روش تحقیق آماری
روش تحقیق عملی و تکنیک. جلسه 5(راهنمای تنظیم و طراحی پرسشنامه)
لطفا اين مطلب را ذخيره كنيد و چاپ كنيد و هنگام تنظيم پرسشنامه و انجام كارتان مرور كنيد.
شايد براي شما دانشجوي عزيز پيش آمده باشد كه به خودتان بگوييد از اين به بعد (چهارچوب نظري و پرسشنامه و نمونه گيري و تحليل آماري و…) كار من نيست و نمي توانم و تا حالا هيچي درين خصوص انجام نداده ام و… حق با شماست. در نگاه اول، سخت و بكر است. اما قدم به قدم آن را با هم حركت مي كنيم. نظرم بر اين است كه با توجه به جلسات اول كه اطلاعي هم درباره ي بيان مساله و طراحي هدف و سوال و فرضيه نمي دانستيد و اكنون به اندازه ي كافي مهارت پيدا كرده ايد، در اين خصوص هم به سطح رضايت بخشي مي رسيد. چند نكته را در طراحي پرسشنامه اتان در نظر بگيريد كه:
*واحد تحليل شما چيه؟ اينطور عرض كنم كه وقتي عنوان شما بررسي وضعيت تحصيلي دانش آموزان دوره راهنمايي است واحد تحليلتان، دانش آموز است و روي آن كليك مي كنيد و حول و حوش آن سوال مي پرسيد و جوانب مختلف آن را سنجش مي كنيد.
*پرسشنامه را چه كسي پر مي كند؟ ببينيد چه كسي ياكساني بايد به شما اطلاعات بدهند؟ مثلاً وقتي جامعه پذيري كودك يا هنجارمندي نونهالان را بررسي مي كنيد، مشخص است كه از والدين يا مربي مهد وي سوالات پرسشنامه را مي پرسيد و خودتان يا وي، علامت مي زند. يا وقتي بحث آموزش چندرسانه اي و ارتباط آن با رضايت دانشجويان است، بايد پرسشنامه را به دانشجوهاي مورد نظرتان بدهيد پر كنند.
*يك پرسشنامه چند سوال باشد؟
معمولاً براي هر فرضيه 3 تا 4 سوال درنظر بگيريد و اگر مي خواهيد دقيق تر بررسي كنيد گاهي مي توان براي هر فرضيه ده سوال هم طراحي كرد. اما چون هدف ما نحوه ي طراحي يك پرسشنامه است ووقتي شما بتوانيد براي يك فرضيه سه سوال طرح كنيد به طراحي بيشترش هم قادر خواهيد بود. از طريق سوالات پرسشنامه مي توان دانش، علايق، نگرش ها و عقايد افراد را با توجه به شرايط اجتماعي و فرهنگي منطقه، تجربيات قبلي فرد پاسخگو سنجيد. *اصول كلي تنظيم پرسشنامه كدامند؟ مطمئن باشيد كه هرچه شما بيشتر مطالعه كنيد و دقيق تر كار كنيد، به نكات ريز و درشت مفيدي برمي خوريد. سر كلاس هم گفتيم و بحث كرديم كه: سوالات پرسشنامه بر اساس همان سوالات و اهداف و فرضيه ها و متغيرهاي تحقيقتان كه در مراحل قبل به دقت و يكسان تنظيم شده اند، طراحي مي شوند. پس چيز عجيب و تازه و متفاوتي نيست.
سوالاتتان را ساده، روشن و رك طراحي كنيد انگار مي خواهيد با كودكان دوره ي ابتدايي صحبت كنيد.
* پرسشنامه چه اجزا و بخش هايي دارد؟ سه بخش اصلي دارد.
اول- يك مقدمه ي خيلي كوتاه و توضيح شفاف به مخاطب مي دهيد (به اين قسمت نامه هم مي گويند) كه مثلاً اين يك تحقيق كلاسي با عنوان…… است و پاسخ هاي شما براي ما باارزش اند و كاملاً محرمانه است و نگران نباشيد و خودتان را معرفي مي كنيد. (اين توضيح در سه چهار سطر كافيه )
دوم- دستورالعمل. به كوتاهي و آساني به پاسخگو توضيح مي دهيد كه چگونه سوالات را پاسخ دهد. مثلاً مي نويسيد لطفاً از بين گزينه هاي زير فقط يكي را علامت ضربدر بزنيد. يا مثلاً مي نويسيد اين موارد را با شماره(از 1 تا 10) به ترتيب علاقه و اولويت خودتان شماره بندي كنيد. هرجا كه فكر مي كنيد توضيح اين دستورالعمل لازم هست بنويسيد تا گام به گام همراه پاسخگو باشيد.
اين يك نمونه از پرسشنامه است كه فقط شامل اين دو قسمت فوق است كه توضيح دادم:
دوست گرامی :
پرسشنامه ی ذیل (در2 صفحه وحاوی47 پرسش) به منظور استفاده از نظرات ارزشمند شما پیرامون سلامت سازماني و اثربخشي مديران آموزش و پرورش است و به منظور تدوین پایان نامه ی تحصیلی کارشناسی ارشد تهیه و تنظیم شده است. با عنایت به این که پاسخ های صادقانه ی شما محفوظ و محرمانه است و در تبیین علمی مساله و رهنمون شدن محقق به سمت یک استنتاج صحیح و منطقی می تواند مبنای استواری را فراهم آورد، لذا خواهشمند است ما را در انجام این تحقیق یاری فرمایید. روناك رفيعي نيا
دستورالعمل : عبارات زیر محیط و شرایط دبیرستان را توصیف می کند با گذاشتن علامت √ در مقابل آنها مشخص کنید که هر یک از عبارات تا چه اندازه درباره ی دبیرستان شما صدق می کند. خواهشمند است به همه عبارات پاسخ دهید.
