تفکر استراتژيک در مديريت زنجيره تامين

 

چکيده :

با ايجاد يک روند جديد در ساختار اقتصادي جهان، پديده جهاني سازي کسب و کار موجود را تحت الشعاع خود در آورده و باعث تشديددر جريان سرمايه و کالا و به نوبه آن ايجاد يک آشفتگي شديد در محيط سازمان گرديدهاست.در اين شرايط، قواعد حاكم بر بازار دائم در حال تغيير است و ديگر شرکتها فقط به" سود و زيان" خود نمي انديشند بلکه به دنبال "بودن يا نبودن" در بازار رقابت مي باشند و اين شرايط سازمان را وادار به انعطاف درتعامل با محيط کسب و کار بطور مستمر کرده است.مديريت موفق در زنجيره تامين نيازمند تصميماتي است که مرتبط با تفکرات استراتژيک مديران سازمان جهت کسب بالاترين مزيتهاي

رقابتي در بازار مي باشد.

اين مقاله سعي بر آن دارد که با تکيه بر مفاهيم برنامه ريزي استراتژيک و تفکر استراتژيک و مقايسه آنها باهم و همسوسازي آنها جهت

ايجاد يک ابزار رقابتي قدرتمند ، به مديريت زنجيره تامين به عنوان يک الگوي رقابتي کمک کرده و مفهوم تفکر استراتژيک را بطور

خاص در مقوله مديريت زنجيره تامين واردکرده و اين زنجيره را به عنوان يک فاکتور کليدي موفقيت براي سازمان ياري رساند.

واژه هاي کليدي :زنجيره تامين - مديريت زنجيره تامين - تفکر استراتژيک - برنامه ريزي استراتژيک - رقابت

 

۱- مقدمه :

شايد بزرگترين مشکل سازمانهاي توليدي و خدماتي ، پس از مديريت روابط با مشتريان ، مديريت مناسب زنجيره تامين و

تدارک نيازمنديهاي توليدي و خدماتي باشد. امروزه سازمانها ديگر به عنوان يک واحد توليدي يا خدماتي بطور مجزا نمي توانند

موفق به کسب مزيتهاي رقابتي و افزايش سهم بازار خود شوند و نيازمند يک مشارکت برنامه ريزي شده و اصولي با تامين کنندگان

و مشتريان خود مي باشند.اين مشارکت نيازمند يک نظارت دقيق و نظام مند مي باشد که در صورت بي توجهي به آن ، سازمان رو

[ به زوال گرويده و سهم رقابتي خود را به رقبا و يا تازه واردين به صنعت موجود مي دهد.[ 8

دستيابي به زنجيره ارزشي که بتواند سازمانهاي همکار را از نظر سازمان،توليد و استراتژي با يکديگر هماهنگ کند سبب ايجاد يک

هدف واحد که همانا جلب رضايت مشتريان مي باشد ،خواهد شد.

اين زنجيره بايد همواره همسو و همراستا با سليقه هاي مشتري جهت ايجاد اطمينان خاطر در او گردد.

1 – دانشيار دانشکده مهندسي صنايع

2 – دانشجوي کارشناس ارشد مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي

2

با گذر از دوره محصول گرايي به دوره بازارگرايي و دوره فراصنعتي ، رقابت شرکتها در جهت کسب سهم بالاتري از بازار موجود

پيچيده تر و فشرده تر گرديد که نتيجه آن محيطي پويا و پرتغيير بود.در اين محيط رقابتي مشتريان در انتخاب فرآورده ها و

خدمات دلخواه خود قدرت بيشتري يافتند.

پاسخ سريع به نوسانات بازار هم سو با نيازهاي مشتري در جهت تامين هرچه بهتر نيازهاي او ، به عنوان ابزار برتري محسوب مي

شود و سازمان بدنبال کسب اين مزيتها و پيشرو بودن در آنها مي باشد.

