فرمول اعتماد به نفس برای خانم ها

 

ما با این اسلحه به دنیا نمی آییم بلکه باید خود درصدد دستیابی به آن باشیم. هر کسی همیشه این سلاح را در دست ندارد و تنها با صحبت کردن نمی توان آن را به دست آورد. بله از «اعتماد به نفس» صحبت می کنم ما خانم ها برای افزایش اعتماد به نفس در وجودمان با دشواری خاصی روبرو هستیم. اولین دلیل این دشواری این است که ما خانم ها به صورتی غریزی بیشتر از آنکه به خود توجه کنیم، بر مسایل اطرافیان متمرکز می شویم و طبیعی است که زمان کمتری برای پیشرفت و ارتقاء اعتماد به نفس در وجود خود می یابیم. دلیل دیگر این که دختران حتی از ابتدای تاریخ، بیش از آنکه به داشتن جسارت و اعتماد به نفس تشویق شوند. به بی ارادگی و انفعال ترغیب می شده اند.

اما همه روزه هنگامی که تلویزیون را روشن می کنیم و یا شروع به خواندن روزنامه می کنیم. با حجم وسیعی از اطلاعات و اخبار در مورد خانم های موفق و با اعتماد به نفس بالا برخورد می کنیم . چگونه این خانم ها به خودباوری رسیده اند؟ چطور آنها با وجود همه سختی ها و مشکلات موجود، به سعی و تلاش خود ادامه داده اند؟

اگر از آنها در مورد اعتماد به نفس شان بپرسید، حتماً چنین فرمولی به شما ارایه می دهند:

مسئولیتی را بر عهده بگیرید  .

این نکته اولین و مهمترین جزء فرمول اعتماد به نفس است شما و تنها خود شما می توانید در زندگی خود تحولی به وجود آورید.

اگر منتظرید که موقعیت خوبی به شما پیشنهاد شود. لازم است زمان زیادی را صبر کنید. این نکته را بدانید مسیری که شما را به قله اعتماد به نفس می رساند همان جاده ای است که خود قدم در آن نهاده اید و مطمئناً شخص دیگری نمی تواند شما را به قله برساند.

تجربه های جدیدی را در زندگی امتحان کنید. هر چیز جدید و نوینی را امتحان کنید در کلاسی که در زمینه آن آشنایی چندانی ندارید، شرکت کنید.

امتحان و آزمایش توانایی ها و قابلیت ها در حیطه ای جدید، راهی شگفت انگیز برای آموختن اعتماد و اتکا بر خویش است.

ابتدا طرح یک عمل را بریزید و سپس آن را به انجام رسانید. یک زمینه خاص برای پیشرفت شخصی و حرفه ای خود انتخاب کنید و از قبل اقداماتی را که برای دستیابی به آن لازم است، مرحله بندی کنید و برای هر مرحله زمان خاصی را در نظر بگیرید. اکنون وقت آن رسیده است که هر مرحله ای را براساس طرحی که از قبل پیش بینی شده ، بدون هیچ عذر و بهانه ای به پایان برسانید.

هر قدم کوچکی در انجام این مراحل، گام بزرگی است به سوی اعتماد به نفس شما!

در انجام کارهایتان پافشاری کنید.

زمانی که در میدان چالشی جدید قرار می گیرید مقاومت به خرج دهید. اعتماد به نفس واقعی از این اعتماد ناشی می شود که شما می توانید با اتکا بر توان خویش و بدون در نظر گرفتن نتیجه کار با سعی و تلاش عملی را انجام دهید و با جسارت تمام آن را به پایان رسانید.

اگر زمانی که اعتماد به نفس انجام کاری را دارید، مسئولیت انجام آن عمل را به تعویق بیندازید، هرگز آن را انجام نخواهید داد ؛ اما در حیطه علم روان شناسی، به این نتیجه رسیده ایم که تغییر رفتار سبب ایجاد تغییراتی در احساسات انسان می شود. بنابراین اگر عهده دار انجام کاری می شوید و آن را با اعتماد به نفس صوری و ظاهری انجام می دهید، مطمئن باشید احساس اعتماد به نفس واقعی در درونتان ریشه می دواند.

از انسان های موفق کمک بخواهید.

آیا شخص قابل اعتمادی را می شناسید که بتواند یکی پس از دیگری مسئولیت کارهای جدید و همراه با ریسک را عهده دار شود؟ ببینید که او چطور این کار را انجام می دهد! به خود جرئت دهید و با این گونه افراد ملاقات کنید و دریابید که چطور آنها مسئولیت های خطیر را برعهده می گیرند.

انسان های مطمئن به خود از کمک کردن به افراد خوشحال می شوند و از این طریق تلاش ها و تشویق هایی را که سبب شده امروز به چنین موقعیتی برسند تداعی می کنند.

اگر فکر می کنید به ورزشکاری موفق غبطه می خورید و یا اگر در مورد زنی که در شصت سالگی به دانشگاه پزشکی راه یافته است در روزنامه مطلبی خوانده اید و آهی آرزومندانه کشیده اید ، بدانید که همین جا و همین حالا فرمول اعتماد به نفس را در دست دارید.

منبع : زن روز

لینک ها7 روش افزایش اعتماد به نفس 

آیا شما هم ازعدم اعتماد به نفس رنج می برید ؟ 

نكته هایی درباره ی اعتماد به نفس  

 با اعتماد به نفس به جنگ مشكلات بروید 

 به خود تلقین كنید كه اعتماد به نفس دارید 

 با اعتماد به نفس می توانید بر سرنوشت خود حاكم شوید 

 اگر بخواهید می توانید اعتماد به نفس داشته باشید 

 اعتماد به نفس یعنی مطابق میل خود زندگی كردن 

 چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم ؟ 

 راهكارهایی برای كسب اعتماد به نفس 

 معجزه اعتماد به نفس 

       اعتماد به نفس كلید موفقیت 

افزایش اعتماد به نفس در دو مرحله

اعتماد به نفس و اطمینان به ‌این که "من آدم توانمندی هستم"، کلید بسیاری از موفقیت‌ها در برخورد‌های اجتماعی هرکسی است.

اعتماد به نفس به خودی خود در کسی به وجود نمی ‌آید، بلکه مستلزم کسب مهارت هایی است که هم آن را به وجود بیاورد و هم آن را تقویت کند.

شما می ‌توانید از این دستورالعمل دو مرحله‌ای برای کسب اعتماد و برطرف کردن ترس در خود استفاده کنید:

1- ترس خود را مهار کنید:

 برای انجام این کار به ‌طور دقیق مشخص کنید که از چه چیز هراس دارید. سپس دست به عمل بزنید. برای هر نوع ترس، راه حلی وجود دارد. به یاد داشته باید که دست روی دست گذاشتن فقط ترس را بزرگ ‌تر و هراس انگیزتر می‌کند. سریع اقدام کنید. مصمم باشید.

در بیشتر موارد نداشتن اعتماد به نفس به استفاده‌های غلط از حافظه ارتباط دارد. برای اداره حافظه باید یاد بگیریم فقط افکار مثبت را به بانک ذهنی خود بسپاریم. به عبارت دیگر، اندوخته ذهنی ما باید از افکار مثبت تشکیل شده باشد. این کار اعتماد به نفس را روزافزون می کند، به حفظ تندرستی شما کمک می‌ کند و در شما این احساس مطبوع را برمی ‌انگیزد که "من خیلی سر حال هستم."

همچنین باید تمرین کنیم تا فقط افکار مثبت را از بانک ذهن خود برداشت کنیم و برای خود هیولاهای ذهنی نسازیم. افکار ناخوشایند را از بانک حافظه خود بیرون آوریم. هنگامی‌ که تجربیاتی از هر نوع را به یاد می‌ آوریم، روی قسمت‌های خوب آن متمرکز شویم.

خاطرات بد را فراموش کنیم و اگر متوجه شدیم که جنبه‌های منفی را مرور می ‌کنیم، ذهن خود را به سوی دیگری منحرف کنیم.