سوم- سوالات پرسشنامه فرضيه اتان را پيش روي قرار دهيد. (به نظر مي رسد بين بازسازي فرهنگي و گرايش هنري فرد رابطه هست.)
متغير مستقل را درنظر بگيريد.(بازسازي فرهنگي)
شاخص ها و ويژگي ها آن را استخراج كنيد كه منظور از بازسازي فرهنگي چيست؟ اگر يادتان باشد در تعريف مفاهيم، آن را روشن كرده ايم و مي تواند به ما كمك كند. پس مي گوييم به چيزي مي گوييم بازسازي فرهنگي كه فرد خودش ياد گرفته باشد و بخواهد آن را در جامعه دوباره به نوعي و شكلي دخالت دهد. پس اولين سوال را مثلاً اينطور مي پرسيم:
آيا كلاس آموزشي براي ياددهي اين هنر خود داريد؟ بلي خير
يا مثلاً از علاقه وي به تاثير در بازتوليد فرهنگي مي پرسيم كه:
چقدر علاقمند و مصريد كه بعداز پايان هنرآموزي خود، كلاس آموزشي داير كنيد؟
خيلي زيادq زيادq متوسطq كمq خيلي كمq
و به همين ترتيب اين متغير را خورد مي كنيد و ازش سوال در مي كشيد و چند گزينه برايش مي گذاريد.
*سوالات را به چند شكل مي توانيم بپرسيم؟
سوال ها دو نوع اند.
اول- سوال هاي بسته- پاسخ. يعني شما سوال را مي پرسيد، پاسخ را هم كنارش مي گذاريد و پاسخگو فقط علامت مي زند. حالا ممكن است اين پاسخ هاي آماده
الف: چند جوابي باشد مثلاً دو تايي باشد(خانم آقا)، سه تايي باشد(نقاشي موسيقي آواز)، چهارتايي باشد(ابتدايي راهنمايي متوسطه دانشگاهي)، پنج تايي باشد(1فرزند 2 3 4 5وبيشتر)، شش تايي و … باشد.
ب: چند درجه اي باشد. مثلاً نقش نظم و ترتيب نوشتاري در فهم مطلب چقدر مهم است؟
(خيلي زياد، زياد، متوسط، كم، خيلي كم) يا (كاملاًٌ موافق، موافق، بي نظر، مخالف، كاملاًمخالف) يا
(هميشه، اغلب اوقات، بعضي وقت ها، به ندرت، هرگز) و…
پ: اولويت سنجي باشد. مثلاً مي نويسيد لطفاً با استفاده از 1و2و3و4 اولويت خودتان را درباره ي نوع برنامه هاي مورد علاقه ماهواره اي مشخص كنيد.
-فيلم هاي اكشن و خشن و وحشتناك
-فيلم هاي عشقي- عاطفي و دراماتيك
- فيلم هاي تفريحي، سرگرمي و طنز
- فيلم هاي حيات وحش و طبيعت و جانواران
دوم- سوال هاي باز- پاسخ. شما مي پرسيد و پاسخگو مي تواند به اختيار و انتخاب خود از يك كلمه تا چند جمله پاسخ دهد. مثلاً درآمد ماهانه ي شما چقدر است؟……….. يا تحقيقي درباره تاثير شبكه هاي ماهواره اي بر متاركه داريد و مي پرسيد بعداز جدايي همسرتان چه احساسي نسبت به شبكه ي…. داريد؟ او مي گويد:«………………….»
*كدام نوع سوالات فوق بهترند؟ اين بستگي به توانايي و ضرورت تحقيقتان دارد. به نظر من بهتر است از هر نوع سوالي كه در جمع آوري بهتر و دقيق تر اطلاعات مورد نيازتان كمكتان مي كند، استفاده كنيد. نگران نباشيد شما طراحي كنيد بعد به دردنخورها را اصلاح مي كنيم!
*سوال ها را به چه ترتيبي بگذاريم؟ مي گويند سوالات را از ساده به پيچيده بنويسيد. يا از اطلاعات ساده و زمينه اي (سن و جنس و…) شروع كنيد. به نظر من اول از سوالات زمينه اي استفاده كنيد و بعد سوالات را به ترتيب فرضيه هايتان بنويسيد. درهم و نامنظم ننويسيد تا در مرحله ي تجزيه و تحليل، كارتان راحت تر باشد.
اين هم مثالي از يك پرسشنامه با اجزا و عناصر مختلف آن:
|
|
|
|
کد پرسشنامه
* استان آذربایجان غربی/ شهرستان آذری نشین خوی/ با سطح توسعه ی برخوردار
* استان آذربایجان غربی/شهرستان کّـرد نشین مهاباد / با سطح توسعه ی برخوردار
* استان آذربایجان غربی/شهرستان آذری نشین پلدشت/با سطح توسعه ی کم برخوردار(محروم)
* استان آذربایجان غربی/شهرستان کّـرد نشین اشنویه/با سطح توسعه ی کم برخوردار (محروم)
(عدد ۵ نشان گر مربع و کادر پاسخگویی است.)