لزوم بيش از پيش كاهش هزينه ها از يک سو و بهبود فرآيند سازمان در جهت خواست ورضايت مشتري از سوي ديگر سبب گرديد

[ تا مفهوم زنجيره تامين اهميتي روز افزون کسب نمايد و سازمان بدنبال گسترش اين مفهوم در چاچوب سازماني خود برايد.[ 9

۲- مديريت زنجيره تامين:

در دو دهه ۶۰ و ۷۰ ، بازار داراي رفتارهايي با ثبات نسبي در توليد و درخواستهاي مشتريان داراي تغييرات قابل پيش بيني و

بصورت خطي ، متغييرهاي بازار بطور پيوسته تغيير مي کردند، لذا پيش بيني آينده ممکن بودو شيوه هاي رقابت بصورت ، بازار

داراي حالت غير اشباح بودو همه مي توانستند در بازار حضور داشته باشند ، رقابت بسيار کم تا متوسط ميان سازمانها موجود بود ،

رقابت بصورت حيطه بندي (کوچک با کوچک-بزرگ با بزرگ) و تنها دغدغه رقابت کسب سود آوري، بوده است. تفکر غالب درآن

زمان توليد منسجم و هماهنگ ، همراه با طراحي قوي در محصولات بوده است و سازمانها همواره در کسب و کار خود افزايش توليد

[ را بعنوان يک عامل رقابتي مهم مدنظر قرار مي داده اند.[ 7

در دهه ۹۰ ميلادي ، به همراه بهبود در فرايند توليد ، مديران به اين نتيجه رسيدند که جهت کسب مزيتهاي رقابتي و جلب

رضايت مشتريان خود ، ديگر توجه به درون سازمان کافي نيست و بايد براي ادامه حضور در بازار، تامين کنندگان قطعات و مواد

بايد موادي با بهترين کيفيت و کمترين هزينه توليد کنند و توزيع کنندگان محصولات نيز بايد ارتباط نزديکي با سياستهاي توسعه

بازار سازمان داشته و الگوهاي جديد مصرف را شناخته و با انتقال آنها به سازمان ، سازمان را در جهت پاسخگويي هر چه بهتر به

اين نيازها ياري رسانند.

از مهمترين ويژگيهاي اين دهه ، از منظر رفتار بازار مي توان به مواردي همچون: ثبات و تکرار پذيري کم در خواسته هاي مشتريان

، تغييرات غير قابل پيش بيني و غير خطي ،تغييرات گسسته متغييرهاي بازار ، غير ممکن بودن پيش بيني آينده ،اشاره كرد . از

منظر شيوه رقابت نيز مي توان به مواردي همچون : اشباع بودن بازار و رقابت سنگين و بدون حيطه بندي(کوچک با بزرگ) و

[ دغدغه رقابت به صورت "بود و نبود" در بازار ، اشاره كرد.[ 7

با چنين نگرشي ، مفاهيم زنجيره تامين و به تبع آن مديريت زنجيره تامين پا به عرصه وجود نهادند و سازمانها با ايجاد اين تحولات

در صدد يک برنامه ريزي منسجم براي مديريت اين زنجيره بر آمدند.

: [ از مهمترين عوامل رويکرد سازمانها به زنجيره تامين را مي توان عواملي چون[ 7,8,10

• بهبود در فرايند توليد و کاهش هزينه ها

• ايجاد يک حس مسئوليت در تامين کنندگان و توزيع کنندگان به عنوان شريانات اصلي سازمان در جهت جلب رضايت

هر چه بهتر مشتريان

• ايجاد يک محيط پويا و پرتغيير و به تبع آن رقابتي شدن بازار

• هماهنگ شدن با تامين کنندگان و توزيع کنندگان جهت پاسخ گويي سريع به نيازها و خواسته هاي مشتريان

نام برد.

3

۱- زنجيره تامين : -۲

زنجيره تامين شبکه اي است از شرکا يا همکاران مستقلي که نه تنها کالا و خدمات مورد نياز شبکه را عرضه مي نمايند ، بلکه

سبب انگيزش تقاضا و تسهيل همزمان قابليتها و منابع کل شبکه و همچنين امکان ارتقاء سطح عملکرد رهبري بازار مي

[ گردند.[ 10

بطور کلي زنجيره تامين ، زنجيره اي است که همه فعاليتهاي مرتبط با جريان کالا و تبديل مواد به محصول ، از مرحله تهيه مواد

اوليه تا مرحله تحويل کالاي نهايي به مصرف کننده را شامل مي شود .