باید دید چرا آدم‌ها از یکدیگر وحشت دارند؟ چرا بسیاری از افراد نسبت به دیگران حساسیت دارند؟ علت آن چیست؟ برای رفع کم ‌رویی چه می ‌توان کرد؟

ترس از دیگران ترس بزرگی است، ولی راهی برای غلبه کردن بر آن وجود دارد. اگر یاد بگیرید که درک درستی از مردم داشته باشید، می ‌توانید بر ترس خود از آن ها غلبه کنید.

برای دست یافتن به درک صحیح از مردم:

نظر متعادلی نسبت به مردم پیدا کنید. این دو نکته را ضمن برخورد با مردم در نظر داشته باشید:

اول این که دیگری آدم مهمی‌ است. و بی ‌شک آدم مهمی ‌است، چرا که هر انسانی مهم است.

ولی به یاد داشته باشید که شما هم مهم هستید. پس هنگامی ‌که شخص دیگری را ملاقات می ‌کنید، این فکر را مد نظر داشته باشید که هر دوی ما مهم هستیم که داریم راجع به منافع مشترک خود گفتگو می‌ کنیم.

2- نگرش عاقلانه ‌ای اتخاذ کنید:

رو راست عمل کردن، وجدان ‌تان را آسوده نگه می ‌دارد و در شما اعتماد به نفس ایجاد می ‌کند. وقتی کاری را که به بدی شهرت یافته است انجام می ‌دهیم، دو اتفاق منفی رخ می ‌دهد: اول این که احساس گناه می‌ کنیم و در نتیجه اعتماد به نفس مان را از بین می‌ بریم و دیگر آن که مردم دیر یا زود متوجه خطای ما می‌ شوند و از ما سلب اعتماد می‌ کنند.

درستکار باشید و اعتماد به نفس خود را حفظ کنید. این همان کمکی است که از فکر خود برای موفق شدن می ‌گیرید. پس برای آن که اعتماد به نفس را در خودتان تقویت کنید، با شجاعت عمل کنید.

برای تقویت اعتماد به نفس تان این دستورات را با دقت بخوانید. سپس سعی کنید آن را تمرین کنید و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید:

همیشه در ردیف‌های جلو بنشینید. نگاه کردن به چشمان دیگران را تمرین کنید. سرعت راه رفتن‌ تان را بیست و پنج درصد تندتر کنید.

بلند و جدی حرف زدن را تمرین کنید.  خندان باشید. نیروی خنده را به اختیار خود درآورید.

اقدام، ترس را از بین می ‌برد. ترس خود را مهار کنید و سپس دست به اقدام مؤثر بزنید. هر روز سعی کنید که فقط افکار مثبت را در بانک حافظه خود بگذارید. مردم را درست بشناسید. کارهایی را انجام دهید که وجدان ‌تان می ‌گوید درست است.

اعتماد به نفس؛ بزرگترین زیبایى درون

زنان با داشتن اعتماد به نفس  مى توانند با زیبایى درونى و شور و نشاط توجه همه را به خود جلب كنند. زنانى وجود دارند كه بدون وسواس  در مورد زیبایى با تلاش و كار به سلامتى خود مى اندیشند و با وجود لكه هاى پوستى و چند كیلو اضافه وزن به دنبال تندرستى هستند. این زنان با پوست  و جسم خود راحت هستند كه همین اطمینان خاطر براى آنان زیبایى به ارمغان مى آورد. ایجاد اعتماد و سلامتى براى روح و جسم، رمز واقعى زیبایى است.

یك زن 33 ساله در این مورد مى گوید: «این كه من خودم باید موجبات شادى خودم را فراهم كنم كمى ناامید كننده است. خود ما هستیم كه مى توانیم انتخاب كنیم در یك نقطه ساكن شویم و یا این كه نفس عمیقى كشیده و به حركت ادامه دهیم. من ترجیح مى دهم به حركت ادامه دهم.» او روز را با یك جلسه ورزش آغاز مى كند و سه بار در هفته تمرین مقاومت مى كند. روزهایى كه هوا خوب است به پیاده روى و اسكیت مى رود. او معتقد است پس از پایان كارهاى روزانه مى تواند به كارهاى جانبى بپردازد.

وى مى گوید: كلاس موسیقى و كلاس هاى هنرى مى توانند خلاقیت را تحریك كنند چون آرام بخش هستند. او مى گوید: «به عقیده من هرگز براى یادگیرى كارى جدید دیر نیست. هرقدر چیزهاى جدید را تجربه كنید، به همان میزان وضعیت بهترى خواهید یافت. من خسته به رختخواب مى روم اما در عوض بسیار شاد و خوشحال هستم.»

رؤیا هشت سال پیش ازدواج كرده است. او وقتى فهمید به سرطان سینه مبتلا شده كه پسرش یك سال داشت. اكنون او سرزنده است و توانسته روحیه اش را حفظ كند.

او مى گوید: «امسال براى من یك سال فوق العاده بود. وقتى با وجود دانستن اینكه فقط پنج سال دیگر زنده هستید ناامید نباشید، بیشتر زنده خواهید ماند. من اكنون احساس سلامت مى كنم. وقتى بدانید كه فقط چند سال زنده هستید هر لحظه براى شما ارزشمند مى شود. من حتى یك لحظه از زندگیم را نیز هدر نمى دهم. فكر مى كنم كهسلامتى یعنى داشتن تعادل در زندگى بین آنچه واقعاً دوست دارید انجام دهید و آنچه باید انجام بدهید. یافتن این تعادل كار ساده اى است. یكى آواز را دوست دارد و یكى ورزش». او وقت زیادى را صرف ورزش مى كند و اكنون در حال اخذ گواهینامه مربیگرى است. او هر روز ساعت 5 صبح براى ورزش بیدار مى شود. سه بار در هفته شنا مى كند و دوبار در هفته به ژیمناستیك مى پردازد. رسیدن به بقیه زنان و عقب نبودن از آنها درخشندگى شخصیت اوست. او به تازگى داوطلبانه در برنامه اى شركت مى كند كه به زنانى كه به تازگى مشخص شده مبتلا به سرطان سینه  هستند، اطلاعات و دلگرمى مى دهند. براى او زیبایى فراتر از آن چیزى است كه در یك عكس پدیدار مى شود. او مى گوید: وقتى مى خواهم كارهایم را انجام دهم، خوشحالم كه مى توانم به عنوان یك مادر، یك همسر، یك دوست و یك ورزشكار كارم را به نحو احسن انجام دهم.

 

ریحانه 51 ساله و مشاور تربیتى است. او متأهل و مادر دو فرزند است. او از جمله كسانى است كه باعث مى شود شما احساس آرامش و خوشحالى كنید. او به كمك كسانى مى شتابد كه نیاز به پشتیبانى دارند. در همین حین یك مادر مسئول نیز هست. او مى گوید: «لذتى كه از كمك به دیگران به من دست مى دهد غیرقابل سنجش است. نمى توانم تا این حد از چیز دیگرى لذت ببرم». به عقیده او هیچ چیز به اندازه منظره كارهاى یك زن، او را زیبا نمى كند. او مى گوید: «زیبایى درونى یك احساس است كه تاریكترین لحظات را روشن مى كند.»

وى مى گوید:« وقتى مادر شدم به بهترین حالات روحى دست یافتم. یك دختر داشتم كه باید به خاطر او شاد مى بودم. به نظر من شما مى توانید مثبت و یا منفى بیندیشید. روبرو شدن خوب یا بد با مسائل یا برخورد پرشور، روز شما را خوب رقم مى زند.» او با این طرز فكرها به حركت خود ادامه مى دهد. كار كردن و تغذیه مناسب مهمترین برنامه زندگى او را تشكیل مى دهند.

او با شوهرش پیاده روى و شنا رفته و غذاهاى سالم براى خود درست مى كنند و درحالى كه او قبول دارد ظاهرش دیگر شبیه آن وقتى نیست كه به دبیرستان مى رفت؛ وزن او همان میزانى است كه ?? سال پیش بود. راه حل او براى مواقع اضطراب و استرس این است: وقتى عصبى است از پله هاى خانه اش بالا و پایین مى پرد.