1- جنسیت شما؟ خانم 5 آقا 5
2- سن شما ؟ (سال تولد)
3- محل تولد
4- محل اقامت بومی5 غیربومی5
5- وضعیت زندگی :
مجرد5 متأهل5 مطلقه5 فوت همسر5تعداد ازدواج*
6- نسبت قومی همسر پاسخگو :
قومیت همسر: هم قوم 5 غیرهم قوم 5
7- تعداد فرزندان
8- تعداد افراد تحت تکفّل
9- دیـن شمـا ؟
10- مذهب شما؟
11- قومیّت شما؟
12- وضعیت زبان فارسی؟
می داند5 کمی می داند5 نمی داند5
13- زبان مکالمات روزمره ؟
14- وضعیت فعالیت:
شاغل 5 جویای کار5 بیکار5 بازنشسته5
خانه دار5 محصل5 دانشجو5 سرباز5
15- محل کار شما؟
16- مسافت منزل تا محل کار
17- همکاران شما؟ غریبه اند5 آشنایند5 دوست اند5 فامیل اند5
18- آیا تا به حال مسافرت خارج از کشور داشته اید؟ بلی5 خیر5
19- در صورت بلی : نام محل مسافرت تعداد مسافرت مدت اقامت 1- 2 - 3 -
20- آیا تا به حال مسافرت داخل کشور داشته اید ؟ بلی5 خیر5
21- در صورت بلی: نام محل مسافرت تعداد مسافرت مدت اقامت
1-
2 –*آموزش
|
|
پرسش |
کاملاً موافقم |
موافقم |
بی نظرم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
|
1 م |
امکان آموزش برای همه ی کودکان و جوانان در شهر ما وجود دارد. |
|
|
|
|
|
|
2 م |
مدارس شهرمااز شرایط مناسب(تعداد کلاس،فضای باز،معلم...)برخوردار است |
|
|
|
|
|
|
3 م |
تعداد مدارس در شهر ما به اندازه کافی است و از نظر امکانات آموزشی محرومیتی وجود ندارد. |
|
|
|
|
|
|
4 ت |
سرمایه گذاری های انجام شده در امر آموزش در تمامی مناطق کشور از جمله شهر ما به شکل برابر و عادلانه ای بوده است. |
|
|
|
|
|
|
5 ت |
امکان ورود به دانشگاه برای جوانان شهر ما همانند جوانان ساکن در شهرهای بزرگ تر و مرکزی به شکل برابری وجود دارد. |
|
|
|
|
|
|
6 ت |
مدارس در شهرهای بزرگ تر و مراکز ، تفاوت زیادی با مدارس شهر ما ندارد |
|
|
|
|
|
*بهداشت و درمان
|
|
پرسش |
کاملا موافقم |
موافقم |
بی نظرم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
|
7 م |
تعداد بیمارستان ها و مراکز بهداشتی در این شهرستان به اندازه کافی است و محرومیتی از این بابت وجود ندارد. |
|
|
|
|
|
|
8 م |
امکانات پزشکی در این منطقه به اندازه ای هست که برای درمان بیماری یا عمل جراحی نیازی به مراجعه به مراکز بهداشتی شهرهای دیگر نباشد. |
|
|
|
|
|
|
9 م |
مراجعه به پزشکان متخصص همانند دیگر مراکز بهداشتی شهرهای بزرگ تر در نقاط دیگر کشور ، به راحتی امکان پذیر است. |
|
|
|
|
|
|
10 ت |
امکانات پزشکی و درمانی (بیمارستان، داروخانه ، درمانگاه ، آزمایشگاه ...) به شکل مناسبی در تمامی مناطق کشور توزیع شده است. |
|
|
|
|
|
|
11 ت |
برای تشخیص و درمان بیماری های احتمالی خود و خانواده ام نیازی نیست به تهران ، ارومیه یا سایر شهرهای بزرگ تر مراجعه کنم زیرا علیرغم نظر بعضی ها ، بهترین امکانات پزشکی در این قبیل شهرها متمرکز نشده است. |
|
|
|
|
|
|
12 ت |
شهر ما از نظر امکانات بهداشتی،درمانی و تامین اجتماعی(بیمه ...) نسبت به شهرهای بزرگ و مرکزی کشور ، وضعیت خوبی دارد و تفاوت چندانی ندارد. |
|
|
|
|
|
*امور فرهنگی و تفریحی
|
|
پرسش |
کاملاً موافقم |
موافقم |
بی نظرم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
|
13 م |
فکر می کنم امکانات تفریحی و فرهنگی موجود در شهر ما (سینما ، تئاتر ، پارک، استخر...)برای سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت مردم و به ویژه جوانان کافی می باشد. |
|
|
|
|
|
|
14 م |
جوانان ما برای پرکردن اوقات فراغت خود می توانند به باشگاه های ورزشی فراوان شهر که وجود دارد مراجعه کنندواز این نظر کمبودی نیست. |
|
|
|
|
|
|
15 م |
کتابخانه های موجود شهر به اندازه ی کافی امکانات و سرویس های لازم را می توانند در اختیار علاقمندان قرار می دهند. |
|
|
|
|
|
|
16 ت |
جوانان شهرستان ما همانند جوانان شهرهای بزرگ تر امکان دسترسی و استفاده از مراکز ورزشی و تفریحی را دارا می باشند. |
|
|
|
|
|
|
17 ت |
سرمایه گذاری هایی که برای تاسیس مراکز تفریحی و فرهنگی شهر ما صورت می گیرد دست کمی از شهرهای بزرگ تر و مرکز ندارد و از این نظر تفاوت زیادی نداریم. |
|
|
|
|
|
|
18 ت |
علیرغم نظر بعضی ها بیشتر امکانات تفریحی و فرهنگی در شهرهای بزرگ تر و مرکزی متمرکز نشده است. |
|
|
|
|
|
*امور اقتصادی
|
|
پرسش |
کاملاً موافقم |
موافقم |
بی نظرم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
|
19 م |
مشاغل متنوع و مناسب در این شهرستان قابل دسترسی هستند و امکان اشتغال برای جوانان و افراد جویای کار وجود دارد. |
|
|
|
|
|
|
20 م |
با توجه به امکانات اقتصادی موجود این شهر ، آینده ی روشن و خوبی از نظر رشد اقتصادی دارد. |
|
|
|
|
|
|
21 م |
اگر سرمایه ای داشته باشم ترجیح می دهم در این منطقه سرمایه گذاری کنم زیرا امکان سوددهی و امنیت آن در اینجا بیشتر از شهرهای اطراف است. |
|
|
|
|
|
|
22 م |
صنعت در این منطقه رشد خوبی داشته است.مثلاً تاسیس کارخانجات مختلف توانسته هم صنعت را رواج دهد و هم به اشتغال مردم کمک کند. |
|
|
|
|
|
|
23 ت |
برنامه ریزی ها و سرمایه گذاری های مناسبی برای رشد و توسعه این شهر انجام شده است. |