۲- مديريت زنجيره تامين : -۲

مديريت زنجيره تامين در ادبيات خود بصورتهاي مختلفي تعريف شده و بعضي از مهمترين و معتبر ترين اين تعاريف در زير آمده

است .

• در يک زنجيره تامين مديريت شده، سازنده و تامين کنندگانش،خريداران و مشتريان بعبارت ديگر همه اعضاء در سازمان

گسترش يافته ، با هم کار مي کنند تا يک محصول و يا خدمت مشترک را به بازار عرضه کنند که مشتري مايل است

براي آن پول پرداخت کند.اين شرکتهاي همكار ،بصورت يک سازمان گسترش يافته عمل مي کنند و از منابع مشترک

استفاده بهينه کرده تا به مزيتي رقابتي به طور منحصر بفرد دست يابند.نتيجه آن محصول يا خدماتي است با کيفيت بالا ،

[ قابليت دسترسي آسان و هزينه پايين.[ 8

• مديريت زنجيره تامين شامل يکپارچه سازي فرآيندهاي کسب وکار از استفاده کننده نهايي تا تامين کنندگان اوليه مي

[ باشد که محصول ، خدمات و يا اطلاعاتي را مهيا مي کند که براي مشتريان ايجاد ارزش مي کند.[ 5

• مديريت زنجيره تامين بر يکپارچه سازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آنها از طريق بهبود

در روابط زنجيره ، براي دستيابي به مزيت رقابتي قابل اتکا و مستدام مشتمل مي شود.بنابراين مديريت زنجيره تامين

عبارتست از فرآيند يکپارچه سازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آن ، از طريق بهبود و

[ هماهنگ سازي فعاليتها در زنجيره تامين توليد و عرضه محصول.[ 11,12

۳- گام هاي تصميم گيري در مديريت زنجيره تامين : -۲

[ تصميم گيري در مديريت زنجيره تامين داراي ۳ گام اصلي مي باشد كه عبارتند از:[ 7,10

گام ۱- طراحي استراتژي زنجيره تامين : تصيم گيري درباره چگونگي ايجاد يک ساختار منسجم و منطبق با استراتژيهاي

سازمان و همچنين مشخص کردن ترکيبها و فرآيندهايي که در هر مرحله مورد نياز مي باشد .

گام ۲- برنامه ريزي زنجيره تامين : اتخاذ تصميمات و سياستهاي عملياتي در نحوه فعاليتهاي سازمانهاي موجود در

زنجيره بدون ايجاد تغيير در تصميمات استراتژي اتخاذ شده در گام قبل

گام ۳- عمليات زنجيره تامين : تصميم گيري و اتخاذ اقداماتي جهت پاسخگويي هر چه بهتر به سفارشات و نيازهاي

خاص مشتريان که معمولا بصورت روزانه يا هفتگي مورد بررسي و تصميم گيري قرار مي گيرد.

4

۳- موانع و چالشهاي موجود در اتخاذ تصميم مديريت در زنجيره تامين :

مديران و برنامه ريزان سازمان در ايجاد هماهنگي و همسو سازي اعضاي موجود در زنجيره تامين همواره با مشکلات و موانعي

روبرو مي باشند که در صورت شناخت صحيح آنها ، مي توان با اتخاذ تصميمات مناسب و برنامه ريزي هاي هدفمند، بر اين

مشکلات فائق آمد و زنجيره تامين موجود را بعنوان يک مزيت رقابتي منحصر بفرد معرفي و مورد استفاده قرار داد.

يکي از بزرگترين مشکلات در زنجيره تامين ، نبود هماهنگي ميان اعضاي زنجيره مي باشد[ 4]. هماهنگي زنجيره زماني بهبود مي

يابد که کليه اعضاي آن اقداماتي هماهنگ انجام دهند که موجب افزايش سود کلي زنجيره گردد.اين امر در صورت آگاهي اعضا از

عملکرد يکديگر و اقداماتي که جهت بهبود توسط هر عضواتخاذ مي شود ، نايل مي گردد.