او مى گوید: «انرژى حاصل از عصبانیت  به سرعت هدر مى رود و من فوراً احساس بهتر بودن مى كنم.»

مریم 32 ساله است او مدیریت یك شركت را دارد.

او تغییراتى در خود به وجود آورده است و مى گوید باید از قید و بند «بایدها» رها شود و به نیازهاى خود نیز بیندیشد. این خودباورى به او اعتماد بخشید تا كارهایى را كه قبلاً انجام نمى داد، انجام دهد. او دوره اى طولانى از خانواده اش دور بود. او مى گوید: «من نیاز به تغییر در زندگیم داشتم. اكنون فكر مى كنم كارى نیست كه نتوانم انجام دهم.» او ورزش را رها نمى كند و پیاده روى در مسیرهاى نزدیك خانه اش، ورزش مطلوب او است. او همین طور تنیس و یوگا نیز كار مى كند.

او مى گوید: زندگى بسیار زیباست. او به آینده خوش بین بوده و نمى خواهد به عقب باز گردد.

مینا، ?? ساله، متأهل، داراى دو فرزند ? ساله و ? ماهه است. او مى گوید: «اكنون كه سى ساله هستم فكر مى كنم زیبایى یك احساس و انرژى است. او از شش سال پیش كه اولین فرزندش را به دنیا آورد تغییر كرد. باردارى او را در یك ورطه جدید انداخت: به جاى آنكه خود را با دیگران مقایسه كند شگفت زده شد. او مى گوید: «ببین بدن من چه كارها كه نمى تواند انجام دهد. پیش از آن دوست داشتم كامل و متناسب به نظر بیایم. اكنون فكر مى كنم هیچكدام از ما كامل نیستیم.» وقتى پسرم فقط یك سال داشت طلاق گرفتم. بزرگ كردن یك بچه به تنهایى كار دشوارى بود و مى دانستم كه این تنهایى براى هیچكدام از ما خوب نیست. اما اینك تصمیم گرفتم مثبت بیندیشم. آموختم كه سعى كنم و هرچیز را جالب و زیبا ببینم، حتى چیزهاى بد را. اگرچه او نگران سایز خود نیست اما در سلامت خود دقیق است. او مى گوید: «من روان پریش نیستم و خود را از خوردن نیز محروم نمى كنم. همانطور كه بدنم مى طلبد مى خورم و فكر مى كنم سالم زیستن یعنى همین: توجه كردن به نیاز بدن.» او ورزش نیز مى كند: پیاده روى و اسكیت با پسرش. امكان تنها بودن آنها را با هم فراهم مى كند. او مى گوید: «شاید این حرف كلیشه باشد اما«ورزش یك داروى طبیعى براى تندرستى است.»

اگر بخواهید می توانید اعتماد به نفس داشته باشید

1.    انسان های دارای اعتماد به نفس تمایل به ریسك كردن دارند و كسانی كه ریسك می كنند اعتماد به نفس را در خود تقویت می كنند.

2.    تمركز كامل در راستای تحقق رؤیاهایتان شور و شوق شما را افزایش می دهد و اعتماد به نفستان را بالا می برد.

3.     نگویید كه ای كاش زندگی بهتر از این بود. بخواهید كه خودتان بهتر از این باشید.

4.    اعتماد به نفس شما با این مطلب كه تا چه حد احساس می كنید در تحول دنیای پیرامون خود مؤثرید رابطه مستقیم دارد.

5.    هر وقت به كسی لطفی می كنید اعتماد به نفس و عزت نفس شما به همان اندازه افزایش می یابد.

6.    حركاتتان باید نشان دهنده اعتماد به نفستان باشد. راست بایستید، سرتان را بالا نگه دارید و سرحال و شاد راه بروید. خواهید دید كه احساس وعملكرد بهتری خواهید داشت.

7.    كاری كنید كه دیگران احساس كنند انسان های ارزشمندی هستند. هر چه بیشتر در دیگران احساس ارزشمند بودن ایجاد كنید خودتان هم بیشتر این احساس را پیدا می كنید. 8.    با دیگران با ملاحظه ، ادب و متانت رفتار كنید تا ببینید كه اعتماد به نفستان چطور بالا می رود.

9.    هر عمل یا حرفی از جانب شما كه باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در دیگران می شود ، اعتماد به  نفس خودتان را نیز بالا می برد.

10.       افرادی كه در اطراف خود جمع می كنید بیش از هر عامل دیگری اعتماد به نفس شما را تعیین می كنند.

11.       احساس تعهد كامل در روابطتان با دیگران اعتماد به نفس و عزت نفس را  در شما به وجود می آورد.

12.       پذیرش تمام عیار خود به عنوان یك انسان ارزشمند از عوامل حقیقی ایجاد اعتماد به نفس است.

13.       توانایی شما در ترغیب و تأثیر گذاری بر دیگران ، تعیین كننده كیفیت زندگی و میزان اعتماد به نفس شماست.

14.       هر چه بیشتر بتوانید بر دیگران تأثیر بگذارید آرامش و اعتماد به نفس بیشتری خواهید یافت.

15.       یادگیری صحبت كردن در جمع ، اعتماد به نفس شما را به میزان بسیار زیادی افزایش می دهد.

پیشنهادهایی برای افزایش اعتماد به نفس

بسیار خوانده و  شنیده ایم كه اعتماد به نفس  در هر كس ، تصویرى است از همه ی زندگى گذشته او . اعتماد به نفس ، چیزى نیست جز مجموعه ی شكست ها و موفقیت هاى فرد و ارزیابى آنها و در نتیجه ، اعتماد به نفس ، تصویرى است كه هركس از خود دارد؛ تصویرى كه یك شبه حاصل نشده است و لذا یك شبه نیز نمى توان آن را دگرگون كرد. در این جا نمى خواهیم درباره اهمّیت اعتماد به نفس و نحوه شكل گیرى آن سخن بگوییم ؛ بلكه مى خواهیم راهى براى بهبود و افزایش آن ارائه كنیم و پیشنهادهایى براى پدید آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماییم.  اما قبل از بیان برخى دستورالعمل ها ، لازم است كه بر چند نكته تأكید كنیم.
اوّلینشرط افزایش اعتماد به نفس ، آن است كه دقیقاً با خودتان رویاروى شوید و ببینید كه خودتان را چگونه ارزیابى مى كنید ، چه نمره اى به خودتان مى دهید و كدام جنبه ی ویژگى خود را بیشتر یا كمتر مى پسندید . بدون چنین ارزیابى اى از خود و مواجهه با خویشتن ، هر كوششى نافرجام خواهد ماند.
دومین نكته آن است كه دریابید اعتماد به نفس یا تصویرى كه از خودتان دارید ، محصول سالیان گذشته زندگى شماست و به تدریج ، به چنین صورتى درآمده است ؛ بنابراین تغییر و اصلاح آن نیز نیازمند زمان و كوشش است . این سخن ، به معناى نومید ساختن افراد نیست؛ بلكه بدین معناست كه شناخت واقعیت ، در این جا بسیار ضرورى است . مهم آن است كه واقعیت را آن گونه كه هست ، بشناسیم و سپس در پىِ اصلاح آن برآییم .

سومیننكته آن است كه هر حركت ما و هر روز كه از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند گامى به سوى كسب اعتماد به نفس كامل باشد . فراموش نكنید كه هنوز شخصیت آرمانى و فردایى شما آفریده نشده است ؛ چرا كه هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان و زندگى مى توانیم الگوهاى شخصیتى خود را دگرگون كنیم و اعتماد به نفس مطلوب خود را كسب نماییم.
حال با توجه به این چند نكته ، توصیه هاى زیر مى توانند به شما كمك كنند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و تصویر مطلوب خود را بیافرینید.

