجه ايجاد نموده و در نتيجه طرح ، برنامهريزي ، اجرا و نظارت بر عملكرد نظامهاي توليدي خدماتي بهصورتي منسجمتر انجام ميگردد و اين انسجام امور به بهبود مستمر در جهت سهولت كارها ، راحتي كاركنان ، كاهش هزينهها ، ارتقا كيفيت و جلب رضايت مشتريان ختم خواهد گرديد .
اين توانمنديها و كاركردها نقش و اهميت مهندسي صنايع را بوضوح بيان مينمايد . امروزه حيات اقتصادي سازمانها و موسسات توليدي و خدمات در بازار رقابتي شديد جهاني به استفاده بهينه از منابع در دسترس وابسته است و چنانكه ميدانيم منابع در صورتهايي چون منابع در دسترس شامل مواد ، منابع انساني ، ماشينآلات (شامل تجهيزات ، لوازم جانبي ، امكانات مورد نياز شامل فضا و انرژي و ...) ، منابع اطلاعاتي و منابع مالي طبقهبندي ميشوند . ايجاد و نگهداري منابع ياد شده هزينههايي را براي سازمان بهدنبال دارد . هزينه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه بكارگيري اين منابع است . هر شركت توليدي يا خدماتي كه بتواند هزينههاي خود را به حداقل ممكن برساند و به بياني ديگر توانايي استفاده بهينه از منابع را در تمام اركان سازماني خود ايجاد نمايد يا حاشيه سود بيشتري به دست خواهد آورد و يا قادر خواهد بود كه قيمتهاي فروش خود را با حفظ حاشيه سود قبلي ، كاهش دهد . اين بدان معنيست كه قدرت رقابتي موسسه مذكور در بازار افزايش مييابد . با توجه به تحولات اقتصاد جهاني قدرت رقابتي شرط اساسي موفقيت در كسب و كار نوين محسوب ميشود . در كنار اين مسائل، توجه به نوآوريها و ارتقا كيفي محصولات و خدمات كه از طريق تلاش براي يافتن طرحهاي بهبود يافته و همچنين تحول در فرآيند كسب و كار نيز بقا و رشد موسسات را در پي خواهد داشت . با توجه به مراتب فوق اگر ضرورتها و نيازمنديهاي رسيدن به امور مذكور را با تكنيكهاي مهندسي صنايع تطبيق دهيم مشاهده ميكنيم مهندسي صنايع ابزار لازم براي حصول اهداف سازماني را بطور فراگير و سيستماتيك فراهم ميآورد و اين نشانگر نقش و اهميت بالاي مهندسي صنايع بعنوان موتور محرك حركت سازمانهاي امروزي است.
در گام آتي به بيان ده بعد نمونه از ميان ابعاد مورد انتظار از مهندسي صنايع خواهيم پرداخت ...
گام نوزدهم ابعاد محوري مورد انتظار از مهندسين صنايع كدامند ؟
اگرچه بنابرآنچه در گام پيش گفتهايم ابعاد گوناگوني را ميتوان به عنوان وظايف مهندسي صنايع خواستار بود ، اما براي نمونه و خطدهي ذهني به ده بعد از اين ابعاد محوري در ذيل اشاره ميكنيم :
1- مهارتها و فنون مهندسي صنايع كه نقشي حياتي در هر فرآيند بازسازي اقتصادي و اجتماعي دارد را به خدمت گيرد .
2- طيف قابل ملاحظهاي از بهبود در بهرهگيري از منابع مالي ، انساني ، زماني و معنوي در دسترس را با استفاده از ابزارهاي علمي مدلسازي و شبيهسازي ، تحقق بخشد .
3- توانايي تدارك سطح هرچه بالاتري از رضايت از خدمات را براي مشتريان در حرفههاي گوناگون ايجاد نمايد .
4- تغيير در ميزان بازدهي فعاليتهاي در حال انجام در سطح كارگاههاي اجرايي گوناگون را پديد آورد .
5- با ايجاد ارزش افزوده ، بهبود در شرايط عرضه خدمات و ايجاد رفاه بيشتر در فعاليتها و رفع تنگناها و نارساييها ايجاد كند .
6- بهرهگيري از فنون بسيار مقدماتي اندازهگيري كاروزمان و روشسنجي تا گونههاي بسيار پيشرفته و مدرن مديريتي توسط كاركنان مديريت در سطوح مختلف را در دستور كار خود داشته باشد .
7- ايجاد راهكارهايي جهت مقابله با فشارهاي تحميلي از سوي بازار براي افزايش دادن تواناييهاي بازار كار در برابر رقابتهاي گوناگون رودررو ، شناسايي تقاضاهاي جديد و فزاينده مشتري در دستور كار او باشد .
8- فنون كاهش دادن قيمتها ضمن حفظ كيفيت و نيز ترجمه كيفيتهاي جديد (آوردن كيفيتي بجاي كيفيت ديگر) مورد انتظار ولي پنهان از سوي مشتريان را ، به خدمت گيرد .
9- زمانهاي كوتاهتر در تحويل كالا و خدمات را به اشكال مختلف گوناگون سازد .
10- توانايي به خدمت گرفتن فناوريهاي جديد روباتيك ، طراحي و توليد توسط كامپيوتر ، شناسايي خودكار ، انبارداري و هدايت خودكار امكانات و تجهيزات را داشته باشد .
در گام آتي به تبيين اصول فكري مهندسي صنايع خواهيم پرداخت ...