بطور مثال در مورد فروشگاههاي زنجيره اي که بعنوان يکي از اصلي ترين اعضاي زنجيره تامين شناخته مي شوند و خود را موظف

به تامين هر چه بهتر نيازهاي خريداران مي دانند ، مديريت زنجيره تامين بعنوان يک عامل اصلي در موفقيت محسوب و سهم

بسزايي در افزايش سهم بازار خرده فروشي فروشگاه دارد . در صورت ايجاد يک نوسان در سفارشات فروشگاه ، زماني که از طرف

خرده فروشان به سمت عمده فروشان و سپس به سمت توليد کنندگان و در نهايت بسمت تامين کنندگان مي رويم ، اين نوسانات

بيشتر شده و باعث ايجاد اثر شلاقي در زنجيره شده و مشکلات بسياري را بر سازمان تحميل مي کند.شكل ۱ اين مفهوم را بطور

مشخص توضيح مي دهد .

: [ از مهمترين موانع موجود در ايجاد هماهنگي در زنجيره تامين بطور عمده مي توان به ۵ مورد اشاره کرد[ 10

۱- موانع مشوق : موانعي که سبب عدم همکاري اعضاء با يکديگر شده و سبب ايجاد تغييرات محسوس و کاهش سود زنجيره

مي گردد که بطور مثال مي توان به برخورد نامناسب سازمان با تامين کنندگان يا توزيع کنندگان اشاره کرد.

۲- موانع پردازش اطلاعات : موانعي که سبب مخدوش شدن اطلاعات در کل زنجيره شده و در نتيجه سازمان در پاسخ به

نيازهاي واقعي مشتريان عاجز و ناتوان مي گردد که بطور مثال مي توان به ارسال اطلاعات نادرست از توزيع کنندگان به

سازمان اشاره کرد.

۳- موانع عملياتي : موانعي که در راستاي انجام سفارشات صورت مي گيرد که بطور مثال مي توان به ، عدم ارسال بموقع

کالا از تامين کننده به سازمان اشاره کرد.

۴- موانع قيمت گذاري : عواملي که سبب نبود يک ثبات قيمت در محصول نهايي مي شودکه اين عوامل مي تواند از درون

سازمان يا از بيرون سازمان به زنجيره اعمال گرددکه بطور مثال مي توان به نبود ثبات در قيمت مواد اوليه وارداتي اشاره کرد.

۵- موانع رفتاري : موانع رفتاري به مسائل درون سازماني بر مي گردد که سازمان با آنها درگير مي باشد.

۴- عملکردهاي مديريتي در برابر موانع وچالشهاي موجود در سر راه زنجيره تامين :

جهت دستيابي به يک مديريت زنجيره تامين اثربخش، ۵ عملکرد تا اندازه اي به سازماندهي و هماهنگي موثرتر کمک مي کنند.

: [ اين عملکردها بطور خلاصه در زير بيان و تشريح گرديده اند[ 7

۱- ساختار شرکاي زنجيره تامين -۴

اين عملکرد در راستاي جلب رضايت مشتريان جهت ايجاد رقابت پذيري سازمان تعيين و بطور موثر بر مطلوبيت زنجيره مي

افزايد و باعث ايجاد يک زنجيره مستحکم و در نتيجه ايجاد هماهنگي در توليد محصولات جديد و افزايش کيفيت و کاهش

هزينه ها مي گردد.

۲- پياده سازي ارتباطات مشارکتي -۴

اين عملکرد توجه به در ميان گذاشتن اطلاعات ميان شرکا در زنجيره را مورد توجه قرار داده و در کل ، اين عملکرد ، ارتباطات

زنجيره تامين را به مشارکت با عوامل خارج از شرکت گسترش مي دهد.

۳- طراحي زنجيره تامين جهت سوددهي استراتژيک -۴

اين عملکرد مديريت را در توجه به ايجاد مشارکت موثر عوامل خارج از سازمان هدايت و راهنمايي کرده و همسو سازي

خواسته هاي اعضاي موجود در زنجيره را جهت افزايش سود آوري استراتژيک مورد توجه قرار مي دهد.