1 . گذشته را بپذیرید؛ آینده را دگرگون كنیدگذشته را به هیچ وجه نمى توان تغییر داد؛ اما آینده را می توان . در حقیقت آینده چیزى نیست جز اندیشه هاى شما و كوشش براى آفریدن آنها و جامه ی عمل پوشاندن به آنها . نخستین گام در جهت كسب اعتماد به نفس ، پذیرش همین واقعیت ساده است . از آن جا كه گذشته ، گذشته است و آن را به هیچ روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نباید چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شكست هاى گذشته نیست (چرا كه این كار ، خود، قدم بلندى است براى رشد خویشتن) ؛ بلكه مقصود آن است كه در بندِ گذشته نباشیم و آن قدر خطاهاى گذشته خود را بزرگ نكنیم كه ما را از دیدن آینده باز دارد . به جاى این نگاه گذشته نگر ، مى توان عاقلانه به گذشته نگاه كرد و پس از ارزیابى آن ، بر آینده متمركز بود و وقت خویش را صرف چیزى كرد كه توان آفریدن و دگرگون ساختن آن را داریم . ما غالباً وقت و اندیشه خود را صرف گذشته مى كنیم و در همان فضا زندگى مى كنیم و در نتیجه ، آینده خویش را نیز براساس همان گذشته اى كه از آن گریزان هستیم ، مى آفرینیم؛ در صورتى كه باید این نگرش را تغییر داد و با نگاهى تازه، به خود و تجربیات گذشته خویش و قابلیت هاى خود نگریست . این كار ، در آغاز، دشوار مى نماید؛ امّا با كمى تمرین مى آموزیم كه صادقانه با خطاهای خود رو به رو شویم.

2 . محدودیت هاى خود را بشناسید لازم نیست كه هریك از ما در همه ی زمینه ها سرآمد دیگران و به اصطلاح ، در همه عرصه ها نفر اول باشد . این كمال طلبى افراطى و این گونه انتظار داشتن از خویشتن ، ریشه در نشناختن خود دارد و آن روى سكه ی بى اعتمادى است.
كسى كه خود را در آینه واقعیت دیده است ، توانایى هاى خود را در كنار ضعف هاى خود ، پذیرفته است و به همین دلیل ، اعتماد به نفس پیشرفته اى دارد . براى مثال ، چنین كسى ممكن است خود را در ریاضیات ، فوق العاده ، در ادبیات ، متوسط و در ورزش ، ضعیف بداند . او با دانستن این سه واقعیت ، دیگر نه خود را مى فریبد و نه به خود لطمه مى زند؛ مى داند كه در كجا سرمایه گذارى كند و در چه مسائلى جولان دهد.
امّا اگر شخصى بى آن كه ارزیابى درستى از خود داشته باشد ، بخواهد در همه عرصه ها نفر اول باشد ، بى شك در همه عرصه ها عقب خواهد افتاد .

یكى از كسانى كه نخست ، تصور غلطى از خود داشت و مى خواست در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر این خصلت كمال طلبىِ افراطى خود پیروز شود ، مى گوید :
من دل مشغول كیفیت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت كار كنم؛ اما نمى خواهم كه در هر زمینه اى چنان سخت كار كنم كه هیچ كارى  خوب از آب در نیاید و من دچار احساس شكست خوردگى شوم.
بنابراین ، پذیرش محدودیت هاى خویش ، روى دیگر سكه ی شناخت و پذیرش توانایى و قابلیت هاى خویش است. پس با ضعف هاى خویش نیز چون قاضىِ عادل رفتار كنید ، یا به تعبیر بهتر ، همچون پزشكى باشید كه مى خواهد بیمارى را درمان كند . لازم نیست كه به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفر باشید و به سبب آن ضعف ، خود را تحقیر كنید . كافى است بخواهید كه آن ضعف نباشد و درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه كه اهمیت دارند ، ببینید و به تدریج آنها را برطرف سازید.
3 . نتایجى را كه مى خواهید ، مجسّم كنیدآرمانى را كه در ذهن خود دارید ، آینده اى را كه مى خواهید بیافرینید ، موقعیتى را كه مى خواهید كسب كنید و ...، دقیقاً در ذهن خود مجسم كنید و آنها را به صورت تصویرى بیافرینید . مقصود ، خیالبافى بى اثر نیست؛ بلكه هدف آن است كه تصویر روشنى از آنچه مى خواهید به دست آورید ، داشته باشید. این كار ، به شما كمك مى كند تا انرژى خود را بر آن هدف متمركز كنید .
فراموش نكنید كه رؤیاى امروز ، واقعیت فرداست و همه ی اختراعات ، نخست به صورت خیال و تصویر بوده اند . این برخوردِ تصویرى با همه ی آرمان ها و اهداف ، براى شما مفید است و یاریتان مى دهد تا كم كم ، زمینه هاى عینى دستیابى به آنها را فراهم سازید . شاكْتى گَوایْن ، نویسنده كتاب تجسم خلّاق مى گوید:
تخیّل ، توانایى آفریدن ایده اى یا تصویرى ذهنى در ذهن شماست . در تجسم خلّاق ، تخیل خود را براى آفریدن آنچه در آرزویش هستید ، به كار مى گیرید . سپس همواره بر آن ایده یا تصویر ، متمركز مى شوید و آن را تقویت مى كنید ، تا آن كه جامه ی واقعیت به تن كند و آنچه را خواسته اید ، به دست آورید .
بسیارى ، از این طریق توانسته اند به اهداف خود دست یابند. مهم این است كه شما ببینید چه تصویرى از اعتماد به نفس كامل دارید و سپس خود را در وضعى تصوّر كنید كه داراى آن ویژگى ها هستید. این كار، به تدریج به شما كمك مى كند تا اعتماد به نفس مطلوب خود را به دست آورید. اگر هم مى خواهید از شر خصلتى رها شوید ، خود را در حالتى تصور كنید كه از آن خصلت ، هیچ اثرى در شما نیست . همین تصویر و تكرار آن و انجام دادن تمرین هاى اصلاحى دیگر ، به شما كمك مى كند تا از آن خصلت ناخوشایند ، رها شوید . این كار ، خیالپردازى بى خاصیت نیست؛ بلكه واقعیّت روانشناختى پذیرفته شده اى است كه به بسیارى از افراد ، یارى رسانده است.
4 . درباره اهدافتان با خود گفتگو كنید
اهداف خودتان را به صورت جملاتى مشخص درآورید و آنها را به خودتان بگویید . این " به خود گویى" باید به صورت مثبت باشد . آدم بى هدف ، مانند مسافرى است كه وارد پایانه مسافربرى مى شود . گرچه در آن جا اتوبوس هاى فراوانى است ، امّا چون نمى داند به كجا مى خواهد برود ، نمى تواند سوار هیچ یك از آنها شود . هر كس باید اهداف خود را مشخص سازد و آن گاه ، آنها را به صورت جملات مثبت درآورد و مرتب براى خودش تكرار كند.
این كار ، چندان دشوار نیست . نخست براى خودتان اهداف واضح و معینى وضع كنید . این اهداف را به بلند مدت و كوتاه مدت تقسیم كنید ، آنها را بنویسید و آن گاه براى خود ، تكرار كنید و سپس در ذهن خود ، مجسم سازید و ذهن خود را بدان ها مشغول نمایید . این اهداف باید واقعى و معقول باشند؛ نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند . كافى است هدف ، كمى دور از دسترس باشد ، تا نیرو و توان شما را بسیج كند . این اهداف ، در آغاز مى تواند معقول ، كوتاه مدت و حتى ساعتى باشد . اهداف معقولى براى هر ساعت ، هر روز و هر هفته وضع كنید؛ اما اهداف بلند مدت نیز در ذهن خود داشته باشید . موفقیت در اهداف كوتاه مدت ، شما را براى دست یافتن به اهداف بلند مدت تر تشویق مى كند و انگیزه تلاش را در شما بیدار مى سازد . همواره این اهداف را به خود یادآورى كنید ، تا بخشى از ضمیر ناخودآگاه شما گردد و گوشه اى از شخصیت شما شود . شما با این كار ، خود را براى تحقق این اهداف ، شرطى مى سازید .
هنگامى كه مى خواهید اهداف خویش را به صورت جملات تأكیدى و مثبت درآورید ، به این نكات توجه داشته باشید:
الف) جملات را در قالب اول شخص مفرد درآورید ، مانند : من مى خواهم ...
ب) در جملات خود ، فعل مربوط به زمان حال را به كار ببرید ، مانند : من تصمیم دارم؛ من احساس مى كنم؛ و ...
ج) نتایج نهایى اى را كه مى خواهید به دست آورید ، توصیف كنید و بر جنبه مثبت هدف خود تأكید كنید ، نه جنبه منفى آن .