|
|
|
|
|
|
24 ت |
توزیع امکانات اقتصادی در مناطق مختلف کشور به صورت مناسب و عادلانه انجام شده است. |
|
|
|
|
|
|
25 ت |
سرمایه گذاری هایی که در امور اقتصادی و صنعت شهر ما انجام شده است دست کمی از سرمایه گذاری های شهرهای مرکز ندارد. |
|
|
|
|
|
|
26 ت |
شبکه راههای موجود شهر ما به نحوی است که امکان رفت و آمد و مبادله با سایر مناطق به راحتی امکان پذیر است. |
|
|
|
|
|
|
27 ت |
برنامه ریزان و مسئولان با تمام وجود سعی می کنند در برنامه ریزی هایشان به این منطقه رسیدگی شده و به پیشرفت و توسعه آن توجه لازم را دارند. |
|
|
|
|
|
*پنداشت از دولت
|
|
پرسش |
کاملاً موافقم |
موافقم |
بی نظرم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
|
28 |
مسئولان محلی(فرماندار، شهردار، نماینده...) شهر ما افرادی دلسوز بوده و بهترین کسانی هستند که مشکلات ما را به گوش مراجع مربوط در دولت می رسانند. |
|
|
|
|
|
|
29 |
مسئولان دولتی و محلی، نظرات و پیشنهادات و مشکلات ما را در تعیین برنامه ریزی ها و تخصیص سرمایه گذاری های لازم در این شهر مورد توجه قرار می دهند. |
|
|
|
|
|
|
30 |
دولت خودش برنامه ها و پیش بینی های لازم برای این شهر را انجام می دهد و افراد با روابط پنهانی در آن دخالتی ندارند. |
|
|
|
|
|
|
31 |
مسئولان دولتی توجه کافی و کامل به این شهر و مشکلات آن دارند. |
|
|
|
|
|
|
32 |
مسایل و مشکلات این شهر مربوط به کمبودهای خودمان می باشد و نباید دولت را مسئول آن بدانیم. |
|
|
|
|
|
|
33 |
تامین نیازهای اجتماعی (آموزشی ، بهداشتی ، اقتصادی و...) مردم این شهر جزو مسئولیت های خودشان بوده و نباید دولت را مسئول تامین نیازها و کمبودها دانست. |
|
|
|
|
|
*محل گرایی
|
|
پرسش |
کاملاً موافقم |
موافقم |
بی نظرم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
|
34 |
بعضی ها فکر می کنند این مهم نیست که آدم کجا به دنیا آمده یا بزرگ شده باشد و اساساً به کجا تعلق داشته باشد بلکه آدم می تواند در هر جایی زندگی کرده و خودش را به آنجا متعلق بداند. |
|
|
|
|
|
|
35 |
ترجیح می دادم در جای دیگری به دنیا می آمدم و زندگی می کردم. |
|
|
|
|
|
|
36 |
آدم باید در همان شهر و دیاری که به دنیا آمده ، زندگی کند و نباید از وطن خویش دور شود. |
|
|
|
|
|
*قوم گرایی
|
|
پرسش |
کاملاً موافقم |
موافقم |
بی نظرم |
مخالفم |
کاملاً مخالفم |
|
37 |
من فکر می کنم وطن آدم شهر(یا روستایی) است که درآن به دنیا می آید،بزرگ می شود و افراد هم قوم وخویشاوندانش درآنجا هستند،نه جاهایی که نه آدم دیده ونه مردمش را می شناسد |
|
|
|
|
|
|
38 |
هم وطن آدم کسی است که به زبان خودمان حرف می زند وآدم حرفش را می فهمد. |
|
|
|
|
|
|
39 |
منزلت ما اول درآذری / کُرد بودن ماست بعد در ایرانی بودنمان. |
|
|
|
|
|
|
40 |
من ترجیح می دهم بیشتر با غریبه ها وصلت داشته باشم تا با قوم و خویش و فامیل |
|
|
|
|
|
|
41 |
دوست ورفیق خوب و همراه را بهتر است از بین هم قوم و طایفه خود انتخاب کنیم زیرا آنها قابل اعتماد تر از افراد غریبه هستند |
|
|
|
|
|
|
42 |
برای شراکت و کار بهتر است همکار و شریکی از هم قوم و همشهری خود انتخاب کنیم تاغریبه ها |
|
|
|
|
|
|
43 |
ترجیح می دهم بیشتر وقت خود را با افراد قوم هم زبان خودم بگذارنم تا با دوستان وآشناهای غیر هم قوم وغریبه ها |
|
|
|
|
|
|
44 |
ترجیح می دهم همسایه هایم هم قوم و زبان خودم باشند تا غریبه ها و افرادی از اقوام دیگر |
|
|
|
|
|
|
45 |
مثل خیلی افراد در صورت لزوم هم قوم وطایفه ام حاضرم کارهایی را انجام دهم که برای غیر قوم وطایفه خویش هرگز انجام نمی دادم |
|
|
|
|
|
|
46 |
معمولاً طبیعی است که اگر آدم کمکی از دستش بر بیاید ترجیح بدهد اوّل به هم قوم وطایفه خودش کمک کند تا آدمهایی که نمی شناسد و مثلاٌ در یک جای دیگر (مشهد ، تهران.... ) زندگی می کنند. |
|
|
|
|
|
|
47 |
هرکس تنها مسئول هم قوم وطایفه وهمشهری خودش است نه شهرها واقوام دیگر ، آنها کس و کارخودشان را دارند |
|
|
|
|
|
|
48 |
قوم و طایفه مایه افتخار است و همیشه باید از آن در برابر غریبه ها دفاع کرد |
|
|
|
|
|
|
49 |
زیباترین زبان ، زبان ............................. است. | |||||
*عضویت در گروههای ثانوی داوطلبانه
1 – آیا در انجمن، گروه ،اتحادیه،... عضویت دارید؟ بلی5 خیر5
2- اگر بلی ؛ عضو داوطلبانه کدامیک از گروه ها وانجمن های زیر هستید ؟ انجمن اولیاءومربیان مدرسه فرزندان5 تعاونی محلی5
انجمن های خیریه 5 انجمن های هنری5 اتحادیه های صنفی5شورای محلی ده 5انجمن اسلامی مسجد یا محل کار 5
سطح مشارکت
1- مدت عضویت؟ 2 - آیا به این انجمن کمک مالی هم می کنید ؟ بلی5 خیر5
3- اگر بلی تا چه حد : زیاد5 کم5 کمک نمی کنم 5
4- آیا در جلسات آن شرکت می کنید ؟ بلی5 خیر5
5- اگر بلی به چه ترتیبی ؟ مرتب5 هر از گاهی5 نامرتب 5
6 - آیا در هئیت رئیسه یا ارگانهای اجرایی این انجمن هم عضویت دارید؟بلی5 خیر5
7- اگر بلی ؛ چه سِمَت و مسئولیتی دارید؟
8 - اگر عضویتی در هیچ یک این انجمن ها ندارید چرا؟ اگر توضیحی دارید بفرمایید .