۴- اطلاعات مديريت زنجيره تامين -۴

اين عملکرد استفاده از تکنولوژيهاي نوين را جهت انتقال اطلاعات و اصلاح زنجيره تامين مورد توجه قرار مي دهد.

۵- کاهش هزينه هاي زنجيره تامين -۴

اصلي ترين شاخص در سنجش يک زنجيره تامين در مورد اثر بخشي آن، کاهش هزينه ها مي باشد که يکي از والاترين اهداف

سازمان جهت ايجاد اين زنجيره مي باشد.

6

۵- تفکر استراتژيک:

از مهمترين مفاهيمي که در مقوله تفكر استراتژيك مي گنجد عبارتند از :

[ • استراتژي 1 : تشخيص فرصتهاي اصلي و تمرکز منابع سازمان در جهت تحقق منافع نهفته در آن است .[ 2

• فرصت 2 : فرصتها درون مايه اصلي حرکت هاي استراتژيک هستند و در محيط کسب و کار از نيازهاي پاسخگويي نشده

[ بازار شکل مي گيرند.[ 2,3

[ • مزيت رقابتي 3 : عواملي که سبب ترجيح سازمان بر رقيب توسط مشتري مي شود.[ 3

• برنامه ريزي استراتژيک 1 : برنامه ريزي استراتژيک ايجاد تطابق بين عوامل داخلي و محيطي سازمان است و بدين

[ ترتيب با پيش بيني روند عوامل محيطي ، مناسب ترين جهت گيري براي سازمان مشخص مي شود.[ 2

• تفکر استراتژيک 2 : تعاريف متعددي براي اين مفهوم بيان شده که از مهمترين آنها مي توان به موارد زير اشاره کرد :

[ تفکر استراتژيک طرح ريزي اقدامات بر اساس يادگيري جديد مي باشد[ 4 􀂊

تفکر استراتژيک يک فرايند سنتز ذهني است که از طريق خلاقيت ، دور نمايه يکپارچه اي از کسب و کار را در 􀂊

[ ذهن ايجاد مي کند[ 4

تفکر استراتژيک رويکردي است که چارچوب نگرشي ارزشمندي را مي آفريند و مفاهيم اثر بخشي را عرضه مي 􀂊

[ کند[ 4

۱- مقايسه تفکر استراتژيک و برنامه ريزي استراتژيک : -۵

در يک نگرش تکميلي تفکر استراتژيک يک تصوير بزرگ و يکپارچه از محيط کسب و کار را در ذهن ايجاد مي کند در حاليکه

برنامه ريزي استراتژيک با تمرکز بر جزئيات کار، داده هاي دقيق براي تبيين و پياده سازي استراتژي را فراهم مي سازد.تفکر

استراتژيک جهت گيري مناسب براي سازمان را مشخص مي کند و برنامه ريزي استراتژيک به حرکت سازمان در راستاي مشخص

شده کمک مي کند.

به ميزاني که محيط قابل درک تر و تغييرات آن قابل پيش بيني تر باشد ، مکتب هاي پيش تدبيري و تجويزي 3 (نظير برنامه ريزي

استراتژيک) اثر بخش و کارايي بيشتري را ارائه مي دهند ، ولي با پيچيده تر شدن روابط محيطي و بروز تغييرات جهشي و غير

خطي (مشابه شرايطي که امروزه با آن مواجه هستيم) رويکردهاي ساده و تجويزي اثربخشي خود را از دست داده و به جاي آن بهره

( گيري از رويکردهاي توصيفي 1 (نظير تفکر استراتژيک) توصيه مي شود[ 4] (شکل ۲

1 -Strategy

2 –Opportunity

3 –Competitive Advantage

1 - Strategic Planning

2 –Strategic Thinking

3-Prescriptive School

1-Descriptive School

7

پارادايم توصيفي پارادايم استراتژي پارادايم پيش تدبيري

رويكرد

بصيرت و تفکر استراتژيک برنامه ريزي استراتژيک

محيط پيچيده و غير قابل پيش بيني شرايط محيطي محيط ساده و قابل درک

شکل ۲- مقايسه پاراديم ها و رويكردهاي استراتژي

محيط ايده آل برنامه ريزي استراتژيک يک محيط پايدار ، در تعادل و قابل فهم است ، در حاليکه محيط واقعي امروز هيچ يک از

اين ويژگي ها را ندارد.