جدول زیر ، پاره اى جملات مثبت و تأكیدى را كه ممكن است در جهت بهسازى اعتماد به نفس شما مفید باشد ، ارائه مى كند.

من با اطمینان ، به استقبال تجربه هاى تازه مى روم .

من براى خودم فكر مى كنم و براى خودم تصمیم مى گیرم .

من دانش آموزى / دانشجویى هستم كه قادرم عضو ارزنده جامعه خویشباشم.

من سرشار از احساس آرامش و اعتماد به نفس هستم.

من قادرم عادات غذایى و رفتارى خودم را كنترل كنم.

من براى زندگى خود ، برنامه هاى دراز مدت و كوتاه مدّت دارم و همه آنها رااجرا مى كنم .

من از توانایى هاى خودم آگاه هستم و بدون احساس حقارت ، ضعف هاى خود را مىپذیرم .

بدین ترتیب ، مى توانید اهداف مربوط به جنبه هاى گوناگون زندگى خودتان را به صورت جملات مثبت تأكیدى درآورید و آنها را بر كارت هایى با ابعاد 7 در 12 سانتیمتر بنویسید . سپس این كارت ها را در قسمت هاى مختلفى كه در دیدرَس شما هستند (مانند : كنار آینه ، روى درِ یخچال ، و ...) نصب كنید ، تا همواره چشم شما به آنها بیفتد . بدین ترتیب ، اهدافتان را یادآورى مى كنید . شما حتى مى توانید جملات تأكیدى را بر نوار كاسِتى ضبط كنید و آن را پیش از خواب شبانه و یا در اوقات مناسب دیگرى براى خود پخش كنید . هدف این نوع كارها آن است كه شما لحظه اى از هدف هاى خویش غافل نمانید . آن قدر آنها را براى خود تكرار كنید كه به طور ناخودآگاه ، به دنبال آنها حركت نمایید . پس از آن كه این جملات در بانك حافظه مغز شما ثبت شد ، رفتارتان نیز دگرگون خواهد شد . بخشى از مغز شما ، همچون رایانه عمل مى كند . هرچه به آن بدهید ، همان را باز پس مى فرستد . به تعبیر دیگر ، " برون داد" آن ، مناسب با "درون داد" یا داده هاى آن است . پس سعى كنید داده هاى مثبت و قاطع به مغز خود ارسال كنید ، تا نتایج قاطع و مثبت بگیرید.
5 . تصمیم گرفتن را تمرین كنید
روانشناسان ، نشان داده اند  كودكانى كه در سال هاى اولیه زندگى خود ، تشویق شده اند تا براى خود تصمیم بگیرند ، از دیگر كودكانى كه این موقعیت را نداشته اند ، در اعتماد به نفس، رتبه بالاترى كسب كرده اند. تمرین تصمیم گیرى ، به شما كمك مى كند تا نسبت به قدرت قضاوت خود ، اطمینان بیشترى به دست آورید و در نتیجه ، اعتماد به نفس كامل ترى كسب نمایید.
زندگى ، سراسر ، عرصه تصمیم گیرى است و ما لحظه اى را بى آن از سر نمى گذرانیم و از بامداد تا شامگاه و در همه جنبه هاى زندگى ، ناگزیر از تصمیم گیرى هستیم . اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم (مهم نیست كه در چه زمینه اى تصمیم بگیریم) ، به تدریج ، داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.  مهم ، تمرین تصمیم گیرى است . یادمان باشد كه قضاوت درست ، نتیجه تجربه است و تجربه ، خود ، نتیجه چندین قضاوت نادرست . بنابراین ، از هر فرصتى براى تصمیم گیرى استفاده كنید و این نیرو را در خویش پرورش دهید . تصمیم گرفتن ، مستلزم خطرپذیرى و احساس مسئولیت است . لذا اگر هم نتایج تصمیم خوشایندتان نبود ، مسئولیت آن را بپذیرید.
6 . در برخى زمینه ها متخصّص شوید
آگاهى عمومى ، لازمه زندگى فردى و اجتماعى است؛ اما كافى نیست . براى پیشرفت در زندگى فردى و حرفه اى ، شما باید در زمینه هایى متخصص و منحصر به فرد باشید . این زمینه ها ، هر چیزى مى تواند باشد . شما با توجه به علائق خود ، بهتر است در برخى رشته ها تا مرحله تخصص پیش بروید . همین نكته كه شما چیزى مى دانید كه دیگران نمى دانند و توانایى كارى دارید كه دیگران آن توانایى را ندارند ، به شما اعتماد به نفس فوق العاده اى مى بخشد . هر تخصصى و در هر زمینه اى ، سنگ بناى برآوردن اعتماد به نفس ارزنده شماست . شما مى توانید در عرصه زبان ، حرفه ، تجارت ، فرهنگ ملى ، ادیان و یا هر عرصه دیگرى ، متخصصى شوید كه دیگران به قضاوت شما در آن عرصه احترام بگذارند . موقعیت سنى یا تحصیلى و یا شغلى هم در این مسئله هیچ نقشى ندارد و شما در هر شرایطى مى توانید به دنبال یك یا چند تخصص باشید . به تعبیر دیگر ، باید از گهواره تا گور، دانش جست . لازمه این كار ، داشتن آمادگى براى آموختن و صرف وقت و سرمایه گذارى براى پیشبرد تحصیلات و تخصص خویش است . باید "آموزش مداوم" را به عنوان یك اصل در زندگى خویش بپذیریم و آن را براى كسب موفّقیت در زندگى فردى و حرفه اى و اجتماعى خویش به كار گیریم و شعار "آموزش در همه مراحل زندگى" را دستورالعمل خود سازیم.

اعتماد به نفس كلید موفقیت


1. اعتماد به نفس اساس موفقیت ها و پیروزی های بزرگ است. 2. شما می توانید از عهده هر كاری برآیید به شرط آن كه شدیداً خواستار آن باشید.

3.مردم عادی امید و آرزو دارند ؛ افراد متكی به نفس ، هدف و برنامه. 4. عدم توانایی یا نداشتن شرایط مناسب نیست كه مانع پیشرفت شماست ؛ مانع واقعی نداشتن اعتماد به نفس است.

5. شما هیچ محدودیتی در توانایی انجام كار ندارید جز محدودیت هایی كه خودتان در ذهنتان ایجاد می كنید.

6. اعتماد به نفس یك عادت است . برای پرورش آن باید طوری عمل كنید كه گویی اعتماد به نفسی را كه خواستار آن هستید دارید.

7. رؤیاهای بزرگ داشته باشید. فقط رؤیاهای بزرگ می توانند روحیه و ذهن شما را فعال نگه دارند.

8. كلید اعتماد به نفس این است كه ابتدا  تصمیم بگیرید چه می خواهید و سپس برای رسیدن به خواسته خود طوری عمل كنید كه گویی امكان شكست وجود ندارد.

9. در درونِ جسارت ،  نبوغ  و قدرت سحرآمیزی نهفته است.

10. واقع نگر باشید و آینده  ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم كنید.

11. آینده متعلق به كسانی است كه خواستار آن هستند . از همین امروز تصمیم بگیرید هر چه را در زندگی آرزو دارید طلب كنید.

12. شما همیشه در این كه چه كاری را بیشتر، چه كاری را كمتر و چه كاری را اصلاً انجام ندهید آزاد هستید.

13. انسان هایی كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی كنند. فقط خودشان را با بهترین كسی كه می توانند باشند مقایسه می كنند.

14. در هر بخشی از زندگی به عالی بودن فكر كنید و هرگز برای دستیابی به آن از هیچ تلاشی كوتاهی نكنید.

15. هر كاری را كه دوست دارید ، انجام دهید و با تمام وجود برای بهتر بودن در آن كار تلاش كنید.

چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم  ؟

1.    تفكر مثبت داشته باشید. هر چه خوشبین تر باشید اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.

2.    در زندگی هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید بیشتر افراد و موقعیت هایی را كه می توانند به شما كمك كنند تا به هدفهایتان برسید به سوی خود جذب خواهید كرد.

3.    برای ایجاد اعتماد به نفسِ بیشتر، مدام با خودتان تكرار كنید: " خوشبختم ، سالمم و حال خوشی دارم."

4.    تمركز كامل برروی هدف اصلی ، در شما احساس قدرت ، اراده و استقلال ایجاد می كند.

5.    تكلیفتان را با خودتان روشن كنید. این كه دقیقاً بدانید چه می خواهید اعتماد به نفس شما را بی اندازه افزایش می دهد.

6.    تردیدها را كنار بگذارید. خود را كاملاً متعهد سازید كه زندگی ای را آغاز كنید كه برای آن ساخته شده اید.

7.    این كه اعتقاداتتان چقدر عمیق است و تا چه حد به تعهدات خود پایبند هستید قدرت شخصیت شما را نشان می دهد.

8.    احساس اعتماد به نفس و داشتن اقتدار فردی ناشی از رویارویی با مشكلات و غلبه بر آنهاست.

9.    زیر بنای اعتماد به نفس در هر زمینه ای تهیه مقدمات و آمادگی است.

10. در هر زمینه ای هر چه بیشتر یاد بگیرید و دانش خود را بالا ببرید اعتماد به نفستان نیز بیشتر می شود.

11. تمرین و تكرار زیاد در هر زمینه ای برگ برنده را به دست شما می دهد.

12.       شما می توانید به گونه ای باشید، چیزهایی داشته باشید و از عهده كارهایی برآیید كه هرگز خواب آن را هم ندیده اید. این توانایی درست در همین لحظه در درون شما وجود دارد.

13.       ویژگی مشترك و منحصر به فرد زنان و مردانی كه كارهای بزرگ انجام می دهند داشتن این احساس است كه انجام كاری بزرگ جزئی از سرنوشتشان است.

14.       برتری حاصل از تسلط كامل در كار، زیربنای اعتماد به نفس و عزت نفس پایدار است.

15.       آنچه توانایی های بالقوه شما را در جهان خارج محدود می كند دو چیز است: باورهای شما و این كه تا چه حد به توانایی خود در انجام كارها اطمینان دارید.

 

 موفقیت و عوامل گذر بر آن

بزرگ ترین آرزوی بشر، درطول تاریخ ، كسب موفقیت است.اما همواره سؤالات فراوانی دراین باره وجود داشته است كه موفقیت چیست؟

آیا موفقیت ، داشتن همسری دلخواه ، محیط خانوادگی آرام و فرزندانی شایسته است؟ آیا موفقیت ، گذراندن مدارج تحصیلی واخذ مدرك علمی و تخصصی است ؟ آیا كسب ثروت موفقیت است؟ و بالاخره آیا موفقیت این است كه آدم ، از دیگران برتر باشد، مثلاً هنرمند، نویسنده ، شاعر ، تاجر یا موسیقی دان مشهوری باشد؟

واقعیت این است كه همه ی اینها كه گفته شد موفقیت اند، اما شاید هم هیچ كدام موفقیت نباشد ، چرا كه انسان ها متفاوت اند و برداشت های گوناگونی از این مفهوم دارند . بنابراین موفقیت امری نسبی است و هرگز نمی توان تعریف واحدی برای آن ارائه داد.

به نظر  آلفرد اوستن : «آرامش و اطمینان بهترین موفقیت است.» فرد موفق كسی است كه به آرزوهای خود برسد و در درون رضایت خاطر احساس كند، كه این خود حاصل تلاش وكوشش مداوم در زندگی است . خوشبخت كسی است كه كاری مفید و با ارزش انجام دهد. به این اعتبار، تعریف " فرهنگ وبستر" از موفقیت به مفهوم "نیل رضایت بخش به هدف" ، تعریفی مناسب است.

می دانیم كه همه برای رسیدن به موفقیت به طور خستگی ناپذیر تلاش می كنند، اما به آنچه در آرزویش هستند، دست نمی یابند و رضایت درونی برای آنان ایجاد نمی شود. اگر چنین نیست پس  چرا پس از رسیدن به بالاترین مقام بازهم احساس ناخرسندی می كنند؟ چرا با داشتن چندین فرزند كه روزی آرزوی آن را داشتند باز هم ناشادند؟ و ...  شاید علت اصلی این باشد كه موفقیت واقعی را برای خودشان تعریف و مشخص نكرده اند یا هدف از موفقیت را نمی دانند

موفقیت واقعی چیست ؟  احساس آسایش ، خوشبختی ، داشتن آرامش روحی و روانی ، مزاحم دیگران نشدن ومزاحمتی از سوی دیگران ندیدن ، موفقیت واقعی اند، زیرا مقام ، ثروت ، فرزند شایسته ، مدارج تحصیلی وهمسر دلخواه ، همه عواملی اند كه با داشتن آرامش روحی ، خوب بودن با دیگران و داشتن آسودگی خاطر می توان آنها را به دست آورد ، مشروط به این كه با دانش و آگاهی واقعی اهدافی را برای زندگی خود برگزید . چنان كه لویی استونی می گوید: " تنها گنجی كه ارزش جست وجو كردن دارد، هدف است ." انسان بی هدف كاملاً تابع حوادث و پیشامدهاست. اما كسی كه هدف روشنی در زندگی دارد، خود تصمیم می گیرد و تلاش می كند و پس از رسیدن به كامیابی ، احساس خوشبختی و آرامش می كند. اما افرادی كه اهداف نامشخص را پی می گیرند، به هر مقام ، ثروت و جایی برسند ، باز هم ناراضی اند. هریك ازما باید بدانیم كه چه می خواهیم؟ چه هدفی را دنبال می كنیم و در انتظار چه موفقیتی هستیم ؟ اگر اینها را دانستیم ، آن موقع است كه برای رسیدن به اهداف باید تلاش كنیم ، مثلاً آگاهی مان را بالا ببریم و از تقلید كوركورانه بپرهیزیم . به شناخت توانایی ها ، ظرفیت ها و استعداد های خود وهمچنین ضعف های خود بپردازیم  واعتماد به نفس و توكل به خداوند متعال وسپس حركت و تلاش را گسترش  بدهیم . برای این كار تمركز فكر، مطالعه و مشاوره ، ساز و راه كارهای مناسبی اند.

فكر خوب  فكر خوب، معمار و آفریننده است . افكارآدمی سازنده زندگی اوست. همچنین فكر، وجه تمایز بین انسان وحیوان است. سپردن اندیشه ها و آرزوها به مغز و ایجاد فرصت لازم برای بررسی یكایك آنها نیروی شگفت انگیزی در پی خواهد داشت. به قول امرسون هر انسانی حاصل تفكرات روزانه خویش است. اندیشه و تفكرات پشتوانه ای بزرگ در سراسر حیات بشرند وبه قول پاسكال ، انسان بی اندیشه وتفكر به ماده ای بی روح می ماند. پس سعی كنید همچون اسفنج كه آب را جذب می كند، شما نیز افكار خوب را جذب كرده ، آن را در خدمت هدف خویش و هر دو را در خدمت موفقیت خود قراردهید.