*برداشت از رفتار فارس زبان ها
1- بنظر شما کدامیک از گروه های زیر امکان بهره برداری و بهره مندی بیشتری از فرصت ها و امکانات اقتصادی ، اجتماعی ، فر هنگی و سیاسی را دارا می باشند؟
گلیکی زبان ها 5 عرب زبان ها 5 فارس زبان ها 5بلوچ زبان ها 5لر زبان ها 5کُرد زبان ها 5آذری زبان ها 5سایر زبان ها 5
از این نظر با یکدیگر تفاوتی ندارند. 5
2- رفتار فارس زبان ها را با خود چگونه ارزیابی می کنید؟
|
|
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
|
|
خوب |
|
|
|
|
|
بد |
|
مودبانه |
|
|
|
|
|
بی ادبانه |
|
منصفانه |
|
|
|
|
|
غیرمنصفانه |
|
محترمانه |
|
|
|
|
|
غیرمحترمانه |
|
خودخواهانه |
|
|
|
|
|
غیرخودخواهانه |
|
غیر عادلانه |
|
|
|
|
|
عادلانه |
*پایگاه اجتماعی در شهر 1- وضعیت تحصیلات شما؟
بی سواد5حوزوی5قدیم5قرآنی5سوادمدرسه ای5نهضت5
2- میزان تحصیلات شما؟
3- شغل شما؟ اصلی(اول) فرعی (دوم)
4- مقام و منصب فعلی شما؟ مدیر5 مسئول5 کارفرما5 مشاور5 و سایر................
*دارایی ها
1- آیا زمین کشاورزی دارید؟ بلی5 خیر5
۲- اگر بلی ؛ چند هکتار زمین آبی؟ و چند هکتار زمین دیم؟
3- آیا باغداری دارید؟ بلی5 خیر5
4- اگر بلی ؛ چند هکتار باغ دارید؟
5- آیا اتومبیل شخصی دارید؟ بلی5 خیر5
6- اگر بلی ؛ چه تعداد ماشین شخصی دارید؟5 لطفاً با ذکر نام ، آنها را در کادر زیر بنویسید.
|
|
|
|
|
|
7- هر کدام از امکانات رفاهی زیر را که دارید علامت بزنید
یخچال5 فریزر5 لباسشویی5 ظرفشویی5 تلویزیون5 ماهواره5
ویدئو سی دی5 دی وی دی5 رایانه 5
از همکاری ، حوصله ، تلاش علمی
روش تحقیق کمی یا کیفی؟
روش تحقيق كمّي يا كيفي؟
چكيده تحقیق کیفی عبارت از مجموعه فعالیتهایی(چون مشاهده، مصاحبه و شرکت گسترده در فعالیتهای پژوهشی) است، که هرکدام بهنحوی محقّق را در کسب اطلاعات دست اول، دربارهی موضوع مورد تحقیق یاری میدهند. بدینترتیب، از اطلاعات جمعآوری شده، توصیفهای تحلیلی، ادراکی و طبقهبندیشده حاصل میشود. در روش مورد بحث دسترسی به اطلاعات؛ یعنی زندگی کردن با مردم مورد پژوهش، یادگیری فرهنگ آنها، از جمله مبانی ارزشی، عقیدتی و رفتاری، زبان و تلاش برای درک احساس، انگیزش و هیجانهای آنها است. محقق کیفی، رفتار اجتماعی را به این دلیل درک میکند که خود را بهجای دیگران قرار میدهد.
کلمات کلیدی: تحقیق کمّی، تحقیق کیفی، انواع تحقیق کیفی.