تفکر استراتژيک رويکرد مناسب براي خلق استراتژي در محيط کسب و کار امروزي است . اين رويکرد در شرايط رقابتي شديد ،

جائيکه رفتار بازار غير قابل پيش بيني است يک مزيت بي جايگزين بشمار مي رود.

۶- جايگاه تفکر استراتژيک در مديريت زنجيره تامين :

تفکر استراتژيک براي سازمان چشم انداز مي آفريند و به مديران کمک مي کند تا در راستاي اين چشم انداز تصميمات

صحيحي را اتخاذ نمايند.تفکر استراتژيک کمک مي کند تا عوامل متعدد کسب وکار بر مبناي ميزان تاثير گذاري در "خلق ارزش

براي مشتري" رده بندي شده و منابع سازمان صرفا بر روي عوامل اصلي تاثير گذار تمرکز يابد.

شکل گيري الگوي ذهني بر اساس تفکر استراتژيک بصيرت و فهم نسبت به عوامل ارزش آفرين در کسب و کار را زير بناي رفتار و

تصميم گيري مديران قرار داده و سبب افزايش سهم بازار در کسب و کار موجود براي سازمان مي گردد. شکل زير بطور مشخصي

اين روابط را تشريح مي کند .

تصميم گيري

استراتژيک سازمان

جهت کسب سهم

برنامه ريزي استراتژيک در

همسو سازي زنجيره تامين

با چشم انداز سازمان

(CSF) فاکتورهاي کليدي موفقيت

الگوي ذهني (چشم انداز موفقيت

زنجيره تامين)

تفکرات استراتژيک

شکل ۳-جايگاه تفکر استراتژيک در مديريت زنجيره تامين

جهت گيري مديريت زنجيره تامين در

راستاي جلب رضايت مشتريان

8

۱- اهميت بکارگيري تفکر استراتژيک در مديريت زنجيره تامين : -۶

: [ براي تفکر استراتژيک پنچ رکن اصلي را پيشنهاد مي کند[ 4 (Liedtka) ليدکا

۱- دورنمايي از سيستم 1

۲- تمرکز بر هدف و خواسته ها 2

۳- فرصت جويي هوشمندانه 3

۴- پيشروي با فرضيه براي تعامل و مقابله با محيط 4

۵- تفکر براي استمرار در زمان

اين ارکان اصلي را مي توان در مديريت زنجيره تامين به صورت زير وارد و بيان کرد و با بررسي اين موارد در مديريت زنجيره تامين

به اهميت بکارگيري تفکر استراتژيک در اين بحث پرداخت.

• اولين رکن در الگوي ليدکا دورنمايي از سيستم مي باشد.در يک مديريت زنجيره تامين بايد همواره الگوي کاملي از

عوامل خلق ارزش- از ابتدا تا انتهاي زنجيره - را در ذهن مورد بررسي قرار داد.در اين الگو شايستگي هاي کليدي

زنجيره ، فرصتها و تهديدها و رابطه بين اين عوامل به درستي ترسيم شده و مفهوم يکپارچگي در زنجيره تداعي مي

گردد.

• دومين رکن در الگوي ليدکا تمرکز بر هدف و خواسته ها مي باشد.اين رکن،تمرکز منابع اعضاي موجود در زنجيره را

در راستاي دستيابي به هدف توصيه مي كند.اين منابع شامل امکانات فيزيکي اعضاء و توانمنديهاي تکنولوژيکي هستند

كه جهت دستيابي همه اعضاء آنرا مدنظر قرار مي دهند.

• سومين رکن در الگوي ليدکا فرصت جويي هوشمندانه مي باشد.اين رکن توجه به بدنه زنجيره و ظرفيتهاي خلاقيت

نهفته در آنرا امري کارساز بشمار آورده و توجه به محيط پيرامون و استقبال از ايده هاي جديد و کشف فرصتهاي

نوظهور را امري مهم تلقي مي کند.