مطالعه مناسب   مطالعه ، سرمایه ای زوال ناپذیر است كه به وسیله آن خیلی چیزها را می توان خرید یا ساخت . با مطالعه می توان بناهایی ساخت كه هزاران سال پا برجا باشد. اما درباره مطالعه خوب ، نیچه می گوید :  " ضمن مطالعه سعی  كنید مانند صیادی چیره دست به صید افكار خوب بروید و افكار كهنه و پوسیده را یكسره به دور اندازید." به وسیله مطالعه می توان از تجربه ها و اندوخته های دیگران استفاده كرد. با روش الگو برداری و مدل سازی ، در وقت وپول شما نیز صرفه جویی می شود ، مغز شما با  مغز دیگران ارتباط پیدا می كند و بدین وسیله راه موفقیت را زودتر و سهل تر پیدا می كنید . سعدی این مطلب را بدین گونه بیان كرده است : مرد خردمند هنرپیشه را   عمر،  دو بایست دراین روزگار   تا به یكی تجربه آموختن   با دگری تجربه بردن به كار

مشاوره منطقیمشاوره، عامل مؤثر و سرمایه رایگانی در مسیر پیروزی و موفقیت است . دراین باره تئودورپاركر می گوید: كاش دانسته بودم چگونه زندگی كنم یا كسی را یافته بودم كه روش زندگی را به من تعلیم دهد. یك مثل چینی نیز می گوید: اگر می خواهی كاری را به درستی  انجام دهی ، با سه تن از سالخوردگان مشورت كن . ودر ادبیات شیرین فارسی می خوانیم كه : "آن كه بیشتر مشورت می كند، كمتر دچار اشتباه می شود،" یا مثل آمریكایی كه بیان می دارد : " دو فكر از یك فكر بهتر است." از این قبیل مثل ها در آیات ،  احادیث و ادبیات كهن ایران زمین بسیار وجود دارد كه ذكر همه ی آنها از حوصله این بحث خارج است. همین اندك كه ذكر شد تا حدودی بیانگر اهمیت مشاوره است. البته مشاور هم باید آدم خبره ای باشد ، چنان كه حضرت علی – علیه السلام  - می فرمایند: " كسی كه در امور مهم با خردمندان مشورت كند، شریك عقل آنها می شود." . به قول ویكتورپوشه : " خوشبختی ، شادی و نشاط مسری است ؛ پس همواره سعی كن با افراد گشاده رو، دلشا د و خوشبین معاشرت كنی ." آدمی مثبت بین و مثبت اندیش باش. مشورت با آدم مثبت اندیش و خوشبین تو را به زندگی و تلاش امیدوار می كند . یك مَثـَل ژاپنی ، می گوید : " خوشبین به آینده امیداوار است و بدبین از آن بیمناك." دكتر نورمن پیل ، نیز می گوید: " افكارخوب ومثبت همچون تابش نور خورشید براتاقی تاریك است كه همه جا را روشن می كند، به شرط  آن كه در و پنجره را نبسته و پرده ها را پایین نكشیده باشید." آدم ترسویی نباشد. آدم ترسو خطرها و ضررها را چندین برابر می كند. هاریمن می گوید: " آینده را از دریچه ترس  و وحشت نگاه نكنید." آدم ترسو آن قدر از شكست صحبت می كند كه ناخود آگاه شما را به شك و تردید می اندازد ، تلاش و حركت را در وجود شما تضعیف می كند و در نتیجه وصول به موفقیت را به تأخیر می اندازد. آدم لاف زنی نباش . آدم لاف زن چون طبله غازی است پرغوغا ، نه عطر عطاری كه بی سر و صدا می بوید و فضا را عطرآگین می كند. آدم لاف زن رؤیایی و متزلزل است ، ثبات رأی ندارد و از سر عیب جویی به همه چیز وهمه كس می نگرد. پس سعی كن با فردی دانا ، خوشبین ، مثبت نگر و شجاع مشورت كنی تا راه رسیدن به موفقیت كوتاه شده ، آن را راحت تر بپیمایی ، چنان كه در تاریخ گزیده می خوانیم : " هر كه با دانا مشورت كند ، از رسوایی درامان است ."

اثرهای موفقیت در زندگی و شغل  افرادی در زمینه شغل و زندگی موفق اند كه ازویژگی های زیر برخوردار باشند: 1-  افرادی كه وقت شناس اند وبه زمان اهمیت می دهند واز وقت خودشان ودیگران به خوبی استفاده می كنند. همچنین به ظاهر و آراستگی توجه داشته ، از بد پوشی و كثیفی پرهیزمی كنند و باور دارند كه ترفیع و موفقیت و خوشی درشغل و زندگی را باید به دست آورند و دراین راه از تلاش و كوشش دریغ نمی ورزند . در مواجه با مشكلات و مسائل به جای افسوس و آه  و ناله ، به یافتن راه حل های مختلف می پردازند وضمن پذیرش اشتباهات خود از دلیل تراشی وحواله ی آن به دیگران خود داری می كنند. 2-  افرادی پیروزمندانه زندگی می كنند كه به جای این كه منتظر كمك دیگران باشند، خود به دیگران كمك می كنند و در پذیرش مسئولیت ها منتظر درخواست وپیشنهاد نمی شوند، بلكه داوطلبانه به سوی آن می روند . احترام می گزارند و مؤدب اند . پس از آن از همسر، فرزندان یا همكاران و... تقاضای احترام وادب دارند. 3-  همه انسان ها ذهنشان فعال است وتوانایی ایجاد تعداد نامحدودی ایده را دارند. افراد موفق از ایده پردازی خود داری نمی كنند، مغز خود را پرورش وتمرین می دهند و سعی می كنند ایده های بیشتر ومطلوب تر تولید كنند وعلاوه برآن تلاش می كنند تا ایده های خود را با هم مقایسه كرده، بهترین ایده ها  راعمل كنند.

اصول موفقیت1- طرح های كوچك را كنار بگذارید و برای زندگی خود اهدافی بزرگ ، ولی دست یافتنی ، نه آرمانی انتخاب كنید :هدف عالی و بزرگ ، شما را به تفكر، تلاش و كوشش وا می دارد . پس سعی كنید به اهداف بزرگ بیندیشید و موفقیت را با تمام وجود بخواهید . همواره به خاطر داشته باشید كه افراد موفق، مردان و زنانی جسور وبا اراده اند كه از مشكلات هراسی به دل راه نمی دهند. 2- از هوش و استعداد وپشتكار كمك بگیرید: یقین بدانید به قول باكستون ، با استعداد متوسط اما پشتكار قوی به هرچه بخواهید ، می رسید . همچنین شیلرمی گوید: تنها كسی موفق می شود كه به انتظا ر ننشیند وهمه چیز را از هوش وحواس خود نخواهد . معنی این سخن این است كه كامیابی وموفقیت زمانی به دست می آید كه از هوش واستعداد ، نظم ودقت و شكیبایی و پشتكار بهره كافی گرفته شود.

3- شانس را جایگزین لیاقت واعتماد به نفس نكنید واز فرصت ها بهره بگیرید

 شانس به معنای توانایی درك موقعیت وانتخاب بهترین هاست . ضرب المثل معروف : " شانس فقط یك بار درخانه آدم را می زند" بیانگر همین موقعیت شناسی است . شانس و اقبال یعنی استفاده بجا از فرصت های پیش آمده . به قول بزرگمهر حكیم " كارها به كوشش است وكوشش ، قضا را سبب می شود. " همچنین حافظ شیرین سخن گوید: " قومی به جد و جهد گرفتند زلف یار قوم دگر حواله به تقدیر می كنند"