مقدمه:
واژه Research در لغت بهمعنای پژوهش، تحقیق، کند و کاو، تجسس و کاوش است و Qualitative بهمعنای کیفی و چونی است. این دو واژه مجموعاً بهمعنای تحقیق و پژوهش کیف ی است.(آريان پور و ديگران، 1377)
تحقیق کیفی عبارت از مجموعه فعالیتهایی(چون مشاهده، مصاحبه و شرکت گسترده در فعالیتهای پژوهشی) است، که هرکدام بهنحوی محقّق را در کسب اطلاعات دست اول، دربارهی موضوع مورد تحقیق یاری میدهند. بدینترتیب، از اطلاعات جمعآوری شده، توصیفهای تحلیلی، ادراکی و طبقهبندیشده حاصل میشود. در روش مورد بحث دسترسی به اطلاعات؛ یعنی زندگی کردن با مردم مورد پژوهش، یادگیری فرهنگ آنها، از جمله مبانی ارزشی، عقیدتی و رفتاری، زبان و تلاش برای درک احساس، انگیزش و هیجانهای آنها است. محقق کیفی، رفتار اجتماعی را به این دلیل درک میکند که خود را بهجای دیگران قرار میدهد.(دلاور، 1385: 259)
آنسلم استراس میگوید: «منظور ما از تحقیق کیفی عبارت از هرنوع تحقیقی است که یافتههایی را بهدست میدهند که با شیوههایی غیر از روشهای آماری یا هرگونه کمّی کردن کسب نشدهاند. شیوه مذکور ممکن است به تحقیق دربارهی زندگی افراد، شرح حالها، رفتارها و همچنین دربارهی کارکرد سازمانی، جنبشهای اجتماعی یا روابط بینالملل معطوف باشد.»(استراس و كوربين، 1385: 19)
تا پایان دههی 1960 نزدیک به 90 درصد گزارشهای منتشرشده در مجلات جامعهشناسی آمریکا، مبتنی بر تحقیق کمّی و آماری بودند. گرچه در بریتانیا آمارهای قابل مقایسهای در دست نیستند؛ ولی گمان میرود تا اواخر دههی 1960 تحقیق آماری در این کشور نیز مسلط بود. اما امروزه قضیه تفاوت پیدا کرده و بهدلیل انتقادهای نظری از اثباتگرایی[1]که گرایش به شیوههای آماری و کمّی دارند، اکنون روشهای کیفی، جایگاهی کانونی در آموزش و تحقیق اجتماعی بهدست آوردهاند(سيلورمن، 1379: 1)
این روش را انسانشناسان فرهنگی برای مطالعه آداب و رفتارهای مردمان فرهنگهای دیگر ابداع کردهاند. مبنای فلسفی تحقیق کیفی، انسانگرایی[2] و طبیعتگرایی[3] است. منظور از مبنای انسانگرایانه، توجه به نقش و اهمیت انسان در تحقیقهای کیفی است. مطابق این فلسفه، وجه ممیّز انسان با موجودات دیگر، کنش بر پایهی انگیزهها یا عوامل درونی و بیرونی بهجای واکنش است.(رفيعي و ديگران، 1387: 133)
1- تفاوت پژوهش کیفی و کمّی به پژوهش کمّي[4]، اثباتگر و به پژوهش کیفی، پژوهش مابعد اثباتگرا[5] نیز گفته میشود. پژوهش اثباتگرا، ریشه در این فرض دارد، که جلوههای محیط اجتماعی، واقعیّتی مستقل را تشکیل میدهند و طی زمان و موقعیتها، نسبتاً ثابتاند.
منظور از استقلال پدیده این است که واقعیّت، نزد پژوهشگر اثباتگرا ، عینی تلقی میشود، جدا از پژوهشگر وجود دارد و توسط همگان دیده میشود. به دیگر سخن، واقعیت اجتماعی وجود خارجی دارد و توسط مشاهدهگران ساخته نمیشود. برخلاف پژوهشهای کیفی(مابعد اثباتگرا) که در آن واقعیّت اجتماعی بهوسیله مشارکتکنندگان در آن ساخته میشود. فرض بر این است؛ که واقعیّت اجتماعی، بهطور پیوسته و مداوم در موقعیّتهای محلّی ساخته میشود. بهعبارت دیگر برای پژوهشگر کیفی واقعیت یگانهای وجود ندارد، هر ناظر و مشاهده گری واقعیت را به صورت بخشی از فرآیند پژوهشی خلق میکند، واقعیت مبتنی بر ذهن است و تنها با ارجاع به یک ناظر موجودیت مییابد. به عبارت ثالث پژوهشگر کمی عینیت را وجههی همت خود قرار میدهد و از دادهها جدا میایستد ولی پژوهشگر کیفی خود را بخش ناگسستنی از دادهها میداند در حقیقت بدون مشارکت فعال پژوهشگر، دادهای وجود ندارد.
پژوهشگر اثباتگرا، دانش را از طریق گردآوری دادههای عددی و مشاهدهی نمونهها و سپس عرضهی این دادهها به تحلیل عددی فراهم میکند. در مقابل اینها پژوهش مابعد اثباتگرا، ریشه در این فرض دارد که جلوههای محیط اجتماعی بهعنوان تفسیرهایی بهوسیلهی افراد ساخته میشود. این تفسیرها شکل گذرا و وابسته به موقعیت دارند. پژوهشگران مابعد اثباتگرا دانش را از درجهی اول از طریق گردآوری دادههای کلامی با مطالعهی جدّی و عمقی[6] موارد، و عرضه این دادهها به استقراء تحلیلی فراهم میآورند.(گال و ديگران، 1382: 59)
پژوهشگران کیفی بر نوعی تفسیر کلنگر تأکید میکنند. آنان واقعیتها و ارزشها را بهصورتی غیر قابل تفکیک و آمیخته با یکدیگر در نظر میگیرند. از طرف دیگر پژوهشگران کمّی بهجای توجه بر تفسیرهای کلنگر، بر عوامل و متغیرهای فردی تأکید دارند. پژوهشگر کمّی بر این باور است که واقعیّت را میتوان به مؤلفههایش تقسیم کرد و با نگاه به این اجزاء، شناختی از کل بهدست آورد؛ ولی پژوهشگر کیفی براساس این باور، که واقعیّت، کلیّتی است غیر قابل تقسیم، به بررسی کلّ فرآیند میپردازد.(خوي نژاد، 1380: 110؛ ويمر و دومينيك: 160)