• چهارمين رکن در الگوي ليدکا پيشروي با فرضيه مي باشد.اين رکن به روش علمي "فرض و آزمون فرض" تکيه کرده و

ايجاد فرضيه هاي جديد و مدبرانه را جهت مقابله با محيط پيرامون و تعامل با تحولات محيطي را مورد ارزيابي قرار مي

دهد.

• آخرين رکن الگوي ليدکا تفکر براي استمرار در زمان مي باشد.در اين ديدگاه زنجيره بعنوان يک سازمان واحد تلقي

گرديده که صرفا در زمان حال زندگي نمي کند و تفکر اينکه موفقيت هاي امروز زنجيره حاصل توانمنديهاي ديروز

زنجيره بوده و براي موفقيت در آينده نيز بايد امروز پايه گذاري گردد، مورد نظر مي باشد.

۷- پياده سازي تفکر استراتژيک در مديريت زنجيره تامين :

در رويکرد استراتژي اثر بخش، ماهيت کار ، تکوين استراتژي است(و نه برنامه ريزي استراتژيک) ، جلو برنده کار، تفکر

[ استراتژيک است(و نه فرايند برنامه ريزي) و حاصل کار مزيتهاي رقابتي است.[ 3

1 –System Perspective

2 –Intent Focus

3 –Intelligent Opportunism

4 –Hypothesis Driven

9

رويکرد تفکر استراتژيک براي هر شرايط خاصي گزينه اي مناسب ارائه مي کند و هزينه ايجاد گزينه هاي استفاده نشده نيز بعنوان

هزينه بيمه سازمان در مقابل شرايط غيرقابل پيش بيني توجيه پذير گرديده و قدرت مانور در مديريت زنجيره تامين را افزايش داده

و آنرا از بن بست شرايط دشوار و غير قابل پيش بيني رهايي بخشيده و سبب ايجاد يک مزيت رقابتي منحصر بفرد گرديده و در

صورت عدم آمادگي رقبا براي واکنش مناسب در مقابل اين مزيت ، سبب ايجاد يک وضعيت دشوار براي آنها مي گردد.

تفکر استراتژيک بر "يادگيري" به عنوان روش موثر در توسعه فهم و بصيرت نسبت به مشتري و بازار تاکيد کرده و با پياده سازي آن

در زنجيره تامين ، تغييرات محيطي ديگر سبب ايجاد ناهماهنگي در زنجيره نگرديده و زنجيره همسو با محيط در جهت جلب

رضايت مشتريان خود گرديده و از اين رو به يک زنجيره کارا تبديل مي گردد.

شکل ۴ فرايند کلي اين حالت را بيان مي کند .

شکل ۴- پياده سازي تفکر استراتژيک در زنجيره تامين

از نقطه نظرات پيشنهادات آتي در زمينه نحوه بکارگيري تفکر استراتژيکي در مديريت زنجيره تامين ، مي توان از سه پيشنهاد زير

براي تفکر استراتژيک جهت افزايش قدرت پاسخگويي زنجيره به نيازهاي مشتري بهره برد.اين پيشنهادات درک عميق تري از قواعد

کسب و کار را فراهم کرده و نيازهاي نهفته مشتريان را آشکار و سازمان را درخلق ارزش بيشتر براي مشتري توانمند مي سازد.

پيشنهاد اول : همه اعضاء را ترقيب به يادگيري از محيط قبل از اطلاع گيري كرده و بعد از كسب نتيجه كامل در مورد اطلاعات

كسب شده، بهترين گزينه ها را در زنجيره پياده سازي كنيم.

پيشنهاد دوم : بيش از پاسخگويي به نيازهاي کشف شده در بازار و مشتريان به دنبال کشف نيازهاي پاسخگويي نشده براي

مشتريان، بوده و اعضاي زنجيره در شناخت اين نيازها به تشکيل تيمهاي تحقيق بپردازند.

پيشنهاد سوم : بيش از اهداف مياني ، چشم به اهداف نهايي با ايجاد يک راه ميان بر به جاي افزايش سرعت باشيم.به عبارتي

ديگر همواره کوتاهترين راه جهت رسيدن به اهداف عالي را انتخاب و از اهداف مياني تنها بعنوان ابزاري براي رسيدن به اين اهداف

غايي استفاده کنيم.