پس، از آن قومی باشید كه خوشبختی هایتان را خودتان رقم بزنید. لینكلن می گوید: " بیشترِ خوشبختی ها و بدبختی های افراد صرفاً به دست خودشان است". 4- همواره "خواستن ، توانستن است" را شعار خود قرار دهید :" خواستن نه به معنای میل داشتن ، آرزو كردن و امیدوار بودن ، بلكه به معنای عمل كردن است . خواستن یعنی اراده كردن واراده كردن یك فرمان درونی است كه عمل  به آن موفقیت را به بارخواهد آورد. سعی كنید آری گفتن را بیاموزید و برای غلبه بر مشكلات ، خود را آماده سازید. 5- نمی توانم ، نمی دانم ونمی شود را از ذهنتان بیرون بریزید:در دنیای انسان ها غیر ممكن وجود ندارد وانجام هر كار به شرط داشتن اراده ی قوی ، امكان پذیر است ومطمئن باشید كه با اراده ، مقاومت و شكیبایی و انتخاب راه درست به سوی مقصد و تصمیم گیری به موقع ، انجام هر كاری ممكن می شود. به قول دكتر دایر " دست به دست كردن ، آدم را در جاده "شاید" سرگردان می كند واو را جز به خانه هرگز به جایی  دیگر رهنمون نمی سازد." هم او می گوید : " اگر برای حل مشكلات به خود ترس راه دهید ، خواه ناخواه روحیه یأس و ناامید ی موجب عدم اجرای آن كار می شود." در همین زمینه حضرت علی علیه السلام – می فرما یند : " یأس و ناامیدی از بزرگ ترین گناهان است"، مطمئن باشید اگر كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش به دنبال می آید و كار كوچكی كه انجام بیابد، بهتر از كارهای بزرگی است كه فقط در قالب حرف و طرح باقی بماند. 6- كارها را جزء به جزء كرده ، انجام بدهید:به قول هنری فورد " اگر كار را به بخش های كوچك تقسیم كنید و جزء به جزء انجامش دهید، به  نظربزرگ و دشوار نمی آید " همیشه بدانید كه كارهای انجام شده ی بزرگ ، با قدم های كوتاه آغاز شده اند. یك ضرب المثل  چینی می گوید : " مرد ی كه كوه را ازمیان برداشت ، كسی بود كه شروع به برداشتن سنگریزه ها كرد." یقین بدانید راهی كه هزار كیلو متر باشد ، قدم به قدم پیموده می شود. پس سعی كنید كارهای بزرگ را به قسمت های كوچك تقسیم كنید تا با خیالی راحت واطمینان وشجاعت دست به انجام آنها بزنید. 7- از تمام نیروی خود استفاده كنید:آیا فكركرده اید كه چرا ذره بین پارچه را می سوزاند؟ بسیار ساده است ، زیرا ذره بین نور آفتاب را جذب می كند و در یك نقطه متمركز می سازد ، بنابراین اگر پارچه ای درجلوی آن بگیرید، آن را می سوزاند . تمركزنیروهای شما اعم از جسمانی ، عقلانی و روحی و  روانی در یك جا، اثری به مراتب بیشتر از ذره بین خواهد داشت . همواره این را بدانید كه : نا برده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد 8- از نیروی تخّیل یا از ضمیر ناخوآگاه به خوبی استفاده كنید:دكتر ماكسول مالتر دركتاب "علم كنترل ذهن " می گوید : " مغز و دستگاه عصبی انسان دارای مكانیزم هدف جویی است كه به طور خودكار برای رسیدن به یك هدف بخصوص ، فعالیت می كند." یعنی مغز آن قدر بر هدف مورد نظر تمركز می كند تا سرانجام به پاسخ مطلوب برسد. به همین سبب سپردن آرزوها به ضمیر ناخودآگاه ، شما را به فعالیت برای یافتن راه حل وا دار می سازد. به قول دكتر ژوزف مورفی " ضمیر باطن ، ایده ، عقیده  و ایمان مسلط را با آغوش باز می پذیرد ." پس سعی كنید با ورود تفكر مثبت ، ضمیر ناخودآگاه خود را بارور سازید . هرگز نگویید كه شانس من این گونه بود، تقدیر این طور نوشته شده است ، زندگی من با این حرفها تغییر نمی كند ، بلكه سعی كنید خود را از شر افكار ناامید كننده و منفی برهانید تا به آرزوهای خود برسید ، زیرا به قول مولانا :

" ای برادر توهمین اندیشه ای ما بقی خود استخوان و ریشه ای گربود اندیشه ات گـُل ، گـُلشنی ور بود خاری ، تو هیمه ی گلخنی " مطمئن باشید آنچه را كه مغزانسان تصور و باور كند، به آن می رسد. 9- ترس را ازخود برانید و توكل وامید به خداوند را به جای آن بنشا نید : خداوند در قرآن می فرماید: انسان برترین مخلوقات است : " فتبارك الله احسن الخالقین " ، همه چیز را به خاطر او آفریدیم و " لولاك لماخلقت الافلاك " اگر تونبودی افلاك را نمی آفریدیم و موارد  زیادی كه به جهت اختصار از ذكر آنها خودداری می شود. همه ی اینها بیانگر این موضوع اند كه همه چیز به خاطر انسان خلق شده و انسان برا ی خداوند ارزشمند است و در نتیجه تنها نخواهد ماند ، پس ترس برای او معنی ندارد واگر به جای آن توكل به خداوند را قرار داده ، به حركت و تلاش خود بیفزاید ، به پیروزی و موفقیت نایل خواهد شد . 10- احساس مثبت را در خدمت بگیرید:با توجه به دلایل فراوان و بررسی های متعدد انجام شده ، ثابت شده است كه تنها افكار آمیخته با احساس می توانند روی ذهن نیمه هوشیار تأثیر بگذارند. این امر حقیقت كاملاً شناخته شده ای است كه احساس و هیجان بر اغلب مردم حكومت می كند. پس بهتر است با احساسات وهیجانات بیشترآشنا بشوید.

در وجود انسان هفت احساس مثبت وهفت احساس منفی كلّی شناسایی شده است . احساس منفی بی آن كه ما دخالتی داشته باشیم برتكانش های فكری ما جای می گیرند و به ذهن نیمه هوشیار ما می رسند . اما جنبه های مثبت را باید خود به افكار تزریق كنیم كه راه انجام این كار هم تلقین به خویشتن است .

هفت احساس مثبت عبارت اند از : میل و اشتیاق ، ایمان ، عشق ، غریزه ، دلگرمی وامید بخشی ، تخیّل ، تفكر و دوراندیشی .

هفت احساس منفی نیزعبارت اند از: ترس ، حسادت ، تنفر، انتقام ، حرص وطمع ، خرافات وخشم .

احساس های مثبت به ما نشاط ، امید ، حركت ،  تلاش و نیروی فوق العاده می بخشند ، پس سعی كنید عادت استفاده از احساسات مثبت را در خود ایجاد كنید . ولیكن  احساس های منفی بازدارنده اند وتمام كمك های ذهن نیمه هوشیار را از بین می برند، پس برای رسیدن به موفقیت باید خوبی ها، زیبایی ها ، سفید ی ها ، شجاعت ها و دلیری ها را دید نه بدی ها، زشتی ها ، سیاهی ها وترس و جُبن را چنان كه سعدی فرموده است :

" بُوَد خار و گل با هم ای هوشمند چه دربند خاری ؟ توگل دسته بند" كرا زشت خویی بود درسرشت نبیند زطاووس جز پای زشت " 11- تفاوت های فردی را فراموش نكنید :دراین باره به حكایتی از سعدی علیه الرحمه ، بسنده می كنیم كه می گوید: پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت : این فرزند توست ، تربیتش همچنان كن كه یكی از فرزندان خویش . ادیب خدمت كرد و مستقبل شد و سالی چند بر او سعی كرد و به جایی نرسید  و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند. مَلك دانشمند را مُؤاخذت كرد و متابعت ( درشتی ) ، كه وعده خلاف كردی و وفا به جا نیاوردی ، گفت : بر رأی خداوند روی زمین پوشیده نماند كه تربیت یكسان است و طبایع مختلف. " گرچه سیم وزر سنگ آید همی درهمه سنگی نباشد زر وسیم برهمه عالم همی تابد سهیل    جایی انبان می كند، جایی ادیم"

با استنباط از این حكایت معلوم می گردد كه تفاوت های فردی در امرموفقیت حائز اهمیت است وچون خلقت همه یك جور نیست ، پس موفقیت همه یكسان نخواهد بود، لذا از این بابت غصه خوردن یا شماتت كردن كسی ، بی مورد است .

احساس آسایش ، خوشبختی ، داشتن آرامش روحی و روانی ، مزاحم دیگران نشدن و مزاحمتی از سوی دیگران ندیدن ، موفقیت واقعی اند ؛ زیرا مقام ، ثروت ، فرزند شایسته ، مدارج تحصیلی و همسر دلخواه ، همه عواملی اند كه با داشتن آرامش روحی ، خوب بودن با دیگران و داشتن آسودگی خاطر می توان  آنها را به دست آورد، مشروط به این كه با دانش و آگاهی واقعی ، اهدافی را برای زندگی خود برگزید.

لویی استونی می گوید: " تنها گنجی كه ارزش جست وجو كردن دارد ، هدف است