اصطلاح دیگری که گاه بهجای پژوهش کیفی بهکار میرود، پژوهش مطالعهی موردی [7] است. این اصطلاح بر این واقعیت تأکید میورزد که پژوهش کیفی، متمرکز بر مطالعهی موارد است؛ نه جامعهها و نمونهها. البته پژوهشهای کیفی و کمّی میتوانند از طریق کشف(توسط پژوهشهای کیفی) و تأیید (توسط پژوهشهای کمی) همدیگر را کامل کنند؛(گال و ديگران، 1382: 64) فلذا با وجود همه تفاوتها، بسیاری از پژوهشگران، اکنون ترکیبی از رویکردهای کمّی و کیفی را برای فهم کامل پدیده مورد بررسی خود، بهکار میبرند.( ويمر و دومينيك: 162)
2- جایگاه روش کیفی در علوم اجتماعی گرچه روش کیفی را انسانشناسان فرهنگی ابداع کردند، ولی امروزه در سایر علوم انسانی و اجتماعی نظیر جامعهشناسی، ارتباطات، آموزش و پرورش، تاریخ، مطالعات فرهنگی و مطالعات جنسوارهاي[8] نیز بهکار میرود. لکن در روانشناسی، روشهای کمّی غلبه دارند. (رفيعي و ديگران، 1387: 132)
اساساً بخش عمدهای از مطالعات مربوط به تأثیر ایدئولوژی دین، فرهنگ، سیاست، اخلاق و مانند آن، برکنش و رفتار انسان که موضوع مطالعه بسیاری از رشتههای علوم انسانی است، را میتوان با استفاده از روش تحلیل کیفی و عقلی، تجزیه و تحلیل نمود.(حافظ نيا، 1382: 235)
3- اجزای عمدهی تشکیل دهندهی تحقیق کیفی در تحقیق کیفی سه بخش عمده وجود دارد:
3-1- دادهها؛ دادهها میتوانند از منابع مختلف گردآوری شده باشند. مصاحبه، مشاهده و مشارکت، معمولترین منابعاند؛
3-2- شامل روشهای تحلیلی و تعبیر و تفسیری است؛ که برای رسیدن به یافتهها یا نظریهها بهکار میرود. این روشها شامل شیوههای مفهومپردازی از دادهها است؛ که به کدگذاري[9] موسوم است. شیوههای دیگری مثل نمونهگیری غیرآماری، یادداشتبرداری و نمایش روابط مفهومی بهصورت دیاگرام نیز بخشی از مرحلهی تحلیلیاند
3-3- عبارت است از گزارشهای نوشتهشده و شفاهی و ارائه آنها در مجلهها و کنفرانسهای علمی.( استراس و كوربين، 1385: 19)
4- انواع تحقیق کیفی دستهبندی تحقیقات کیفی آسان و مورد توافق همه نیست. آنسلم، استراس و جولیت کوربین شیوههای تحقیق کیفی را شامل موارد ذیل میدانند.(همان منبع: 20)
4-1- نظریه مبنایی[10]: یعنی آنچه که بهطور استقرایی[11] یعنی از جزء به کل، از مطالعه پدیدهای بهدست آید و نمایانگر آن پدیده است. بهعبارت دیگر، باید آنرا باید کشف کرد و کامل نمود و بهطور آزمایشی از طریق گردآوری منظم اطلاعات و تجزیه و تحلیل دادههایی که از آن پدیده نشأت گرفته است، اثبات نمود.
4-2- مردمنگاری یا قومنگاری[12]: پژوهش قومنگاری معمولاً با انسانشناسی همبسته است. قومنگاری توصیفی عمیق و تحلیلی از موقعیّت فرهنگی و در معنای وسیع، از فرهنگ است. پژوهش قومنگاری بر مشاهده، توصیف و داوریهای کیفی یا تفسیر پدیدههای مورد بررسی تأکید بسیار دارد.(بازرگان، 1387: 47)
4-3-پدیدارشناختی[13]: استفاده از پدیدارشناسی بهمنظور پژوهش و آگاهی مستقیم نسبت به تجربیات و مشاهدات؛ بهعبارت دیگر، نسبت به پدیدارهایی است که بیواسطه در تجربه ما ظاهر میشوند.(ورنو و وال، 1372: 11)
4-4- وقایع زندگی یا تحقیق زندگینامهای[14]: در این نوع تحقیق، مطالعه بر یک فرد، متمرکز میشود و از طریق روایت زندگی او بهصورت حکایتگونه، رویدادهای زندگی فردی در چهارچوبی وسیعتر نمایان میشود. سپس با ارتباط دادن این رویدادها، بهعنوان نقطههای عطف و اطلاعات گردآوری شده مورد تفسیر قرار میگیرند. از پژوهش زندگینامهای بهعنوان تاریخ شفاهی[15]نیز یاد میشود.( بازرگان، 1387: 46)
4-5- تحلیل مکالمات یا گفتمان[16]: در این نوع تحلیل، دادهها در اصل به صورت گفتار تولید میشوند؛ ولی بعدا آنها را بهمنظور تحقیق با دقت و وسواس فراوان و با استفاده از علائمی که تأکیدها، مکثها، خندهها و سایر ظرایف غیرکلامی را هم بر کاغذ بیاورد، به نوشتار تبدیل میکنند. موضوع این دسته از مطالعات به یک معنا پیام است. تحلیل گفتمان عمدتاً در علوم سیاسی ریشه دارد؛ ولی در شاخههای مختلفی از علوم دیگری، مانند زبانشناسی، انسانشناسی، جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی نیز کاربرد دارد. (رفيعي و ديگران، 1387: 168-164)
4-6- تأویلشناسی یا هرمنوتیک[17]: روشی است که فهم متون و چگونگی ادراک و فهم و روند آن را بررسی میکند. بهعبارت دیگر هرمنوتیک، هنر دستیابی به فهم کامل و تامّ عبارتهای گفتاری و نوشتاری است.(نيچه، 1381: 26-9)
4-7- کردارشناسی[18]: این نظریه که از مطالعه رفتار حیوانات در محیطهای طبیعی بهدست آمده، بیان میکند که نوزاد انسانی بهطور ژنتیکی آماده است تا به افرادی که از او مراقبت میکنند، دلبسته شود. این دلبستگیها از لحاظ تکاملی دارای ارزش است؛ زیرا سبب سازش با محیط میشود. بهعقیده جان بالبی[19]پایههای زیستی رفتارهای دلبستگی، در صورتیکه از دیدگاه تکاملی مطالعه شود، آسانتر قابل درک خواهد بود.(هنري ماسن، 1373: 143-140) بهطور کلی در این روش سعی میشود تاانواع رفتار انسانها شناسایی و درک شود.