نتيجه گيري :

با توجه به ايجاد تغييرات روز افزون در محيط کسب وکار و غير قابل پيش بيني بودن تغييرات آينده سبب شده که سازمانها

ديگر نتوانند صرفْا از برنامه ريزي استراتژيک جهت مواجهه با اين تغييرات استفاده کنند و از تفکر استراتژيک به عنوان يک بصيرت

و فهم در اثر بخشي براي کسب و کار خود بعنوان مكمل استفاده کنند.

اعمال تفکر استراتژيک موثر در زنجيره علاوه بر برقراري ارتباط سريع ما بين شرکت با تامين کنندگان و توزيع کنندگان باعث

کاهش هزينه هاي زنجيره و در نهايت پايين آمدن قيمت محصولات و خدمات نهائي جهت ارائه آن به مشتريان شده و همچنين

گستره بازار و افزايش سهم آنرا سبب مي گردد.

با پايه ريزي يک تفکر استراتژيک مبتني بر قواعد حاکم بر بازار و پيش بيني تغييرات و تحولات در آينده ، سازمانها ترقيب به

انتخاب يک استراتژي مناسب با توجه به توانائيها و فاکتورهاي کليدي موفقيت خود شده و همواره خود را تشويق در جهت کسب

موفقيت زنجيره

تامين

اتخاذ تصميمات

استراتژيک

ديدگاه کلي تفکر استراتژيک

10

سهم بيشتري از بازار کرده و اين عوامل سبب تعيين يک جهت گيري هدفمند براي سازمان در مديريت زنجيره تامين گرديده که

همواره اين زنجيره را که همانا هدف اصلي خود را جلب رضايت مشتريان مي داند ياري مي رسانند.

در شرايطي که عوامل مزيت ساز رقابتي سريعا در تحول است تنها مزيت رقابتي پايدار ، فهم و تفکر استراتژيک نسبت به تشخيص

مستمر اين عوامل است که مديريت زنجيره تامين را در راستاي اهداف بنيادين خود سوق داده و سبب ايجاد يک استحکام پايدار در

زنجيره ميان اعضاء با پاسخگويي سريع به تحولات بازار گرديده است.

مراجع :

1] برادران کاظم زاده، رضا ،مطلبي ، مهدي ، سيستمهاي اطلاعات زنجيره تامين ، ۳کنفرانس بين المللي مهندسي صنايع ، دانشگاه امير ]

۱۳۸۳ ,۱۳۹- کبير، صفحه ۱۲۹

2] علي احمدي ،عليرضا ، فتح ا...، مهدي ، تاج الدين،ايرج، نگرشي جامع بر مديريت استراتژيک ، چاپ اول ، نشر توليد دانش, ۱۳۸۳ ]

3] غفاريان ، وفا ، کياني ، غلامرضا، استراتژي اثر بخش ، چاپ اول، نشر فرا , ۱۳۸۳ ]

4] غفاريان ، وفا ، کياني ، غلامرضا ، ۵ فرمان براي تفکر استراتژيک ، چاپ اول، نشر فرا, ۱۳۸۴ ]

[5] Alvarado, Y.U, Kotzab, H, Supply Chain Management, the Integration of Logistics and Marketing, Industrial

Marketing Management, No 3, (PP 183-198 ،2001

[6] A.Mollenlcopf , Diana ,g.Closs, David, A Global Supply Chain Frame Work ,Journal of Industrial Marketing

Management , No 33,( PP 37-44), 2004

[7] Hand field, R.B., Nichols, E.L.JR, 1999, Introduction to Supply Chain Management, New Jersey, Prentice Hall

[8] Kuglin, J, 1998, Customer Centered Supply Chain Management, Prentice Hall

[9] Lummus R.,J.Vokurca .R, Defining Supply Chain Management , A Historical Perspective and Practical

Guidelines , Industrial Management and Data Systems , No 1 , (PP 11-17) , 1999

[10] Sunil Chopra & Peter Meindl, 2001, Supply Chain Management, Strategy, Planning and Operation, Prentice

Hall