4-8- نشانهشناسی[20]: نشانهشناسی در درجه اول با آفرینش معنا در متون(فیلم، برنامههای تلویزیونی و دیگر آثار هنری) سر و کار دارد. این علم نشان میدهد که نشانه و نقش آن چیست؟ نشانهها و روابط، دو مفهوم کلیدی تحلیل نشانهشناختی هستند. در تحلیل نشانهشناسی تفکیکی موقتی و اختیاری بین محتوا و شکل قائل میشویم و تمام توجه خود را معطوف نظام نشانههایی میکنیم که متن ما را میسازد. مثلاً غذا در برنامه تلویزیونی نباید فقط استیک، سالاد و ... تلقی شود؛ بلکه نظامی از نشانهها که حاوی معانی مربوط به موضوعاتی مثل پایگاه، سلیقه، پیشرفت، ملّیّت و غیره است، میباشد.(آسابرگر، 1387: 20-15)
4-9- جامعهسنجی[21]: این روش را مورنو[22] در سال 1934 برای مطالعه و اندازهگیری روابط از نظر جذب و دفع متقابل یا یک طرفه در یک گروه طبیعی پیشنهاد کرده است.(رفرس، 1369: 142) بهطور کلی این روش، وسیلهای برای تعیین درجه پذیرش افراد در یک گروه، کشف روابط این افراد و آشکار کردن ساخت خود گروه به کار میرود.
5- نقاط قوت تحقیق کیفی 5-1- مشاهده رفتار در وضعیت طبیعی؛ در این روش پدیده در دنیای واقعی و محیط و وضعیت طبیعی و نه ساختگی بررسی میشود؛ 5-2- عمق ادراک؛ این روش توانایی جذب و دستیابی به نظرهای شخصی را دارد؛ نظرهایی که در ارتباط با زندگی هستند و از آن ناشی میشوند 5-3- انعطافپذیری؛ نه تنها میتوان به سؤالهای از پیش تعیینشده پاسخ داد، بلکه محقق توانایی پاسخگویی به سؤالهای مطرحشده در زمان اجرای تحقیق را نیز دارد.(دلاور، 1385: 263-262)
6- مشکلات و چالشهای تحقیق کیفی 6-1- تجاوز به حقوق انسانی آزمودنیها؛ محقق ممکن است از اعضای نمونه یا جامعه، بدون اطلاع و رضایت قبلی آنها، اطلاعات آشکار و در عین حال زیانبخش را جمعآوری کند
6-2- مخاطرات قانونی، اخلاقی و جانی؛ در برخی تحقیقات ممکن است، محقق سبب خطر جانی برای اعضای گروه یا خودش شود. مثل کسانی که در گروههایی که فعالیّت جنایی دارند
6-3- پایایی؛ ممکن است گزارشهای ارائهشده توسط محقق، حوادث نادر باشند؛ یا اینکه سهواً اطلاعات تحریفشدهای را گزارش دهد.(همان منبع: 265)
6-4- عدم ارائه یک چارچوب نظری برای تحقیق که عمیق، خلاصه و دقیق باشد.(مارشال و گرچن، 1377: 9)
منابع
- استراس، آنسلم و جولیت کوربین؛ اصول روش تحقیق کیفی، بیوک محمدی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1385، چاپ اول
- آریانپور، منوچهر و دیگران؛ فرهنگ پیشرو آریانپور، تهران، جهان رایانه، 1377، چاپ اول، ج5.
- آسابرگر، آرتور؛ روشهای تحلیل رسانهها، پرویز اجلالی، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانهها، 1387، چاپ سوم.
- بازرگان، عباس؛ مقدمهای بر روشهای تحقیق کیفی و آمیخته، تهران، دیدار، 1387، چاپ اول.
- حافظنیا، محمدرضا؛ مقدمهای بر روش تحقیق در علوم انسانی، تهران، سمت، 1382، چاپ نهم
- خوینژاد، غلامرضا؛ روشهای پژوهش در علوم تربیتی، تهران، سمت، 1380، چاپ اول
- دلاور، علی؛ مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی، تهران، رشد، 1385، چاپ پنجم
- رفرس، پل، روانشناسی تجربی، سیروس ذکا، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1369، چاپ اول.
-رفیعی، حسن و دیگران؛ روشهای تحقیق بین رشتهای در اعتیاد، تهران، دانژه، 1387، چاپ اول
- سیلورمن، دیوید؛ روش تحقیق کیفی در جامعهشناسی، محسن ثلاثی، تهران، تبیان، 1379، چاپ اول
-گال، مردیت و دیگران؛ روشهای تحقیق کمّی و کیفی در علوم تربیتی و روانشناسی، احمدرضا نصر و دیگران، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی و سمت، 1382، چاپ اول، ج1
- مارشال، کاترین و گرچن ب.راس من؛ روش تحقیق کیفی، تهران، پژوهشهای فرهنگی، 1377، چاپ اول.
- نیچه، فریدریش ودیگران؛ هرمنوتیک مدرن، گزینه جستارها، بابک احمدی و دیگران، تهران، مرکز، 1381، چاپ سوم
- ورنو، روژه و ژان وال؛ نگاهی به پدیدارشناسی و فلسفههای هست بودن، یحیی مهدوی، تهران، خوارزمی، 1372، چاپ اول